حنیف غفاری
کشور نروژ به لحاظ سیاسی ظاهری آرام و بدون تنش دارد. تعریف سبدهای خانوار، بیمه و امکانات رفاهی در این کشورها حکم چرخههای تضمینکننده حیات دولتهای وقت را دارند. درآمد حاصل از نفت و منابع طبیعی نیز این چرخهها را به صورت مستقیم تقویت میکند. بر این اساس افرادی مانند "کینگ هارالد" پادشاه نروژ اوضاع کشور خود را بر اساس معیارها و فاکتورهایی عینی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهند. اخیرا شاهد به وجود آمدن دغدغههایی در سیاست داخلی و خارجی نروژ هستیم. این دغدغهها به خودی خود سبب خارج شدن اسلو از چهره بیتنش قبلی شده است. البته نمیتوان این دغدغههای را به عنوان "بحران" مورد تجزیه و تحلیل قرار داد:
شکست اخیر حزب چپگرای سوسیالیست در انتخابات میاندورهای محلی نروژ دغدغههای زیادی را در اسلو ایجاد نموده است. این حزب به عنوان شریک ائتلافی حزب کاگر در معادلات سیاسی نروژ حضور دارد. «جنس استولتنبرگ»، نخستوزیر از حزب کارگر 29/7 درصد آرا را در انتخابات روز دوشنبه به دست آورد که تنها 2/2 درصد از انتخابات محلی پیشین سال 2003 بیشتر است.
اما حزب چپگرای سوسیالیستها که شریک ائتلافی حزب کارگر است تنها 6/1 درصد آرا را به دست آورد و حمایت از این حزب به نصف رسید. حمایت از حزب میانهرو که سومین شریک ائتلاف محسوب میشود با هشت درصد همچنان ثابت ماند.
حمایت ضعیف از سوسیالیستهای حزب چپ تقاضاهای مردمی مبنی بر ترمیم کابینه را به نقطه اوج خود رسانده است. بر این اساس درخواستهایی از داخل حزب سوسیالیست برای استعفای «هلن جورنی»، وزیر محیط زیست و «اویشتین جوپدال»، وزیر تحقیقات و آموزش بالا گرفته است. هر دوی این افراد به شکست در مبارزه با تغییر آب و هوا و قصور در امور آموزشی متهم هستند. البته باید اذعان نمود که نظام آموزشی نروژ به صورت ماهوی پیچیده و دغدغهزاست. بر این مبنا شهروندی که در شهر تروندهایم یا برگن زندگی میکند، به همان اندازه شهروندی دیگر که در مرکز شهر اسلو و در محله "گرونلند" یا "اسلوسیتی" زندگی میکند نیاز و مطالبه آموزشی دارد. شهروندان نروژی نسبت به مسئله آموزش و کیفیت ابزارهای آموزشی همواره حساس بودهاند. این حساسیتها مسئولیت دولت نروژ را در این زمینه بیشتر میکند. در زمان نخستوزیری "شل ماگنه بوندویک" نیز شاهد اعتراضهای پراکندهای بودیم که در مسئله آموزش صورت پذیرفت. البته این اعتراضات همانند دوره فعلی فراگیر نبودند. از این رو مسئله آموزش در اسلو میتواند به پاشنهآشیل احزاب حاکم و ائتلافی تبدیل شود.
مسئله "محیط زیست" نیز با توجه به بافت زیستمحیطی نروژ و موقعیت طبیعی آن از اهمیت بسیاری برخوردار است. از این رو جو به وجود آمده علیه "هلن جورنی" چندان دور از تصور نبوده است. البته عملکرد وزیر محیط زیست نروژ باید به صورتی واقعبینانه از سوی "استورتینگت" مجلس این کشور مورد بررسی قرار بگیرد.
در این میان انتشار خبری دیگر مبنی بر استعفای "ادراجر انوکسن" وزیر نفت نروژ موجب تشدید ابهامات موجود در خصوص جهتگیری دولت "استولتنبرگ" شده است. در حالی که دفتر نخستوزیر نروژ اخیرا اعلام کرد که وزیر نفت و انرژی نروژ استعفا کرد، گمانهزنیهای در خصوص دلایل این استعفا و جانشین احتمالی وزیر نفت ادامه دارد.
پیش از این شبکه نروژی NRK گزارش داده بود که "ادراجر انوکسن" وزیر نفت و انرژی نروژ پست خود را برای "آسلاگ هاگا" رهبر حزب مرکزی نروژ کنار گذاشته است تا وی در این پست رده بالا قرار گیرد. دولت نروژ از دلایل استعفای انوکسن چیزی نگفته، اما در این مورد گفته شده که این تصمیم خود انوکسن است. پست وزیر نفت یکی از مهمترین پستهای موجود در کابینه کشور نروژ است. این کشور یکی از پنج کشور بزرگ صادرکننده نفت خام جهان و همچنین بزرگترین صادرکننده گاز طبیعی در اروپای غربی است.
انوکسن در حال نظارت بر ادغام فعالیتهای نفت و گاز شرکت "نورسک هیدرو" با رقیب بزرگترش یعنی شرکت "استات اویل" در اواخر ماه سپتامبر است که این امر با هدف ایجاد یک گروه انرژی قدرتمند نروژی برای رقابت با خارج است. حزب مرکزی نروژ که در عرصه سیاست این کشور بسیار تاثیرگذار است، معمولا وزارت نفت را در اختیار خود دارد.
به راستی "استولتنبرگ" چگونه و از چه مجرایی میخواهد ترکیب و توازن کابینه خود را به سود حزب کارگر حفظ نماید؟ آنچه مسلم است اینکه حزب سوسیالیست نیز در پی شکست اخیر در انتخابات سعی دارد نقاط ضعف خود را ترمیم نماید و از سوی دیگر، نقاط ضعف احزاب دیگر به گونهای مستقیم یا غیرمستقیم پررنگتر نماید. در این میان روزنامههایی مانند "آربیدر بلادت"، "داگس آویسن"، "ورتلند" و "آفتن پستن" تقابل سیاسی خود را در قالب رسانههای خود ادامه خواهند داد. با توجه به نفوذ رسانهها در نروژ، تحلیلهای هر یک از روزنامههای فوقالذکر در خصوص اوضاع فعلی کابینه ائتلافی "استولتنبرگ" میتواند جذابیتها و البته حساسیتهای مخصوص به خود را ایجاد نماید.
از این رو "استولتنبرگ" و دیگر اعضای حزب کارگر باید در جهت تقویت موقعیت حزبی خود و حفظ پیروزی به دست آمده خود در انتخابات این تحولات را به گونهای کارآمد و عامهپسند هدایت نمایند. از سوی دیگر، سوسیالیستهای نیز جهتگذار از شرایط فعلی باید تغییراتی عمده را در زیرساختهای حزبی خود به وجود آورند.
زمانی که دغدغههای داخلی با واقعیات خارجی گره میخورد اوضاع کمی پیچیده میشود! تحولات داخلی اسلو در حالی رخ دادهاند که فعالیتهای روسیه در قطب شمال مقامات نروژی را به واکنش واداشته است. روسیه طی ماههای گذشته در طول سواحل نروژ به برپایی مانورهای نظامی بیشتری نسبت به گذشته اقدام کرده است.
در پنج ماهه گذشته در 18 مورد هواپیماهای تجسسی نروژی به نزدیکی مرزهای این کشور با روسیه فرستاده شدهاند تا بمبافکنهای روسی را در نزدیکی مرز نروژ ردگیری و شناسایی کنند. سرپرست نیروهای نظامی نروژ به عنوان یکی از کشورهای عضو ناتو شک دارد که در کشمکش با کشور همسایه خود، روسیه، از حمایت ناتو بهرهمند شود.
در گزارشی که اخیرا از سوی "اسور دایسن"، سرفرمانده نیروهای نظامی نروژ منتشر شده آمده است: "در صورت بروز هرگونه نزاع و درگیری در شمال اروپا تنها باید روی کمک خود حساب کنیم، چرا که تمام قوای ناتو در در کشورهایی مانند افغانستان متمرکز شده است".
علاوه بر آن وی اظهار داشته است که تهاجم گسترده روسیه به شمال نروژ امری غیرواقعی به نظر میرسد. با این وجود دایسن به طراحی سناریویی پرداخت که در آن نبرد بر سر منابع نفت و گاز در شمال نروژ میتواند به چالشی بزرگ برای نروژ در برابر قدرت بزرگ نظامی یعنی روسیه تبدیل شود. از سویی دیگر این امر قاعدهای قانونی است که دولت نروژ انتظار افزایش همکاری با روسیه در جهت بهرهبرداری بیشتر از منابع قطب شمال را داشته باشد. شبکه تلویزیونی NRK نروژ نیز به نقل قول از یکی از اعضای انستیتوی سیاست خارجی نروژ که از تحلیلهای سرفرمانده نیروهای نروژ، دایسن حمایت کرده، پرداخته است.
این شبکه تلویزیونی به نقل از این عضو گفته است، باید وضعیتی را متصور شد که در آن منافع نروژ نادیده گرفته شود چرا که روسیه بسیار قویتر از نروژ است.
این در حالی است که در پایان ماه اوت نیز سرفرمانده نیروهای نروژ و یکی از سرفرماندهان سوئدی در یک نوشتار مشترک خواستار همکاری نظامی مشترک بیشتر شدهاند.
سرفرمانده نروژی گفته است که هر دو کشور سوئد و نروژ به دنبال تصمیمات مهمی درباره ترکیب نیروهای نظامی کشور خود هستند. افزایش قدرت نظامی روسیه در فنلاند هم بحث و جدلهایی را در خصوص عضویت احتمالی این کشور در ناتو به وجود آورده است.
در نهایت اینکه ایجاد توازن سازنده میان سیاست داخلی و خارجی اسلو به اصلیترین دغدغه فکری استولتنبرگ و دیگر سران نروژی تبدیل شده است. آیا این دغدغه کمرنگتر خواهد شد؟ پاسخ این سوال را باید در آیندهای نزدیک جستجو نمود.