در هیأتهای پاپ به دلایل مختلف و در نسبت مستقیم با نحوه عمل انقلابیون و هیأتهای انقلابی، این قاعده ثابت (تقسیم کار واعظ/ ذاکر) مخدوش شده و جایگاه یکی از این دو عنصر، به نفع دیگری، کم رنگ و حتی حذف شده است. در نتیجه در مجالس این هیأتها، علما و روحانیون، یا اصلاً حضوری ندارند؛ و یا در معدود نمونههای اصلی و بزرگ از حضوری منفعل و بسیار محدود برخوردارند و البته همین حضور محدود هم منحصر به آن دستهای از آنهاست که در بیان خود، قرائت مطلوب اعضای این هیأتها را از دین ارائه دهند. علاوه بر این در هیأتهای پاپ، اساساً وجود مقولهای تحت عنوان «هنجار دینی» و اینکه مرجعیت این هنجار با حوزویان است، انکار میشود.
۲ ـ عدم حجیت عقل
یکی از محورهای گفتمان دینی هیأتهای پاپ، تأکید زیاد و اصالتی است که برای مسأله حب و عشق به اهل بیت (علیهمالسلام)، خصوصاً حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و خاندان آن حضرت قائل هستند. البته حب و عشقی که در هیأتهای پاپ، وجهه غالب دارد، بیشتر به یک قلیان احساسات بی مبنا، ناپایدار، ظاهری و سطحی شبیه است که دارنده آن نه تنها هیچ دلیل دینی و استدلال عقلی برای آن ندارد (و صرفاً آن را حس میکند)، بلکه حتی جایگاهی هم برای دین و عقل قائل نیست که بتوانند اظهارنظر و تایید یا ردی داشته باشند. محدوده و نوع بیان و قوانین این عشق را خود فرد (به اصطلاح) عاشق است که تعیین میکند و نیازی به مهر تأیید عقل و دین نیست. چرا که ادعا میشود اصلاً این دو (عقل و دین) نمیتوانند و ظرفیت آن را ندارند که این عشق را درک کنند. بنابر این محبت اهل بیت، ولو اهل بیت پیامبر «اسلام» باشند و ائمه «دین»، امری است خارج از محدوده دین و حتی در عرض، موازات و بالاتر از آن. همچنین امری است خارج از محدوده فهم و استدلال عقلی و به طور حتم بالاتر از آن.به همین دلیل است که ادبیات مغایر با اصول و قوانین دینی و عقلی در این هیأتها رواج مییابد و «دیوانگی» به عنوان کلید واژه اصلی مطرح میشود. در نتیجه به رغم آنکه پدیده هیأتهای پاپ را در کلیت میتوان یک پدیده نوین و مدرن ارزیابی کرد، اما در عین حال، نوعی «عوامزدگی» و گرایش به برداشت عوامانه از دین و مفاهیم دینی هم در آنها آشکارا به چشم میآید. در مذهب عوامانه، عاطفه حرف اول را میزند و حجم عمل، ملاک غلظت و رقت ایمان افراد است. در این نوع دینداری، استدلال منطقی جایی ندارد و یک خواب یا رؤیای صادق یک نفر عادی، گاهی ارزش عملی و تأثیرش به مراتب بیشتر از یک حدیث معتبر و عالمانه از اهل بیت است و مکاشفههای ولو نامعقول، قدرتی دارند که هزار مباحثه عاری از آنند. دینداری عوامانه، به همین دلایل، دایماً در معرض و آمیخته با خرافات و جهل دینداران است؛ دیندارانی که در مقام دفاع از دین خود، سلاحی جز تعصب نمییابند.
۳ ـ اسطوره محور
در هیأتهای پاپ، شناختهای دینی اعضا و مداحان، براساس «مفاهیم» و «اصول» بنا نشده است؛ بلکه به جای مفاهیم، این شخصیتهای تاریخی ـ مذهبی هستند که محوریت مییابند و برای استحکام این محوریت، لازم است که جنبه «اسطورهای» به خود گیرند. در نتیجه مثلاً علاقه به حضرت عباس(ع) میشود: اصل دین؛ و تمام احکام، قوانین، اصول و فروع دین تحتالشعاع این اصل قرار گرفته و یا در پرتوی آن محو میشوند. اسلام دیگر دین اتم و اکمل و دین عقل و آزادی نیست؛ و تشیع، دیگر مذهب جهاد و ظلمستیزی و مذهب عدالت نیست. بلکه اسلام، دینی است، و تشیع، مذهبی است که حسین را دارد و عباس را و زینب را و رقیه را و علی را (علیهمالسلام). ابراز محبت به این بزرگان میشود: اصول دین و سینهزنی، و سوگواری بر مصایب ظاهری آنان میشود: فروع دین. حساب و کتاب و صراط و جهنم و بهشت و ثواب و عقاب و دنیا و آخرت، همه و همه در عشق حسین(ع) خلاصه میشود.
۴ ـ تصوفزده و صوفیمنش
همانند برخی فرق صوفی مسلک، اعضای هیأتهای پاپ، اغلب افرادی گوشهگیر، منزوی، بریده از جامعه، سرخورده از مردم و بیگانه با مسائل اجتماعی،
فرهنگی و سیاسی کشور هستند. (هر چند علیالظاهر) این نوع بیخیالی و لاابالیگری، خصوصاً وقتی رنگ دینی به خود میگیرد و با ادا و اطوارهای شبهصوفیانه (نظیر ریش پرپشت و بلند؛ انگشترهای درشت و...) و بیان (به اصطلاح) عرفانی توأم میگردد، به بروز شکل جدید و امروزینی از صوفیگری آمیخته با لاادریگری و لاابالیگری در این هیأتها منجر میشود که حتی در خلقیات و منش فردی اعضای هم تجلی میکند.
۵ ـ منفک از سیاست
هیأتهای پاپ در قبال مسائل سیاسی و اوضاع اجتماعی، موضعی کاملاً منفعل دارند و اعضای آنها غالباً در بیتفاوتی نسبت به تحولات جامعه به سر میبرند.
۶ ـ منفک از شریعت
با نگاهی به درونمایه تبلیغی هیأتهای پاپ، میتوان دریافت که این هیأتها، خواسته یا ناخواسته، عمده تأکیدشان بر جنبههای فردی دین است و عملکردشان، اگر در گستره ایمان (تبلور فردی و درونی دین) بگنجد، اما در محدوده شریعت (تجلی خارجی باور و ایمان دینی) نمیگنجد. این را میتوان به جنبه صوفیگری و تأثیرپذیری این هیأتها از جریان تصوف و عقاید عرفانگونه نیز مرتبط دانست.
۷ ـ سهل و منعطف
به تبع جدایی از حیطه شریعت و غلبه نگرش فردی و «ایمانمحور» به دین، در هیأتهای پاپ، دین، امری است بسیار سهل و آسان که سختگیری سنتگرایان در آن راهی ندارد و در قبال مخاطب، آن قدر منعطف عمل میکند، که هر کس، با هر فکر و هر عمل میتواند خود را در دایره فراخ دینداران قلمداد نماید و برای این کار هیچ نیازی به مهر تأیید یا رد هیچ مرجعی نیست. بنابراین، دین، یک منبع منفعل و ساکت است و قانون «دلت پاک باشه» حاکمیت دارد.