21 مهر ماه مصادف با سالروز تقدیم لایحه کاپیتولاسیون از طرف دولت منصور به مجلس شورای ملی است. سرانجام این لایحه را از نظر میگذرانیم.
کاپیتولاسیون عبارت است از واگذاری حق قضاوت و مجازات اتباع بیگانه به یک دولت بیگانه کاپیتولاسیون نوعی سلطه کشور بیگانه بر کشور میزبان است؛ زیرا حق قضاوت و مجازات که بخشی از حق حاکمیت یک کشور است، به دولتی بیگانه واگذار میشود. رژیم کاپیتولاسیون در ایران طبق معاهده ترکمانچای در سال 1208 ش به ایران تحمیل شد. طبق فصل هفتم و هشتم این معاهده رسیدگی به دعاوی حقوقی و جزایی اتباع روسیه به سفیر یا قنسول روس واگذار شد و در صورتی که اتباع روس از یک ایرانی شکایتی رادر دادگاههای ایران طرح میکردند، قضاوت، محاکمه و صدور حکم باید در حضور مترجم سفارت یا قنسولگری صورت میگرفت. پس از آن بسیاری از کشورهای بیگانه طبق قرارداد کاملهالوداد از مزایایی که دولت ایران به روسیه واگذار کرده بود، از کاپیتولاسیون برخوردار شدند. پس از سرنگونی دولت تزار و تشکیل اتحاد جماهیر شوروی، طبق معاهدهای که رژیم جدید انقلابی شوروی در 14 دسامبر 1921 1300ش با ایران منعقد کرد، کلیه معاهدات و مقاولات قراردادهایی را که دولت تزاری روسیه با ایران منعقد نموده و حقو ملت ایران را تضییع مینمود ملغی و از درجه اعتبار ساقط شده اعلام نمود. با این قرارداد رژیم کاپیتولاسیون در ایران به طور قانونی لغو شد و دولت ایران هفت سال بعد لغو کاپیتولاسیون را رسماً اعلام کرد.
آمریکا و اعزام مستشاران نظامی: دو عامل بزرگ موجب ورود خیل مستشاران نظامی به ایران شد. عامل اول، بحران مشروعیتی بود که شاه همواره از ابتدای به قدرت رسیدن آن را احساس میکرد. وی برای جبران عدم مشروعیت در صدد ایجاد ارتشی قدرتمند و وابسته به شخص خود بود. از همان آغاز سلطنت توجه کامل خویش را معطوف به ارتش کرده بود. وی در گفتگوهایش با بولارد سفیر انگلیس در ایران اغلب از نیاز به تجدید سازمان سریع ارتش برای حفظ امنیت کشور سخن میگفت، عامل دیگر، رقابت سیاسی آمریکا با سایر قدرتها. خصوصاً پس از شروع جنگ سرد بود که موجب شد تا با خواست شاه، مستشاری آمریکایی در ارتش ایران با سرعت توسعه یابد. همزمان با ورود هیأت مستشاری اقتصادی میلسپو، یک هیأت مستشاری نظامی آمریکایی برای اصلاح سازمان ارتش و ژاندارمری وارد ایران شد. مستشاران ارتش به ریاست ژنرال والتر ریدلی و مستشاران ژاندارمری به ریاست سرهنگ نورمن شوارسکف در مهر 1321 وارد تهران شدند. دولت قوام در مهر 1326 موافقتنامهای را با طرف آمریکایی به امضا رساند که استخدام مستشاران نظامی را در انحصار دولت آمریکا قرار میداد. این توافقنامه به شدت مورد اعتراض دولت روسیه قرار گرفت. دولت حکیمی این موافقتنامه را سال بعد تمدید نمود و بر نفوذ آمریکاییان در نیروهای نظام افزود. بعد از آن گروه مستشاران نظامی بزرگی به نام Armish به ایران آمدند که تا پیروزی انقلاب اسلامی در نیروهای سهگانه ارتش مشغول بودند.
به دنبال تشدید جنگ سرد، آمریکاییان در صدد کمک بیشتری به رژیم شاه برآمدند تا به عنوان پایگاهی در مقابل نفوذ کمونیسم مانع توسعه شوروی شوند؛ از این جهت ثبات رژیم شاه برای آمریکاییان در اولویت قرار گرفت. جان وایلی سفیر ایالاتمتحده آمریکا در ایران 29 .1327 به وزارت امور خارجه آمریکا نوشت: ایران نیازمند ارتشی است که بتواند نظم داخلی را در کشور برقرار نگاه دارد، ارتشی که هرگونه شورشی را از هر کجا و از هرکس که انجام گرفته و یا تشویق شده باشد سرکوب نماید. به دنبال این سیاست دفتر اصل 4 ترومن در ایران تأسیس شد و به تقویت و سازماندهی ارتش پرداخت. در زمان آیزنهاور بخشی از استراتژی دولت وی تقویت نیروهای ضدشوروی بود؛ لذا به آموزش و تجهیز نیروهای شبهنظامی ایران مبادرت ورزید. مستشاران آمریکایی به آموزش ژاندارمری برای حفظ نظم در مناطق روستایی و آموزش شهربانی و اطلاعات برای حفظ امنیت شهرها پرداختند. این سه سازمان تقویت شدند تا به عنوان ابزار سرکوب شاه مسئول ثبات ایران باشند. دولت آمریکا پس از کودتای 28 مرداد به آمریکایی کردن ایران سرعت بخشید.
در این راستا ایران را وادار کرد تا در پیمان سنتو عضو شود. پس از آن آمریکا یک دانشکده افسری مطابق الگوی وست پوینت ایجاد کرد ... درجهداران تکنسین، مکانیکهای هواپیمایی، متخصصهای بیسیم و خدمه مدرنترین سلاحها، همه به آمریکا اعزام میشدند، به علاوه آمریکاییان در راستای سیاست محدودسازی نفوذ شوروی بین سالهای 1326 تا 1330 مجموعاً 175 میلیون دلار به ارتش ایران کمک نظامی کردند. هدف آمریکاییان این بود که ارتش 150 هزار نفره ایران را به یک ارتش 500 هزار نفره افزایش دهند تا قابلیت شرکت در پیمان نظامی سنتو را داشته باشد. آمریکایی شدن سیستم نظامی ایران، نیاز ارتش را به مستشاران نظامی روز به روز افزایش میداد. بعد از آیزنهاور، کندی نیز همان استراتژی مهار نفوذ را با روشهایی نوین و با شدت بیشتر ادامه داد. طرح اتحاد برای پیشرفت کندی حاوی دو اقدام برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم در کشورهای جهان سوم بود: اصلاحات و در صورت ناموفق بودن آن سرکوبی. سرکوبی نیازمند تأسیس یک نیروی نظامی ضدشورش بود. برای آمریکای لاتین و نیز سایر کشورهای جهان سوم وسیله دولت کندی برای سرکوبی کمونیستها، نیروی نظامی نوینی به نام نیروی ضدشورش بود. این نیرو که هم ردیف کلاهسبزهای آمریکا بود، در ایران کلاهقرمزها نامیده شد. برای آموزش و تربیت کلاه قرمزها تعداد زیادی از درجهداران ارتش آمریکا به ایران آمدند. گسترش روزافزون مستشاران آمریکایی آن هم در حد گروهبان، منجر به افزایش جرم و جنایت نیروهای آمریکایی در ایران شد.
لایحه مصونیت مستشاران نظامی آمریکا: با بدرفتاری نیروهای آمریکایی نسبت به نظامیان و مردم ایران، روز به روز تنفر مردم به این مهمانان جسور و بیفرهنگ افزوده میشد. طبق یکی از اسناد پرونده مستشاران روز 21/5/43 یک سرهنگ دوم بلند بلند فریاد میکرد که از شر این مستشاران خلاص میشویم و این مملکت از خرتوخری خارج میشود. طبق همین گزارش یک روز بعد در کلانتری 3 قلهک رییس کلانتری با پلیس تهران تماس گرفت و با ناراحتی جواب داد: خدا کند هر چه زودتر، مستشاران از این مملکت بروند، من که نمیتوانم برای هر گروهبان آمریکایی یک نفر پلیس بگمارم. بارها نظامیان آمریکا هنگام رانندگی به علت مست بودن مرتکب قتل میشدند و دادگستری آنها را احضار و محاکمه میکرد. نظامیان بیفرهنگ آمریکایی بینزاکتی را به جایی رساندند که در یک مورد، یک گروهبان به نام تانکر سلی بعد از تصادف کردن یک کارگر ایرانی قصد فرار داشت که با ممانعت پلیس ایران مواجه میشود. این عضو هیأت مستشاری آمریکایی با کمال وقاحت از اتومبیل خود پیاده و به افسر پلیس ایرانی حملهور شده، او را مضروب ساخته. مجموعه اعمال و رفتار ناشایست اعضای مستشاری آمریکا موجب عکسالعمل پلیس، سربازان و دادگستری ایران میگردید و این در حالی بود که دولت مستکبر آمریکا دولت ایران را تحت فشار قرار داد تا لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی را به تصویب برساند. سفارت آمریکا طی یادداشتی در 19 مارس 1962 اسفند 1340 درخواست کرد تا هیأت مستشاران نظامی آمریکا از امتیازات و مصونیتهای مربوط به کارمندان سیاسی پیشبینی شده در قرارداد وین برخوردار شوند. پس از مکاتباتی که بین مقامات رژیم و سفارت آمریکا به عمل آمد، دولت علم در 13 مهر 1342 تصویب نمود که پس از تصویب قرارداد بینالمللی وین از طرف مجلس شورای ملی و سنا، رییس و اعضای هیأت مستشاری نظامی آمریکا در ایران از مزایای کارمندان اداری و فنی قرارداد وین بهرهمند گردند. این لایحه در 25 دیماه 1342 به مجلس سنا فرستاده شد و مجلس سنا آن را در سوم مرداد 1343 به تصویب رساند و مصوبه را به مجلس شورای ملی ارسال نمود. روز 21 مهر 1343 نخستوزیر و معاون وزارت امور خارجه در مجلس حاضر شدند و نایب رییس مجلس که در غیاب رییس، مجلس را اداره میکرد، اعلام نمود: دو لایحه در دستور مذاکرات مجلس است. یکی مربوط به قرارداد وین و یکی مربوط به شمول مستشاران نظامی آمریکا به مقررات قرارداد وین. دولت تقاضا کرده که این دو لایحه امروز مقدم بر سایر لوایح در دستور مجلس قرار بگیرد.
لایحه بعدی توسط نایب رییس قرائت شد: ماده واحده: با توجه به لایحه شماره 18/2291/2157 دولت و ضمایم آن که در تاریخ 25/11/42 به مجلس سنا تقدیم شده، به دولت اجازه داده میشود که رییس و اعضای هیأتهای مستشاری نظامی ایالاتمتحده را در ایران که به موجب موافقتنامههای مربوطه در استخدام دولت شاهنشاهی میباشند از مصونیتها و معافیتهایی که شامل کارمندان اداری فنی موصوف در بند و ماده اول قرارداد وین که در تاریخ هجدهم آوریل 1961 مطابق با 29 فروردین ماه 1340 به امضا رسیده است، برخوردار نماید. پس از صحبت چند نفر موافق و مخالف، حسنعلی منصور نخستوزیر به دفاع از لایحه پرداخت و گفت: این لایحه مخالف قانون اساسی نیست. در حقیقت فلسفه و روح قانون اساسی سعادت ملت است که راه و روش صحیح انقلاب شاه و مردم بهترین وسیله، مجری چنین وسیله و انقلابی است که در مملکت به وجود آمده؛ یعنی در حقیقت بزرگترین احترامی است که به قانون اساسی گذاشته شده. منصور احتیاج ارتش ایران را به مستشاران نظامی به دلیل استفاده از تکنیک آمریکایی ضروری اعلام کرد و گفت: این امتیازی است که دولت و مجلس این عده را که ضروری تشخیص میدهد، در جزء کادر سیاسی کشورهای متبوعه آنها محسوب میکند. پس از منصور، میرفندرسکی معاون وزیر آموزش خارجه به دفاع از لایحه پرداخت و سپس رأیگیری مخفی آغاز شد. از 136 نفر حاضر 74 نفر رأی موافق و 61 نفر رأی مخالف دادند و بدینتریب این لایحه به تصویب مجلس شورای ملی نیز رسید. رژیم از ترس مخالفان و اطلاعاتی که از موضع امام خمینی داشت از انتشار مصوبه جلوگیری کرد و این قانون در جراید و رادیو انتشار نیافت.
با تصویب این ماده واحده مطابق قرارداد وین، کلیه مأمورینی که مطابق بند و ماده اول به امور اداری و فنی مأموریت اشتغال داشتند از مالیات و عوارض معاف شدند و از مصونیت قضایی برخوردار شدند و مطابق بند 1 از ماده 37 علاوه بر مأمورین بستگان مأمور نیز که اهل خانه او هستند از مزایای معافیتهای مالیاتی و مصونیتهای قضایی مندرج در ماده 29 تا 36 برخوردار شدند. مهمتر این که خدمه خارجی مأمورین آمریکایی مطابق بند 3 ماده 37 نیز مشمول مصونیتهای قضایی و مالیاتی شدند. جالب اینجاست که از مجموع مذاکرات مجلس بدست میآید نه نخستوزیر و نه نمایندگان موافق و نه مخالف هیچ کس قرارداد وین را مطالعه نکرده بود و نمیدانست محتوای آن چیست! یکی از مخالفین لایحه، مهندس ناصر بهبودی. فرزند سلیمان بهبود، بود که با مراجع و امام خمینی در قم ملاقات کرد. وقتی مخالفت او به عرض شاهنشاه رسید، موجب ناراحتی خاطر همایونی شده و امر فرمودند پدرش سلیمان بهبودی معاون وزارت دربار را فوراً بازنشسته کنند.
سخنرانی تاریخی امام خمینی: تصویب لایحه چنان زشت بود که حتی جلوگیری از انتشار آن مانع انتشار زبان به زبان آن نگردید. به گزارش ساواک بعضی از اشخاص ناراحت و ماجراجو به وسیله تلفن به منازل بعضی از شخصیتهای سیاسی کشور تلفن کرده و میگویند با تصویب این قانون حیثیت ایرانی از بین رفته و کشور ایران به آمریکاییها فروخته شده. همه مخالفین نقض استقلال حاکمیت ایران، میدانستند تنهامردی که میتواند در مقابل این خودفروختگی رژیم و قانونی کردن سلطه آمریکا مقاومت کند، امام خمینی است؛ لذا از راههای مختلف موضوع را به اطلاع امام رساندند. عبدالحسین طباطبایی نماینده کازون از خارج کردن گروهبانهای آمریکایی از قانون مصونیت حمایت کرد ولی این پیشنهاد رأی نیاورد. طباطبایی به خاطر ارتباطی که با حجتالاسلام پیشوای کازرونی داشت، تصویب این لایحه را از طریق وی به اطلاع امام رساند. آقای رفسنجانی متن لایحه و اسناد مربوطه را از طریق سیدجعفر بهبهانی تهیه کرد و خدمت حضرت امام آورد. آقای حاج شیخ فضلالله محلاتی نیز از طریق یکی از کارمندان مجلس، متن مذاکرات مجلس پیرامون لایحه را تهیه و خدمت حضرت امام برد. پس از اینکه حضرت امام از موضوع کاملاً آگاهی یافتند، مراجع قم را برای یک گردهمایی فراخواندند. در جلسه مشورتی قرار شد تا مراجع در روز تولد حضرت زهرا، سلاماللهعلیها، که مطابق با چهارم آبان بود، علیه لایحه کاپیتولاسیون سخنرانی کنند. به علاوه حضرت امام نمایندگانی به شهرستانها فرستاد تا علمای بلاد را ازموضوع آگاه کنند تا یک موضع سرتاسری علیه لایحه اتخاذ گردد. رژیم که از تصمیم امام آگاهی پیدا میکرد، فردی را نزد امام فرستاد تا وی را از موضعگیری علیه آمریکا باز دارد. امام به او وقت ملاقات نداد، ولی با حاجآقا مصطفی صحبت کرد و گفت: پدر شما درباره شاه حرفهای زیادی زده است. اگر بخواهد علیه آمریکا حرفی بزند، کشورمان در معرض خطر قرار میگیرد. شما که وارد هستید با او صحبت کنید تا به جوش و خروش نیاید. چند روز قبل از بیستم جمادیالثانی 4 آبان به مردم تهران و شهرستانها اطلاع دادند که برای شنیدن سخنان امام خمینی و سایر مراجع به قم بیایند.
با فرا رسیدن روز موعود مردم دسته دسته با در دست داشتن ضبط صوت به قم آمدند. صبح روز چهارم آبان مردم در بیت امام خمینی اجتماع کردند. اتاقهای بیت، حیاط، کوچههای اطراف، باغ قلعه باغ نزدیک منزل، امام مملو از جمعیت بود. بلندگوهای متعددی در منزل، کوچهها و باغ نصب شده بود. جمعیت بیصبرانه منتظر آمدن امام به میان جمع بود، وقتی ایشان با حالت گرفته و شکسته از اندرونی بیرون آمدند، صدای گریه مردم بلند شد. ساعت 5/8 صبح را نشان میداد که امام خمینی با چهرهای غمگین پشت میکرفون قرار گرفتند. امام خمینی سخن خود را با کلمه استرجاع انالله و اناالیه راجعون آغاز کردند. این کلام در فرهنگ اسلامی هنگام مصیبتهای بزرگ بر زبان جاری میشود. امام با این جمله میخواستند بفهمانند که لایحه مصیبت بزرگی است. آن گاه امام از غصه و غمهای خود در این جریان سخن به میان آوردند که حضار را به شدت تحت تأثیر قرارداد و صدای ناله و شیون جمعیت به آسمان بلند شد. سپس به توضیح چگونگی تصویب و ماهیت لایحه پرداختند و آن را موجب خوار شدن ملت ایران دانستند. حضرت امام در قسمتی از صحبتهای خود به تحلیل این موضوع پرداختند اگر یک خادم آمریکایی، اگر یک آشپز آمریکایی، مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پا منکوب کند،پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاههای ایران حق ندارند محاکمه کنند، بازپرسی کنند، باید برود آمریکا! آنجا در آمریکا اربابها تکلیف را معین کنند!
انفعال نخستوزیر: به دنبال افشاگری و سخنان مهیج و اعلامیه صریح امام خمینی و توزیع گسترده آن در تهران، اقدام ننگینی که رژیم در صدد مخفی نگهداشتن آن بود، آشکار شد و موجی از انتقاد را علیه رژیم به راه انداخت.