تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۳  ، 
کد خبر : ۴۸۹۹۸

مأموریت خطرناک مبلغان مسیحی


امروزه نهادهای معتبر علمی در آمریکا و از آن جمله مراکز برجسته دانشگاهی در مأموریتی حساب شده، در پی آموزش مبلغان مذهبی مسیحی و گسیل آنها به جوامع مختلف اسلامی در اقصی نقاط جهان هستند تا بدین وسیله در این مأموریت خود مسلمانان را از دین خود بازگردانده و مسیحیت را در این جوامع گسترش دهند. عمده این مبلغان آموزش دیده در لباس تاجر، کارگر و یا معلمان انگلیسی به ایفای نقش خود مشغولند.
ساعت هشت صبح دوشنبه ای نسبتاً گرم، در بیستم ژانویه، دانشجویان در کلاس درس «ریک لاو» در دانشگاه بین المللی کلمبیا در کارولینای جنوبی با چشمانی مات و گرفته کنار هم نشسته اند.
محوطه دانشگاه آرام است و عمده دانشجویان هنوز از تعطیلات کریسمس بازنگشته اند، اما این دانشجویان که همگی را مسیحیان پروتستان تشکیل می دهد، دو هفته زودتر برای گذراندن دوره ای فشرده به این محل کشانیده شده اند؛ دوره ای که هدف آن چیزی جز یافتن پیروان جدید در کشورهای اسلامی نیست. استاد این دوره «لاو» است که مدیر بین المللی گروه «فرانتیرز» یعنی بزرگترین گروه مسیحی جهان می باشد و فعالیت خود را منحصراً به تبلیغ دین خود در کشورهای اسلامی و بین مسلمانان معطوف نموده است. این گروه که دارای 800مبلغ مذهبی در پنجاه کشور است، از اقیانوس اطلس جنوبی تا شمال آفریقا و به طورکلی هر منطقه مسلمان نشین این گستره را دربرگرفته است.
«لاو» 49ساله رفتاری شوخ طبعانه دارد. در بیرون از دنیای مبلغان مذهبی کمتر شناخته شده است و از انتشار سخنرانی هایش در رسانه ها و صحبت در مجامع عمومی معمولاً پرهیز می کند.
درس وی، نحوه انجام مأموریت های مخفی است. عمده شاگردان وی نیز مبلغین مذهبی هستند که حوزه فعالیت شان از «قزاقستان» تا «کنیا» است. آنها در وهله اول می دانند که تبلیغ مسیحیت در بسیاری از کشورهای اسلامی ممنوع است و درصورتی که مقاصد واقعی شان مشخص شود، یقیناً از این مناطق اخراج خواهند شد. درس وی آن است که چگونه هویت خود را مخفی داشته و به طور پنهانی در راستای تغییر دین مسلمانان تلاش نمایند. به عقیده وی، چنین افرادی بایستی همواره توضیح حاضر و آماده ای و البته غیرمذهبی ای برای توجیه حضورشان در چنین مناطقی داشته باشند.
وی در کلاس خود توضیح می دهد که اگر مردم از شما بپرسند که چرا اینجایید باید چه بگویید. باید بتوانید توضیحی قانع کننده دهید. خود درمورد حضورش در بین مسلمانان اندونزی می گوید که پیش از سفر به این منطقه ابتدا گواهی صلاحیت تدریس زبان انگلیسی کسب و سپس به این منطقه سفر نمود و بدین وسیله بود که بهانه ای برای حضورش در اندونزی یافت. وی توضیح می دهد که بدین نحو است که می توان در چشمان فرد سؤال کننده خیره شد و گفت که یک معلم انگلیسی هستم و در این زمینه دارای مدرک می باشم و آمده ام اینجا تا تدریس کنم.
وی توضیح می دهد که این شیوه ای مرسوم برای حضور در کشورهای اسلامی است، اما بهانه ای دیگر بیابید! پس از آن باید دوستی خود را با محلی ها تقویت نموده و زمانی که اطمینان آن ها را به دست آوردید، صحبت از مذهب به میان آورید و نباید به هیچ وجه هدف خود را آشکار ساخته و همواره باید غیرمستقیم به بیان مقصود خود بپردازید.
«لاو» در ادامه برای دانشجویان خود توضیح می دهد که شیوه های مختلفی برای پوشانیدن اهداف وجود دارد و به توضیح نمونه های متعددی از شغل ها و حرفه هایی که می توان با توسل به آن ها در کشورهایی چون اندونزی به فعالیت پرداخت، می پردازد.
دانشجویان حاضر در کلاس هم فکورانه صحبت های وی را تأیید می نمایند و معتقدند که به هر شکل ممکن باید به این هدف رسید. شور و اشتیاق اصلی آنها دامن زدن بیشتر به غارت مذهبی ای است که از زمان «ساموئل زمور» پیشگام مبلغان مذهبی در کشورهای اسلامی شروع شده است. وی مبلغی بود که در سال 1916اسلام را مذهبی مرده خواند وپیش بینی نمود که مسیحیت همه جا را خواهد گرفت. در یک دهه گذشته، رهبران مسیحی اعلام نموده اند که تعداد مبلغان مذهبی از هفتصد نفر در دهه نود به سه هزار نفر افزایش یافته است.
این مبلغان در مناطق مختلف کشورهای اسلامی از روستاهای افغانستان و پاکستان گرفته تا جمهوری های شوروی سابق همچون قزاقستان و ازبکستان و نیز در مناطق مهم خاورمیانه همچون عراق، سوریه، یمن و نیز کشورهای آفریقایی همانند سومالی و الجزایر به فعالیت مشغولند.
«دیوید کاشن» استاد مطالعات بین المللی در دانشگاه بین المللی «کالیفرنیا» که خود در انجام مأموریتش در بنگلادش لباس مسلمانان را به تن می کرد و در قهوه خانه ها تبلیغ مسیحیت می کرد، دراین باره می گوید: «اسلام آخرین مرزی است که باید فتح شود.» وی نیز همانند همفکران خود معتقد است که باید پیش از بازگشت مسیح، در جهان اسلام کاملاً نفوذ نمود. وی می گوید: «تاریخ به پایان خود نزدیک می شود، اگر به مسیح معتقدید چرا دو هزار سال است که نیامده؟ بله، ما زمینه را برای آمدن او فراهم نکرده ایم و این زمینه همانا مسیحی ساختن قومیت های مختلف در سراسر جهان است.»
امروزه موج فزاینده نفوذ به سرزمین های اسلامی که مبلغان با بهانه هایی چون معرفی خود به عنوان کارگر، معلم و یا تاجر به اهداف خود می رسند، خشم بسیاری را برانگیخته است. خود مبلغین معترفند که جان افراد نوآیین در چنین مناطقی در خطر است. همچنین برخی دیگر معتقدند که در این برهه مهم زمانی، این نوع فعالیت ها با افزایش نفرت مردم از جوامع غربی همراه است اما درنظر کسانی که در قلب این جنبش قرار دارند، همچون دانشجویان لاو در دانشگاه کالیفرنیا، هرگونه آسیبی در مقایسه با اهمیت این هدف ناچیز است؛ هدفی که جز محو اسلام نیست.
درنظر عمده آمریکاییان، اولین آشنایی شان با این جریان به نوامبر سال 2002 یعنی زمانی که نیروهای طالبان دو تن از مبلغان مسیحی آمریکایی را دستگیر و بدین شکل از آن دو، قهرمان ساختند، بازمی گردد. سه ماه حبس به جرم تبلیغ مسیحیت و آزادی از زندانی در غزنین بود که با واکنش بوش همراه شد. وی در حمایت از این دو گفت: «ایمانشان منبع امیدی بود که آن ها را از هدفشان دلسرد و مأیوس نکرد.» اما واقعیت آن است که این دو وظیفه فراتر از کمک های بشردوستانه داشتند. دیگر مبلغ مذهبی عضو این گروه یعنی «جان ویور» هم با امتناع از خروج از افغانستان و به رغم تنش های ضدآمریکایی بود که سخت توجه رسانه ها را به خود جلب نمود.
«ویور» همانند بسیاری از مبلغان مذهبی حاضر در کشورهای اسلامی، در دانشگاه کالیفرنیا یعنی یکی از سه مرکز اصلی در ایالات متحده که طرح های خود را صرفاً معطوف به کشورهای اسلامی نموده بود، آموزش دیده است. هم اکنون نیز عمده هزار دانشجوی حاضر در این مرکز را زنان و مردانی تشکیل می دهند که سال ها حضور در کشورهای اسلامی را پیش از گذراندن این دوره، تجربه کرده اند. از جمله این افراد می توان به «دیریک» 33ساله اشاره نمود که برای دو سال در بندر کوچکی در قزاقستان به تدریس انگلیسی و زندگی با خانواده ای محلی گذرانده است. وی که با دو پسر این خانواده در یک اتاق زندگی می کرد، با خواندن انجیل و نمایش فیلم مسیح به زبان قزاقی، سعی در بازگرداندن آن ها از اسلام و روی آوردن آن ها به مسیحیت نمود. وی در این باره می گوید: «بسیار با آن ها کلنجار رفتم. به آن ها می گفتم که باید آنچه را که سبب تغییر زندگی ام شده را برای شما بازگو کنم. لازم نیست که آن را بپذیرید اما باید برای شما بگویم. اگر چه به رغم همه تلاش هایش هیچ یک از اعضای خانواده از دین خود برنگشتند، اما او را از منزل خود اخراج نکردند، چرا که به هر حال در نظر آن ها در آمد 50دلار در ماه حاصل از اجاره منزلشان رقم قابل توجهی بود.»
«ال دوبارا» 45ساله که با رفاقت با تاجران «نایروبی» در «کنیا» به انجام مأموریت خود در این کشور پرداخت، می گوید: «هدف من کاشتن بذری کوچک است که بتواند در آینده رشد کند. در وهله اول تلاش من معطوف به آن بود که آن ها خود دین خود را زیر سؤال ببرند.»
نگاه ضداسلامی این گروه که منعکس کننده اندیشه رسمی دانشگاه کالیفرنیاست در پایگاه اینترنتی این دانشگاه نیز به خوبی محسوس است. در مقاله ای که کمی پس از حادثه یازدهم سپتامبر در این پایگاه منتشر شد، آمده است: «این ادعا که اسلام یعنی صلح، تلاش برای گمراه ساختن افکار عمومی است. رهبران مسلمان بارها هدف خود یعنی گسترش اسلام در غرب را تا زمانی که این دین به قدرتی غالب و جهانی مبدل شود به زبان آورده اند.»
نویسنده این مقاله که خود استاد «جان ویور»، مبلغ فعال در افغانستان است، برنامه مطالعات اسلامی دانشگاه کالیفرنیا را مدیریت می کند و پیش تر نگرانی خود را از سرعت زاد و ولد مسلمین در مقایسه با مسیحیان ابراز داشته بود.
«لارنس» پیش از ورود به دانشگاه کالیفرنیا مدت 23سال در دره قاضی خان پاکستان به تبلیغ مسیحیت می پرداخت. وی و همسرش با تشکیل جلسات دعا، مجالس تفسیر انجیل و نیز تشکیل جمع های دوستانه درپی اهداف خود بودند. وی در مورد حضور این افراد در جلسات می گوید: «اکثر این افراد با این تصور که خارجی ها پولدارند در این جلسات شرکت می کردند. عمده آن ها در جلسات ما حاضر می شدند با این تصور که آن ها را در رفتن به آمریکا کمک کنیم. در مجموع، تنها تعدادی از آن ها مشتاق به حضور در جلسات و صحبت از مسیحیت بودند.»
اما حمله به منزل لارنس با شکل گیری احساسات ضدآمریکایی در جهان اسلام که آغاز آن به گروگان گیری سفارت آمریکا در سال1979 در تهران، بازمی گردد، اتفاق افتاد. حال با گذشت سال ها و در نتیجه حادثه یازدهم سپتامبر و حوادث پس از آن، بار دیگر نفرت علیه غربی ها در جوامع اسلامی آشکار شده است.
به منظور مقابله با این دشمنی هاست که هم اکنون در دانشگاه کالیفرنیا، مبلغان آموزش هایی می بینند که هدف از آن نحوه آشنایی و عجین شدن آن ها با فرهنگ مردم مناطق مورد نظر است. لاو توضیح می دهد که جلب نظر مسلمانان و تبلیغ مسیحیت در فرهنگی بیگانه، مستلزم آن است که حتی علاوه بر آشنایی با فرهنگ آن ها، در صورت لزوم آداب آن ها را هم انجام داد. وی توضیح می دهد که حتی لازم است این مبلغان در شرایط کنونی با نام های اسلامی و پوشش محلی در مناطق مأموریت خود حاضر شوند و حتی نماز بخوانند و در ماه رمضان روزه بگیرند. «کاشن» استاد دانشگاه کالیفرنیا در این باره می گوید: «ما برای رسیدن به مسلمانان باید مسلمان شویم.»
از دیگر گروه های فعال در این حوزه می توان به گروهی اشاره کرد که در خاورمیانه به عنوان گروهی از دراویش فرقه صوفیه به تبلیغ مسیحیت می پردازند. گروهی دیگر نیز در فلسطین، دانش آموزان را هدف تبلیغات خود قرار داده اند و ضمن آشنایی آن ها با عقاید مسیحیت، از آن ها می خواهند که خود را کماکان مسلمان معرفی کنند.
حقیقت آن است که رهبران مسیحیان پروتستان با ترغیب مبلغان مسیحی به ادامه این راه، حتی اگر جان اعضای جدید در معرض خطر هم باشد، درپی نیل به هدف خود هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات