تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۲  ، 
کد خبر : ۴۸۹۰۵

ایران، ژئوپلیتیک بی‌همتا و ناکامی ایالات متحده

سیدعباس احمدی مقدمه: مطرح شدن مساله هسته‌ای ایران در سالهای اخیر در محافل سیاسی و موضع‌گیری‌ها و اقدامات مناسب ایران، بار دیگر واکنش غیراصولی ایالات متحده را برانگیخته است. به نظر می‌رسد که این کشور همچنان درباره مسائل ایران حساسیت بالایی به خرج می‌دهد و بر اشتباهات خود در عرصه جهانی و در برخورد نادرست خود با واقعیت‌های انکارناپذیر سایر کشورها اصرار می‌ورزد. هر چند مقامات سیاسی ایران مرتبا بر ماهیت صلح‌آمیز و جنبه علمی و غیرنظامی فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان تاکید نموده ولی در عین حال ایالات متحده مایل است تا از این اقدام ایران حداکثر استفاده را برای شکل دادن به ائتلاف جهانی بر علیه ایران ببرد و به این خاطر گاه از سیاست قدیمی تحریم سخن به میان می‌آورد. البته کشورها در انتخاب استراتژیهای سیاست خارجی خود آزادی عمل دارند و می‌توانند به دلخواه عمل نمایند. اما تعجب‌انگیز است کشوری که ادعای ابرقدرتی دارد و می‌خواهد رهبری جامعه جهانی را بر عهده داشته باشد پس از گذشت 29 سال دگرگونی سیاسی در یک کشور نتواند سیاست خارجی مشخصی در قبال آن داشته باشد. تا جائیکه بسیاری از دانشگاهیان و کارشناسان در داخل ایالات متحده از اشتباه و غیراصولی بودن سیاست‌های آمریکا در قبال ایران سخن به میان می‌آوردند و دلسوزانه دولت این کشور را به در نظر گرفتن برخی واقعیت‌های آشکار در موقعیت کشورها و شرایط جهانی ترغیب می‌نمایند. در این نوشتار به طور بسیار مختصر به برخی واقعیت‌های ایران کنونی اشاره خواهیم کرد و سپس به این سوال پاسخ خواهیم داد که آیا اتخاذ استراتژی‌های سنتی ایالات متحده در برابر ایران نظیر پی‌گیری "سیاست تحریم" در دنیای امروزی و شرایط کنونی می‌تواند اقدامی موثر واقع شود و در راستای منافع ملی آن کشور تلقی شود؟

موقعیت‌های ایران

1- هارتلند نو؛ به اعتقاد صاحبنظران، خلیج‌فارس و دریای خزر، به عنوان دو منطقه اصلی برآورنده نیاز روزافزون انرژی جهان در قرن بیست‌ویکم، برای جهان غرب اهمیت فراوانی دارد. منابع نفتی دریای خزر، تا 200 میلیارد بشکه تخمین زده شده است؛ در حالی که کمپانیهای فعال در منطقه روی میانگین 90 میلیارد بشکه حساب می‌کنند که به میزان منابع نفتی کشف شده ایران نزدیک است. از طرفی، تنها دو کشور خزری ایران و روسیه، حدود %70 منابع شناخته شده گاز طبیعی جهان را در اختیار دارند. قابلیت افزایش تولید نفت حوزه خلیج‌فارس نیز از %31 کل نفت جهان در سال 2002 به %36 در سال 2020 وجود دارد.

این واقعیتها باعث شد تا دانشمند خبره آمریکایی، پرفسور "جفری کمپ" در نوشتهای که در سال 1997 منتشر کرد، مجموعه سرزمین‌های دربرگیرنده خلیج‌فارس و دریای خزر را "بیضی استراتژیک انرژی" نام دهد. دو منطقه‌ای که سرزمین‌های ایرانی را در میان خود دارند و ایران چون پلی استراتژیک این دو منبع انرژی جهان را به هم پیوند می‌دهد. چنین به نظر می‌رسد که کشورهای غربی بویژه ایالات متحده رفته‌رفته باید با این واقعیت ژئوپلیتیک کنار آیند که نه‌ تنها هارتلند به دنیای مطالعات ژئوپلیتیک بازگشته است، بلکه از محل قدیمی خود به سوی جنوب حرکت کرده و در میان دو دریای خزر و خلیج‌فارس جای گرفته است،‌ آنگونه که ایران در قلب این هارتلند جدید قرار می‌گیرد.

2- ایران شیعه، مرکزی در میان پیرامونی‌ها؛ امروزه در بحث سیاسی خارجی کشورها یافتن متغیرهایی که هم جنبه ژئوپلیتیک داشته باشند و هم حوزه نفوذ کشور را در خارج از مرزهای جغرافیایی آن گسترش دهند، حائز اهمیت بالایی است. سیاستمداران و سیاستگزاران حوزه سیاست خارجی در کشورها حتی گاهی سعی می‌کنند تا با بزرگنمایی برخی متغیرها جایگاه خود را در میان حوزه‌های پیرامون به صورت محور تعریف نموده و مشخص سازند. آنان با فرصت‌سازی برای خود پیرامونی‌هایی را در نظر می‌گیرند که با آنها همسو بوده و موقعیت کشور را در بیرون مرزها ارتقا دهند. کشور ترکیه به عنوان مثال، با تاکید بر اشتراک در زبان ترکی، سراسر حوزه آسیای مرکزی و قفقاز را حوزه ژئوپلیتیک خود فرض می‌کند.

در مورد ایران اما چنین به نظر می‌رسد که تاکنون نه‌تنها از طرف مقامات و صاحبنظران ایرانی بزرگنمایی صورت نگرفته بلکه در بیشتر موارد حتی از واقعیت‌های جغرافیایی موجود نیز صرف‌نظر شده و یا مورد توجه ویژه قرار نگرفته است. ایران هفتاد میلیونی با اکثریت نود درصدی شیعه، بدون تردید در مرکز ژئوپلیتیک شیعیان قرار گرفته است. با توجه به اینکه نزدیک به 150 میلیون شیعه در کشورهای گوناگون دنیا بویژه در خاورمیانه زندگی می‌کنند، می‌توان گفت که نیمی از این تعداد در داخل مرزهای کنونی ایران هستند. عده فراوان دیگری نیز که اکنون گروههای شیعه کشورهای همسایه ایران را شکل می‌دهند، در بیشتر دورانهای تاریخی در قلمرو امپراتوری ایران قرار داشته و اشتراکات تاریخی، فرهنگی و اجتماعی زیادی با ایران دارند.

به گونه قابل توجهی، کشورهای اطراف ایران، نظیر جمهوری آذربایجان، بحرین، عراق، افغانستان، لبنان، عربستان و... دارای جمعیت‌های شیعه هستند و از این جهت ایران با داشتن موقعیت محوری، مرکزی در میان پیرامونی‌های خود محسوب می‌شود. به این ترتیب ژرفای ژئوپلیتیک ایران به مراتب فراتر از مرزهای کنونی آن گسترش می‌یابد و بسیاری از حوزه‌های پیرامونی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

البته تا زمانی نزدیک به زمان ما، پدیده شیعه از جنبه ژئوپلیتیک والایی برخوردار نبوده و مورد توجه ویژه‌ای قرار نداشته است. به قول "گراهام فولر" شگفت‌آور و در عین حال طبیعی است که درباره سیاست خارجی ایران در خلیج‌فارس کتابی در سال 1972 یعنی هفت سال قبل از انقلاب اسلامی، توسط پژوهشگری سرشناس منتشر شود و در آن واژه "شیعه" حتی در نمایه کتاب نیز نیاید.

بدون شک، این وقوع انقلاب اسلامی بود که چشم‌انداز سیاسی ایرانیان را نسبت به اجتماعات شیعه در خلیج‌فارس عمیقا تغییر داد. در پی این اتفاق مهم نه‌ تنها گروههای مختلف شیعه دوباره خود را باز یافتند، بلکه در راه دستیابی به حقوق فراموش شده خویش امیدوارانه به تکاپو افتادند. اکنون "شیعه" به عنوان امتیازی بسیار ویژه و جالب در اختیار ایران است که باید در تدوین سیاست خارجی مورد توجه قرار گیرد.

3- امکان میدان‌داری ایران؛ آیا ایران کشوری منفعل است؟ آیا ایران فرصت‌هایی برای برقراری موازنه ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک در رویارویی با قدرت‌های بزرگ در اختیار ندارد؟ به‌ گونه‌ای استثنایی امکانات و شرایط ایران موقعیتی را ارائه می‌دهد که جایگاه این کشور را در برابر تهدیدات بهبود می‌بخشد.

مهمترین ابتکاری که ایران می‌تواند در راستای این هدف به کار گیرد، تلاش برای تبدیل جغرافیای استثنایی ایران به یک قدرت سیاسی ـ ژئوپلیتیک بسیار مهم، از راه درگیر کردن روسیه و کشورهای محاصره در خشکی منطقه قفقاز ـ خزر ـ آسیای مرکزی در بازرگانی بین‌المللی از راه خلیج‌فارس است. با دادن امتیاز استفاده مستقلانه به هر یک از این کشورها در یکی از بنادر ایران در خلیج فارس، در چهارچوب حاکمیت ملی و قوانین ایرانی، نه‌ تنها تهران پیروزمندانه خزر را به خلیج‌فارس مربوط می‌سازد، و نه‌ تنها کشورهای یاد شده را از دسترسی به دریای آزاد از راه ایران بهره‌مند می‌سازد، بلکه درگیری این کشورها در خلیج‌فارس، شمار کشورهای غیرعرب را بر شمار کشورهای عربی منطقه فزونی داده و هم‌آوایی‌های عربی- آمریکایی را در خلیج‌فارس تحت‌الشعاع قرار خواهد داد و ژئوپلیتیک آمریکایی عبور لوله‌های نفتی و گازی خزر را از راهی جز ایران بی‌اثر خواهد ساخت. اجرای مهارت‌آمیز و بی‌سروصدای چنین طرحی، نقش‌آفرینی ژئوپلیتیک ایران را در هر دو منطقه شمالی و جنوبیش تا آن اندازه قدرتمند خواهد ساخت که طرح‌های آمریکایی محاصره اقتصادی ـ استراتژیک ایران را خنثی خواهد کرد. اجرای مهارت‌آمیز چنین طرحی همزمان با تلاش برای فعال‌تر ساختن سیاست خارجی با کشورهای گوناگون، موازنه‌های ضروری را برقرار خواهد ساخت و در سایه این موازنه‌ها است که آسیب‌پذیری ملی در برابر دشمن خارجی محدود می‌شود. همچنین ایران باید تلاش کند مناسبات و همکاری‌های خود را در راستای ایجاد موازنه‌های ژئوپلیتیک و استراتژیک برای رویارویی با ستیزه‌های خارجی،‌ با قدرت‌های رقیب ایالات متحده نظیر روسیه، چین، اتحادیه اروپا و دیگران بیش از پیش گسترش دهد.

آیا تحریم اقدامی موثر است؟

اکنون برای هر صاحبنظری درک این نکته دشوار نیست که هر چه فشار تحریم اقتصادی در مورد کشوری بیشتر شود، حس اتکای به نفس و تلاش برای خودکفایی را در آن کشور بیشتر می‌کند. پی‌گیری چنین سیاستی در مورد یک کشور، هر چند در کوتاه‌مدت ممکن است مشکلاتی برای آن ایجاد نماید و شهروندان را تحت فشار قرار دهد، اما بدون شک در درازمدت نمی‌تواند اقدامی موثر باشد. برعکس توانایی‌ها و عملکردهای مختلف را در آن جامعه ارتقا خواهد بخشید و آنان را برای غلبه بر مشکلات و محدودیت‌ها مصمم‌تر خواهد ساخت. با این وجود در آغاز سده بیست‌ویکم و در جهانی که روزبه‌روز در جنبه‌های گوناگون، درهم آمیختگی بیشتری را تجربه می‌کند، جای تعجب است که برخی از سران ایالات متحده هنوز بر ایده سنتی تحریم ایران اصرار می‌ورزند و می‌خواهند از این طریق اهداف و منافع خود را تامین نمایند. البته بدیهی است که در حال حاضر طرح مساله تحریم اقتصادی بیشتر جنبه باج‌خواهی دارد. سیاستی کهنه و ناکارآمد که در نهایت به ناکامی ایالات متحده منجر خواهد شد. براساس این فرایند نادرست بود که "برژینسکی" و همکارانش در شورای روابط خارجی آمریکا، به بی‌تاثیر بودن تحریم‌های یک جانبه آمریکا علیه ایران اقرار کردند. آنان به درستی دریافتند که اتکای ایالات متحده بر تحریم‌های یک‌جانبه در رسیدن به اهداف اعلام شده خود مبنی بر تغییر عملکرد ایران ناموفق بوده است.

نتیجه

ایالات متحده از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی با هدف منحرف ساختن انقلاب و تامین منافع خود عکس‌العمل‌های مختلفی را در برابر ایران نشان داده است. دغدغه اصلی سیاستمداران این کشور همانا به زانو درآوردن جمهوری اسلامی و تسلط بر آن بوده تا از این طریق به اعاده حیثیت از دست رفته خویش بپردازد. مواردی نظیر حمله‌ی نظامی به ایران از طریق طبس، کودتای نوژه، تحریک عراق برای حمله به ایران، تحریم اقتصادی، استراتژی مهار، قرار دادن ایران در زمره کشورهای یاغی، محور شرارت و تبلیغ در جهت خطرناک بودن برنامه‌ هسته‌ای ایران جملگی نشان از این دارد که ایالات متحده هرگز دست از توطئه در مقابل ایران برنداشته است.

اکنون نیز ایالات متحده به بهانه غیرقانونی بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران، خودسرانه و بدون هیچ‌گونه مجوز بین‌المللی تصمیم گرفته ملت ایران را در محاصره اقتصادی قرار دهد و در این راستا با زور و تهدید از دیگر دولت‌ها نیز می‌خواهد در این محاصره شرکت کنند. این یک باج‌خواهی آشکار و خلاف اخلاق و اصول بین‌المللی است و مطمئناً از کارایی بالایی برخوردار نیست و در درازمدت نمی‌تواند در جهت منافع ملی ایالات متحده ارزیابی شود.

واضح است که امروزه هم شرایط جهانی و مقررات بین‌المللی به ایالات متحده اجازه پی‌گیری چنین سیاستی را در قبال ایران نمی‌دهد و هم ایران، در حال حاضر در شرایطی نیست که بتوان به دلخواه هر سیاست نادرستی را درباره آن اعمال کرد.

منابع در دفتر نشریه موجود است

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات