در نخستین ساعات روز ششم اوت 1945 (15 مرداد 1324) بمبافکن آمریکایی 29- B به نام "انولاگی" (Eno la Gay) از جزیره "تین جان" به هوا برخاست و به سمت ژاپن حرکت کرد. هدف نخستین این بمبافکن شهر هیروشیما بود. این شهر در آن زمان تقریبا 300 هزار نفر جمعیت داشت و یک مرکز نظامی مهم متشکل از 43 هزار سرباز به شمار میآمد.
این بمبافکن که هدایت آن را سرهنگ پل تیبتز برعهده داشت، قبل از رفتن به ارتفاع 31 هزار پایی در نزدیکی منطقه هدف در ارتفاع پایین و به صورت اتوپایلوت (خلبان خودکار) پرواز کرد. انولاگی تقریبا ساعت 8:15 صبح به وقت هیروشیما، بمب اورانیوم 9700 پوندی موسوم به "پسر کوچولو" (Little Boy) را روی شهر هیروشیما رها کرد. سرهنگ تیبتز برای اجتناب از موج ضربهای احتمال ناشی از انفجار بلافاصله از محل فاصله گرفت.
این بمب 34 ثانیه پس از رها شدن در ارتفاع 1900 پایی شهر هیروشیما و درست بالای سر یک زمین رژه که سربازان ارتش دوم ژاپن در آن در حال نرمش بودند، منفجر شد و شدت آن تا حدی که بمبافکن انولاگی را در فاصله 11/5 مایلی محل انفجار به لرزه در آورد.
سرهنگ پل تیبتز در ابتدا فکر کرد که آتشبار ضدهوایی در حال شلیک کردن به سمت هواپیما است. اما پس از اینکه دومین موج ضربهای که از زمین منعکس شده بود به هواپیما ضربه زد، سرنشینهای بمبافکن از بالا به هیروشیما نگاه کردند.
خلبان بمبافکن به خاطر میآورد شهر در توده عظیمی از گرد و غبار فرو رفته بود که همانند یک قارچ به شکلی وحشتناک و باورنکردنی در حال بالا آمدن بود؛ بعدها بازده این انفجار حدود 15 کیلو تن (معادل 15 هزار تن TNT) تخمین زده شد.
روز آفتابی هیروشیما
اما دقایقی قبل از انفجار، آسمان هیروشیما آرام و آفتابی بود. در ساعت 8:15 روز حمله شهر هیروشیما غرق در فعالیت و جنبوجوش بود. سربازان در حال نرمش صبحگاهی بودند. مردم با پای پیاده یا بوسیله دوچرخه در حال تردد بودند. آن دسته از کسانی که به محل انفجار نزدیکتر بودند، در دم کشته شدند و اجسادشان از شدت سوختگی جزغاله شده بود. شدت شعلههای آتش حاصل از انفجار تا حدی بود که پرندههای در حال پرواز در ارتفاع متوسط در آتش سوختند. بازماندگان حمله هیروشیما که در نزدیکی محل انفجار حضور داشتند عموما نور حاصل از این انفجار را کورکننده و همراه با یک موج گرمای ناگهانی و طاقتفرسا توصیف کردند (تاثیرات تشعشعات مواد رادیواکتیو معمولا بلافاصله ظاهر نمیشوند). موج انفجار تقریبا بلافاصله افرادی را که در نزدیکی محل انفجار در داخل خانههایشان بودند تحت تاثیر قرار داد و اغلب آنها را به زمین کوبید. آنهایی که در خانههایشان بودند از سوختگیهای ناشی از تشعشعات اتمی در امان ماندند. شیشههای تمام پنجرهها خرد شده، تمام ساختمانها به جز آنهایی که بسیار مستحکم بودند، فرو ریختند. شدت انفجار تا حدی بود که یک پسربچه در حال فرو ریختن خانهاش از پنجرهها به وسط خیابان پرتاب شد. ظرف چند دقیقه از هر 10 نفری که در محدوده نیم مایلی یا کمتر محل انفجار حضور داشتند 9 تن کشته شدند. افرادی که از محل انفجار دورتر بودند ابتدا یک نور و حرارت شدید و سپس یک غرش کرکننده و موج انفجار شدید را تجربه کردند. تقریبا تمام ساختمانهایی که در محدوده نیم مایلی محل انفجار بودند ویران و تمام ساختمانها در فاصله 3 مایلی تخریب شدند. تنها کمتر از 10 درصد از ساختمانهای شهر بدون آسیب باقی ماندند و موج انفجار شیشههای تمام ساختمانها در محدوده 12 مایلی را خرد کرد.
مشترکترین واکنش اولیه مردمی که حتی چندین مایل آن طرفتر از محل انفجار، در خانههایشان بودند، این بود که گمان کردند خانهشان به طور مستقیم هدف یک بمب قرار گرفته است.
گروههای ویژه امداد و نجات اندکی بعد کار خود را شروع کردند ولی تقریبا نیمی از جمعیت شهر کشته یا زخمی شده بودند. مناطقی که به بیشترین حد تحت تاثیر انفجار قرار گرفته بودند تقریبا هیچکس از جراحات جدی در امان نمانده بود. حریقهای کوچک بیشماری که به طور همزمان سرتاسر شهر را فرا گرفته بود به سرعت ادغام شده و به یک توفان بزرگ آتش تبدیل شد که باعث ایجاد بادهای به شدت سهمگین که به سمت مرکز آتش در حرکت بودند، شد.
حریق ایجاد شده در نهایت 4/4 مایل مربع از شهر را در بر گرفت و در پی آن تمام افرادی که در نخستین دقایق پس از حمله فرار نکرده بودند، کشته شدند.
نتایج یک مطالعه روی قربانیان حمله اتمی به هیروشیما نشان داد که کمتر از 4/5 درصد بازماندگان این حمله دچار شکستگی پا شدند. این جراحات چندان عجیب و غیرعادی نبودند و تنها باعث شدند آنهایی که توان راه رفتن نداشتند گرفتار حریق شدند.
حیرت پس از انفجار
حتی پس از فروکش کردن شعلههای حریق نیز امداد و نجات از خارج به کندی صورت میگرفت. دولت ژاپن تا ساعاتی پس از حمله حتی مطمئن نبود چه اتفاقی رخ داده است. ارتباطات رادیویی و تلگرافی با هیروشیما ناگهان در ساعت 8:16 صبح (یک دقیقه پس از حمله) قطع شد و گزارشات مبهم حاکی از بروز نوعی انفجار در هیروشیما شروع به منتشر شدن کرد ولی فرماندهی کل ارتش ژاپن متوجه شد که هیچگونه حمله هوایی در مقیاس وسیع در هیروشیما رخ نداده یا هیچگونه ذخایر عظیم مواد منفجره در آنجا وجود نداشته است. در نهایت یک افسر ژاپنی به هیروشیما اعزام شد تا با هواپیما از بالا اوضاع شهر را بررسی کند و هنگامی که وی هنوز در حدود 100 مایلی هیروشیما بود گزارش داد که توده عظیمی از دود و غبار شهر را فرا گرفته است. اولین تایید آنچه که دقیقا رخ داده تنها 16 ساعت پس از حمله صورت گرفت و آمریکا اعلام کرد که هیروشیما را بمباران اتمی کرده است. نهایتا امدادگران از خارج شهر وارد هیروشیما شدند و اوضاع را به طریقی ثبات بخشیدند. چند روز بعد از حمله، پزشکان اولین علایم اشعهزدگی را در میان بازماندگان تشخیص دادند. آمار این بیماری به سرعت شروع به بالا رفتن کرد به طوری که آن دسته از کسانی که به نظر میرسید در حال بهبودی هستند مجددا دچار این بیماری جدید عجیب شدند.
هیچ کس به طور قطع نمیداند که در نتیجه حمله آمریکا به هیروشیما چند تن کشته شدند اما به طور میانگین 140 هزار نفر در این انفجار یا به دلیل تبعات آن کشته شدند.
انفجار اولیه، گرما و حرارت و تاثیرات ناشی از تشعشعات رادیواکتیو، احتمالا به کشته شدن 70 هزار تن انجامید. در پایان سال 1945 به دلیل تاثیرات باقیمانده ناشی از باران رادیواکتیو و دیگر تبعات، تلفات حمله اتمی به هیروشیما به حدود 100 هزار تن رسید. به دلیل بروز سرطانها و دیگر اثرات بلندمدت مواد رادیواکتیو مجموع تلفات 5 ساله این حمله حتی براساس برخی برآوردها به 200 هزار تن رسید.
سه روز پس از انفجار اتمی هیروشیما آمریکا یک حمله اتمی بزرگتر را در تاریخ 9 اوت 1945 علیه شهر ناکازاکی ترتیب داد. بمب پلوتونیوم که بر سر مردم این شهر رها شد "مرد چاق" (Fatman) نام داشت که تقریبا 4/50 کیلوگرم وزن داشت.
از آنجا که شهر ناکازاکی در میان کوهستان احاطه شده میزان ویرانیها به حدود 6/2 مایل مربع محدود شد. در این حمله حدود 74 هزار تن کشته و همین مقدار زخمی شدند.
دو بمباران اتمی و اعلام جنگ شوروی سابق علیه ژاپن در هشت اوت 1945 سرانجام هیچ راه چارهای برای این کشور باقی نگذاشت و ژاپن در 14 اوت 1945 در جنگ جهانی تسلیم نیروهای متفقین شد.