تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۰  ، 
کد خبر : ۴۹۰۲۷

آزادی بیان، آزادی عقیده


دکتر نعمت احمدی
چاپ کاریکاتورهائی از پیامبر اسلام در روزنامه‌ای دانمارکی و سپس تکرار آن در چند روزنامه دیگر غربی بعد از چاپ کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی، مسئله‌ای که اتحاد همه مسلمانان را در پی داشت، باید از دو منظر مورد توجه قرار داد: نخست، آن گروهی که می‌گویند روزنامه‌ها در غرب آزادند و دولتها بر روزنامه‌ها اشرافی ندارند و اصل آزادی افراد و افکار ایجاب می‌کند که مکنونات قطبی افراد به هر ادبیاتی بیان شود. این نظریه تا جایی قابل حمایت است که اصل آزادی بیان به آزادی و اندیشه دیگران ضربه وارد نیاورد، پیامبر اسلام تنها رهبر مذهبی است که روز شمار زندگی او در تاریخ پیداست. قرآن تنها کتابی است که عین گفته پیامبر است و اختلافی در آن موجود نمی‌باشد. اندیشه اسلامی آنچنان تفکری است که روز به روز دامنه و وسعت آن بیشتر می‌شود. این دین از بدو ظهور خود تاکنون هیچگاه به ایستائی و توقف نرسیده است. در آغاز قرن بیستم در اروپا دین اسلام ناشناخته بود، ولی بعد از یک قرن، دین اسلام دومین دین اروپا و آمریکاست.
اگر درصد رشد این دین در یک صد سال اخیر در قرن جدید ادامه یابد، پایان قرن 21 را باید آغاز برتری دین اسلام بر سایر ادیان در جهان دانست. برای سد این حرکت دو گروه فعالند؛ نخست مسلمانان افراطی که با برخی اقدام‌های خود چهره دین رحمت را نزد سایر ادیان زشت نشان می‌دهند. دومین گروه، مدعیان حقوق بشر که معتقدند انسانها آزادند هر چه می‌خواهند بگویند و بنویسند. به گروه نخست که مسلمانان افراطی می‌باشند کاری ندارم؛ هر چند این گروه تاب تحمل توهین به مقام حضرت رسول را مانند همه مسلمانان ندارند؛ اما حقیقت این است بعضا نوع اعتراض این افراد ممکن است چهره اسلام رحمت را زشت نشان دهد، اما گروه دوم که آزادی را بی‌حد و حصر میدانند، لابد مرزی برای این آزادی در نظر دارند و حتما این مرز را حداقل اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌توان تصور نمود.
ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر مقرر می‌دارد: هیچ کس نمی‌تواند در بیان عقاید و نظریات خویش تزاحم یا محدودیتی برای دیگر انسانها فراهم آورد. هر چند در حقوق ما این اصل به قاعده لاضرر معروف است و در امثله مردم عادی هم از قدیم‌الایام آمده است: از دست و زبان کسی نباید به دیگری آزاری برسد. در ادب فارسی هم اشعار فراوانی در این مورد هست، حال چگونه می‌توان تصور نمود که فردی به خود اجازه دهد در سایه آزادی عقیده و بیان باعث محدودیت و تزاحم دیگری شود و خود را پشت آزادی عقیده و بیان پنها کند؟ اگر این شخص انسانی فرازمینی باشد که اندیشه و باورهای وی ظرف 1400 سال یکروز از رونق و تازگی و حرکت به جلو متوقف نبوده و نزد پیروان خود مقامی فراانسانی داشته باشد. وقتی همین اعلامیه جهانی حقوق بشر اجازه نمی‌دهد در بیان نظریات خود محدودیت برای دیگر انسانها ایجاد کنیم، چگونه می‌توان پذیرفت این تزاحم و محدودیت، از حد «تزاحم» گذشته و به مرحله توهین رسیده و آن هم توهین به مقام شامخی که با این تفکرات توانسته و فرهنگ سازی کند و ظرف 1400 سال به زایش و تولید و باز تولید بپردازد و طرفه اینکه در ممالکی مانند اندونزی، فیلیپین، مالزی، بنگلادش و دهها کشور آفریقائی و آسیائی دیگر حتی یک شمشیر برای صدور اندیشه اسلامی زده نشده که هیچ، مردم این مناطق طوعا و در پی اشاعه و ترویج اندیشه اسلامی به دین اسلام گرویده‌اند و امروزه این کشورها در دفاع از کیان اسلام و ساحت قدسی حضرت محمد(ص) پیش قدم‌تر می‌باشند. مهمتر اینکه چاپ این کاریکاتورها در تاریخ 10 سپتامبر سال 2005 میلادی یک روز قبل از سالگرد حادثه غیرقابل قبول برای مسلمانان در نیویورک و فروریختن بر جهان دو قلو و کشته یا مجروح شدن انسانهای بیگناهی که تعدادی از آنان مسلمان بودند، در روزنامه پولانذپستن دانمارکی، در واقع به پیشباز حادثه حمله 11 سپتامبر که گروه تروریستی القاعده متهم اصلی آن است چاپ شد و این نمی‌تواند بدون سوء نیت باشد. وقتی مسلمانان اعتراض می‌کنند که چاپ این کاریکاتورها برخلاف باور مسلمانان می‌باشد، به این دلیل که اولاً نشان دادن تصویر بزرگان دین خصوصاً حضرت رسول(ص) را مباح نمی‌دانند؛ بعد از آن وقتی اهانت و توهین به فرد برخلاف ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر است چگونه می‌توان به باور و اندیشه بیش از یک میلیارد انسان توهین کرد و مسئله‌ای صددرصد گروهی که تفکر آنرا مثلاً القاعده می‌پذیرد و مورد پذیرش اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان نیست را به هرم مقدس باورهای مسلمانان نشانه رفت؟ این در حالی است که چندین روزنامه دیگر در کشورهای مختلف اروپایی که ناباورانه جمعیت بزرگی از مسلمانان را در خود جای داده‌اند و هنوز ماجرای سلما رشدی را فراموش نکرده‌اند به چاپ دوباره این کاریکاتورها پرداختند. سوئد، نروژ، اسپانیا، فرانسه، کرواسی، رومانی و آلمان یعنی عمده کشورهای اروپایی به این آتش دامن زدند؛ آنهم به اعتبار و یا تمسک و اعتقاد به آزادی بیان. حال این پرسش اساسی مطرح است که آزادی بیان محترم است، اما در کنار آزادی بیان، آیا آزادی عقیده هم جایگاهی دارد؟ شما آزادید هر چه می‌خواهید بگویید، ولی نمی‌توانید به آنچه عقیده من است متعرض شوید.
مرز شکننده بین آزادی بیان و آزادی عقیده از حبابی شکننده‌تر است، اما ضخامت و تفاوتی به همه کوههای آفرینش دارد تا جایی که در دین اسلام آزادی عقیده همه مذاهب و ادیان الهی به رسمیت شناخته شده است.
بهر صورت فاصله بین توهین و آزادی به مویی بسته است، نه اینکه دیگران می‌توانند به بهانه آزادی بیان به باورهای دیگران که جزء عقاید آنان است توهین کنند و نه مذهب و ادیان الهی، نه قراردادهای اجتماعی، نه اعلامیه جهانی حقوق بشر،‌ هیچکدام این روش غلط را نمی‌پذیرد و اما مسئله کاریکاتورها؛ باور داشته باشیم جهان بعد از حادثه 11 سپتامبر، همان حادثه‌ای که دل مسلمانان را هم به درد آورد و تعدادی مسلم بیگناه نیز زیر هزاران هزار آوار مدفون شدند، درصدد است که چهره‌ای جدید در نخستین سالهای هزاره سوم از مسلمانان که می‌روند جمعیت غالب هزاره سوم باشند ترسیم کند. اگر هزاره دوم با تنش‌هایی که منجر به جنگ جهانی اول و در نهایت جنگ خانمانسوز دوم بود آغاز شد که جهانی را به آتش کشید و بهانه آغاز شد که جهانی را به آتش کشید و بهانه آن خرده حسابهای اروپای کهن برای ترسیم خطوط مرزی جدید بود، در آغاز هزاره سوم جنگ عقاید و تمدنها همانگونه که هانتینگتون گفته است به ظاهر در شرف وقوع است و تیر آنرا گروهی به ظاهر مسلمان متعصب به برج‌های دوقلو نیویورک آمریکا شلیک کردند و در پی آن نیز جهان غرب به سرکردگی آمریکا حضوری بلامنازع در قلب جهان اسلام. خاورمیانه پیدا کرد و بی دردسر نخستین سنگر حضور در جهان اسلام را با سلام و صلوات ما فتح کرد. اما این بار تیر متقابل را جهان غرب به کانون احساس و باور دنیای اسلامی - نبی مکرم – شلیک کرد.
ساخته‌های دست بشر فقط توپ و تانک یا قلم و کاغذ و رسانه‌ها نیست، دست سازهای بشر،‌مجامع بین‌المللی هم می‌باشند. چگونه آنان، ما را به شورای امنیت و قطعنامه و تحریم رهنمون می‌سازند، چرا ما نمی‌توانیم از این همه دادگاه و مرجع استفاده کنید و تفاوت آزادی بیان و حرمت آزادی عقیده را در مجامع جهانی ثابت کنیم؟ هزاره سوم دنیای حقوقدانان است، چه باور کنید، چه باور نداشته باشیم. حجت جدید، استفاده از راهکارهای حقوقی و قانونی و مجامع بین‌المللی است تا سزای توهین کنندگان را با قانون بدهیم که خداوند به قلم سوگند خورده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات