بالاخره شبح جنگ ویتنام بر فراز آسمان عراق نمودار شد و خاطره تلخ شکست ذلتبار سربازان آمریکایی در سال 1975 در برابر انقلابیون و یتکونگ ویتنامی بار دیگر تکرار شد. آمار سرسامآور تلفات سربازان آمریکایی در عراق و اعترافات رسمی و غیررسمی مقامات آمریکایی در راس آنها بوش به گسترش دایری خسارتهای آمریکا در این کشور همه و همه ذهنها را متوجه یک واقعه تاریخی در گذشته میکند. گویا همه از جمله بوش به این واقعیت رسیدهاندکه اگر نیروهای آمریکایی به سرعت از عراق خارج نشوند باید تاریخ بار دیگر شکست تلخ آمریکا در ویتنام را به ثبت رساند اما این بار در عراق.
به گزارش ایسنا موسی ابوعید، تحلیلگر روزنامه البیان با ارایه تحلیلی تحت عنوان شبح ویتنام در عراق مینویسد: «مطمئنا اگر خسارتهای گسترده آمریکا در عراق نبود و اگر آمار سرسامآور تلفات جانی سربازان آمریکایی سیر صعودی را به خود نمیگرفت، بوش هرگز حاضر نمیشد که روزی به این واقعیت اعتراف کند که جنگ عراق بیشباهت به جنگ ویتنام نیست. هر چند بوش طبق معمول همیشه در سخنرانیهای خود سعی کرده است که غرور و اعتماد به نفس کاذب خود را حفظ کند اما در سخنرانیهای اخیر خود نتوانسته است این تصویر دروغین را نیز برای خود حفظ کند و نگرانی و ترس در تک تک کلمات و چهره وی هویدا بود. تنها در ماه اکتبر براساس آمارگیریهای انجام شده بیش از 100 سرباز آمریکایی در عراق کشته شدهاند و این آمار در کنار آمار کلی تلفات سربازان آمریکایی که از آغاز ماه مارس 2003 تا اکتبر 2006 به 2811 تن و هزاران تن زخمی رسیده است دولت آمریکا را بر آن داشت که به فکر چارهای برای عدم تکرار فاجعه دوباره ویتنام برای آمریکا باشد.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «افزایش سرسامآور تلفات نیروهای آمریکایی در عراق در حالی انجام میگیرد که کمتر از 10 روز به آغاز انتخابات کنگره آمریکا مانده است انتخاباتی که براساس نظرسنجیهای انجام شده احتمال پیروزی دموکراتها در آن بسیار بالا است. حال با توجه به شکست احتمالی جمهوری خواهان در انتخابات آینده کنگره آمریکا و با توجه به کاهش شدید محبوبیت بوش و بالاخره با توجه به افزایش فشارهای مردم آمریکا برای عقبنشینی نیروهای آمریکایی از عراق دولت بوش در چه وضعیتی قرار گرفته است؟ مطمئنا وضعیت این دولت هر چه که هست وضعیتی نیست که در مسند مطلق قدرت باشد.
سیاستگذاریهای ناشیانه بوش در جنگ افغانستان و عراق و از آن سو عملکرد دو جانبه این دولت در جنگ لبنان و حل قضیه فلسطین و نیز اقدامات ضعیف کاخ سفید در زمینه دو بحران دارفور و سومالی همه و همه جایگاه نظامی، اخلاقی و قدرتی دولت آمریکا در جهان را تضعیف کرده است.»
ابوعید مینویسد: «اعترافات رسمی بسیاری از مهندسان اصلی جنگ عراق چون دونالد رامسفلد نسبت به بحرانهای جاری در عراق عمق فاجعه در این کشور را نشان میدهد. رامسفلد اخیرا با اشاره به اوضاع جاری در عراق اظهار داشته است که این اوضاع تنها پیامدهای نظامی برای دولت آمریکا به دنبال ندارد بلکه پیامدهای سیاسی و اجتماعی را نیز به دنبال خواهد داشت. برای تبیین بحران واقعی که در حال حاضر دولت بوش در آن دست و پا میزند همین بس است که به سفر جیمز بیکر به عراق اشاره کنیم.
بوش برای فراهم کردن بستر لازم جهت مطرح کردن موضوع خروج سریع نیروهای آمریکایی از عراق وزیر امور خارجه سابق آمریکا یعنی بیکر را به عنوان نماینده خود راهی عراق کرد بلکه به راه حلی میانه و مناسب جهت محقق ساختن این امر دست یابد.»
تحلیلگر روزنامه البیان مینویسد: «برای درک این واقعیت که تمامی سیاستگذاریهای دولت بوش در عراق شکست خورده است لزومی به ارزیابیهای دقیق و آمارگیری و نظرسنجی نیست. کافی است بسیاری از وقایع جاری را در کنار هم گذاریم تا به این واقعیت ملموس دست یابیم. مثلا اعتراف غیررسمی بوش به وجود شباهتهایی میان جنگ ویتنام با عراق یا اینکه اظهارات اخیر بوش مبنی بر آنکه درصدد انجام تغییرات تاکتیکی در عراق هستیم با فشارهای اخیر دولت بوش به دولت نوریالمالکی برای عهدهدار شدن امور امنیتی عراق و کسب موفقیتهای مشترکی در این زمینه با همکاریهای نیروهای آمریکایی همه و همه بیانگر تصمیم آمریکا برای خروج سریع از عراق است.
در حال حاضر دولت آمریکا در برابر چندین گزینه در زمینه بحران عراق قرار گرفته است.»
ابوعید در ادامه میآورد: «گزینه اول آن است که آمریکا وضعیت نیروهای خود را همان طوری که هست تا آغاز سال 2009 در عراق نگه دارد، گزینه دوم افزایش عملیات نظامی در عراق و اعزام نیروهای جدید به این کشور است، گزینه سوم عقبنشینی فوری از عراق است، اما گزینه چهارم که از چشم بسیاری دور افتاده است آن است که آمریکا مجبور به عقبنشینی از عراق شود. این کار تنها توسط جریان مقاومت مردمی در عراق و افزایش تلفات و خسارتهای انسانی و نظامی آمریکا در این کشور انجام خواهد گرفت. اکثر تحلیلگران احتمال گزینه چهارم را در حساب و کتابهای خود وارد نکردهاند اما اخیرا با توجه به بسیاری از واقعیتهای جاری در عراق و کل منطقه مشخص شده است که دولت آمریکا در گریز از تحقق گزینه چهارم است. گزینه چهارم یعنی شکست آمریکا و خروج این کشور به زور فشار جریان مقاومت مردمی عراق، که این امر در حال محقق شده است.»
تحلیلگر البیان مینویسد: «در آخرین نظرسنجی که توسط دانشگاه مریلند آمریکا در عراق انجام شد مشخص شده است که 70 درصد از مردم عراق عقبنشینی زود هنگام و سریع نیروهای آمریکایی از کشور خود را تایید میکنند و 78 درصد از مردم عراق معتقد بودند که مسوول اصلی تمامی خشونتها و فعالیت های تروریستی در عراق آمریکاست. نتایج این نظرسنجی نشان میدهد که پس از سه سال و نیم از آغاز جنگ عراق بسیاری از حقایق برای مردم این کشور آشکار شد و ادعاها و دروغهای آمریکا در زمینه برقراری دموکراسی و مبارزه با تروریسم برای ملت عراق کاملاً کشف شده است و دیگر دولت آمریکا نمیتواند با استفاده از این سیاست به حاکمیت خود بر عراق ادامه دهد. سالها پیش زمانی که نیروهای آمریکا وارد منطقه یا کشوری میشدند و آن منطقه را به اشغال نظامی خود در میآوردند هیچ کسی به خود جرات نمیداد که درباره پایان حاکمیت آمریکا در آن کشور یا منطقه سخن براند اما امروز وضعیت بسیار متفاوت شده است، امروز دیگر آمریکا از این قدرت برتر برخوردار نیست.»
در پایان این تحلیل آمده است: «تک روی آمریکا در بسیاری از سیاستگذاریهایش منجر به آن شده است که حاکمیت و قدرت این کشور در بسیاری از نقاط جهان محدود و محصور شود به طوری که میبینیم وجود نیروهای آمریکایی در افغانستان و نیز فعالیت آنها با توجه به گسترش فعالیتهای طالبان بسیار محدود شده است. از آن سو کره شمالی به رغم تمامی تهدیدهای آمریکا جدیدترین آزمایش هستهای خود را انجام داده است، اروپا نیز سر مخالفت با آمریکا در بسیاری از قضایای بینالمللی را باز کرده است. واقعیت آن است که جهان از حالت تک قطبی بودن به سوی چند قطبی شدن در حال حرکت است که قدرتهای بسیاری چون روسیه، چین یا فرانسه با تشکیل محورهای شراکتی جدید در آینده نه چندان دور قطب مقابل آمریکا را تشکیل خواهند داد.»