* شما به عنوان یکی از نمایندگان مجلس افغانستان ترکیب نمایندگان و جو عمومی حاکم بر مجلس را چگونه میبینید؟
** من نخست میخواهم از همه کسانی که مرا به عنوان خدمتکار راستین مردم انتخاب کردهاند و من به امید خدمت به آنها اینجا آمدهام، تشکر کنم و این اعتماد بزرگ مردم را به ما، تبریک بگویم، اما از طرف دیگر بخاطر وجود عدهیی از جنگ سالارها و جنایتکارها در جمع نمایندگان مردم ما که به پارلمان راه یافتهاند، به مردم تسلیت عرض میکنم.
* مگر وضعیت شروع اولین جلسه پارلمان چگونه بود؟
** در این رابطه باید بگویم که در اولین جلسه فضا کاملا ضد دموکراتیک بود، آن هم بخاطر حضور کسانی که در مجلس، کسانی که با ارزشهای دموکراتیک ضدیت دارند و تاب شنیدن آن صدایی را ندارند که از دل مردم برمیآید و باعث افشایشان میشود. در شروع جلسه در رابطه با طرز عمل انتخابات و کاندیدای ریاست پارلمان جروبحثهایی صورت گرفت که من نیز، از رییس موقت پارلمان نوبت گرفتم تا چند دقیقهیی صحبت کنم. زیرا این جلسه افتتاحیه پارلمان بود و همه میباید اجازه صحبت داشته باشند. من خواستم نظرات و همچنین تعهدات خود را به هموطنانم یکبار دیگر بیان کنم که پس از اصرار بسیار بالاخره به من نوبت دادند که متاسفانه نتوانستند تحمل حرفهای مرا داشته باشند و بعد از بیان سخنرانیام اعتراضات بالا گرفت و منجر به زد و خورد شد. از اینرو، من در مجموع فعالیت پارلمان را موفق نمیبینیم، بخاطر اینکه رییس پارلمان ضعیف بوده و نمیتوانست پارلمان را کنترل کند و نمایندگان نیز، که هر کدام صحبتی داشتند، به دلیل اختلافنظرها به توافق نمیرسیدند.
* شما چه موضوعی را میخواستید مطرح کنید که مورد مخالفت برخی از نمایندگان قرار گرفت؟
** من در ابتدای سخنرانیام به شهدای راه آزادی درود فرستادم و همچنین به پدران و مادران و هممیهنانی که در جنگهای متجاوزگرایانه و قدرتطلبانه در کشورمان، عزیزشان را از دست دادهاند و همینطور از مردم کشورمان تشکر کردم که منت گذاشتند و ما را به عنوان نماینده راستین خودشان انتخاب کرده و به پارلمان فرستادهاند. سپس اشاره کردم به وظیفه نمایندگان از جمله اشاره کردم به تامین وحدت ملی که توسط عامل بیگانه خدشهدار شده است. سپس به لزوم ایجاد قوانین دموکراتیک در کشورمان پرداختم و اینکه خصوصیات جامعه ما باید با تمدن پیشرفته جهانی همسو باشد و همچنین به لزوم نظارت ممتد بر فعالیتهای دولت که به عنوان خادم مردم باید وظایفش را درست انجام بدهد. تامین حقوق زنان و تلاش برای ایجاد شرایط مادی احقاق کامل حقوق انسانی نیز، از مسائلی بود که مطرح کردم. اما وقتی به این بخش از گفتههایم رسیدم، اینکه خواستار محاکمه و دستگیری جنایتکارانی شدم که از راه قاچاق مواد مخدر به ثروتهای بادآورده رسیدهاند، به آنها برخورد. البته میدانستم، کسانی در آنجا هستند که از عاملین چنین جنایاتی بوده و تا امروز نیز، در مورد آنان محاکمه صورت نگرفته است. با گفتن این جملات، اعتراض کردند و صدای من را خفه ساختند و نگذاشتند که من بتوانم صحبتهایم را ادامه بدهم.
* آیا شما فکر میکنید که یکی از دلایل بروز این درگیری، بخاطر زن بودن شما بود؟ یعنی از زبان یک نماینده زن شنیدن این موضوعات، مسالهیی بود که باعث خشونت آنها بشود؟
** من از یک طرف دلیلش را البته این میدانم که اکثریت کسانی که به پارلمان راه یافتهاند، بخصوص تعدادی معینی از آنها، از دشمنان سوگند خورده آزادی، دموکراسی، عدالت، حقوق زنان و حقوق بشر در کشور ما هستند واینها کسانی هستند که به خانه خدا رفته و سوگند یاد کردهاند که دیگر جنگ نمیکنند و به جنگهای قدرتطلبانه و خودخواهانهشان خاتمه میدهند و با اینکه بارها تعهد سپردهاند، متاسفانه نه به تعهدات خود وفادار بودهاند، نه به سوگندشان. بنابراین، روشن است که چرا اعتراض کردند و با اعتراضشان نیز، این را یک بار دیگر به اثبات رساندند که تحمل شنیدن حرف دیگران را ندارند و با ارزشهای دموکراتیک ضدیت دارند. اما از جوانب دیگر نیز، باید بدانیم که بیشتر این افراد از ناقضکنندگان حقوق زنان در کشور ما بوده و در رابطه با زنان ما بیشترین جنایت را مرتکب شدهاند. و امروز که در کشور ما دموکراسی آمده است باز هم تاب شنیدن انتقاد را ندارند، بخصوص از حنجره یک زن بشوند که او خواهان محاکمه ملی و بینالمللی آنها میشود و آن دموکراسی دروغین و کادب را که میخواهد در کشور ما پا بگیرد، افشا میکند و صدای فریاد مردم را بگوش آنها میرساند، بنابراین چنین عکسالعملهایی را انجام میدهند.
* میزان حضور زنان در پارلمان افغانستان به چه شکلی ست، چه تعداد نماینده زن در مجلس حضور دارند؟
** از مجموع اعضای پارلمان که 249 نفر هستند، تعداد 68 نفرشان را زنان تشکیل میدهند که به نظر من زمانی میتوانند نمایندههای راستین ملت ما باشند که از یک طرف کوشش کنند قوانینی را به تصویب برسانند که منافع اکثریت ملت برآورده شود. و همینطور کوشش برای بازسازی کشور و تامین وحدت ملی که در طی سالهای جنگ آسیبدیده است. اما از جانب دیگر، این نمایندههای راستین مردم که وظیفه بسیار سنگینی را بر دوش دارند، از نظر من، زمانی میتوانند رسالت تاریخی و واقعی خود را ادا کنند که خائنین به ملت را، آن کسانی که با ماسک دموکراسی این بار به صحنه آمدهاند، افشا کنند. خیانتکارانی که بنام اسلام بیشترین قربانیان خود را از زنان گرفتند و به اینها اجازه ندهند از شعار دموکراسی سوءاستفاده کنند، هر چند که با ماسک دموکراسی به صحنه آمدهاند. و این نمایندگان راستین، حتی اگر حداقل شانس را داشته باشند باید کوشش کنند از آن استفاده کنند. بخاطر برقرار ساختن حق و حقوق دموکراتیک در جامعه ما.
* وضعیت فعلی زنان در افغانستان چگونه است؟ یعنی آیا به نظر شما بعد از گذشت این سالها تغییری در جهت بهبود وضعیت آنان انجام گرفته است؟
** باید بگوییم هیچ تغییر اساسی در زندگی زنان ما روی نداده است، چون تغییر اساسییی نیز در کشورمان اتفاق نیفتاده است. زمانیکه در کشور ما امنیت نیست، ما چطور میتوانیم از حقوق زن، حقوق بشر یا از دموکراسی صحبت کنیم. الان میگویم که به چه دلیل وجود ندارد. برای نمونه، حراست از جان رییسجمهور ما هنوز به عهده نیروهای خارجی است و همین نیروهای خارجی وگروههای امداد که میخواهند به مردم افغانستان کمک کنند و در بازسازی افغانستان خدماتی انجام میدهند و زندگی و جانشان در خطر است. ما نباید فقط زنان کابل را ببینیم. درست است که در کابل نسبتا امنیت هست و نسبتا زنان آزاد هستند و میتوانند کار بکنند، اما ما باید شهرها و روستاهای دور افتاده را در نظر بگیریم. اینجا میخواهم اشاره کنم به اینکه چطور آمنهها در بدخشان به قتل میرسند یا وحشیانه سنگسار میشوند و هیچ دادخواستی صورت نمیگیرد و یا اینکه میبینیم قاتلینی مثل جیحونها به خارج فرستاده میشوند، یا نادیا انجمنها که میتوانست باعث افتخار کشور ما و شما باشد. ظالمانه کشته میشوند و به قتل میرسند، یا رحیمهها در این شرایط مورد تجاوز دستهجمعی قرار میگیرد. خلاصه همه اینها دلایلی است که میتوانیم بگوییم تا امروز هیچ تغییر اساسی در وضعیت کشور ما، نه تنها در رابطه با زنها، بلکه در مجموع صورت نگرفته است. و مهمترین دلیل آن نیز، درست است که حکومت شوم طالبان نابود شد، اما متاسفانه برادرهای طالبان با لباس دموکراسی به روی صحنه آمدند و خوب آموختهاند که چگونه از دموکراسی، حقوق زنان و حقوق بشر صحبت کنند. البته شاید بتوانند مردم دنیا را فریب بدهند، اما زنان ما را، مردم داغدیده ما را هرگز نمیتوانند فریب بدهند. به گفته برشت «کسی که حقیقت را نمیداند جاهل است. اما کسی که حقیقت را میداند و انکار میکند تبهکار است.» بنابراین، اگر ما امروز به پارلمان راه یافتهایم بخاطر رای اعتماد مردم بوده است و من نه تنها خود را نماینده زنان، بلکه نماینده اکثریت دردمندان میدانم. من حقیقت را خوب میفهمم و نمیخواهم تبهکار باشم و اگر ببینم این دشمنان مردم قوانین ضدبشری را به تصویب میرسانند و میخواهند دموکراسی آینده کشور ما را به خطر بیندازند و یا قانون اساسی را که نمایندههای ما به تصویب رساندهاند، و یا وحدت ملیمان را، به مردم خواهم گفت و افشایشان خواهم کرد و به مبارزه قاطع خود علیه آنان ادامه خواهم داد.
* شما در این زمینه چه برنامههایی را در آینده دارید و چه طرحهایی را میخواهید پیاده کنید؟
** بله. طرحها و آرزوهای من صددرصد فردی نیستند و میباید طرحهای اکثریت مردم کشور باشند و من افتخار میکنم که فریاد من، فریاد دردمندان کشور است و من کوشش میکنم رسالت واقعی و راستین خود را انجام بدهم و مظهر خدمت مردم خود باشم. برای اینکه امنیت ملی کشورمان تامین شود، باید کوشش کنیم طرحهایی داشته باشیم که در جهت تامین حقوق زنان و حقوق بشر در کشورمان باشد و خلاصه، قانون اساسییی که به تصویب رساندیم باید در کشور پیاده شود و همچنین برقراری دمکراسی در کشور و سمتگیری کشورمان بسوی یک جامعه دموکرات، آزادیخواه و متمدن. و همچنین یکی از آرزوهای بزرگ من اینست که باید نمایندههای راستین ملت، مردم و سازمانهای آزایخواه و دمکرات کشورمان با حکومتهای آزادیخواه کشورهای جهان و مردم آزادیخواه و دمکرات و آزاده دنیا در جهت تدارک محاکمه ملی و بینالمللی جنایتکارهای کشورمان بکوشند. چون تا زمانی که تفنگ و تفنگسالاری حاکم باشد، حالا با هر چهرهیی که روی صحنه آمده است، ما هرگز نمیتوانیم در انتظار آیندهیی درخشان در کشورمان باشیم و همچنین تامین احقاق حقوق ملیمان.