">
ابوالقاسم قاسمزاده
اگر به دنبال پرونده هستهای ایران میگردید، فعلاً در سه جا و مرکز گویا دست به دست میگردد. اول در آژانس بینالمللی انرژی اتمی که نماینده جمهوری اسلامی ایران در این آژانس آقای سلطانیه بعد از حضور در کنفرانس بینالمللی سوسیالیستهای پارلمان اروپا در بروکسل و تشریح مواضع ما در این کنفرانس گفته است، مذاکرات 20 تیرماه تهران (چهارشنبه) با آژانس بسیار حساس و سرنوشتساز خواهد بود. سلطانیه همچنین گفت: «با ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت، اتحادیه اروپا عملاً از تصمیمگیریها کنار گذشته شد. از نمایندگان مردم اروپا در پارلمان اروپا میخواهم تلاش کنند تا دخالتهای شورای امنیت فوراً متوقف شده و پرونده برای حل مطلوب در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار گیرد. رئیس سیاستگذاری و روابط بینالملل، مشاور حقوقی و رئیس بخش پارلمان ایران در اروپا و در آژانس به تهران سفر میکنند تا با تدوین طرحی عملیاتی برای رفع ابهامات و ادامه راهحل مسالمتآمیز برای برون رفت از وضعیت فعلی و حل نهایی مساله گفتگو کنند. مذاکره بیستم تیرماه (چهارشنبه) در تهران بسیار مهم و بصورت یک نقطه عطف در حل ابهامها درباره پرونده هستهای ایران ارزیابی شده است.
آقای «البرادعی» و بسیاری در آژانس امیدوارند که تا ماه آینده پیشرفتهای روشنی در مذاکره و حل مساله پرونده هستهای ایران ظاهر گردد.
مرکز دوم که چشم رسانهها موضوع پرونده هستهای ایران را از آنجا نظاره میکنند، مذاکرات آقای دکتر لاریجانی دبیر شورای امنیت و آقای خاویر سولانا رئیس سیاسی اتحادیه اروپا است. اگرچه هنوز نتایج روشن از این گفتگوها اعلام نگردیده است، اما هر دو طرف مذاکرات را بسیار مفید دانستهاند که منجر به برخی توافقها نیز شده است. دور بعدی این دیدار تا هفته یا ماه آینده صورت خواهد گرفت و چنین گزارش شده است که در این دور از گفتگوها شکل و شمایل طرح عملیاتی برای برون رفت از بنبست کنونی ظاهر خواهد شد و مسیر سیاسی نویدبخش حل اختلافنظرها را آشکار خواهد کرد. سولانا بعد از آخرین دیدار با لاریجانی، در دیداری با وزیر خارجه آمریکا خانم رایس، حاصل گفتگوها و نتایج آن را در اختیار آمریکاییها گذاشته است و از آن پس، امیدواری برای دستیابی به نتیجه از طریق گفتگوی لاریجانی و سولانا بیشتر شده است. دو مسیر آژانس و گفتگوی لاریجانی و سولانا، اگرچه زمانبر، اما همچنان پیامهای امیدوارانه میدهند که با مسیر تهدید و تحریم از طریق شورای امنیت سازمان ملل و فشارهای نماینده دولت آمریکا در سازمان ملل آقای زلمای خلیلزاد، افغانیتبار آمریکایی شده، بسیار متفاوت است.
محل سوم برای پرونده هستهای ایران، هنوز شورای امنیت سازمان ملل است. خلیلزاد نماینده دولت آمریکا در این شورا میگوید: «در حال حاضر یک مسیر دوسویه مبنی بر دیپلماسی و تشویق تهران به همکاری در قبال آژانس اتخاذ شده است و باید از طریق تصویب تحریمهای جدید و بیشتر ایران را به همکاری نزدیکتر ترغیب کرد...» او در پی ارائه پیشنویس قطعنامه سوم است. این پیشنویس را انگلیسیها تهیه کردهاند و اکنون آمریکاییها بر طرح آن اصرار دارند. در حالی که زمان بررسی پرونده هستهای ایران تا دهم شهریور ماه به تعویق افتاده است. برخی از خبرگزاریها از نشانههای تلاش زودهنگام آمریکا و متحدانش علیه فعالیتهای هستهای ایران گزارش دادهاند. در این دوره، چین ریاست شورای امنیت سازمان ملل را در اختیار دارد و نماینده دولت چین آقای «وانگ گوانگیا» بیش از گذشته درباره پرونده هستهای ایران اظهارنظر میکند و بر ادامه روند دیپلماتیک برای حل مساله هستهای ایران تاکید دارد. او میگوید:
«اکنون زمان مناسبی برای به جریان افتادن دور جدید تحریمها علیه ایران نیست.» نماینده دولت چین گفته است، «... در مورد ایران یا هر کشور دیگری اعتقاد دارم تحریم رویکرد صحیحی نخواهد بود...» او به نقش فعالتر مدیرکل آژانس آقای البرادعی تأکید میکند و به حل مناسب از طریق سیاسی، به جای صدور قطعنامه جدید امیدوار است. اگرچه در صورت عدم موفقیت، طرح قطعنامه سوم در شورای امنیت را اجتنابناپذیر میخواند.
در کنار این اخبار، خبری که از دیدار بوش و پوتین انتشار یافته، حاکی است که آنها درباره پرونده هستهای ایران گفتگو کردهاند و در جریان ملاقات اخیر خود در مورد ارسال پیامی مشترک به ایران به تفاهم رسیدهاند.
در این فاصله، اعتراض نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران به تأخیر در راهاندازی نیروگاه اتمی بوشهر از سوی روسیه را نیز شاهد هستیم که با جمله «صبر ایران در حال لبریز شدن است» تیتر روزنامههای تهران شده است. نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در اینباره گفته است «اگر روسیه قصد دارد تا از سیاستهای آمریکا پیروی کند، جمهوری اسلامی ایران نیز در سیاستهای با روسیه تجدیدنظر خواهد کرد.»
معلوم شد که پرونده هستهای ایران، فعلاً دست به دست میگردد و همچون «روح معلّق!» همهجا تشریف دارد و هیچ کجا تشریف ندارد!! اما در سه محل، آژانس، گفتگوی لاریجانی ـ سولانا و شورای امنیت در چرخش است. برخی نظر میدهند که فعلاً چیزی حل نشده است و مشکلات همچنان باقی است و صدور قطعنامه سوم جدی و حتمی است. میتوانید این نظر را بدبینانه بخوانید که هست!!
برخی هم میگویند، مشکل حل شده است و قطعنامه دیگری در کار نیست، چون دولت جرج بوش فهمیده است ادامه روش تحریم و صدور قطعنامهها نتیجهای در بر نخواهد داشت. نظر سومی هم نگاه به زمان دارد و فضای انتخاباتی ریاست جمهوری در آمریکا و سال پایانی دوران ریاست جمهوری جرج بوش را در چگونگی حل پرونده هستهای ایران بسیار مؤثر میداند. این نظر معتقد است که اولاً پذیرش ایران به عنوان کشوری که دارای توان، دانش و قدرت انرژی هستهای است، اکنون برای اروپا و آمریکا و همه کشورهای جهان تثبیت شده است. ثانیاً، قطعنامه و طرحهای تحریم اقتصادی علیه ایران را غیرقابل اجرا و ناکارآمد میدانند، ثالثاً ریسک هرگونه عملیات نظامی علیه ایران را فاجعهآمیز میشمارند، رابعاً، بسیاری از پیشنهادات ایران را منطقی و در چارچوب روابط بینالملل میشمارند، خامساً چندگانگی در برخورد در مورد انرژی هستهای را در مقایسه ایران با دیگر کشورها از جمله پاکستان، هند، مکزیک، برزیل و... را غلط و ناصواب میخوانند. این نظر بازگشت به حل سیاسی و ادامه مذاکره تا دستیابی به نتیجه کامل را تجویز میکنند، حتی اگر زمان طولانیتری را بگیرد.
واقعیت این است که تا پایان تابستان امسال تحول اساسی در مورد پرونده انرژی هستهای ایران را شاهد خواهیم بود. حتی اگر این پرونده در چند ماه آینده در چندین جای و در چند مرکز سیاسی و از سوی افراد و یا سازمانهای گوناگون مورد رسیدگی قرار گیرد.