سعید سبحانی
در حالی که هنوز مسئله استعفای کارل رو از سوی محافل مطبوعاتی و رسانههالی آمریکا حلوفصل نشده بود، انتظار خبر استعفای گونزالس "وزیر دادگستری آمریکا موجب ایجاد فضای سردرگم کننده در ایالات متحده شد. استعفای کارل رو و گونزالس که از تگزاس تا واشنگتن همراه رئیسجمهور آمریکا بودهاند موجب شده است تا نومحافظهکاران از اکنون خود را بازنده معادلات سیاسی آمریکا در ابتدای هزاره سوم ببینند. این مسئله نشان میدهد که بوش در حفظ اصلیترین مهرههای خود نیز ناتوان بوده و جهت گریز از فشار دموکراتها و مخالفت افکار عمومی آمریکا تصمیم به حذف آنها گرفته است. از ابتدای سال 2001 تاکنون بوش بسیاری از مهرههای خود را از دست داده است. برخی از این افراد به علت مخالفت با استراتژیهای کاخ سفید از سمت خود استعفا دادند یا توسط بوش کنار گذاشته شدند. کالین پاول و اسکات مککلان از جمله این افراد بودند. اما برخی دیگر مانند "جان بولتون"، "رامسفلد"، "کارل رو" و "گونزالس" افرادی نزدیک به بوش پسر محسوب میشدند و رئیسجمهور آمریکا در راستای حفظ این مهرهها از هیچ اقدامی فروگذار نکرد.
افزایش بحرانهای متعدد در سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده آمریکا بوش و همراهانش را به شدت زمینگیر نموده است. شکست جمهوریخواهان از دموکراتها در انتخابات میاندورهای مجلس نمایندگان و سنا نیز قدرت مانور نومحافظهکاران در فضای سیاسی آمریکا را از آنها سلب نموده است. در چنین شرایطی کارل رو و گونزالس چارهای جز استعفا ندارند. هر چند کارل رو سعی نموده است مسائل شخصی و خانوادگی خود را بهانه استعفایش قرار دهد، اما استعفای گونزالس اثبات نمود که ادعای کارل رو درست نبوده است. "آلبرتو گونزالس" دوست نزدیک "جرج بوش" رئیسجمهوری آمریکا و یکی از بحثبرانگیزترین اعضای دولت وی هفته گذشته به طور ناگهانی و بدون هیچ توضیحی استعفا داد.
گونزالس معمار سیاست دولت بوش در قرار دادن بازداشتشدگان دستگیر شده در جنگ علیه تروریسم فراتر از چتر حمایتی و حفاظتی هرگونه قانونی بود. سیاستهای وی راه را برای وحشیگری علیه بازداشتشدگان در عراق، افغاستان، گوانتانامو و دیگر زندانهای "سیاه" هموار کرد. بوش هنوز فردی را به عنوان جانشین گونزالس تعیین نکرده، اما تنها فردی که از وی نام برده شده "مایکل چرتاف" وزیر امنیت داخلی و قاضی سابق فدرال آمریکاست.
شکنجههای زندانهای بگرام، ابوغریب و گوانتانامو جملگی با نظارت و هدایت "گونزالس"، "بوش" و "چنی" صورت پذیرفتهاند. تحلیل روزنامه "ایندیپندنت" در خصوص شخصیت و سوابق کاری "گونزالس" نشاندهنده کارنامه سیاهی است که وزیر دادگستری مستعفی آمریکا از خود به جای گذاشته است.
گونزالس زمانی سیر نزولی و رفتن به قهقرا را طی کرد که منتقدان افشا نمودند که وی درباره استعفای 9 دادستان آمریکا و دستور به افبیآی (پلیس فدرال آمریکا) برای جاسوسی از آمریکاییها بدون حکم دادگاه سوگند دروغ خورده است.
گونزالس در جنگ علیه تروریسم بدرفتاری و شکنجه مظنونان به تروریسم در زندان گوانتانامو و دیگر زندانهای مخفی را توجیه و اعلام کرد کنوانسیونهای ژنو درباره القاعده و طالبان در افغانستان به کار نمیرود.
کنارهگیری وزیر دادگستری کابینه بوش از قدرت به این معناست که آخرین فرد باقیمانده از مافیای تگزاس که بوش را شش سال و نیم پیش در واشنگتن همراهی کرده بود، رفته است. دو هفته پیش در واشنگتن "کارل رو" مشاور بوش اعلام کرد که وی کنارهگیری خواهد کرد. هماکنون یک حس آشکار وجود دارد مبنی بر اینکه قدرت از ریاست جمهوری محاصره شده آمریکا که 18 ماه از دوره آن باقیمانده در حال تحلیل رفتن است.
گونزالس که بسیاری او را بدترین دادستان کل آمریکا طی تاریخ اخیر میداند حتی به سوگند دروغ خوردن در برابر کنگره متهم شده است. بیشتر بحثها درباره گونزالس بر نقش وی در برکناری 9 دادستان آمریکا در سال گذشته معطوف شد؛ کسانی که منتقد کاخ سفید بودند.
از سوی دیگر، گونزالس در پشت حکم بحثبرانگیز ریاست جمهوری قرار داشت که دادگاههای نظامی را مکان محاکمه مظنونان به تروریست میدانست نه دادگاههای نظامی. یکی از مسائل نگرانکننده برای آمریکاییها استفاده گونزالس از وزارت دادگستری و افبیآی برای استفاده غیرمناسب و احتمالی از قانون پاتریوت برای جاسوسی از شهروندان آمریکایی بوده است.
در این نکته هیچ شک و شبههای وجود ندارد که قدرت بوش در حال تحلیل است. این روند پس از استعفای کارل رو پررنگتر شد و با استعفای گونزالس به نقطه اوج خود رسیده است. مشاوران و همراهان اصلی بوش دریافتهاند که ادامه هر نوع همراهی با رئیسجمهور فعلی آمریکا به نفع آنها نخواهد بود. از سوی دیگر، بوش نیز حضور افرادی مانند کارل رو و گونزالس را برای خود دردسرزا میبیند.
برخی از تحلیلگران معتقدند که بوش با تن دادن به کنارهگیری مشاورانی که از تگزاس با او وارد کاخ سفید شدهاند، درصدد سپری کردن سالی آرام در پایان دوره است.
به عقیده این تحلیلگران، استعفای "کارل روو" از مشاوران بوش و "آلبرتو گونزالس" وزیر دادگستری و دادستان کل آمریکا که هر دو از دوستان بوش بودند؛ حکایت از آن دارد که بوش درصدد است تا به دور از فشارهای کنگره برای استیضاح برخی از یارانش، سالی آرام را در پایان دوره ریاست جمهوری خود سپری کند.
روزنامه نیویورک تایمز در این خصوص نوشته است که بوش نیز مانند رونالد ریگان رئیسجمهوری اسبق آمریکا درصدد است تا سال آخر دوره ریاست جمهوری خود را به دور از تحقیق و تفحص سپری کرده و بتواند به این وسیله این دو نفر را از فهرست تفحصی دموکراتها حذف کند.
دو دیدگاه درباره این کنارهگیریها وجود دارد که برخی بر این باورند که این روند سبب میشود بوش بتواند با سهولت بیشتری در کنگره برای جنگ عراق تلاش کند و برخی دیگر تاکید دارند که این امر سبب خواهد شد بوش از پیش منزویتر شود. برخی این کنارهگیریها را به این دلیل سبب تضعیف بوش میدانند که بر این عقیده هستند دموکراتها جرات بیشتری برای انتقاد از بوش خواهند داشت و به تحقیقات خود ادامه خواهند داد.
واقعیت امر این است که با استعفای "آلبرتو گونزالس" دموکراتها قادر خواهند بود تا سیاستهای بوش را با شدت بیشتری مورد حمله قرار دهند. هر چند که بوش پسر سعی دارد با حذف افرادی مانند کارل رو و گونزالس سال آرامی را سپری کند، اما دامنه جنگ عراق و دیگر مسائل جاری در ایالات متحده به اندازهای وسیع است که بوش را تا آخرین لحظه حضور وی در کاخ سفید آزار خواهند داد. از این رو بهترین راه پیش روی رئیسجمهور افراطی آمریکا استعفا از سمت خود است. دقیقا همانند اقدامی که تونی بلر، همتای انگلیسی و نزدیکترین متحد وی در اروپا انجام داد. در غیر این صورت دردسرهای پیش روی بوش همچنان ادامه خواهد داشت.
در اینجا برخی از تحلیلگران احتمال دیگری را نیز مطرح ساختهاند: اینکه استعفای گونزالس سبب شود تا قدرت مانور بوش در برابر دموکراتهای کنگره، خصوصا در مورد جنگ عراق افزایش پیدا کند. با توجه به واقعیاتی که در ایالات متحده میگذرد این مسئله کاملا بعید است. نباید فراموش کرد که خروج کارل رو و گونزالس از کاخ سفید برای رئیسجمهور آمریکا که حدود 7 سال را در کنار آنها و حتی در راستای استراتژیهای پیشنهادی این دو سپری نموده است بسیار سخت خواهد بود. از سوی دیگر، با توجه به شرایطی که بوش در عراق و افغانستان ایجاد نموده است، نمیتوان سال آینده را سالی عاری از هرگونه دردسر برای وی پیشبینی نمود. قدرت مانور بوش در برابر کنگره و حتی جمهوریخواهان سنتی کاهش یافته است و همین کاهش قدرت برای افرادی مانند بوش، چنی و رایس آسیبزا خواهد بود.
دیکچنی و رایس تنها بازماندگان اصلی اردوگاه نومحافظهکاران از ابتدای سال 2000 محسوب میشوند. این دو سیاستمدار افراطی "مرگ سیاسی" خود را ذرهذره مشاهده میکنند و توان جلوگیری از آن را نیز ندارند. تیم سه نفرهای که در سال 2008 میلادی و در پی سقوطی سخت و مرگبار مجبور خواهند شد با جهان سیاست وداع کنند.