بسماللهالرحمنالرحیم
سفر رئیس جمهور به سوریه , نماد حمایت جمهوری اسلامی ایران از پایداری صلح و ثبات در منطقه خاورمیانه عربی بویژه سوریه و لبنان است .
این سفر در شرایط حساسی صورت گرفته و در عین حال که حمایت آشکار و موثری از بشار اسد , رئیس جمهور سوریه , خواهد بود , از این واقعیت نیز خبر میدهد که این منطقه از جهان اسلام و خاورمیانه عربی در آستانه تحولات مهمی قرار دارد. گفتگوهای دیک چنی , معاون رئیس جمهور آمریکا , با سران کشورهای عربستان , مصر و کویت در روزهای پایانی هفته گذشته نیز از همین واقعیت حکایت دارد.
طرح 7 ماده ای عربستان سعودی که عنوان «حل مناقشات سوریه و لبنان» را بر آن نهاده اند , یکی از نشانه های آشکار ملتهب شدن اوضاع منطقه در آینده ای نزدیک است . نفس مطرح شدن این نکته که سوریه و لبنان دچار مناقشه هستند و عربستان درصدد حل این مناقشات برآمده , با توجه به منافعی که عربستان در این منطقه دنبال می کند , سئوال برانگیز و بحران آفرین است . نکته ای که در این میان جای کنجکاوی دارد اینست که عربستان از یکطرف آشکارا اعلام می کند دولت سوریه باید با گروه تحقیق سازمان ملل درباره قتل رفیق حریری همانگونه که آمریکا میخواهد همکاری کند و از طرف دیگر برای حل مناقشات میان سوریه و لبنان طرح ارائه میدهد. کار اول به معنای دامن زدن به مناقشه است و کار دوم به معنای اعلام وجود مناقشه . مذاکرات «دیک چنی» با سران عربستان و مصر نیز با هدف دامن زدن به همین مناقشه و وارد کردن فشار بر دولت سوریه است . آمریکا منافع نامشروع خود را فقط در فضای ملتهب و متشنج منطقه میتواند به چنگ آورد.
پشت پرده این تحرکات , اهداف استعماری آمریکا برای هموار ساختن راه تحقق طرح «خاورمیانه بزرگ» قرار دارد. ماجرای قتل رفیق حریری اصولا با این هدف به راه افتاده که آمریکا بتواند رسما در سوریه و لبنان دخالت کند و حداقل چهار خواسته دیرینه خود را تحقق بخشد و از این طریق یک گام به اجرائی شدن طرح استعماری «خاورمیانه بزرگ» نزدیک تر شود. این چهار خواسته عبارتند از :
1 ـ ایجاد بحران در روابط سوریه و لبنان
2 ـ خلع سلاح حزب الله لبنان
3 ـ تغییر یا تسلیم ساختن حاکمیت سوریه
4 ـ حل مشکلات رژیم صهیونیستی در بیرون مرزها
دولت عربستان سعودی که با از دست دادن «رفیق حریری» هم پیمان قوی خود در لبنان و مواجه شدن با مشکلات جدی در عراق از رهگذر انتخابات مجلس این کشور , اکنون دست خود را در بخش های عمده ای از منطقه خالی می بیند , همراهی با اهداف آمریکا در سوریه و لبنان را به نفع خود میداند. ناکامی دولت عربستان در همواره ساختن راه به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی به بهانه عقب نشینی از غزه , که یکی از اهداف مهم اجلاس فوق العاده سازمان کنفرانس اسلامی در مکه بود ولی با اظهارات ضد صهیونیستی رئیس جمهوری اسلامی ایران در مصاحبه مکه خنثی شد , نیز عامل دیگری است که سعودی ها را به پیگیری هرچه بیشتر اهدافشان در سوریه و لبنان تشویق می کند. رئیس رژیم مصر نیز علاوه بر آنکه موظف است با اهداف آمریکا در منطقه همراهی کند , قدرتمند بودن حزب الله لبنان و پا برجا بودن جبهه مقاومت ضد صهیونیستی در مرزهای لبنان و سوریه با فلسطین اشغالی را به نفع خود نمیداند.
در این میان , جمهوری اسلامی ایران به دلایل مختلف , از جمله داشتن روابط استراتژیک با سوریه و لبنان , همفکری با حزب الله لبنان , مخالفت باطرح آمریکائی ـ استعماری «خاورمیانه بزرگ» و اعتقاد به ضرورت تقویت جبهه مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی در منطقه , لازم است تحرکات جدی , همه جانبه و موثری برای تقویت دولت سوریه , تحکیم روابط سوریه و لبنان و حمایت از حزب الله لبنان داشته باشد. سفر آقای احمدی نژادرئیس جمهوری اسلامی ایران به سوریه یکی از اقدامات موثری است که در چارچوب همین تحرکات صورت گرفته است .
جمهوری اسلامی ایران , باید تحولات سوریه و لبنان را با هوشیاری و حساسیت بالا دنبال کند و با اقدامات همه جانبه , مانع تحقق توطئه آمریکا در منطقه شود. روابط ایران و عربستان نیز میتواند زمینه مناسبی برای رایزنی دو کشور جهت تصحیح سیاست عربستان در منطقه باشد. دولتمردان سعودی باید این واقعیت را دریابند که افزایش نفوذ آمریکا در منطقه به زیان همه دولت ها و ملت های منطقه است . آمریکا در چارچوب طرح «خاورمیانه بزرگ» حتی به عربستان نیز رحم نخواهد کرد و ایجاد تغییرات وسیع در حاکمیت عربستان نیز بخشی از اهداف آمریکا در چارچوب این طرح است . بنابر این , مصلحت عربستان نیز در اینست که با آمریکا در توطئه ای که در لبنان و سوریه دردست اجرا دارد همراهی نکند. ثبات منطقه به نفع همه دولت ها و ملت هاست و هیچکس نباید اجازه دهد منطقه به خواست آمریکا به طرف بحران به پیش برود.