تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۶  ، 
کد خبر : ۴۹۱۱۷

آواز خرس قطبی برای اژدهای زرد


اردشیر زارعی قنواتی
روسیه و چین به عنوان دو قدرت بزرگ منطقه ای که یکی میراث دار دوران ابرقدرتی شوروی سابق بوده است و دیگری با ظهور غول آسای خود بسیاری از عرصه های جهانی را به تسخیر درآورده است، در سال های اخیر برای ایجاد موازنه در نظام نوین بین المللی به سوی یک همگرائی تقریبا همه جانبه و برقراری یک اتحاد استراتژیک حرکت می کنند. این دو کشور در شرایط نوین به تدریج برای رسیدن به هدف بزرگ خویش سعی در کاهش تنش های سنتی بین خود و همچنین زخم های کهنه بازمانده از دهه های قبل داشته اند.
آنان در طی یک دهه اخیر بر بسیاری از مشکلات فی مابین فایق آمده و تقریبا یک سیاست راهبردی مشترک را در خصوص بسیاری از موضوعات بین المللی در پیش گرفته اند. همپوشانی منافع دو کشور در مناطق ژئوپلتیکی متفاوت از آسیای شرق تا خاورمیانه، از اروپا تا آمریکای لاتین، از واشینگتن به عنوان پایتخت ثروت، تکنولوژی و هژمونی بین المللی تا اعماق فقر و توسعه نیافتگی درقاره سیاه، نشان از ضرورت نزدیکی بین این دو قدرت بزرگ دارد. طبق گزارش روزنامه حزبی " چاینا دیلی " در چین، " سرگی لاورف " وزیر امور خارجه روسیه در سفر 21 ژوئیه به پکن موافقتنامه ای را در خصوص حل و فصل اختلافات مرزی بین دو کشور با همتایان چینی خود امضاء خواهد کرد. ظاهرا بر اساس این پیمان تفاهم بیش از 174 کیلومتر مربع از زمین های مرز شمال شرقی چین، که در طی مذاکرات 40 ساله موضوع اختلاف بین دو کشور بوده است، توسط مسکو به این کشور بازگردانده می شود.
سه روز قبل از این سفر نیز خبرگزاری نووستی روسیه از قول مقامات رسمی وزارت امور خارجه گفته بود که لاورف در طی سفر خود به تمام اختلافات مرزی بین دو کشور پایان خواهد داد. در بیانیه وزارت خارجه روسیه گفته شده بود " رویداد مهم در طی این دیدار، امضای پروتکل الحاقی توصیف خط مرزی دولتی روسیه – چین در بخش شرقی آن است ". همچنین در روز دوم سفر فرستاده مسکو به پکن وی در دیدار با " هو جین تائو " رئیس جمهوری چین پیام مهم " دمیتری مدودف " رئیس جمهور روسیه را به وی ابلاغ کرده است. مدودف در این پیام به صراحت می گوید " توسعه و تعمیق شراکت استراتژیکی و روابط با چین اولویت شماره یک ما محسوب می شود ". به هر حال دیدار دو روزه لاورف از پکن با توجه به اعلام مقامات و خبرگزاری های دو طرف نسبت به هدف این دیدار، حرکتی برنامه ریزی شده برای پایان بخشیدن به اختلافات مرزی بین دو کشور تلقی می شود. اینکه دو قدرت بزرگ جهانی و منطقه ای بعد از دهه ها اختلاف حول مسائل مرزی و روابط استراتژیک هم اینک به نقطه حل و فصل کامل اختلافات رسیده اند، ارتباط مستقیم و انکارناپذیری با چینش های عمود قدرت در نظام بین المللی خواهد داشت.
بدون شک برنامه کاری سرگی لاورف برای دیدار با هوجین تائو و " ون جیابائو " نخست وزیر چین نشان از اهمیت بسیار بزرگ این دیدار و مسائل مطرح در طی آن دارد. به احتمال زیاد محور بحث های وزیر خارجه روسیه با رهبران ارشد چین بسیار فراتر از حل و فصل یک اختلاف کوچک مرزی بین دو کشور خواهد بود و به موضوعات عمده منطقه ای و بین المللی و به طور کلی جایگاه ژئوپلتیکی دو کشور در نظام بین المللی ارتباط خواهد داشت. در اینجا با دو خصوصیت کاملا متفاوت در زمینه دستور کار مذاکرات بین کشورهای پیشرفته صنعتی در مقابل کشورهای بزرگ اوراسیائی مواجه هستیم. در اولی همواره میدان بازی و برنامه کاری بزرگ ترسیم می شود ولی معمولا از این میدان بزرگ نتایج کوچک و بحث های دنباله دار بیرون می آید.
در دومی به عکس میدان بازی کوچک و برنامه کاری محدود در نظر گرفته می شود ولی بر طبق سنت شرقی از درون این ظرف کوچک نتایج بزرگ و مباحث عمیقی منتج می شود. این خصوصیت ذات دوگانه ای دارد که از یک سو بواسطه تثبیت موقعیت غربی، وضعیت تا حدودی ایستا و ساکن بوده و به عکس تلاش بزرگان شرقی برای تعیین هویت و جایگاه در ساختارهای در حال گذار آنان، از موقعیت اکتیو و سریع تری برخوردار می باشد. از سوی دیگر این مسئله به ماهیت متفاوت دو ساختار نیز مربوط می شود که در یکی دولت کوچک شده در نظام خصوصی سازی غربی از توان تصمیم گیری های تاریخی و بزرگ در واکنش های سریع به جهت تعدد مراکز دوگانه تصمیم گیری ( دولت – نهاد مدنی ) عاجز است ولی در دومی به جهت قدرت همه جانبه و بسیط دولت، زمینه توافقات بزرگ در کمترین زمان ممکن میسر خواهد بود.
به هر حال در شرایطی که غرب و به خصوص ایالات متحده در طی یک دهه اخیر به طور یکجانبه سهام قدرت بین المللی را به خزانه خویش واریز کرده و همواره با اقدامات خود، دو قدرت بزرگ چین و روسیه را به صورت بالقوه و بالفعل تهدید می کنند، همسوئی منافع بین این دو کشور یک الزام ژئوپلتیکی تلقی می شود. پکن و مسکو در وضعیت جدید رقابت – همکاری در عرصه بین المللی به درستی آموخته اند که بدون نزدیکی و اتحاد با یکدیگر قادر به بالانس شرایط نابرابر فعلی در نظام کنونی جهانی نبوده و می بایست هزینه های زیادی را متحمل شوند. بهترین زمان برای دستیابی به اهداف بزرگ توسعه ای و مشارکت در محورهای موازنه ساز دقیقا در زمانی اتفاق می افتد که رقیب موقعیت استراتژیک خود را به اجبار یا خودخواسته در اولویت بندی های استراتژیک و بحران های درگیر در آن به هرز می دهد.
هم اکنون با توجه به اولویت مبارزات ضدتروریستی در دکترین جدید ایالات متحده و اروپا که نمود آشکار آن در افغانستان، عراق و تا حدودی ایجاد یک تقابل کاذب با جهان اسلام اتفاق افتاده است بهترین فرصت برای چین و روسیه ایجاد شده تا در چارچوب این زنجیر پر از حلقه های ضعیف، خود نیز در تار و پود این زنجیر حلقه های محکم خویش را در تجدید بافت آن به کار گیرند. به همین دلیل در طی سال های اخیر این دو کشور با عبور از اعم اختلافات فی مابین، در حال ایجاد یک محور متوازن کننده در عرصه بین المللی می باشند و دیدار اخیر سرگی لاورف از پکن، از این زاویه باید مورد توجه قرار گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات