نگاهی نو به مصادیق شهید و شهادت و چند پیشنهاد کاربردی به قلم سردار باقرزاده رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
1) بدنبال حادثه اخیر و برخورد بنیاد شهید و امور ایثارگران در عدم تمکین اولیه نسبت به پذیرش نظرات کارشناسی نیروهای مسلح و شهید تلقی نمودن شهدای سانحه هوایی , موجب گردید تا علل این حادثه از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار گیرد. بدون تردید یکی از عمده عواملی که موجب گردید تا بنیاد شهید در این زمینه مقاومتهایی از خود نشان دهد , همانا دغدغه آن نهاد در مورد ضرورت حفظ قداست واژه «شهید» و «شهادت» است که در جایگاه خاص خود , ارزشمند است ; لاکن این نگاه که یک نگاه انقباضی است نه تنها موجب ترویج فرهنگ ایثار و شهادت نمیشود , بلکه آسیبهایی را بدنبال دارد که در سطور ذیل بدان اشاره خواهد شد.
2) نگاه انقباضی به مقوله شهادت , موجب میگردد تا طیف وسیعی از افرادی که در شرایط خاصی , ایثارگرانه جان خود را فدا میکنند از شمول شهدا خارج شوند; اگرچه مستفاد از روایات که در منابع اسلامی است افراد موصوف از ثواب شهدا بهره مند میگردند. نقل شده است هنگامی که رسول خدا(ص) به همراه اصحابش به عیادت عبدالله بن رواحه رفته بودند , چنین فرمودند:
«شهید امت من کیست اصحاب عرض کردند: همان کسی نیست که در راه خدا میجنگد و به دشمن پشت نمیکند تا کشته شود رسول خدا(ص) فرمود: در این صورت شهدای امت من اندکند! شهید کسی است که شما گفتید و نیز کسی که بر اثر طاعون درگذرد و کسی که بر اثر قولنج بمیرد و کسی که زیر آوار رود یا غرق شود و زنی که جمعا بمیرد.
عرض کردند:
ای رسول خدا(ص) یعنی چه جمعا بمیرد فرمود: بچه اش در شکم او گیر کند.»
(میزان الحکمه ج 6 ـ حدیث 9800)
3) آنچه که مسلم است مستفاد از آیه شریفه «اولئک یوتون اجرهم مرتین بما صبروا» (سوره قصص آیه 54) خدای متعال دو نوع پاداش برای کسانیکه اهل صبر میباشند درنظر گرفته است که این دو نوع اجر , بر طبق معارف اسلامی ثوابهای قراردادی و تفضلی میباشند , منظور از ثوابهای قراردادی , ثوابهایی است که مابه اذای مشخصی دارد. بعنوان مثال: در مورد شهیدان سرافراز در روایت چنین آمده است که خداوند به شهید , هفت خصلت عطا میفرماید.
اول: با اولین قطره خونش , گناهانش آمرزیده است.
دوم: در وقت جان دادن سرش روی دامان دو حورالعین قرار میگیرد و آنها گرد و غبار از صورت شهید پاک میکنند و میگویند: آفرین بر توای شهید. او هم متقابلا درود میفرستد بر آنها.
سوم: بدن شهید با لباسهای بهشتی پوشیده میشود.
چهارم: دربانان بهشت با عطر و گلاب بسوی استقبال روح شهید میشتابند و برای گرفتن روحش از یکدیگر سبقت میگیرند.
پنجم: شهید جایگاه خود را در بهشت میبیند.
ششم: به شهید گفته میشود: بشتاب بسوی بهشت و در آن فضای رحمت الهی هرجا که میخواهی برو.
هفتم: شهید نگاه میکند به وجه الله و به لقاالله میپیوندد و روحش از هر رنج و دردی راحت میشود و در جوار رحمت خدا میآساید.
اینها همه پاداش قراردادی کسانی است که به شهادت میرسند. اما نقطه مقابل این ثواب , ثوابهای تفضلی است که سر منشا آن فیاض علی الاطلاق است و حد و اندازه ای نمیتوان برای آن متصور شد. بر همین اساس , مفسرین در مقام تفسیر کلمه «بغیر حساب» در آیه شریفه:
«انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب»
(سوره زمر آیه 10)
اینگونه فرمودهاند. نخست آنکه: عده ای برآنند که منظور از «بغیر حساب» یعنی: پاداش کسانیکه اهل صبرند آنقدر زیاد است که اینگونه افراد در قیامت بدون هیچگونه حساب و کتابی وارد بهشت میشوند. و عدهای دیگر از مفسرین معتقدند منظور از کلمه «بغیر حساب» یعنی: پاداش فراوانی که نمیتوان آنرا محاسبه کرد.
اکنون با در نظرگرفتن روایت ذیل که میفرماید:
«من ابتلی من المومنین ببلا فصبر علیه کان له مثل اجر الف شهید»
(بحارالانوار ج 68 صفحه 78)
یعنی اگر کسی از مومنین ببلائی مبتلا شود و بر آن بلا صبر کند پاداش هزار شهید را خواهد داشت. این سئوال مطرح است براستی این چه اجری است که معادل پاداش هزار شهید است مگر شهیدان خود اهل صبر نبوده اند بی گمان پاسخ اینگونه است که شهیدان همگی اهل صبر بودهاند. مراد از ثواب و اجر در اینجا , همانا ثواب استحقاقی یا اجر قراردادی هزار شهید است والا اجر تفضلی شهدا را کسی نمیتواند محاسبه کند.
با این مقدمات یک مفهوم کلی تری بدست میآید و آن این است که:
آیا نمیتوان با نگاه حکومتی , کسانی را که در حوادثی غیر از آنچه تاکنون در قوانین شناخته شده است , کشته میشوند را شهید محسوب نمود؟
آیا برداشتهایی که تاکنون از روایات صورت گرفته است بیشتر از دیدگاه فردی نبوده است آیا غیر از آن است که تاکنون به مسئله از نگاه حکومتی پرداخته نشده است؟!
راقم سطور بر این عقیده است:
از آنجایی که شیعه در طول 1400 سال و به جز دوران مختصر حکومت امیرالمومنین علی (ع) و تا قبل از تشکیل نظام جمهوری اسلامی ایران هیچگاه فرصت حکومت پیدا نکرده است , طبعا روایات با نگاه اعمال فردی و عبادی مورد بحث و بررسی و تجزیه و تحلیل و استناد قرار گرفته است و کمتر فقیهی را میتوان سراغ گرفت که با مذاق حکومتی , روایات را ارزیابی و تحلیل کرده باشد.
تردیدی نداریم که پس از برپایی نظام مقدس ج.ا.ا اندیشه های تابناک فقهای بزرگوار ما بویژه امام راحل و بدنبال ایشان ذهن فضلای جوان حوزه های علمیه به این مهم معطوف گردیده که روایات اهل بیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم اجمعین) باید از منظر حکومتی مورد بررسی قرار گیرند.
این مبحث در حقیقت دریچه ای است بسوی فضایی که پس از انقلاب اسلامی کمتر مورد توجه قرارگرفته است. برجستگی و فرازمندی شهیدان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس آنچنان قله ای را به نمایش گذاشت که دامنه ها کمتر در چشمها ظهور و بروز میکند. از این رو حوادثی که میتوانست به نوعی در اعداد مصادیق شهید و شهادت قرار گیرد به شدت محدود و منحصر در عناوین خاصی که مرتبط با جبهه و جنگ بوده است , انتخاب شده است. درحالیکه میدانیم اگر روایات مربوط به دسته بندی شهدا را با نگاه حکومتی و اداره نظام اسلامی و مدیریت کلان و راهبردی مورد توجه و مداقه قرار دهیم , بخوبی درمییابیم که وصول به جایگاه رفیع ایثار و شهادت چندان دشوار و دست نایافتنی نمیباشد. شاید الزامات قانونی و محدودیت منابع مالی مانع از آن شده است تا حقایق معارف اسلامی بخوبی تبیین و شناسانده شود.
زدودن گردوغبار جمود و برطرف کردن حجابهای خودگرایی از روی رهنمودهای راهگشای اسلام عزیز امروز تکلیفی است بزرگ که بر شانه های همه اندیشمندان و صاحبنظران بویژه حوزه های علمیه و بدنبال آن قانونگذاران و کارگزاران نظام اسلامی سنگینی میکند.
استنباط نویسنده برآن است اغلب روایاتی که در آن پیرامون مصادیق شهادت سخن گفته شده بنوعی در عرصه قانونگذاری (معاملات) کاربرد دارد. لذا با کاربردی نمودن آن روایات , افقهای جدیدی گشوده میشود و جامعه اسلامی در مسیر تکامل و پویایی و پیمودن راه قله ایثار , راسخ تر حرکت خواهد کرد و آثار آن در مدیریت عمومی کشور و نهادینه کردن فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه و مآلا بها دادن به فداکاری کارکنان خدوم , چشمگیرتر خواهد شد.
قرارگرفتن در مسیر ایثار به مثابه تمرینی است که آحاد جامعه میتوانند با فراگیری نمونه های کوچکتری از ایثار , خود را به اوج مکارم اخلاقی , نزدیک سازند. این مفهوم که الزاما ایثار یعنی «کشته شدن در جنگ» تعبیر درستی به نظر نمیرسد. انسانها آندم که خود را در راه انجام تکالیف الهی نادیده بگیرند , ایثارگرند. اگرچه میدان خطر و فداکاری که برای آنان مهیا میشود , منطقه و نقطه ای غیر از جبهه و جنگ باشد.
براین اساس بعد از شهادت در جبهه های جنگ و معرکه که نوعا برای دفاع از کیان اسلام و مسلمین و نقطه تمرکز قوا و کانون انرژی متراکم جهان اسلام و یا پایگاه قدرت کشور اسلامی صورت میگیرد , حوادث بیشماری وجود دارد که میتواند فرد را در زمره شهدا قرار دهد آن هم نه صرفا در عرصه اجر و ثواب معنوی که خود از آن بهره مند میشود بلکه در عرصه روابط اجتماعی و قانونگذاری تا دیگران نیز به او تاسی کنند.
ناگفته نماند مجموعه روایات وارده بر این نکته همواره تاکید دارد که بالاترین نیکیها , کشته شدن انسان در راه خداست که از آن به شرافتمندانه ترین مرگ یاد شده است که همانا «شهادت» است.
اکنون با مروری به چند روایت در آن مصادیقی از شهادت بیان شده است , بحث خود را گسترش میدهیم.
روایات:
.1 من قتل مظلوما فهو شهید.
.2 من مات علی حب آل محمد (ص) مات شهیدا».
.3 من مات منکم علی فراشه و هو علی معرفه حق ربه و حق رسوله و اهل بیته مات شهیدا.
.4 الشهدا خمسه: المطعون و المبطون و الغرق و صاحب الهدم و الشهید فی سبیل الله.
.5 من قاتل دون نفسه حتی یقتل فهو شهید.
.6 من قتل دون ماله فهو شهید.
.7 من قاتل دون اهله حتی یقتل فهو شهید.
.8 من قتل فی جنب الله فهو شهید.
.9 من ارید ماله بغیر حق فقاتل فقتل فهو شهید.
.10 من قتل دون عیاله فهو شهید.
.11 موت الغریب الشهاده.
.12 من قتل دون جاره ظلما فهو شهید.
.13 من مات منکم علی هذا الامر شهید بمنزله الضارب بسیفه فی سبیل الله.
.14 من مات علی موالاتنا فی غیبته قائمنا اعطاه الله اجر الف شهید مثل شهدا بدر و احد.
.15 رباط الیل فی سبیل الله خیرا من صیام شهر و قیافه فان مات جری علیه عمله الذی کان یعمله و جری علیه رزقه و امن الفتان.
.16 اذا جا الموت طالب العلم و هو علی هذه الحال مات شهیدا.
با استفاده از روایاتی که عنوان شد , میتوان اینگونه استنباط نمود: اگر کسی در راه مال شخصی خود کشته شود , شهید است و یا ثواب شهید میبرد آیا نمیتوان این معنا را در مورد فردی که در راه دفاع از بیت المال مسلمین کشته میشود تعمیم داد فرض کنیم آن ماموری که برای اطفا حریق چاههای نفتی در دل دریا و یا در خشکی بر اثر آتش , جان خود را فدا میکند تا میلیاردها دلار از اموال مسلمین تباه نشود نمیتواند یک شهید شناخته شود ! و همینگونه است آن کسی که برای اطفا آتش سوزی در جنگل که میراث همه نسلهاست , هستی خود را نثار میکند آیا نمیتواند شهید باشد. آیا با استفاده از آن روایتی که اشاره میکند:
«الشهدا خمسه والمطعون والمبطون و الغرق و صاحب الهدم و الشهید فی سبیل الله»
آیا نمیتوان پذیرفت کارگری که در معدن (انفال مسلمین) بر اثر ریزش معدن و در زیر آوار , کشته میشود , شهید است و همچنین کسیکه برای نجات سیلزدگان غرق میشود , نمیتواند یک شهید باشد؟
برطبق روایت , آن کس که آب یا آتشی را از مسلمین دفع نماید. بهشت بر او واجب است. پس چگونه است که ماموران فداکار آتش نشانی و گروههای امداد و نجات که در حوادث مختلف نظیر سیل , زلزله و آتش سوزی جان پاک خود را فدا میکنند , بعنوان شهید و ایثارگر شناخته نمیشوند؟!
و یا آن دسته از کارگران و مامورانی که در حین کار در جادهها و تونلها بر اثر ریزش کوه و یا بهمن کشته میشوند و همچنین کشته شدن کسانیکه برای ترویج معارف دینی , عازم سفرهای فرهنگی تبلیغی میشوند تا محبت محمد(ص) و آل محمد(ص) را در قلوب بندگان خدا تثبیت کنند اما در این سفرها کشته میشوند. در حالی که براساس روایت:
«من مات علی حب آل محمد(ص) فهو شهید» این گروه شهید شناخته میشوند. چرا که خود نیز محب پیامبر و آل او بوده اند که در این مسیر حرکت کرده اند.
همچنین کسانیکه در راه دفاع از نوامیس مردم با متجاوزین و متجاسرین کشته میشوند , شهید محسوب میگردند و همچنین قضاتی که در راه دفاع از حقوق مردم و رفع ستم مورد سوقصد قرار میگیرند و کشته میشوند. و یا فوت ماموران , بهنگام حفاظت از آبزیان در دریاها و یا کارکنان محیط زیست و کلیه کسانی که بنحوی از انواع در ارتباط با ماموریتهای محوله دچار سانحه میشوند.
به استناد احادیث:
من قاتل دون اهله حتی یقتل فهو شهید.
من قتل دون عیاله فهو شهید.
من قتل دون جاره ظلما فهو شهید.
من قتل دون ماله فهو شهید.
و همچنین کسانیکه در مراکز تحقیقاتی علمی و آزمایشگاهی مرتبط با سلامت انسانها و در قرنطینه های بهداشتی به هنگام بروز بیماریهای مسری فوت می کنند.
الطاعون شهاده لکل مسلم.
این نگاه یعنی ارجگذاری به زحمات و خدمات کارکنان خدوم و ایثارگر در دستگاههای دولتی اعم از لشکری و کشوری و همچنین است وضع آن مرزبانی که در نقاط مرزی بعنوان مرابط بر اثر سوانح و حوادث گوناگون بغیر از درگیری با دشمن فوت میکند چرا که بر طبق حدیث شریف:
رباط الیل فی سبیل الله خیرا من صیام شهر و قیامه فان مات جری علیه عمله الذی کان یعمله و جری علیه رزقه و امن الفتان.
(کنزالعمال)
وقتی یک شب مرزداری و فوت در مرز چنین ثوابی دارد که فرد از یک روزی مستمر در پیشگاه الهی بهره مند میشود , چه بسا روایت ناظر به آیه شریفه «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون» باشد که براساس آن میتوان فضیلت شهادت را برای چنین مرزدارانی اثبات نمود.
لذا درمییابیم که نگاه ما تاکنون به اینگونه روایات تنها از منظر اعمال فردی بوده و هیچگاه از دید حکومتی به اینگونه روایات نظر نکرده ایم؟
شایسته است که بگوئیم محدودیتهای مالی و نگاه انقباضی نسبت به شهید و شهادت موجب آن شده است تا عطر شهادت را در شیشه ای گنجانیده و درب آنرا آنچنان مهر و موم کنیم که احدی از رایحه خوش آن بهره مند نشود و بعبارتی مسیر ایثار و شهادت را دست نایافتنی جلوه دهیم که این امر مسلما با ضرورت پراکندن عطر شهید و شهادت در جامعه منافات دارد. آیا این روایت که میفرماید:
«موت الغریب الشهاده» نمیتواند برای آن مامور خدوم وزارت امور خارجه و یا دیگر سازمانها و یا خبرنگاران فداکاری که در دورترین نقطه جهان برای دفاع از منافع نظام اسلامی و در غربت جان میدهند , مقام ایثار و شهادت را اثبات نماید؟!
از اینرو بازگشتی دوباره به مفاهیم حقیقی شهید و شهادت صرفنظر از کاربردهای اخروی آن ضروری بنظر میرسد. این اقدام موجب میشود تا مردم در صحنه جنگ و جهاد و مبارزه با دشمنان , بیش از گذشته ترغیب گردند و از مرگ و کشته شدن گریزان نباشند. چراکه کشته شدن در راه خدا و در جبهه های جنگ شرافتمندانه ترین مرگها و اوج مکارم اخلاقی و قله رفیع قرب به خداست ; لیکن آن چیزی که موجب زنده نگه داشتن روحیه جهاد , ایثار و شهادت بویژه هنگام صلح میشود , همانا گشودن میادین ایثار در بخشهای گوناگون اجتماع است.
از اینرو پیشنهاداتی به شرح ذیل مطرح میشود تا صاحبنظران و اندیشمندان و کسانیکه عزم خویش را برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت جزم نموده اند , موانع این مسیر را بخوبی شناسایی و یکی پس از دیگری در رفع آن بکوشند.
پیشنهادها:
1) از این پس کلیه کسانیکه در دستگاههای دولتی و یا در ارتباط با ماموریتهای دولت بویژه در مشاغل سخت و زیان آور به یکی از صور مورد اشاره در روایاتی که میتواند کاربرد حکومتی داشته باشد , کشته شوند , بعنوان «شهید خدمتی» در کنار «شهید مجاهدتی» شناخته و درصورت نقص عضو و جراحت , بعنوان «جانباز خدمتی» در همان دستگاه پذیرفته و مورد تقدیر و رسیدگی قرار گیرند.
2) امتیازات و مزایای مترتبه برای کسانیکه در راه خدمت به مردم و کشور اسلامی و بر اثر حوادث و سوانح به شهادت میرسند , بعنوان عالیترین جایگاه و مقام خدمتی شناخته و این جایگاه بعد از مقام شهادت در جبهه های جنگ و مبارزه با دشمنان معرفی گردد.
3) بنیاد شهید و امور ایثارگران ضمن اینکه براساس قوانین و مقررات موضوعه نیروهای مسلح که در آئین نامه بنیاد شهید نیز بر آن تصریح شده است کماکان به خدمت خود ادامه میدهد , عندالاقتضا در طرحهای کلان , از شهیدان راه خدمت نیز تجلیل و قدردانی نماید.
4) دولت محترم با کمک مجلس شورای اسلامی و کارشناسان حوزه های علمیه , راههای احصا و مدون سازی مصادیق مورد نظر را به سرانجام مقصود رسانیده با تقدیم لایحه ای , نحوه بهره مندی کارکنان ایثارگر را از خدمات ویژه تعیین نماید.
5) کارشناسان و صاحبنظران علم مدیریت , نظرات تخصصی خود را پیرامون تاثیرات این اقدام , در بالابردن روحیه خدمتی , افزایش وجدان کاری و ارتقا سطح فداکاری کارکنان دولت به اطلاع عموم برسانند.