تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۲  ، 
کد خبر : ۴۹۰۳۶

مد و جزر ایده دنیوی شدن


محمد نوذری
نیمه دوم سال گذشته، در گرماگرم مبارزات انتخاباتی در آمریکا، بارها نام کلیسا و بحث اعمال نفوذ نهادهای مذهبی در عرصه سیاست به میان آمد. معلوم شد آقای جرج دبلیو بوش به عنوان‌یک مسیحی معتقد، روزانه نیم ساعت از برنامه‌های کاری کاخ سفید را به خواندن انجیل اختصاص داده است. اینگونه بود که زمزمه‌های اعتراضی به بازگشت دین به عرصه سیاست به هیاهو مبدل شد. حتی 150سال پیش زمانی که الکسی توکویل سزمین آمریکا را سیاحت می‌کرد معلوم بود که تجربه مدرنیته در آمریکا به کل از نمونه مشابه‌اش در اروپا تفاوت دارد. گزارش توکویل در کتحلیل دموکراسی در آمریکا به عنوان منسجم‌ترین و قوی‌ترین تحلیل‌یک اروپایی از وضعیت جامعه آمریکا، نشان می‌داد که در‌ینگه دنیا خبری از تعارضی میان دین و فرآورده‌های دنیای مدرنـ از جمله دموکراسی، اقتصاد سرمایه‌داری و...ـ نیست. امّا حتی در همین آمریکا هم جدایی سیاست از مذهب مورد تأکید جدی بود و قرار بود دولت حافظ آزادی مذهبی باشد. ولی حالا به نظر می‌رسد حتی این آخرین مرز هم شکسته شده و نهاد دولت و مذهب پس از قرنها جدایی دوباره‌یکدیگر را بازیافته اند.
مسلماً ایده‌های دوران روشنگری چنان قدرتمند اند که فرآیند بالا به آن آسانی که گفتیم رخ نخواهد داد امّا دست کم این تأثیر را خواهد داشت که نظریه‌پردازان ایده دنیوی شده (سکولاریزاسیون) نگاه کلیشه‌ای نسبت به بازگشت مذاهب را کنار بگذارند.
در این گوشۀ دنیا، در قلب دنیای اسلام قریب به سه دهه از اوج‌گیری جنبش‌های احیای دین در عرصه سیاست می‌گذرد. از میانه دهه ۶۰ این ایده جا افتاده است که اسلامی گانه ایدئولوژی مناسب برای تنظیم روابط در سطح اجتماعی و سیاسی است. تضاد جهان اسلام و غرب، قدرت توصیف اسلام سنتی از جهان واقع را بر مبنای الگوی دارالسلام/دارالکفر، احیا کرد.
هنگامی ‌که رئیس‌جمهور آمریکا در‌یک سخنرانی پس از‌یازده سپتامبر مبارزه با تروریسم را به جنگ‌های صلیبی تشبیه کرد جهان اسلام فوراً واکنش نشان داد. بنیادگرایان مذهبی که مبارزه با تهاجم فرهنگی و سیاسی غرب را در حد‌یک جهاد مذهبی فرا می‌بردند مطمئن بودند رقیب نیز با همین دید به میدان آمده است.
جنبش‌هایی که دغدغه دینی دارند و سعی بر آن دارند تا میان دین و مقتضیان دنیای مدرن هماهنگی ایجاد کنند کم سابقه نیستند. سابقه این فعالیت‌ها در جهان اسلام دست کم به دوران سید جمال‌الدین می‌رسد امّا واقعیتی که نادیده گرفته شده همانی است که ژیل کپل ـ اسلام‌شناسی فرانسوی ـ در کتابکانتقام خداوند به زیرکی به آن اشاره کرده است و آن اینکه از نیمه دهه۷۰ مسیر این جنبش‌ها تغییر کرد. اگر تا پیش از آن در دنیای مسیحی هدف «روزآمد کردن کلیسا‌یا در جهان اسلام» مقصود نهایی «مدرنیزه کردن اسلام بود پس از این تاریخ اهداف این دو بهکانجیلی کردن دوباره اروپا و کاسلامی زه کردن مدرنیته» تغییر‌یافت.
کتاب «تأملاتی جامعه‌شناسانه» درباره سکولار شدن سعی برآن دارد تا فراز و فرود ایده سکولاریزاسیون را بررسی کند. ایده‌ای که به روزگاری تنها مفسر فرآیند تاریخی غرب مدرن بود. ایده دنیوی شدن بر آن بود تا زوال دین از حوزه عمومی ‌را بر مبنای تعارض علم و دین و همچنین فرآیند عقلانی شدن توجیه کند.
سکولاریزاسیون بخصوص برای پدران جامعه‌شناسی که علاقه خاصی به تبیین خصایص ذاتی دنیای مدرن داشتند‌یک ذغدغه جدی بود. کنت، دورکیم، وبر و مارکس همگی درباره دین و سرنوشت آن در دنیای آینده نظریه پردازی کرده بودند. مهم‌ترین اینان مارکس و وبر بودند. اولی دین را همچون سایر نهادهای روساخت می‌دانست که با تغییر شیوه تولید، دگرگون خواهد شد. مارکس در نوشته‌های دقیق ترش به رابطه خصلت انتزاعی مسیحیت و ذهنیت بورژوایی اشاره کرده بود. امّا تحلیل جامعه و دقیق و تعلق بی‌چون و چرا به وبر دارد که بنیانگذار جامعه‌شناسی دین هم به شمار می‌آید. وبر در تحلیل مشهورش به بررسی رابطه پروتستانیزم و سرمایه‌داری پرداخت.
با این تفاصیل معلوم است که نظریه دنیوی شدن که از نظریات بنیادین در نظریه جامعه‌شناسی است. کتاب «تاملاتی درباره سکولار شدن» هم قصد دارد فراز و فرود این ایده را نظریه جامعه‌شناسی بررسی کند. بنابراین از این جهت کتاب، در زمینه فلسفه جامعه‌شناسی است و بیشتر به نظریه می‌پردازد تا واقعیت اجتماعی.
ادعای نویسنده آن است که بنا به واقعیات اجتماعی، نظریه دنیوی شدن رو به زوال گذاشته و مهم‌ترین نظریه‌پردازان آن از مواضع قبلی خود مبنی بر پیشرفت و برگشت‌ناپذیر بودن روند سکولاریزاسیون عقب نشینی کرده‌اند.
می‌دانیم که مهم‌ترین منبع الهام پدران جامه شناسی، رویکرد محافظه‌کارانه برخاسته در برابر انقلاب فرانسه و روشنگری بود که می‌خواست به بررسی انتقادی هرج و مرج دوران مدرن بپردازد. کسانی همچون دومایستر که از کاتولیک‌های ضدانقلاب نام‌آور به شمار می‌آمدند دین فراوانی بر نخستین بنیانگذاران جامعه‌شناسی همچون کنت وسن سیمون داشتند. چنین رویکردی قصد آن داشت که در تحلیل‌هایش جایگاه نظم و سنت را نشان دهد. مفهوم روح جمعی در آرای دورکیم ناظربه همین معنا است.
در واقع نخستین جرقه‌های نظریه اجتماعی زمانی زده شد که کسانی همچون دورکیم و کنت به جامعه همچون‌یک کل دارای روح نگاه کردند.
در این نگاه کل‌گرایانه که در پی نظم و ثبات بود، دین جایگاه ویژه‌ای داشت. نه تنها کنت به جایگاه و قدرت دین تأکید داشت ـ گرچه نیروی او در دنیای مدرن از دست رفته می‌دید ـ که دورکیم در دوره متأخر حیات علمی‌اش تمامآً بر جامعه‌شناسی دین متمرکز شد، وبر این حوزه را گسترش داد و پایه گذار‌یک سنت مطالعاتی در زمنیه‌ی جامعه‌شناسی دین شد. سنتی که خواهان بررسی رابطه دین و دنیای مدرن بود. ادعای کتاب امّا چیزی متفاوت از این تفسیر رایج از تاریخ تکامل نظریه اجتماعی است. بنا به ادعای نویسنده: کنقش نهضت روشنگری در پیدایش جامعه‌شناسی کمتر مورد اشاره و توجه بوده است. کوزر و مسترویچ از جمله کسانی هستند که سعی دارند تا تأثیر نهضت ضد روشنگری و محافظه‌کار را در جامعه‌شناسی نشان دهند. مسترویچ معتقد است جامعه‌شناسی مولود جریانات محافظه‌کار بود و نه روشنگری.(ص ۵ و ۴۴)
نویسنده به آرای فیلسوفان روشنگری می‌پردازد و ایده‌های آنان درباره روحانیت‌ستیزی، روش علمی‌و مخالفت با کلیسا را توضیح می‌دهد. سؤال اصلی کتاب او در این بخش آن است که «روشنگری چگونه به پیدایش جامعه‌شناسی کمک کرد و این ایده چگونه به جامعه‌شناسی انتقال‌یافتند.» (ص۴۳)
به گمان او سن سیمون و اگوست کنت مجرای انتقال اندیشه‌های روشنگرانه قرن 18 به جامعه‌شناسی حرفه‌ای و مدرن به حساب می‌آیند. در آثار این دو نظریه‌ای در باب جامعه صنعتی نویسنده نشان می‌دهد ترکیب دو سرچشمه متضاد ـ روشنگری و ضدروشنگری ـ چگونه به پرورده شدن نظریه اجتماعی کمک کرده است. چگونه هم دین و جایگاه آن دغدغه جامعه‌شناسان اولیه بوده (تأثیر جریان ضدروشنگری و محافظه‌کار) و چگونه بیشتر جامعه شناسان اساس جامعه‌شناسی دین خود را بر پایه فرضی باطل بودن اعتقادات دینی بنا نهاده‌اند(تاثیر جریان روشنگری و رادیکال). جامعه شناسان اولیّه اگرچه سودمندی‌های و کارکردهای بسیاری برای دین قائل بودند امّا به طور ضمنی رأی به بی اعتباری آن می‌دادند. جرالد لنسکی از نظریه‌پردازان فلسفه جامعه‌شناسی بر همین مبنا اشاره کرده است: «جامعه‌شناسی از همان ابتدا بر این باور بود دین در جهان مدرن تنها بازمانده‌ای است از گذشته ابتدایی بشر و محکوم بر نابودی در عصر علم و روشن بینی همگانی»(ص ۲۸).
اینگونه است که نظریه دنیوی شدن در دل جامعه‌شناسی پرورده می‌شود. امّا دنیوی شدن به بیان جامعه شناسان ناظر به چه چیزی است؟ «دنیوی شدن عبارت است از زوال دین. طی این روند نهادها، آموزه‌ها و نمادهای دینی اعتبار و نفوذ پیشین خود را از دست می‌دهند و نقطه‌ی اوج دنیوی شدن جامعه‌ی بدون دین است».(ص ۲۹)
نظریه دنیوی شدن در دو سطح نهادی و ذهنی به تبیین سکولاریزاسیون می‌پردازد و تز اصلی نویسنده آن است که این ادعاها دست کم در سطح ذهنی دیگرپذیرفتنی نیست و پیروان نظریه سکولار شدن به ادعای دنیوی شدن نهادی رضایت داده‌اند اگرچه این ادعا نیز روزبه‌روز نامعتبرتر می‌شود.
مهم‌ترین نظریه‌پرداز سکولار شدن بی‌گمان پیتر برگراست. جامعه‌شناسی برجسته آمریکایی و پیرو نحله پدیدارشناسی جامعه شناختی که کتاب کساخت اجتماعی واقعیت‌اش حالا دیگر تبدیل به‌یک اثر کلاسیک تبدیل شده است.
سکولار شدن در نظر برگر فرآیندی است که طی آن جامعه و فرهنگ از سلطه‌ی نمادها و نهادهای دینی خارج می‌شوند(ص۶۳) تأکید برگربرد دنیوی شدن نهادی است و معتقدات فرآیند عقلانی شدن، عامل اصلی دنیوی شدن محسوب می‌شود. اینجاست که او دین‌اش را به استاد و مهم‌ترین منبع الهام‌اش ـ ماکس وبر ـ ادا می‌کند. فرآیند دنیوی شدن به گمان برگر منجر به فروپاشی باورپذیری تعاریف دینی از واقعیت می‌شود. سکولار شدن با ایجاد بحران اعتبار در ادیان باعث بی‌اعتباری دین در حوزه اجتماع می‌گردد.
توضیح برگر از این فرآیند بسیار جذاب و دقیق است. برگز به ما می‌گوید سکولار شدن ابتدا در حوزه اقتصادی رخ می‌دهد. این همان چیزی است که وبر نیز بر آن تأکید داشت. امّا نکتۀ اصلی آنجاست که برگر از جایی شروع می‌کند که وبر تمام کرده بود.
سکولار شدن در حوزه اقتصاد برای اولین بار‌یک «منطقه آزاد از دین» به وجود می‌آورد. دنیوی شدن در این حوزه و حوزه‌های نزدیک بر آن ـ همچون سیاست که در نهایت باعث بی‌طرفی دولت و نهاد مشروع زور نسبت به ادیان می‌گرددـ منجر به وضعیتی متکثر می‌شود. در گذشته ادیان انحصارگر وظیفه معنا مشروعیت بخشیدن به زندگی فردی و جمعی را برعهده داشتند. امّا با شکل‌گیری وضعیت متکثر انحصار ادیان سنتی در تعریف واقعیت از میان می‌رود.(ص ۶۹)
در چنین وضعیت متکثری هیچ ‌یک از ادیان نمی‌توانند برخلاف گذشته وفاداری مراجعانشان را مسلم فرض کنند. سنت دینی که قبلا این توانایی را داشت تا در صورت عدم تمایل مخاطبان‌اش خود را به آنها تحمیل کند و‌یا دست کم رقیبان را از میدان بدر کند حالا باید دست به بازاریابی بزند. و این ‌یعنی فروختن کالا به کسانی که مجبور به خریدن آن نیستند. در چنین وضعیتی هرگونه فعالیت مذهبی تابع منطق اقتصاد بازار آزاد و رقابتی خواهد بود. با پیدایش رقابت آزاد، دغدغه «کسب نتایج مثبت» خود را به نهادهای مذهبی تحمیل می‌کند. مسئله‌ای که در وضعیت انحصاری مایه نگرانی نبود. تلاش برای کسب نتایچ مثبت در‌یک وضعیت رقابتی مستلزم عقلانی کردن ساختارهای اجتماعی ـ دینی خواهد شد. تأثیرات وضعیت متکثر تنها به جنبه‌های اجتماعی ـ ساختاری دین محدود نمی‌شود بلکه به محتوای دین نیز سرایت می‌کند. به گمان برگر نهایتاً مراجع دینی مجبور به عرضه محصولات دینی سکولار خواهند شد.
به این ترتیب برگزنه تنها تبیینی از سکولار شدن و جدایی و خروج دینی از حوزه عمومی ‌ارائه می‌دهد که به سکولار شدن محتوای آموزه‌های مذهبی نیز می‌پردازد. و اینگونه است که برگر در مقام نظریه پرداز اعظم سکولاریسم بر صدر می‌نشیند. امّا خود او بعدها با نوشتن مقاله «برخلاف جریان» از تمامی‌ این ادعاها دست برمی‌دارد.
نویسنده در فصول پایانی کتاب خود به نقد ایده دنیوی شدن و خصوصاً نظریه برگر می‌پردازد. نظریه پردازان سکولاریزاسیون ایده‌های خود را بر چند پیش‌فرض استوار می‌کنند. اوّلین پیش فرض تعارض میان علم و دین است. به گمان نویسنده امّا با توجه به این ایده که علم اطلاق خود را در شناخت حقیقت از دست داده است، این پیش فرض باطل است. چرا که پیش فرض این تعارض آن است که تنها معیار شناخت و دستیابی به حقیقت معرفت علمی‌است. نظریه‌پردازان دنیوی شدن همینطور بر این مسئله تأکید می‌کنند دنیای مدرن نسبت به دوران پیشین غیردینی‌تر شده است. اینجا هم نویسنده به داده‌های تاریخی اشاره می‌کند و معتقد است ایده مذهبی بودن دوران پیشامدرن اسطوره ای بیش نیست و با برگر هم صدا می‌شود «هک انسان مدرن همانقدر مذهبی است که همیشه بوده است»
بدلیل مورد نظر خود نویسنده «وضعیت متکثر» است. در واقع این کتاب نیز نقدی است از موضع کثرت‌گرایی بر ایده دنیوی شدن و گمان آن دارد که خصیصه ممتاز جهان مدرن متکثر بودن است. از این منظر تمام مدعات دنیوی شدن از آنجا که مبتنی بر ایده‌ای مونیستی است ـ‌ یگانگی و انحصار معرفت در نزد اندیشه عقلی و علمی ـ بر باد هواست و دین در وضعیت متکثر هم‌چنان به حیات خود ادامه می‌دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات