گروه سیاسی - حامد وفایی: روزنامه واشنگتنپست از تلاش آمریکا جهت ایجاد یک «پرده سبز» در خاورمیانه برای تحقق نوعی تقسیمبندی بین دشمنان و دوستان ایران و مقابله با قدرت فزاینده کشورمان خبر داده و نوشته است: آمریکا و ایران پس از سه دهه امروز یک جنگ سرد تمام عیار را آغاز کردهاند.
شاید مهمترین خبری که روزهای اخیر در بیشتر رسانههای غربی پیرامون تحولاتی آتی خاورمیانه و ایران به آن پرداخته شده بتوان تلاش ایالات متحده برای فروش تسلیحات و تجهیزات نظامی برخی کشورهای حوزه خلیجفارس دانست. کشورهای عربستان سعودی، قطر، کویت، بحرین، عمان و امارات متحدهعربی این سلاح را دریافت خواهند کرد. محور اصلی این خبر تایید گزارشهایی از سوی یکی از مقامات وزارت دفاع آمریکا بوده که براساس آن قرار است آمریکا برای مقابله با آنچه خطر ایران در خاورمیانه مینامد، معاملات تسلیحاتی گستردهای با عربستان سعودی انجام داده و سلاحهای تازهای را نیز به امارات متحده عربی بفروشد.
هر چند که چند ماه پیش گزارشهای جسته و گریختهای در این خصوص از سوی روزنامههای آمریکایی نیویورکتایمز و بوستونگلوپ چاپ شده بود اما این مقام آمریکایی که خواسته نامش فاش نشود، به تازگی اعلام کرده که این «معامله تسلیحاتی» از جمله موضوعات محوری است که در جریان سفر وزیران دفاع و خارجه آمریکا به عربستان مورد مذاکره قرار خواهد گرفت.
بنابر گزارش خبرگزاری مهر رابین رایت، نویسنده مقاله واشنگتنپست در این خصوص نوشته است: وقتی جنگ سرد اوایل سال 1946 آغاز شد، وینستون چرچیل درباره پرده آهنینی سخن گفت که شکافی را در اروپا ایجاد کرده بود؛ جنگ سرد جدید در هفته جاری وارد مرحله اصلی خود میشود، چرا که جورج بوش، کاندولیزا رایس و رابر گیتس را به عنوان آخرین درخواست از همپیمانان نافرمان آمریکا در برابر جنگ عراق به خاورمیانه اعزام میکند. پیام آنها به کشورهای عرب سنی، پیام سادهای خواهد بود: از عراق به عنوان مانعی در برابر ایران حمایت کنید در غیر اینصورت با زندگی تحت سایه فزاینده تهران روبهرو خواهید شد.
رایت تصریح میکند که ریشه جنگ سرد دوم در تصمیم دولت بوش مبنی بر براندازی رژیمهایی است که آنها را پس از حملات11 سپتامبر، دشمن تلقی کرده است. 2هدف اول، طالبان در افغانستان و صدامحسین در عراق بودند. آمریکا هماکنون همان نقشی را ایفا میکند که پیش از ایران، عراق به عنوان وزنه تعادل ایران ایفا میکرد.
واشنگتنپست در بخش دیگری از گزارش خود به نقل از بروس ریدل، مقام سابق سازمان سیا، میافزاید: نفوذ ایران بدون داشتن مانعی در شرق یا غرب به طور طبیعی افزایش یافته و این بیشتر به علت اشتباهات آمریکاییها بوده تا هرگونه راهبرد روشن ایرانیها. ایرانیان امروز فکر میکنند که جریان تاریخ به نفع آنهاست! رایت ادامه میدهد: دولت بوش هماکنون در حال شکلدهی تاکتیکهای جنگ سرد قبلی برای جنگ سرد کنونی است؛ در دهه 1940 اتحاد جماهیر شوروی پرده آهنینی را شکل داد تا کمونیسم را در شرق اروپا تقویت و از نفوذ غرب جلوگیری کند. اکنون رایس و گیتس در حال امتحان کردن نسخه خودشان با پرده سبز هستند که برای مقابله با بلوک وابسته به ایران و حمایت از همپیمانان آمریکا در خاورمیانه طراحی شده است. در این جنگ سرد جدید، آمریکا و ایران از ابزارهای آشنای ترسناکی استفاده میکنند تا یکدیگر را تضعیف کنند. به طور مثال آمریکا گروه دوم ناو هواپیمابر خود را در سواحل ایران مستقر، 2قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران را تنظیم، دیپلماتهای ایران را در عراق دستگیر کرده و 75میلیون دلار را برای سال جاری و 108میلیون دلار را برای سال آتی به منظور پیشبرد دموکراسی در این کشور اختصاص داده است. ایران هم تهیه سلاح برای شبه نظامیان عراقی را افزایش داده(!) و به حماس و حزبالله کمکهایی کرده است.
نویسنده واشنگتنپست نیز مشکلات آمریکا برای اعمال چنین طرحهایی را مورد اشاره قرار داده و افزوده است: اساس بحث آمریکا، انزوای دشمنان منطقهای پشت پرده سبز، حتی بین نزدیکترین همپیمانان واشنگتن با مشکلاتی روبهروست. پل پیلار، تحلیلگر ارشد سابق خاورمیانه در شورای اطلاعات ملی آمریکا گفت: آمریکا تلاش میکند تا خط اصلی مقابله را به عنوان کمپ افراطیون در برابر کمپ میانهروها مشخص کند و این تقسیمی است که وجود ندارد. این اقدام ممکن است انعکاس شعار و نوع نگاه ما به جهان باشد، اما انعکاس واقعیتها در خاورمیانه نیست. دکتر اسدالله اطهری، کارشناس مسائل خاورمیانه این اقدام آمریکا را «حرکتی تاکتیکی» میداند و معتقد است که واشنگتن در حال انتقال نقش پیشین حزب بعث عراق به عنوان کنترلکننده ایران به وهابیون عربستان است. وی میافزاید: باید توجه داشته باشیم که دولت بوش برای تحقق این مقصود باید موافقت کنگره را جلب نماید و سپس در مدت 10 سال این طرح را عملی سازد. به نظر میرسد عبرت نگرفتن آمریکا از اشتباهات گذشته خود در خاورمیانه، یکی از علتهای اصلی این نوع مواجهه با مسائل خاورمیانه باشد. در صورت صحت اخبار مرتبط با این موضوع، هدف اصلی این اقدام واشنگتن مقابله با ایران خواهد بود؛ ایرانی که با وجود تهدیدات بالقوه و بالفعل منطقهای و فرامنطقهای، بودجه نظامی - دفاعی خود را چندین برابر کمتر از امارات تعیین کرده و با هدف تثبیت امنیت و شرایط آرام در خاورمیانه سال جاری را سال «انسجام اسلامی» نامیده است. هر چند که با توجه به وجود فیلتری تحت عنوان کنگره در این میان و به واسطه ناخرسندی اغلب نمایندگان کنگره از اقدامات ضدامنیتی عربستان در عراق، امکان وجود وقفههایی در این روند وجود دارد، اما آن چه در این چارچوب قابل توجه است، تداوم اعمال «سیاست سخت» در قبال منطقهای است که به دلیل اقدامات نیروهای خارجی در آن نه تنها دیگر ظرفیت هیچگونه عملیات نظامی را ندارد، بلکه عملا ناکارآمدی هرگونه روش سخت برای مواجهه با مسائل آن به اثبات رسیده است.
دکتر اطهری هدف اساسی واشنگتن از این نوع مواجهه با تحولات خاورمیانه را کنترل «محور شیعه» در منطقه میداند و معتقد است که با توجه به مطرح شدن مساله جدی و ریشهای «متغیر شیعه» تحولات اخیر خاورمیانه، آمریکاییها سعی دارند با تسلیح دولتهای عربی - سنی منطقه علاوه بر کنترل محور شیعه، به ایجاد نوعی توازن در برابر روند قدرت افزایی شیعیان در منطقه با محوریت جمهوری اسلامی ایران بپردازند. البته این موضوع را از زوایهای دیگر نیز میتوان دید. بر این مبنا، مواضع اعلامی، رسمی یا غیررسمی در این خصوص را صرفا به عنوان «مواضع ویترینی» در نظر میگیریم و نگاهی به اصل این «معامله بزرگ» میاندازیم: ارزش سلاحهایی که قرار است در اختیار کشورهای حاشیه خلیجفارس قرار گیرد بیش از 20میلیارد دلار است و این بزرگترین قرارداد تسلیحاتی است که در زمان ریاست جمهوری جورج بوش منعقد خواهد شد. بر این اساس نه تنها «راهبرد اقتصاد نظامی» نومحافظهکاران مبنی بر فروش تسلیحات به کشورهای همسو محقق خواهد شد که در پی آن چرخ تولید و توسعه ادوات نظامی و سلاحهای کشتار جمعی در ایالات متحده نیز از حرکت باز نخواهد ایستاد. علاوه بر این، واشنگتن با چنین اقدامی سنت وابستگی پیروان عرب به سیاستهای خود در منطقه را تداوم بخشیده و و در حاشیه چنین راهبردی با تزریق ادوات جدید نظامی به رگهای بیماری مزمن بیثباتی در خاورمیانه، تحت لوای مقابله با بیثباتی در کوتاهمدت به ناامنی و بیثباتی طولانی مدت و ریشهای در منطقه دامن خواهد زد. مجموع این عوامل بهانههای همهپسند برای تداوم حضور اشغالگران در منطقه و توجیه این حضور را فراهم میآورد. دکتر محمدعلی مهتدی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه با اشاره به تلاشهای گسترده و دامنهدار واشنگتن برای نمایش ایران به عنوان تهدیدی برای کشورهای عربی، تاکید دارد که یکی از اهداف اصلی ایالات متحده از این اقدام، ممانعت از تفاهم ایران و کشورهای حوزه خلیجفارس برای دستیابی به «فرمولی مشترک» در جهت تامین امنیت و ثبات منطقهای است. وی بر این باور است که در شرایط کنونی جهان عرب و جهان اسلام با تهدیدی جدی مواجه شده و طرح جدید آمریکا برای خاورمیانه که این قبیل اقدامات از نخستین نمودهای آن هستند، آیندهای مبهم را برای اعراب حوزه خلیجفارس رقم زده است که تداوم این روند صرفا منافع رژیم صهیونیستی را در پی خواهد داشت.