بهروز فرهمند
به انگیزه بررسی اهانت شبکه الجزیره به آیتالله سیستانی
اقدام شبکه الجزیره قطر در اهانت به آیةالله سیستانی از مراجع تقلید شیعیان، خشم مسلمانان عراقی و پیروان تشیع در منطقه را برانگیخته است.
الجزیره روز چهارشنبه هفته گذشته در برنامهای با نام «فراتر از مرزها» چند بار به مقام این عالم برجسته شیعی توهین کرد.
این اقدام شبکه الجزیره در نوع خود، اولین نبود. سال گذشته نیز الجزیره در یکی از برنامههای خود آیةالله سیستانی را هدف قرار دارد و واکنشهای فراوانی را در سطح منطقه موجب شد.
در آن زمان، راهپیماییهای گستردهای در عراق، ایران، پاکستان، کویت، ترکیه و لبنان در محکومیت برنامه موهن الجزیره برگزار شد و تحلیلگران نیز از اقدام این رسانه به عنوان بخشی از پروژه کم رنگ کردن نقش مرجعیت شیعه در تحولات عراق و جهان عرب یاد کردند. در یکی از واکنشها که از سوی اندیشمندان پاکستانی ابراز شد، آمده بود: تردیدی نیست که شبکه الجزیره، نسخه برابر با اصل سیانان در جهان عرب است و نقش آن در ثبات اشغال عراق از سیانان کمتر نیست.
«سیانان عرب» نامی است که پس از درخشش الجزیره در پوشش اخبار مهم منطقه و به خصوص لشکرکشی آمریکا به افغانستان بر این شبکه خبری گذاشته شد و از این بابت، حاکمان عرب و به ویژه امیر قطر و خاندان وی بسیار بر خود میبالند. واقعیت این است که درباره عملکرد شبکه الجزیره، دو دیدگاه وجود دارد که البته هر دو در جای خود قابل تأمل هستند.
نخست، دیدگاهی که الجزیره را یک شبکه خبری حرفهای میداند که با تکیه بر استانداردهای رسانهای توانسته است، در جنگ خبری که اکنون در جهان جریان دارد، برای خود نام و نشانی دست و پا کند. نام الجزیره پس از 11سپتامبر بر سر زبانها افتاد و در جنگ افغانستان، این رسانه با ارسال گزارشهای اختصاصی و پخش انحصاری تصاویر سخنرانیهای بنلادن، از رقیبان جدی خود مانند سیانان و بیبیسی هم پیشی گرفت.
گفته میشود، الجزیره بابت فروش هر دقیقه سخنرانی بنلادن 20 هزار دلار دریافت میکند که علاوه بر مزیت خبری، منبعی برای درآمدزایی این شبکه محسوب میشود.
گردانندگان الجزیره مدعی هستند که در ارایه خبر، بیطرفی را رعایت میکنند و در تفسیر هم به دیدگاههای همه جریانها و طیفها میپردازند، اما دیدگاه دوم، این چنین خوشبینانه به ماجرا نمینگرد.
هواداران این دیدگاه با اشاره به روند شکلگیری الجزیره به نمونههایی از عملکرد این شبکه خبری استناد میکنند که نشان میدهد، الجزیرهایها برخلاف اصل بیطرفی به صورت زیرکانه از یک جریان فکری و سیاسی در منطقه و جهان عرب حمایت میکند. بر این اساس، نگاهها به سوی قطر، زادگاه الجزیره دوخته میشود؛ کشوری که آشکارا در ایجاد ارتباط با رژیم صهیونیستی در میان همتایان عرب خود رتبه نخست را دارد.
«شیخ حمدبن خلیفه آل ثانی» که با کودتا علیه پدرش ـ شیخ خلیفه ـ به پادشاهی رسید، در سال 1996 دستور داد شبکه الجزیره تأسیس شود، همچنان که به تاجران اسراییلی اجازه داد تا در دوحه دفتر نمایندگی راهاندازی کنند و تلاشهای فراوانی هم به خرج داد تا سفارت رژیم صهیونیستی در قطر گشایش یابد که به دلیل مخالفتهای شدید مسلمانان منطقه، این تصمیم تاکنون عملی نشده است.
او دستور داد، گروهی برای رایزنی با گردانندگان بنگاه خبری بیبیسی به لندن بروند و با سیاستگذاران بخش عربی این شبکه درباره تأسیس یک شبکه خبری جهانی به زبان عربی مشورت کنند. دستاورد این رایزنیها انتقال بخشی از کارکنان بیبیسی به دوحه بود. در ابتدای کار، سالانه 150 میلیون دلار از درآمدهای نفتی به دستور امیر قطر برای الجزیره هزینه میشد. همچنین گفته میشود، انتخاب نام «الجزیره» با گرایش قومی و ناسیونالیستی انجام شده است. در واقع، الجزیره لقبی است که اجداد شیخ حمد برای قطر انتخاب کرده بودند و گزینش این نام توسط امیر قطر موجب شهرت وی در میان ناسیونالیستهای عرب شد.
در جریان حمله آمریکا به عراق پایگاههای نظامی و از جمله پایگاه هوایی و استراتژیک «العدید» قطر به صورت کامل در اختیار پنتاگون قرار گرفت و این فرودگاه به کانون اخبار نظامی جهان تبدیل شد. سیانان هم مسؤولیت پخش این اخبار را بر عهده گرفت، اما الجزیره با وجود قرار داشتن در این کانون خبری، در راستای ملاحظات در روابط دوحه ـ واشنگتن از پوشش اخبار پرواز بمبافکنهای آمریکایی از پایگاه قطری به سوی عراق خودداری کرد.
الجزیره پس از جنگ افغانستان تاکنون با پخش تصاویر اختصاصی از سخنرانیهای آتشین و تهییجکننده اسامه بنلادن و نیز نمایش برخی اقدامهای غیرانسانی تروریستهای بنیادگرا در عراق مانند تصاویری از گردن زدن و سر بریدن گروگانهای غربی از یک سو، در جایگاه تریبون اختصاصی تروریستها ظاهر شده و از سوی دیگر، بهانه و اسناد تجاوزگریهای افزونتر آمریکا در منطقه را فراهم آورده است.
به باور برخی کارشناسان، جنگ عراق و پیامدهای آن، عرصهای بود تا ثابت شود که در زیرپوست شبکهالجزیره با وجود تمام حرفهای گریهایش، امیال و اغراض سیاسی نهفته است. از جمله در جریان اعدام صدام، الجزیره موضعی متفاوت را پیشه کرد و با بزرگنمایی حاشیههای مراسم مجازات دیکتاتور، به جریانسازی رسانهای علیه شیعیان عراق و دولتمردان این کشور رو آورد و در عمل با حاکمان عرب که از اعدام صدام برآشفته شده بودند، هم آوا شد.
همچنین در سال گذشته، پس از آن که آمریکاییها بر دامنه اتهامهای خود علیه ایران در خصوص مسایل عراق افزودند، شبکه الجزیره هم حق مطالب را ادا کرد(!) و جولانگاه سیاسیونی از جهان عرب شد که با ادعاهای ضدایرانی آمریکا همنوا بودند. عملکرد الجزیره در حوزه روابط اعراب و اسراییل و آنچه طرح صلح خاورمیانه نامیده میشود نیز از موارد دیگری است که پرسشهای فراوانی را در خصوص ماهیت و انگیزههای پنهان این رسانه پدید آورده است. با این همه، رفتار موهن الجزیره نسبت به آیةالله سیستانی به عنوان یکی از تکیهگاههای اصلی مردم عراق نمیتواند امر غریب و دور از ذهنی باشد. به گفته یک کارشناس، تأمین نیمی از بودجه سالانه 60 میلیون دلاری شبکه الجزیره توسط امیر قطر بدان سبب نیست که این رسانه نسبت به منافع این خاندان و متحدان منطقهای و جهانی آنها بیتفاوت باشد. این کارشناس مسایل سیاسی که نخواست نامش درج شود، به خبرگزاری ایلنا میگوید: شبکه الجزیره، مرکزی مشکوک است که از سوی قدرتهای غربی، بیخ گوش ما راهاندازی شده و ما فقط دل خود را خوش کردهایم که این شبکه عربی، به سود جهان اسلام و مردم منطقه فعالیت میکند. وی با اشاره به پیشینه تأسیس و سنگ بنای الجزیره تصریح میکند: اصالت این شبکه برای ما زیر سؤال است.