علیاکبر عبدالرشیدی
ژنرال پرویز مشرف رئیسجمهور نظامی پاکستان، بار دیگر علیه رژیم کودتایی خود دست به کودتا زد و با اعلام حالت فوقالعاده، زمام امور از دست رفته کشور را دوباره به دست گرفت. مشرف در این اقدام نشان داد به نظامی که خود در سال 1999 در اثر کودتا بر سر کار آورده، اعتماد ندارد.
اقدام مشرف در اغلب محافل سیاسی، اقدامی از روی استیصال، ناچاری و رسیدن به بنبست تعریف شده است. خود ژنرال در نخستین بیانیه بعد از کودتای جدید، اعتراف کرده است که «هیچ راه دیگری به جز این برای او باقی نمانده بود».
این اقدام پیش از آنکه مشکلی از گرفتاریهای پیچیده پیرامون مشرف را حل کند، او را بیشتر از پیش در معمای در هم پیچیده قدرت در پاکستان گرفتار خواهد کرد؛ به گونهای که راه خلاصی و فرار از آن بعید و شاید غیرممکن به نظر برسد.
اقدام پیشدستانه مشرف در متن تحولات چند هفته اخیر تقریبا قابل پیشبینی بود. ماجرا از آنجا آغاز شد که دیوان عالی کشور پاکستان شرایطی را برای تائید صحت انتخابات اخیر ریاست جمهوری پاکستان اعلام کرد. همه نشانهها حاکی از این بود که چون مشرف به خواست دیوان بیاعتنا مانده، صحت انتخابات تائید نخواهد شد. به گفته این دیوان، حضور مشرف در مقام فرماندهی نظامی، امکان شرکت او را در انتخابات در اختیار او قرار نمیداده و از این رو برنده شدن ژنرال شاغل در فرماندهی ارتش در انتخابات قابل تائید نبوده است.
از این منظر میتوان بحران اخیر در پاکستان را درگیری میان منطق و عقلانیت با زور و سلاح تعریف کرد؛ آنجا که قانون و استدلال قانونی در برابر سلاح آخته کودتاچیان میایستد. این رویارویی جدیترین مقابلهای است که مشرف در دوران زمامداری خود در صحنه تحولات سیاسی ـ اجتماعی داخلی پاکستان با آن روبرو شده است.
بحران مشروعیت ریاست جمهوری مشرف در حالی شدت گرفته است که بینظیر بوتو رقیب جدی سیاسی او، پس از مدت کوتاهی اقامت بعد از تبعید در کشور خود، اینک دوباره در پشت مرزهای پاکستان متوقف شده است.
طرفداران بینظیر بوتو مدعی هستند که اگر وی در پاکستان مانده بود، مشرف نمیتوانست قانون اساسی را معلق کند، رای دادگاه را زیرپا بگذارد و وضعیت فوقالعاده اعلام کند. اقدام بوتو در اعلام تصمیم خود برای بازگشت به پاکستان، بعد از اعلام حالت فوقالعاده، هرچند مخاطرهآمیز و غیرممکن به نظر میرسید اما توانست موقعیت وی را در میان طرفدارانش ارتقا دهد.
مشکل مضاعف مشرف، پراکندگی ارتش این کشور در مناطق عشایری و روستایی پاکستان برای مقابله با تهدیدهای طالبان است. این پراکندگی نیرو، مشرف را از گماردن کامل ارتش در شهرها بینصیب کرده است.
شگفتی تحولات جاری پاکستان در این است که این بار، هم طالبان، هم قوه قضائیه، هم رسانهها و هم احزاب سیاسی پاکستان در ائتلافی اعلام نشده علیه ژنرال مشرف متحد شدهاند.
اقدام مشرف در اعلام حالت فوقالعاده در کشور کودتا زده پاکستان، محکومیتهای متعددی را از سوی رهبران سیاسی جهان به همراه داشته است.
مشرف کوشیده است اقدام خود را زیر چتر بهانه رشد اسلامگرایی افراطی در پاکستان پنهان کند و از فضای اسلامستیزی دولت آمریکا به نفع خود و اقدام خود بهره ببرد و این نکته را در بیانیه خود مورد تاکید قرار دهد.
دولت انگلستان به عنوان متحد سنتی و تاریخی پاکستان، از این واقعه ابراز نگرانی شدید کرده است. دولت آمریکا که مشرف را متحد خود در افغانستان میداند و مشرف هم خود را به حمایت آن مستظهر میپندارد، این اقدام را بسیار مایوسکننده خوانده و از مشرف خواسته است از توسل به اقدامات خودکامانه خودداری کند.
البته وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، تاکید کرده است که اقدامات مشرف هیچ تاثیری بر حمایتهای نظامی آمریکا از مشرف نخواهد داشت.
حقوقدانان پاکستانی در بیانیهای اعلام کردهاند: «مشرف تمام پاکستان را به گروگان گرفته و زمان برای کناره گرفتن از قدرت فرا رسیده است».
در نظر ناظران، حوادث پاکستان پیش از هر چیز، برای آمریکا تبدیل به کابوس شده است. آمریکا که در افغانستان درگیر بحرانی حل نشده باقیمانده است، با اتفاقاتی که در پاکستان افتاده، دامنه مشکلات خود را گستردهتر احساس میکند. میانجیگری انگلستان برای حل اختلافات میان مشرف و بوتو را که منجر به بازگشت بوتو به پاکستان شد، باید به حساب تلاش لندن برای حل بحران در پاکستان گذاشت، اما به نظر میرسد که بحران عمیقتر از آن است که به این سادگی قابل حل باشد.
اقدام مشرف به زبان خود او «تنها چاره»ای بوده است که سر راه او قرار داشته، والا مشرف حاضر به بیاعتنایی به درخواستهای بوش برای جلوگیری از توسل به خودکامگی نبوده است.
شواهد نشان میدهد مشرف که پاکستان را با روش کودتایی و نظامی اداره میکرد، اینک با تشدید حالت فوقالعاده، قصد حفظ موقعیت خود را دارد.
باید دید حال که همه ارکان سیاسی، رسانهای، اجتماعی و قضایی پاکستان خود را رو در روی مشرف قرار داده و خواستار برکناری او هستند، آیا ارتش پاکستان همچنان به مشرف وفادار خواهد ماند؟ تاریخ پاکستان نشان داده است که ارتش پاکستان، گاه در انتخاب منافع رهبران نظامی و کشور، ترجیح داده است ملی بیندیشد و رهبران نظامی خود را قربانی کند.