تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۲  ، 
کد خبر : ۴۸۹۷۷

اسناد و شواهد در انفجار حرم سامرا


سعدالله زارعی
حادثه انفجار در حرم حضرت امام علی بن محمد الهادی و حضرت امام حسن بن علی العسکری و حرم حضرت نرجس خاتون و حکیمه خاتون (که مجموعاً یک حرم را تشکیل می داده اند) قلوب مسلمانان را بشدت جریحه دار کرده و در عین حال به وحدت مسلمانان مدد رسانده است. این قلم روز پنجشنبه در تحلیل کوتاهی از حادثه، نکاتی را ذکر کرد در اینجا در ادامه همان تحلیل مطالبی را تقدیم می کند:
1-واکنش یکپارچه مراکز مهم شیعه و سنی عراق در برابر این ماجرا نشان داد که اقدام کنندگان نه شیعه هستند و نه سنی و اگر مسلمان هم خوانده شوند به این دو گروه ارتباطی ندارند و مزدور دشمنان اسلام محسوب می گردند. چرا که اگر تروریست ها مذهبی بودند به اقدام جنایتکارانه دست نمی زدند و عملیات نظامی را بدون کسب جواز شرعی انجام نمی دادند. وقتی «جمعیت علمای اسلام» که برجسته ترین کانون مذهبی اهل سنت است تجاوز به حریم ائمه سامرا را به عنوان «ائمه مسلمانان» (و نه فقط شیعیان) محکوم می کنند نمی توان پذیرفت اقدام کنندگان انگیزه مذهبی داشته اند.
2- روش حاکم بر بزرگان اهل سنت و شیعه در طول چندین دهه گذشته بر حفظ حریم یکدیگر مبتنی بوده و در یکصد سال گذشته هیچ اتفاق بدی میان این دو طایفه در عراق نیفتاده است. از جمله در شهر سامرا علیرغم آنکه یکپارچه در اختیار اهل سنت است، حرم فرزندان پیامبر همواره محترم بوده است. این همگرایی در انتخابات اخیر به آنجا منتهی گردید که شیعیان و اهل سنت در ائتلاف های جداگانه وارد انتخابات مسالمت آمیز شدند و نتایج آن را به آسانی پذیرفتند و علاوه بر آن شیعیان با واگذاری سهمی بیش از صندلی های کسب شده توسط ائتلاف اهل سنت به برادران سنی، دامنه تلاش برای افزایش همگرایی مذهبی را به نمایش گذاشتند و اهل سنت نیز پاس این فداکاری را دانستند. بنابراین وقوع هیچ اقدام مذهبی شیعه علیه اهل سنت یا اهل سنت علیه شیعه متصور نیست.
باید به این نکته اضافه نمود که اهل سنت قبور ائمه شیعه در عراق را بسیار ارج می نهند و از تربت آنان شفا می طلبند چرا که در هر حال برادران اهل سنت آنان را فرزندان پیامبر می دانند و تردید ندارند که آنان «آل الله» اند. لذا در تاریخ عراق اگر ستمی بر قبور پاک ائمه شیعه رفته است توسط حاکمان جور بوده نه توسط گروهی از اهل سنت.
3- گروههای تکفیری که بعنوان متهم معرفی می شوند را نمی توان عراقی دانست چرا که پیش از ورود آمریکایی ها در این کشور چنین گروهی نبوده اند. پس از آن نیز عراقیان دست به راه اندازی چنین گروهی نزده اند بلکه گروههای تکفیری (نظیر انصارالاسلام) همزمان با ورود آمریکایی ها وارد عراق شدند اینها با هیچکدام از طوایف سنی عراق نسبت و رابطه ندارند. اگر به سابقه آنان مراجعه شود اینها همان گروه عربی هستند که سازمان سیا در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی سازمان و آموزش داد. آنان بعداً علیه دولت مجاهدین قیام کردند و دولت «طالبان» را به وجود آوردند. آنها پس از آنکه ماموریتشان در افغانستان به پایان رسید به عراق آمدند و منشأ اقدامات خونین در شهرهای مختلف از جمله شهرهای مذهبی شیعه- بصورت انفجارهای بزرگ- شدند. این گروه طبیعتاً آنقدر زیاد نیستند که قابل شناسایی یا از میان رفتن نباشند. حال سؤال این است که چرا علیرغم گذشت سه سال از اشغال عراق و با وجود حضور 160هزار اشغالگر غربی که ظاهراً مخالف آنان هستند، این گروه کار خود را با قدرت انجام می دهد؟
لازم نیست راه دوری برویم. حدود دو ماه پیش آمریکایی ها فاش کردند «ابو مصعب زرقاوی» که از او بعنوان مرد شماره2 و رهبر القاعده در عراق یاد می شود را در بیمارستانی در عراق ملاقات کرده اند ولی مدعی شدند چون یقین نداشته اند که او همان زرقاوی است، وی را رها کرده اند! حالا چگونه می توان باور کرد که نظامیان آمریکایی به قول خودشان، رهبر تروریست های عراق را نشناخته اند و نیز چگونه است که یک سازمان نظامی یک مظنون در این سطح را به دلیل اینکه یقین ندارد، اوست، رها کرده است؟!
درواقع باید گفت این خبر هم برای آن پخش شده است تا شیعیان پیروز در انتخابات دریابند که آمریکا دارد حمایت خود از تروریست ها را علنی می کند و لذا روزگار سخت تری پیش روی شیعیان است!
4- یک ماه پیش سفیر آمریکا در عراق در جلسه ای که رئیس جمهور، نخست وزیر، رئیس مجلس و رهبران ائتلاف های پیروز در انتخابات حضور داشته اند فشار زیادی وارد می کند تا دو وزارتخانه کشور و دفاع در اختیار گروه وابسته «ایاد علاوی» قرار گیرد در حالیکه علاوی (عنصر شیعی وابسته به آمریکا و دارای سابقه بعثی) نمی تواند جایگاهی در دولت داشته باشد چرا که گروه او علیرغم حمایت شدید آمریکا (قبل و بعد از انتخابات) فقط 25کرسی از 275کرسی مجلس قانونگذاری عراق را در اختیار دارد. در این جلسه وقتی گروههای شیعه و سنی و کرد با این پیشنهادات مخالفت می کنند و مخصوصا ائتلاف یکپارچه شیعه در برابر آن می ایستد، «زلمای خلیل زاد» رو به حجت الاسلام عبدالعزیز حکیم کرده و با صراحت می گوید: ما القاعده را رها می کنیم آنگاه ببینید چه رخ می دهد! یک مقام عراقی می گوید پس از این تهدید ما در انتظار حادثه سنگینی ماندیم تا اینکه حادثه بسیار تلخ حرم حضرت امام هادی و امام عسکری- علیهما السلام- پیش آمد.
5- وقتی حادثه بسیار تلخ حرم ائمه سامرا- علیهما السلام- پیش آمد شاهد دو رویکرد متضاد در جبهه مسلمانان و جبهه غرب بودیم. رهبران مسلمانان -اهل سنت و شیعه- در داخل عراق و خارج از آن بلافاصله اطلاعیه دادند و مسلمانان به هیجان آمده را به آرامش و حفظ حرمت اماکن مقدس فراخواندند و این سبب شد که اعتراض ها در قالبی وحدت گرایانه ارائه گردید. از آن سو بلافاصله پس از حادثه، خبرگزاری های غربی و نشریات آمریکایی از «شروع جنگ داخلی در عراق» خبر دادند و هر لحظه از تخریب مساجد و کلیساها و کشته شدن دهها نفر به دست شیعیان سخن گفتند! در حالی که این خبرها اکثراً خالی از حقیقت بود و بعضا هم که حقیقت داشت بسیار مشکوک بود. چرا که حمله مسلمان به «مسجد» و کشتن هموطنان بی گناه اصلا جایگاه ندارد چه رسد به این که این مسلمان پرورش یافته مکتب اهل بیت(علیهم السلام) باشد. در واقع خط تبلیغی غرب و بخصوص نشریات آمریکایی بلافاصله پس از حادثه از آمادگی قبلی آنان حکایت می کرد.
6- بلافاصله پس از حادثه زلمای خلیل زاد سفیر آمریکا در عراق اعلام کرد که از طرف «بوش» و «رایس» ماموریت دارد تا با مقامات ایرانی وارد گفتگو شود. خلیل زاد اگرچه عنصری کارکشته خوانده می شود ولی باید بداند او رسما مسئولیت انفجار را بعهده گرفته است. حضور رایس در منطقه خاورمیانه در همان روز حادثه و سخنان او در دیدار با مقامات عربستان سعودی- مبنی بر اینکه بحران دارد فراگیر می شود و باید کاری کرد- در واقع نشان دهنده آن بود که آمریکا می خواهد در زمانی که موضوع در اوج خود قرار دارد یک همگرایی برای طرح های آمریکا به وجود آورد. در واقع مقامات آمریکا بر مبنای تئوری «هرج و مرج سازنده» که خود طراح آن هستند، می خواهند ناکامی های خود در خاورمیانه را با شعله ور کردن هرج و مرج التیام ببخشند و مانع آن شوند تا مخالفانشان در یک روند آرام اوضاع را به کنترل خود درآورند.
7- این روزها سفیر آمریکا در عراق به طور مکرر از خطر حضور «فرد طایفی» در وزارت کشور، دفاع و خارجه سخن می گویند. منظور آنان این است که ائتلاف های پیروز- شیعه، کرد و سنی- نباید این وزارت خانه را به دست گیرند تا زمینه برای انتقال این سه به نیروهای در اختیار آمریکا فراهم شود. این موضوع از آنجا ناشی می شود که سیا به نظامیان آمریکایی در عراق رهنمود داده است که: «هرکس سه وزارتخانه کشور، دفاع و خارجه را در اختیار داشته باشد، دولت را در اختیار دارد.» این درحالی است که اینک وزارت کشور در اختیار یکی از شیعیان و وزارت دفاع در اختیار یکی از اهل سنت و وزارت خارجه را یکی از اکراد اداره می کنند و باید گفت برخلاف عنوانی که «خلیل زاد» مطرح می کند آنان ملی هستند نه طایفی و این تقسیم بندی بر مبنای توافق گروه های بزرگ در عراق شکل گرفته است. سفیر آمریکا با کنار گذاشتن نتیجه انتخابات 5 بهمن ماه گذشته که در آن طرفداران آمریکا در ته لیست قرار گرفتند، می خواهد این سه وزارتخانه حساس را در اختیار بگیرد تا دولت را شدیداً به کنترل خود درآورد. خلیل زاد پس از حادثه سامرا گمان می کند زمینه برای کنار زدن گروه های پیروز در انتخابات فراهم شده و از این رو بر این مطلب تاکید می کند که وزارت کشور و دفاع اگر «ملی» باشند جلوی این بحران ها را می گیرند ولی اگر «طایفی» باشند این حوادث تکرار می شود. این نیز نوعی به عهده گرفتن مسئولیت حادثه سامرا محسوب می شود.
8- در طول هفته های گذشته، مقامات آمریکایی در عراق فشار زیادی روی وزارت کشور عراق وارد کردند و آن را ناکارآمد معرفی نمودند. این درحالی بود که وزارت کشور در دوره اخیر علیرغم آنکه بسیاری از امور خارج از اراده دولت و ملت عراق است، موفقیت های مهمی داشته است. این فشارها از آن روز شروع شد که وزارت کشور عراق- حدودا دو ماه پیش- یک خانه توطئه را در بغداد کشف کرد که در آن دو افسر آمریکایی به همراه چندین تروریست سلفی با مقادیر زیادی مواد انفجاری آماده عملیات بودند. وزارت کشور آنان را دستگیر کرد. این حادثه پس از آن روی داد که پلیس عراق در جنوب دو انگلیسی را دستگیر کرد که با درآمدن به قیافه «جیش المهدی» درصدد اختلاف انداختن میان شیعیان بودند، انگلیسی ها البته با تانک، زندانی را که این دو جاسوس انگلیسی در آن بودند، تخریب کرده و دو مامور را با خود بردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات