تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۶  ، 
کد خبر : ۴۸۸۲۱

فرصت طلایی


 بهراد فرهمند
شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان دوره‌ای کنگره در آمریکا بیانگر آن است که سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه و تهاجمی حاکم بر کاخ سفید دیگر برنامه مورد تایید مردم آمریکا نمی باشد. از زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003 تاکنون دولت ایالات متحده به این واقعیت رسیده است که تمام استراتژی‌های مورد نظرش در مورد تحولات خاورمیانه با چالش‌های متعددی روبرو شده است.
ایالات متحده به دنبال آن بود که از حادثه 11 سپتامبر بهانه‌ای بسازد تا با از میان برداشتن دشمنان خود در منطقه خاورمیانه به ویژه دشمن اصلی یعنی دولت جمهوری اسلامی ایران هژمونی خود را بر جهان از راه خاورمیانه بزرگ پایدار گرداند. اما هرگز فکر نمی‌کرد که سقوط شبه دولت طالبان و رژیم دیکتاتوری صدام موجب ارتقای جایگاه منطقه‌ای ایران شود و از این کشور یک بازیگر موثر و درجه یک منطقه‌ای بوجود آورد.
به قول «پاسکال شنبو» مدیر مرکز مطالعات دیپلماتیک پاریس «درست است که آمریکایی‌ها ایرانی‌ها را از بدترین دشمنانشان یعنی صدام حسین خلاص کردند ولی به هیچ‌وجه نمی‌خواستند یک حکومت طرفدار ایران در عراق بر سر کار آورند.»
اما واقعیت امر این است که محصول پیاده‌سازی دموکراسی در سرزمین رافدین چندان به نفع آمریکا ببار ننشسته است. چنانچه شاهد بودیم در انتخابات پارلمانی عراق اکثریت کرسی‌های این مجلس به دست نیروهای عضو اتئلاف یکپارچه عراق که اکثریت قاطع آن شیعیان می‌باشند و تحت رهبری آیت‌الله سیستانی قرار دارد افتاده و این چندان برای آمریکا نمی‌توانست خشنودکننده باشد چرا که موجب ارتقای جایگاه شیعیان شده و وزن ایران را در منطقه افزایش بخشیده است.
جنگ با تروریسم و ناامنی برای آمریکا به کابوس تبدیل شده است و هر روز بر مقدار وحشت آن افزوده می‌شود. خطر جنگ‌های مذهبی و قومی هر روز سایه شوم خود را بر عراق بیش از پیش می‌گستراند و امکان تجزیه شدن این کشور را محتمل‌تر می‌کند. کمیته «بیکرلی همیلتون» که مامور بررسی وضعیت عراق می‌باشد در گزارش اخیر خود به احتمال تجزیه عراق اشاره کرده است، اما بر عکس‌العمل‌های شدید در آمریکا مواجه شده است؛ عکس‌العمل‌‌هایی که به تشکیل اجلاس «کمیته ریاستی جنگ» متحیر گردید. در این جلسه،‌ به ارزیابی گزارش و توصیه‌های کمیته «بیکرلی همیلتون» پرداخته شده است. از جمله توصیه‌های گزارش مزبور ضرورت مذاکره و جلب همکاری ایران و سوریه می‌باشد و حتی مذاکره با حزب منحله بعث عراق مطرح شده است.
آنچه مسلم است کشورهای همسایه عراق نیز نمی‌توانند از تحولات عراق بی‌تاثیر بمانند؛ فروپاشی در عراق می‌تواند تمامیت ارضی همسایگان این کشور را با خطر جدی مواجه نماید.
همسایگان باید با درک آنکه دارای تاثیرات معنوی، تاریخی و اجتماعی و سیاسی در عراق‌اند و از آن نیز متقابلا تاثیر می‌پذیرند نقش مثبتی را در حل بحران این کشور ایفا نمایند.
سفر اخیر وزیر امورخارجه سوریه به بغداد و همچنین پیشنهاد برگزاری کنفرانس سه جانبه سران میان تهران، ‌بغداد و دمشق توسط ایران می‌تواند سرآغاز حرکتی مثبت و تاثیرگذار بر امنیت منطقه باشد.
امروز آمریکا و انگلستان دو نیروی اصلی اشغالگر به نقش تاثیرگذار ایران و سوریه در حل بحران عراق اذعان دارند و از آن استقبال می‌کنند. این استقبال از روی استیصال است چرا که به قول «ریچارد هاس» رئیس شورای روابط خارجی آمریکا و مشاور سابق بوش، «عصر آمریکا رو به پایان است و اشغال عراق توسط آمریکا و روش‌هایی که آمریکایی‌ها در اداره بحران‌ها در عراق به کار برده‌اند علت اصلی پایان عصر آمریکاست». امروز آمریکا بیش از هر زمانی نیازمند رهایی از معضل خود ساخته در عراق می‌باشد و به این امر واقف شده است که تنها راه نجات، یاری جستن از کشورهای همسایه عراق به ویژه ایران و سوریه است.
فرصت پیش آمده را باید به بهترین صورت ممکن مدیریت کرده و از آن بهره‌برداری نمود. دولت آمریکا هرگز قابل اعتماد نمی‌باشد. بنابراین در یاری رساندن او برای نجات از این منجلاب خود ساخته نباید با قیمتی بسیار ارزان معامله کرد فراموش نکنیم ماجرای گروگانگیری در لبنان و سقوط دولت طالبان ما به ازای چندانی نداشت. پس فرصت طلایی امروز را ارزان نفروشیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات