تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۵  ، 
کد خبر : ۴۸۹۴۵

تحکیم اقتدار منطقه‌ای ایران


فرهاد مهدوی
ایران روزبه روز قدرتمندتر می شود و به قول «فرد هالیدی» ایران به جایگاهی از قدرت رسیده است که می توان نام «قدرت بدون جایگزین منطقه» را برآن نهاد. وی همچنین معتقد است که آمریکا هزینه اشغالگری عراق را پذیرفته است. اما ایران در آنجا حکومت می کند (پایگاه واشنگتن پریزم).
منابع قدرت منطقه ای ایران که آمریکایی ها به آن اشاره می کنند عبارتند از:
1 ـ قدرت اقناعی ایران در مقابل پروپاگاندای رسانه‌های غربی:
بعد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران , یکی از اساتید ارتباطات دانشگاههای آمریکا به نام مجید تهرانیان که از طرفداران سلطه رسانه ای است , اعتراف کرد که «منبر بر تلویزیون پیروز شد». منظور وی از تلویزیون ; پدرسالار رسانه ها بود. وی گفت: این انقلاب در 27 سال قبل هم با همین رسانه پیروز شده بود. پیروزی منبر یعنی پیروزی تفکر اسلامیت و اعتقادات مذهبی بر جریان سازی های کاذب رسانه ای , این درحالی بود که جریان امپریالیسم رسانه ای با مدیریت پنتاگون , سازمان سیا و وزارت خارجه و) تلاشهای سازماندهی شده ای به نام bbc «شبکه سخن پراکنی دولتی» («دیپلماسی عمومی» را برای ترمیم وجهه آمریکا آغاز کرده بودند. آنها در طرح خود حتی از انتشار هفته نامه های محلی و شهرستانی نیز به عنوان ابزار تغییر وجهه نامطلوب آمریکا نام برده بودند.
2 ـ تحکیم اقتدار سیاسی ایران در منطقه:
درسطح منطقه ای , ایران درطول یک سال گذشته شاهد سه پیروزی انتخاباتی بود.
الف) درافغانستان قانون اساسی «جمهوری اسلامی افغانستان» تصویب شد , در انتخابات پارلمانی همین کشور گروههای طرفدار ایران باکسب 70 درصد کرسی ها , درانتخابات پیروز شدند.
ب) حزب الله لبنان درانتخابات تیرماه , 14 کرسی پارلمان لبنان را به طور خیره کننده ای از آن خود کرد. این در حالی بود که آمریکا منتظر عدم استقبال مردم از این حزب بود تا درچارچوب قطعنامه 1559 حزب الله را از صحنه سیاسی و نظامی لبنان و منطقه حذف کند.
ج) دولت عراق پیش نویس قانون اساسی را تنظیم کرد و به رفراندوم گذاشت و با اکثریت آرا به تصویب رسید. در قانون اساسی عراق بر حقوق شیعیان و دین اسلام تاکید شده است و آنان را درجایگاهی قرارداده که درتاریخ عراق بی سابقه است.
برخی از دولتهای عربی مثل اردن از این تحولات پارلمانی به عنوان «هلال شیعی» یاد کردند و آن را موجب قدرت گرفتن ایران در منطقه دانستند. در این زمینه «ریچارد کلارک» رئیس سابق مبارزه با تروریسم در دولت های کلینتون و بوش می گوید:
«اقدامات آمریکا پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر موجب تحکیم موقعیت ایران شده است.» وی می افزاید: «ایران به اهداف دهه 80 خود که شامل خلع صدام حسین از قدرت , کسب حقوق سیاسی برای اکثریت شیعه عراق و دسترسی آزاد به اماکن مقدس شیعیان در کربلا و نجف بود , نایل شده است.» (روزنامه یو.اس.ای.تودی) پایگاه اینترنتی اسپرسو چاپ ایتالیا هم در مطلبی در مورد جایگاه منطقه ای ایران می نویسد: «احمدی نژاد در مسیر دست یافتن به موقعیت هدایت کننده خاورمیانه و قسمتی از عربستان است. تهران فهمیده است که دشمن تاریخی اش یعنی آمریکا توان مخالفت با حرکات ایران درسطح منطقه را ندارد. فی الواقع حضور ایران در عراق آنچنان مستحکم است که وزیرخارجه ایران در واکنش به پیشنهاد وزارت خارجه آمریکا مبنی بر نشستن برسرمیز مذاکره و بحث در مورد چگونگی ورود اسلحه و نیرو , با یک جواب منفی و خشک , موضع خود را مشخص می کند. این نشریه ایتالیایی می نویسد:
«مواضع احمدی نژاد کشورهای اردن و مصر را که رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخته اند , با مشکل دیپلماتیک مواجه ساخته است. زیرا گروههای اسلامی در این شرایط ازهر فرصتی برای معرفی دولتهایشان به عنوان نوکران آمریکا و اسراییل استفاده می کنند.»
3) افزایش توان دفاعی و تهاجمی ایران:
اگر چه به ظاهر کشورهای اطراف ما توسط نیروهای آمریکا اشغال سیاسی یا نظامی شده اند. اما به اعتقاد تحلیلگران طرفدار آمریکا این سبب نمی شود که آسیب پذیری ایران نیز افزایش یافته باشد.
پایگاه اطلاع رسانی SouthAsiaAnalysisGroup درمطلبی با عنوان «برخورد سیاسی ـ استراتژیک به جای حمله نظامی» می نویسد: «آمریکا برای دستیابی به اهدافش علیه ایران فقط دو گزینه نظامی دارد:
الف) جنگ محدود ب) جنگ واقعی متعارف
جنگ محدود: این جنگ فقط برای دست یابی به اهداف. محدود استراتژیک انجام می شود. دراین حالت توان هسته ای ایران نابود شده و زرادخانه موشکی و قوای دریایی کاهش می یابد. اگر چه آمریکا می تواند با موفقیت به هردوی این اهداف دست یابد , اما عواقب و پیامدهای زیر را به دنبال خواهد داشت:
با این حملات نمی توان حکومت را تغییر داد.
تاسیسات هسته ای ایران آن قدر پراکنده و به شدت حفاظت شده است که نابودی کامل آن ممکن نیست و اگرهم تخریب شوند دوباره ساخته می شوند.
درپی این حملات , ناامنی تنگه هرمز و فعالیت علیه تاسیسات تولید نفت عربستان و عراق از گزینه های ممکن خواهد بود.
ناامنی و بی ثباتی در خلیج فارس , کشورهای متحد آمریکا و میزبان نیروهای نظامی این کشور را با مشکلات بسیاری روبه رو می کند.
جنگ متعارف: جنگ متعارف از پیشنهادات تندروهای آمریکا است. اما نکته این جاست که آمریکا نیروی انسانی لازم برای چنین جنگ گسترده ای را ندارد در چنین جنگی آمریکا از حمایت کشورهای اسلامی غرب آسیا محروم است. همچنین باتلاق عراق عاملی بازدارنده برای هرگونه ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران است.
این پایگاه در انتهای تحلیل خود , چنین نتیجه گیری می کند:
«برنامه هسته ای ایران از حمایت قابل توجه ایرانی ها برخوردار است به خصوص اکنون که حکومتی مذهبی روی کار آمده است و چه بعدها که ممکن است حکومتی دیگر روی کار بیاید , ادامه دشمنی با این برنامه باعث می شود که ایرانی ها فکر کنند تنها راه بازدارندگی موثر در مقابل تهدیدات نظامی آمریکا , «دست یابی به بمب اتم» است.
باتوجه به همه اینها , آمریکا نباید انتظار داشته باشد که مدل برزیل یا آفریقای جنوبی در برنامه هسته ای ایران صدق کند و به این ترتیب آمریکا در انتخاب رویکرد مناسب درمقابل ایران در ابهام به سرمی برد.»
این پایگاه اطلاع رسانی به آمریکا توصیه کرده است که ایران تهدید سیاسی استراتژیک است و نه نظامی , پس باید آمریکا منافع امنیتی خود را در خلیج فارس با ایران متوازن کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات