علیرضا بوالى
فصل اول
چند روزى از فصل اول کابینه نهم مىگذرد و تصور دولت جدید به تدریج در ذهن مردم شکل مىگیرد، سیاسىها از هر دو جناح انتقاداتى را مطرح مىکنند.
اصلاحطلبان کمکم چشمان خود را از خواب دوران نقاهت باز مىکنند و به رسم همان نسبت قدیمى اولین چیزى که مىبینند ناکارآمدى رقیبى است که از آن شکست خوردهاند و تلاش براى بزرگتر کردن و نشان دادن آن و این میان روى خیلى از مسایل حساب ویژهاى باز کردهاند.
آنها معتقدند اختلاف اصولگرایان و دولت خصوصاً تقابل مجلس و دولت جدى است و نباید از آن به سادگى گذشت، وزیر نفت براى اولین بار در تاریخ پارلمانى ایران براى بار چهارم معرفى شده است و نمایندگان سرشناس مجلس کمتر روزى پیدا مىشود که عملکرد دولت را از زیر تیغ تیز انتقاد خود نگذرانند.
گروههاى اصولگرا از این که از طرف رییسجمهور مشورتى با آنها نمىشود گلایه دارند و این اختلافات با این که در دولت قبلى سعى در سرپوش گذاشتن روى آنها شد ولى بالاخره از جایى سرباز کرد و اصلاحات را از پاى درآورد و جبهه راست نیز با این اختلافات و انتقادات زود هنگام سرنوشتى جز این نخواهد داشت.
اصولگرایان اما مىگویند ما دلسوزانه منتقد برخى رفتارهاى نادرست دولت شدیم و حقیقت این انتقادات حمایت از دولت است، «حمایتى تلخ» که دولت را مجبور به اصلاح حرکت خود خواهد کرد.
رییسجمهور و اعضاى کابینه اش با این که تاکنون به صراحت پاسخى به این انتقادات همفکران خود در مجلس ندادهاند و به زعم برخى نمایندگان برخوردى محترمانه و قابل تمجید در پیش گرفتهاند، اما طرفداران آنها خصوصاً در سایتهاى اینترنتى مىگویند که وحدت بین اصولگرایان چیز خوبى است ولى نباید همه چیز را فداى وحدت کرد و این که چه نوع حمایتى است که تاکنون هفت معتمد رییسجمهورى براى وزارتخانهها را از ورود به دولت منع کردهاند، «آقایان» اگر در شهردارى تهران مسوول تایید صلاحیت بودند بسیارى از مدیران موفق احمدىنژاد را صرفاً به خاطر نداشتن سابقه مدیریت در شهردارى راى عدم اعتماد مىدادند.
انتقادات و اعتراضات به رییسجمهور تنها محدود به وزراى کابینه نمىشود، صحبتهاى احمدىنژاد درباره صهیونیزم باعث واکنش غیرمنتظره و هماهنگ سران کشورهاى غربى، روسیه و حتى سازمان ملل شد.
این واکنش در داخل نیز طرفدارانى داشت، با این که تقریباً تمامى اصولگرایان پشت مواضع رییسجمهور ایستادند و از او حمایت کردند اما در میان اصلاحطلبان کسانى بودند که گفتند زمان اینگونه حرف زدن به سرآمده و رییسجمهور بهتر است نطقهاى خود را کنترل کند.
نمایندگان مطبوعاتى آنها واکنشهاى بینالمللى را همراه با مصاحبهها و تحلیلهاى داخلى پوشش گستردهاى مىدادند که اکثر آنها پیرامون منزوى شدن ایران در همان آغاز به کار دولت جدید بود و هشدار مىدادند که «این تازه اول کار است».
در حوزه اقتصادى وضعیت نامناسب بورس به مهمترین چالش دولت تبدیل شد. افت روز به روز شاخصهاى بورس که از یک سال پیش شروع شد همزمان با شروع دولت جدید به اوج رسید تا آن جا که گفته شد سرمایهداران سرمایههاى خود را به سمت تالارهاى بورس امارات سوق دادهاند و روزنامههاى اقتصادى نیز که اکثراً در دست منتقدان دولت است با ترویج خبرهاى مثبت بورس امارات و همچنین گزارشها و مصاحبههاى منفى درباره بورس ایران به این فضا دامن مىزدند.
دولت اما چند هفتهاى مىشود که به تعبیر دبیر کل سروسامانى به بورس داده و حداقل این که به گفته وزیر اقتصاد دیگر بورس به عنوان یک بحران مطرح نیست. در این چند هفته البته اتفاقات دیگرى هم افتاده است. در ماجراى هستهاى نشست آخر شوراى حکام بنابر نظر پیگیران مساله هستهاى اولین نشستى بود که در طى این دو ـ سه سال مىشود از موفقیت ایران دم زد.
موفقیتى که در آن نه از عقبنشینى خبرى بود نه از تهدیدهاى جدید غرب و این براى دولتى که آن را حتى باعث حمله نظامى به ایران و یا لااقل منزوى شدن ایران در عرصه بینالمللى مىدانستند مساله کوچکى نیست.
در مسایل داخلى سفرهاى احمدىنژاد همراه کابینهاش به دو استان محروم و خبرهاى خوبى که از آن دو استان به گوش مىرسید حتى با وجود ابهامات و سوالهاى مخالفان باعث پذیرش این نکته در افکار عمومى شد که ارادهاى قوى و صادقانه در دولت وجود دارد که مىخواهد شعارهاى عدالتخواهانه را به عمل تبدیل کند.
و اینها همه نگاهى اجمالى بود به اتفاقاتى که باعث شناخت بیشتر مردم از انتخابشان و احزاب سیاسى از انتخاب مردم خواهد شد، چنانچه یکى از آگاهان سیاسى گفته است: سه ماه گذشته براى دولت جدید دوران گذار بوده براى استقرار کامل و احمدىنژاد و کابینهاش در این مدت نشان دادهاند با این که سخت خواهد بود ولى خواهند توانست گلیم دولت را از آب در بیاورند.