مصطفی درایتی
اظهارات کمی عجیب آقای سقای بیریا که ظاهراً در کسوت مشاور آقای احمدینژاد در امور روحانیتاند به صورت طبیعی در راستای تداوم خط تخریب آقای خاتمی تحلیل میشود و اطلاع نویسنده از مشارالیه فقط همین عنوان است و نه من بلکه اکثر قریب به اتفاق حوزویان بیش از این از ایشان چیزی نمیدانند! سخن گفتن و عمل کردن در این حوزه، بسیار حساستر از آن است که هر کسی را توان موفقیت باشد و طبیعی است قرار گرفتن در مناصبی فراتر از توان و ظرفیت منجر به عکسالعملهایی خواهد شد که به بروز ناکارآمدیهای بیشتر خواهد انجامید. من در سراسر سخنان ایشان چیزی جز عصبانیت و کینهورزی شدید نیافتم و بدیهی است سخن گفتن با افراد غیرخوددار و کمانصاف بیهوده است. روی سخن من با تعقیبکنندگان خط تخریب بزرگان است. در یادداشتی متذکر شدم که بسیاری از بهانههای تخریب دیگران، در مورد خاتمی ابداً گیرایی ندارد و ممکن است به سرعت به ضد خودش تبدیل شود و مجدداً تاکید میکنم خصوصیات اخلاقی و رفتار آقای خاتمی به گونهیی بوده است که از او چهرهیی دوستداشتنی و مورد احترام ساخته است. متانت، بزرگواری، صداقت در گفتار و عمل، همراه با شکیبایی و گذشت و بیرغبت به مقام و قدرت از او شخصیتی ساخته که در دلهای عاری از کینه جای گرفته و دایره آن از مرزهای کشور نیز فراتر رفته است. حال چه بخواهیم و چه نخواهیم؛ چه بپسندیم چه نپسندیم. خاتمی فرزند حوزه، انقلاب و امام است و این موقعیت صد البته ذخیرهیی برای کشور، انقلاب و تشیع است که شایسته است به جای تلاش بیهوده در جهت تخریب او، از این جایگاه و اعتبار در جهت حل مشکلات کشور بهره برده شود. چیزی که در موقعیت کنونی مراجع بزرگ و معزز هوشمندانه در جهت برداشتن بزرگترین تهدید جهان اسلام و تشیع از او خواستهاند.
این اتفاق درست در زمانی که خط تخریب خاتمی در جهت بیاعتبار کردن او میان حوزویان و افراد متدین بود، همچون پتکی تعادل گفتاری و عملی تعقیبکنندگان خط تخریب را برهم زد که تقاضای جناب مشاور از دادگاه ویژه روحانیت شدت تاثیر آن را به خوبی آشکار کرد و قرینهیی آشکار بر ماهیت افرادی بود که در این جهت در حرکتاند!! حمایت جناب مشاور از چنین حرکات کودکانهیی نشان داد که با کمال تاسف وابستگان دولت نهم، چگونه زیر سایه سنگین خاتمی قرار گرفتهاند!! و اگر نتوانند خود را از این فضای خودساخته خارج کنند مطمئناً در آینده مرتکب اشتباهاتی فاحشتر خواهند شد. راه خروج از این سایه جز با پذیرش و انقیاد در برابر خصلتهای نیکو ـ هر چند در رقیب باشد ـ نیست. تاثیر این خصلتها ذاتی و طبیعی است و ماندگاری در دلهای مردم جز با تقویت چنین خصلتهایی میسور نخواهد بود. مردم ممکن است بسیاری از کاستیها و حتی تواناییها را از یاد ببرند ولی صداقتها و جوانمردیها را هرگز فراموش نخواهند کرد بالاخص اگر در عرصه سیاست باشد. هنر خاتمی آن بود که هیچگاه خود را به مستی قدرت آلوده نکرد و با کمال تواضع و فروتنانه همواره خود را وامدار مردم خویش دانست. در خاتمه به این نکته اشاره کنم که تقارن خط تخریب خاتمی با چنین دستمایهیی و اتفاق تقاضای مراجع معزز از خاتمی، شاید به نظر برخی از اهل سیاست به تک و پاتک تعبیر شود ولی واقعیت جز آن است، این تقارن را باید به استناد این آیات شریفه «و مکر و مکرالله والله خیرالماکرین» و یا «تعز من تشاء و تذل من تشاء» ناشی از آن دانست که کار برای خدا و عاری از ریا و نفاق و خدمات بیشائبه و بدون منت به مردم، مسلم در جای خود همراه با کمک و عنایت الهی خواهد شد. تلاش نکنیم با اراده الهی درگیر شویم چون به تعبیر قرآن «یریدون لیطفوا نورالله بافواههم والله...» و اگر باور نداریم، آزموده را مجدد بیازماییم!!