* به عنوان کارشناس مدیریت کلان شهری اداره و مدیریت شهری چه مشخصات، پارامترها و شاخصههایی میتواند داشته باشد؟
** مدیریت کلان شهر در موقعیت فعلی که ما شورای شهر را داریم متفاوت است با زمانی که در آن موقع شورای شهر نداشته در آن زمان وقتی میگفتیم مدیریت شهر، نگاهمان برمیگشت به شهردار اکنون وقتی میگویی مدیریت شهری نگاهها معطوف به شورای شهر است. شورای شهر است که شهر را مدیریت میکند که در جامعه ما متأسفانه این موضوع مورد نظر قرار نمیگیرد، این احساس ایجاد میشود که شهردار در یک شهر میتواند مدیریت کند و تعیینکننده باشد و شهردار را پررنگ میکنند و وقتی شهردار پررنگ میشود، این شهردار به تدریج در مقابل شورای شهر قرار میگیرد از دیدگاه بنده درگیریهایی که میان شورای شهر و شهرداری مرسوم است متاثر از همین مسأله است از طرفی در فرهنگ عمومی نیز همچنان شهروندان شهردار را متولی امور شهر میدانند شهردار احساس مهم بودن میکند و شورای شهر از چرخه مدیریت شهری خارج میکند توهم رسیدن به کرسیهای بالاتر در ساختار قدرت سیاسی نیز از آسیبهای همین موضوع است در حالی که وظیفه اصلی شهردار خدماترسانی به شهروندان است و اداره امور شهر است نه انجام کارهای سیاست که این البته در این سالها متأسفانه به مشکل عمومی غالب شهرهای کشور تبدیل شده است. که من این موضوع را بیش از هر چیز منبعث از نگاه معطوف به شهردار به عنوان یگانه ادارهکننده شهر بدون در نظر گرفتن جایگاه نظارتی و برنامهریزی شورای شهر میدانم.
* اولویتهای مورد نظر شما برای کاهش تنشهای مذکور در اداره بهینه شهر چیست؟
** این نکته را باید در نظر داشته باشیم شورای شهر و روستا در کشور جوان هستند از این رو انتظار ما از این شورای شهر جوان نباید به اندازه شورای شهر کشورهای توسعهیافته که سابقه یک قرن حضور مستمر در ساختار مدیریت شهری را داشتهاند باشد. ما باید از ایدهآلهای ذهنی فاصله بگیریم و با نگاهی کارشناسانه در جستجوی نکات منفی و مثبت دو دوره حضور شورای شهر در ساختار مدیریت شهریمان باشیم. ضعفهای شورای شهر این است که اولا نگاه مردم به شورای شهر و مجلس شبیه هم میباشد. متأسفانه شهروندان ما وقتی میخواهند به نماینده مجلس رای دهند غالبا به پارامترهایی چون نقش آن کاندیدا و برنامههایش برای مثال آسفالت کردن محل سکونتشان را به عنوان اصلیترین پارامترها در نظر میگیرند در حالی که وظیفه نماینده مجلس آن است که در کلان قانونگذاری کشور نقش داشته باشد، اما زمانی که به انتخابات شوراها میرسیم، فضا به شدت سیاسی میشود، که این بیش از همه به باور من ناشی از شکلگیری دیرهنگام نهاد شوراها است، و مردم احساس کردند حکومت به خاطر مسائل سیاسی شوراها را تشکیل نمیدهد، اولین شورای ما در کل کشور به ویژه تهران هم با ترکیبی کاملا سیاسی شکل گرفت، مردم احساس کردند شورای شهر یک ماهیت سیاسی دارد در حالی که شورای شهر تنها کارکرد مدیریت شهری داشته و پرداختن به مسایل اداره امور شهر در حوزه وظایف شورا است، مثلا سیاست خارجی با فعالیت حزبی، سیاسی و... متأسفانه در دوره اول شعارهای متخبین همرنگ و بوی سیاسی داشت و دوره دوم هم که تشکیل شد گرچه با شعار آبادگری به صحنه آمدند ولی مشاهده کردید که در اولین اقدام بالاترین کرسی سیاسی اجرایی کشور را تسخیر کردند و عملا نشان دادندکه آنها هم سیاسی بودند، توجه شهروندان باید معطوف به این مسأله باشد که شورای شهر محل قانونگذاری مسایل شهری است، قوه مقننه شهر است که در مورد مسایل شهر تصمیم میگیرد.
* آقای مهندس در دو دهه گذشته مدیریت شهری در تهران سه دوره متفاوت را تجربه کرده است دوره اول حضور آقای کرباسیچی، دوره دوم اصلاحطلبان و در نهایت آبادگران که هر کدام از اینها شاخصهها و ویژگیهایی داشتهاند، اگر ممکن است شما یک آنالیزی از شاخصههای مورد نظر هر یک از این سه دوره داشته باشید و نکات برجسته مثبت و منفی این دوره را ذکر کنید؟
** اگر بخواهیم سه دوره را با هم مقایسه کنیم اولا به این نکته بایستی توجه داشته باشیم که طولانیترین دوره مدیریت بر شهرداری شهر تهران در میان 57 شهرداری متعلق به آقای کرباسیچی با 108 ماه حضور در شهرداری تهران میباشد.
این دوره طولانی طبعا منتقدین سرسخت و نیز مدافعین سرسخت دارد که متأسفانه در سالهای گذشته به دلیل شتاب تند حوادث فرصت پرداختن به کارنامه مدیریت آقای کرباسچی در فضایی به دور از حب و بغضها و با فضایی کارشناسانه مؤثر نگردیده است، اما با این همه یک مسأله را نمیشود انکار کرد و آن این که دوران آقای کرباسچی دوران طلایی شهرداری تهران بوده است. یعنی او بود که روح مدیریت نوین شهری را در کالبد تهران دمید، اکنون و با گذشت قریب به 8 سال از خروج کرباسچی از شهرداری تهران متأسفانه شهر به همان دوران بیروح سابق بازگشته است. در آن دوران ما در همه حوزهها از جمله خدمات شهری، پروژههای عمرانی و ساخت زیر ساختهای شهری شاهد کارهای انقلابی بودهایم. تنها نقدی که منتقدین آن سالها پیش از هر چیز به آن میپرداختند که شاید هم تا حدودی وارد بود اما پاسخهایی قطعاً وجود داشت مسأله معماری شهری و رعایت المانهای شهرسازی بود که در دوره حاضر میبینیم که همان منتقدین در این حوزه به رویه سابق عمل میکنند، بحث دیگر به ویژه در میان شهروندان این بود که شهرداری بیش از آنچه که باید از شهروندان پول میگرفت در حالی که در طول دوره 9 ساله حضور وی در شهرداری جمع وجوه دریافتی از شهروندان در حدود هزار میلیارد تومان را شامل میشد با همان مبلغ آن انقلاب عظیم در حوزههای مختلف شهر را شاهد بودیم اما اکنون دریافتی شهرداری از شهروندان سالیانه در حدود هزار میلیارد تومان است، مردم قطعاً خود میتوانند میزان خدماترسانی در آن دوره را با این دوره مقایسه کنند.
در آن دوران ساخت پنجاه فرهنگسرا در مدت زمان کوتاه را به عنوان ایجاد بازار برای فرهنگ بیگانه تقبیح میکردند اما اکنون ساخت یک فرهنگسرا در مدت زمان دو سال بارها در گزارشهای خبری و رسانهای خود همان منتقدین دیروز پوشش میدهند یا در مورد روزنامه همشهری که بر سر رنگی بودنش نقدها شد، حال امروز همان منتقدین همان نشریه را رنگی منتشر میکنند. اما در مورد انتقاد اصلی که معطوف به مسأله شهرسازی و بویژه برجسازی و نقش آن در سبد درآمدی شهرداری با این پرسش بعد از گذشت هشت سال از دوره مدیریت کرباسچی مطرح است، که برجهایی که در این سالها در شهر قد برافراشتهاند را چه کسانی و با مجوز چه کسانی ساختهاند مشخص است که آقایان منتقد نیز راهکار و یا برنامهای برای حل این معضل نداشتهاند چرا که اکنون نیز چون دوران گذشته 85 درصد درآمد شهرداری تهران از محل فروش تراکم میباشد.
برجستگی مدیریت آقای کرباسچی هم به اعتراف دوست و دشمن بیشمار بوده است احداث 400 پارک، 220 پل، 50 میدان ترهبار، 10 فروشگاه شهروند در مدت 18 ماه از دید مردم فهیم کارنامه درخشان است در حالی که در طول 8 سال تعداد کمی از این پروژهها هم سامان داده نشده با توجه به این مسأله به اعتراف همه کارهای بزرگ انجام شده اما نقد هست که البته دیکته نوشته نقد دارد آنهایی که دیکته ننوشتهاند بایستی پاسخگو باشندکه چرا ننوشتهاند، یا اگر نوشتهاند یک خط نوشتهاند، در مورد شورای شهر اول بایستی عرض کنم که شورای اول جوان بوده و گروههای سیاسی و مردم و منتخبین تجریه کافی و وافی را نداشتهاند، ترکیب انتخابی هم تحت سایه فضای پررنگ سیاسی شکل گرفته بود خود اعضای شورا هم جایگاه و کارکرد شورای را نمیدانستند، اینها فکر میکردند شورای شهر محور عالم است.
در حالی که شورا وظایفی در حوزه مدیریتی شهر و پرداختن به مسایل شهری دارد یعنی یک اشتباه در برداشت باعث انحراف کارکرد شورای شهر اول از حوزه اجرا و مدیریت شهری شد که در نهایت به دعواها و درگیریهایی هم منجر گردید. در شورای شهری بعدی که با شعار آبادگری وارد پارلمان شهر شدند من معتقدم که حداقل در شورای اول صداهایی به بیرون و به گوش مردم و گروههای سیاسی میرسید اما صدایی از شورای دوم به گوش نمیرسید و من که 11 سال معاون شهرداری تهران بودهام نفهمیدم که اینها چکار کردند، خوب اینها آمار ارائه کنند که ما لیست کارها و فعالیت ما اینهاست اینها آمار ندادهاند حالا مسایل تخصصی و بحثهای خاصی که در مورد فقدان سند مالی و هزینه کادرها مطرح شده و بحثهای جدی مطرح است که البته بنده به نتیجه قطعی نرسیدهام، اینها مسایل جدی میباشد که به موقع بایستی پرداخته شود پولهایی که هزینه شده و گفته میشود که سند ندارد، هم از جنبههایی باید واضح و روشن مشخص شود، اما نکته مهم اینکه این دو تا شورا، شورای موفقی نبودهاند گرچه این مسأله طبیعی است.
چون در تهران اتفاق خاص و تحول عظیم در حوزه مدیریت شهری نیفتاده است که بگوییم در دوره شورای اول و دوم ما شاهد تحول و توسعه یافتگی مدیریتی بودهایم در حالی که در زمان آقای کرباسچی دنیا به تهران نگاه کرد، به مسأله شهرسازی، زیبایی، تمیزی، و تحول چهره شهر تهران نگاهها معطوف شده بود در حالی که در طول این چند سال نگاه خاص بینِالمللی را به تهران شاهد نیستیم چرا که اتفاقی نیفتاده و شهر تهران شاهد تحول در عرصه مدیریت شهری نبوده است. کارها و فعالیتها انجام پذیرفته اما چشمگیر نبوده ، بنده زمانی که معاون شهرداری بودم 22 کیلومتر تونل ساختهام در حالی که تونل رسالت یک کیلومتر طول داشته و البته در زمان آقای کرباسچی هم آغاز شده بود.
* با تفسیری که از شورای اول و دوم داشتید و شاخصهها و المانهای این دو دوره را در کنار مدیریت فردی آقای کرباسچی بیان کردید، به نظر شما شورای سوم چه راهکارها و استراتژی اجرایی را در عرصه مدیریت شهری بایستی در پیش بگیرد؟
** به اعتقاد من شورای سوم بایستی به وظیفه قانونیاش عمل کند نه به کارکرد فرعی و سیاسیاش ، نگاه اعضا و نهاد شورا نبایستی به سمت بالاترین پستهای سیاسی باشد که این خطرناکترین مسأله است، این که شورا و شهردار نگاه و دورنمای فعالیتش به سمت بالاتر است، در جهت آن سطح سازماندهی و برنامهریزی میکنند، شهردار تهران بایستی از صبح تا آخر شب در اندیشه حل مشکلات مردم و بازکردن گرهی از مسایل و شهروندان، به مدیریت شهر بپردازد نه اینکه به فکر این باشد که رایزنی کند تا ریاست جمهوی نماینده مجلس و یا فلان پست سیاسی را به عهده بگیرد.
* این مسأله را در مورد شهردار فرمودید درباره شورا از این منظر چه نظری دارید؟
** این که میگویم اعضا نباید سیاسی باشند مرادم از این سیاسی نبودن در واقع معطوف به این امر است که باید در مسایل شهری و مدیریتی رویکرد سیاسی نداشته باشیم وگرنه قطعاً یک عضو شورا بخشی از ماهیت و هویتش سیاسی است اساساً آنان که میگویند ما سیاسی نیستیم قلب واقعیت میکنند. و دقیقاً با رویکردی سیاسی از این موضوع صحبت میکنند.
* عمدهترین مشکلات تهران امروز از دیدگاه شما چیست و چه برنامههایی میتواند خروج از وضعیت به تعبیری بحرانی را تسریع نماید؟
** ترافیک اساسیترین مشکل شهروندان تهرانی در شرایط حاضر است که به نظر میرسد اولین راهکار برای حل این معضل گسترش ناوگان حمل و نقل عمومی و ساماندهی اتوبوسرانی، تاکسیرانی و توسعه مترو میباشد، اما از طرفی در شرایط حاضر تهران براساس طرح تفصیلی نیاز فوری به احداث بیش از 220 کیلومتر اتوبان و بزرگراه دارد که این قطعاً بدون مشارکت بخش خصوصی با بودجهها و اعتبارات موجود میسر نخواهد بود روشهای حاضر که بر مبنای کاهش ترافیک، با طرحهای خلقالساعهای چون زوج و فرد کردن ترددها و یا افزایش منطقه ویژه، طرح و ترافیک صورت میگیرد قطعاً در دراز مدت کارآیی نخواهد داشت و به نارضایتی عمومی دامن خواهد زد. البته در کنار این مسایل بایستی به ساخت و توسعه بناهای فرهنگی، معماری و شهرسازی و گسترش خدمات شهری هم پرداخته شود. متأسفانه شهرداری و شورای شهر در سالهای اخیر، مبنای کار خود را بر طرحهای ضربتی غیرضروری گذاشتهاند و کارهای اساسی که در سالهای گذشته در حوزههایی چون توسعه فضای سبز شهری صورت میپذیرفت، به پروژههای غیرضروری که شهروندان در سالهای اخیر شاهد آن بودهاند تقلیل یافته است.
* در شرایط حاضر به نظر میرسد علاوه بر گروهها و احزاب سیاسی چپ و راست شورای شهر و شهرداری مدعیانی دیگر نیز پیدا کرده است. برخی از آنان مدعای همراهی دولت و شهرداری را برای اداره بهتر شورا دارند و جریانی دیگر در صدد ساختن شورای شهری است که در ذیل شهردار مورد نظرشان تعریف خواهد شد. دیدگاه شما در این زمینه چیست؟
** شهرداری دستگاهی مستقل از دولت است و اصولا به ویژه در کلانشهرها کمکی از دولت نمیگیرد، بنابراین اصولا در این مورد رابطهای بین شهروندان و دولت نیست مگر مواردی که مجلس تصویب میکند و دولت هم ناگزیر از پرداخت آن کمکهاست اما در مورد اداره شهر باید بگویم که این شهرداری است که باید با تصویب عوارض مناسب و هدفمند، ساختار مالی خویش را سازمان داده و برنامههایش را با توجه به آن داراییها سازماندهی نماید. اما در مورد اینکه برخی گروهها از هم اکنون درصدد معرفی شهردار مورد نظر خود هستند از دیدگاه بنده این مسأله شورا را از کارکرد اصلی خود منحرف میکند، چون شهردار اگر از ابتدا مشخص باشد که چه کسی است هویت شورا را منبعث از خویش میداند نه ماهیت وجودی خویش را برگرفته از آرای عمومی شهروندان و نیز نهاد منتخب آنان شورای شهر.