"> عرفی شدن پدیده دینی
تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۴  ، 
کد خبر : ۴۸۹۰۱

عرفی شدن پدیده دینی


فرهنگ‌های لغت، این واژه را به معنای دنیوی کردن، غیرمذهبی کردن، دین‌زدایی، غیرروحانی کردن، جداانگاری دین و دنیا و معناهایی از این دست بیان کرده‌اند.

سکولاریزاسیون جریانی است اجتماعی که از یک مجموعه عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و علمی تاثیر می‌پذیرد و تحت این تاثیرپذیری صورت می‌گیرد. در این فرآیند، ممکن است هیچ‌گونه هدف و برنامه از پیش طراحی شده در کار نباشد.

بریان ویلسون در این باب می‌گوید:

«این مفهوم (سکولاریزاسیون) با دنیوی‌گری ـ که گاهی با آن مشتبه می‌شود ـ تفاوت دارد. جداانگاری دین و دنیا اساسا به فرآیندی از نقصان و زوال فعالیت‌ها، باورها، روشهای اندیشه و نهادهای دینی مربوط است که عمدتا متلازم با دیگر فرآیندهای تحول ساختاری اجتماعی یا پیامد ناخواسته یا ناخودآگاه فرآیندهای مزبور رخ می‌دهد؛ در حالی‌ که دنیوی‌گری یا قول به اصالت دنیا، یک ایدئولوژی است. قایلان و مبلغان این ایدئولوژی، آگاهانه همه اشکال اعتقاد به امور و مفاهیم ماورای طبیعی و وسایط و کارکردهای مختص به آن را طرد و تخطئه می‌کنند و اصول غیردینی و ضددینی به عنوان مبنای اخلاق شخصی و سازمان اجتماعی حمایت می‌کنند.

این ایدئولوژی احتمالا تا حدودی به فرآیندهای جداانگاری دینی و دنیا مدد می‌رساند؛ ولی قراین و شواهد ـ حتی درباره جوامعی که هم‌ چون اتحاد شوروی (سابق) به اصالت دنیا قایل بوده‌اند. نشان می‌دهد که این مساله، بسیار تدریجی و بسیار غیربنیادی‌تر از تاثیری صورت می‌پذیرد که فرآیندهای گسترده‌تر تحول ساختاری اجتماعی مانند صنعتی شدن و شهرنشینی بر جریان جداانگاری دین و دنیا داشته‌اند».

پیداست که سکولاریزه شدن دین، همان فلسفی یا علمی شدن دینی نیست؛ بلکه به حاشیه راندن دین و فرو کاستن نفوذ و حضور دین در متن زندگی اجتماعی انسان‌هاست.

سکولاریزاسیون با سکولاریسم تفاوت‌هایی دارد؛ از جمله این ‌که:

1-‌ سکولاریسم یک مسلک و یک ایدئولوژی است؛ اما سکولاریزاسیون یک جریان و فرآیند است.

2-‌‌ سکولاریسم مکتب و دیدگاهی است با اصول، مبانی و اهداف ویژه خویش؛ اما سکولاریزاسیون یک واقعه و پدیده عینی است. جریانی است که تحقق خارجی دارد و در آن قداست‌زدایی، نادینی کردن، غیرمذهبی شدن، عرفی شدن و دنیوی شدن رخ می‌نماید. فرآیندی که در آن، نقش و جایگاه اجتماعی تفکر دینی و نیز وظایف و اعمال دینی و نهادهای مذهبی رنگ می‌بازد.

سکولاریسم و لائیک

آنچه در اذهان عوام و تلقی پاره‌ای از خواص استنباط می‌شود، این است که سکولاریسم قائل به تفکیک دین و دنیاست و لائیک ضددین. از این رو لائیک را با الحاد همسان می‌دانند؛ اما چنین برداشتی ناصواب است و بنا به نقل فرهنگ لغتهای معتبر و کتب موجه و مقبول، سکولاریسم (Secularism) واژه‌های ‌انگلیسی است و از ریشه لاتین (Seculum) اخذ شده است. معادل فرانسوی آن Seculorise یا Laicite است. در فارسی به معنای ناسوتی، دنیوی، بشری، عرفی، زمینی و گیتیانه آمده است.

پس می‌توان گفت سکولاریسم و لائیک معادل و مترادف هستند و در کشورهای فرانسوی زبان، بیشتر از واژه لائیک و در کشورهای انگلیسی زبان از واژه سکولاریسم استفاده می‌برند.

برخی سکولاریسم را به 2 بخش خشن و ملایم طبقه‌بندی می‌کنند. سکولاریسم خشن اشاره به الحاد و سکولاریسم ملایم اشاره به جدایی دین و سیاست و پذیرش دین به عنوان یک نهاد دارد. چنان‌ که برخی نیز به این نکته اشاره می‌کنند که سکولاریسم در کشورهای پروتستان مذهب‌ ساری است و در کشورهای کاتولیک مذهب از آن به لائیک تعبیر می‌شود.

سکولاریسم در عصر روشنگری وارد ادبیات سیاسی غربی شد و با سیطره کلیسا بر دولت و شوون جامعه به مخالفت برخاست. برخی از این تعاریف ناظر به مبانی فکری و برخی اشاره به پیامدها و اغراض آن دارد. مثلا برخی چون ماکس وبر، سکولاریسم را به معنای جدا بودن جامعه دینی از جامعه سیاسی می‌داند، به‌ گونه‌ای که دولت حق هیچ‌ گونه اعمال قدرت در امور دینی را ندارد و کلیسا هم نمی‌تواند در امور سیاسی مداخله کند.

آری، برداشت عموم چنین است که سکولاریسم، اندیشه تفکیک دین از سیاست و حکومت است و دین را به عنوان یک رشته رابطه‌های فردی میان انسان و خدا تلقی می‌کنند؛ ولی لائیک همان الحاد و دین‌ستیزی است. حال آن ‌که چنین نیست و این دو واژه، مترادف می‌نماید و به طور نسبی بر مفاهیم خشنی چون الحاد و مفاهیم ملایمی مانند قبول دین به عنوان یک نهاد اجتماعی دلالت می‌کند.

دکتر عرمابی در کتابی با عنوان «پیدایش لائیک و ورود آن در جامعه اسلامی» دلیلی بر عدم رابطه علمانیه یا علم از حیث واژه ارائه کرده است و می‌گوید: و آنچه تاکید می‌کند به این که رابطه‌ای با علم ندارد و این‌ که علمانیه در زبان غربیان و اصطلاح آنان به معنای بی‌دینی است، آن است که دایره‌المعارف بریتانیا سخن درباره لائیک را نقشی یا رنگی از رنگهای کفر قرار داده است و الحاد را به 2 قسمت تقسیم کرده است: 1- الحاد نظری 2- الحاد عملی. فلسفه لائیک در ضمن الحاد عملی قرار دارد.

بنا به نظر علایلی در تحقیقی با عنوان «کلمه علمنه تحدید لغوی»: «لائیک کلمه‌ای است که آغاز وضعش در اواسط قرن 19 میلادی به خاطر برابری با کلمه لائیسم به فرانسوی یا سکولاریسم به انگلیسی بوده است و به صورت گسترده‌ای میان مردم با کسر عین (العلمانیه) شایع شده و آن اشتباه فاحشی است، زیرا هیچ رابطه‌ای با اصل لاتینی آن با علم، نه از نزدیک و نه از دور ندارد؛ بلکه درست آن با فتح عین (العلمانیه) است منسوب به العلم (به فتح اول و سکون دوم) به معنای جهان دنیوی و آن با افزودن الف و نون است».

به هر حال، هر دو جنبه علمانیه ـ با فتح و یا کسر عین ـ قابل انطباق با معنا و مبنای سکولاریسم است. یکی دنیاگرایی در برابر آخرت‌گرایی و دیگری علم محوری در برابر دین‌‌مداری. هر دو در حذف دین در حوزه اجتماع و تاکید بر علمی کردن و دنیایی کردن نظام تعلیم و تربیت، فرهنگ و نظام سیاسی و حکومتی مشترک‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات