سیامک قاسمی
همچنان که دیدیم در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اصلاحطلبان پیشرو برای ایجاد اجماع بین گروههای گوناگون جریان اصلاحات- که به دلیل مرزبندیهای مختلف و متنوع به دشواری زیرساختار یک حزب و تشکل قرار میگرفتند- جبهه دموکراسی و حقوق بشر را تشکیل دادند تا مجموعهای فراگیر باشد مبتنی بر اصول مشترک تمامی این تشکلها. پس از ماهها از این آغاز و با توجه به اینکه در حال حاضر فوریت یا اضطراری برای به نتیجه رساندن این حرکت در عرصه انتخابات وجود ندارد، انتظار میرفت که این جبهه در پی دستیابی به ساختاری فراانتخاباتی با اصولی قوی و مشخص باشد. ولی شواهد امر از جمله سیاستگزاریهای کلان و ترکیب و نحوه چیدمان نیروهای مؤثر حکایت از حرکت این جبهه بر مدار صفر درجه دارد. تشکیل این جبهه که میتوان آن را تشکل پوستاندازی شده جبهه دوم خرداد دانست، در نوع خود اقدامی بسیار مثبت و موثر به نظر میرسد و تعهد دکتر معین در زمان انتخابات مبنی بر اینکه حتی در صورت عدم موفقیت در انتخابات هم پیگیر تشکیل این جبهه خواهد بود و اجرای این تعهد پس از انتخابات، حرکتی رو به جلو و رفتاری مدرن در میان نیروهای سیاسی جامعه ما است. بدین معنا که فردای روز انتخابات روز پایان همه برنامهها نیست. با این حال سئوالات متعددی درباره ساختار و برنامهای این جبهه در اذهان مردم و نیروهای پیشرو و جامعه وجود دارد که لازم است موسسان این جبهه به طور شفاف پاسخگوی آن باشند:
1- تاکنون چقدر به آسیبشناسی رفتارها، شعارها و کارکردهای این جبهه در زمان انتخابات پرداخته شده است؟ آیا غیر از این است که انتخابات نهم ریاست جمهوری یک وزنکشی اجتماعی- سیاسی بوده است؟ آیا هنوز هم نگاه جبهه دموکراسیخواهی و حقوق بشر صرفاً به طبقات بالا دست و روشنفکران و نخبگان جامعه است؟ نگاهی به تحولات جامعه قبل از انتخابات اخیر بیانگر آن است که برنامه و گفتمان حاکم بر جبهه اصلاحطلبان پیشرو تنها شامل بخش خاصی از مردم جامعه میشود و متاسفانه سیاستگزاران این جبهه، رای گستردهتر در انتخابات دوم خرداد 76 و مجلس ششم را رای به برنامهها و سیاستهای خود میدانستند در صورتی که انتخابات اخیر به خوبی نشان داد که هنوز هم در ایران نتیجه انتخابات مبتنی بر رأی تودهها است که با توجه به مشکلات حل نشده فراوانی که در جامعه با آن دست به گریبانند، همواره به تغییر رای میدهند. هر فردی از هر جناحی که ادعای ایجاد تغییر در شرایط موجود را داشته باشد، رای گستردهت توده را از آن خود خواهد کرد. رأی 17 میلیونی ریاستجمهوری منتخب در انتخابات اخیر را میتوان از نشانههای همین گونه رأی دانست. جبهه دموکراسیخواهی و حقوق بشر در انتخابات اخیر چه در گزینش شعارها و چه در ارائه برنامهها فقط طیف خاصی از اقشار جامعه را مورد توجه قرار داد و حجم زیادی از توان نیروهایش صرف مجاب کردن افراد خاصی از جمله تحریمکنندگان انتخابات و تشویق آنها به رای دادن شد، در صورتی که شاید با یک برنامهریزی جامعهشناسانه و نگاه به گفتمان و نیازهای توده و ترجمه برنامهها به زبان این بخش از جامعه میتوانستند حجم عمدهای از آرای سرگردان توده مردم را با خود همراه کنند. به نظر میرسد در ادامه این روند، امروز هم ساختار و نیروهای درون جبهه دموکراسیخواهی و حقوق بشر نشان از سیاستزدگی گستردهای دارند که پیشتر نتایج خود را در انتخابات نهمین دوره ریاستجمهوری به خوبی نشان داده بود و این نشانه عدم آسیبشناسی گذشته است.
2- این جبهه چه برنامهایی برای پایگاه سازی خود دارد؟ ظاهراً هیچ برنامه مشخصی برای پایگاهسازی وجود ندارد و این همان ضعفی است که تمام احزاب و نیروهای اصلاحطلب به آن مبتلا هستند. این واقع است که اصلاحطلبان و نیروهای اصلاحطلب به آن مبتلا هستند. این واقع است که اصلاحطلبان پیشرو به دلایل گوناگون از جمله نداشتن وسیله ارتباطی مناسب با مردم، اشتباه در رفتارها و گفتارها پایگاه اجتماعی اولیه خود را از دست دادهاند ولی هنوز هم شعارها و سیاستگزاریها، نشان میدهد موسسان این جبهه، همچون بقیه احزاب اصلاحطلب هنوز از موضع یک پایگاه اکثریتی با مردم سخن میگویند و این همان خطای استراتژیک آنان است. آیا زمان آن فرا نرسیده است که به گفتمان اقلیتی رو بیاوریم و به دنبال پایگاهسازی باشیم و برنامهها و اعتقادات خود را به زبان توده مردم ترجمه کنیم. آیا هنوز به این باور نرسیدهایم که مردمی که ظاهرشان شبیه ما است الزاماً شبیه ما فکر نمیکنند. این درست است که در حال حاضر در شرایط اضطرار انتخاباتی نیستیم، اما آیا جز این است که در ساختارهای سیاسی جوامع پیش مدرن و نوپا از منظر رفتارهای حزبی و صنفی، برای اجرایی کردن برنامهها، باید به قدرت دسترسی پیدا کرد تا بتوان برنامهها و مطالبات و سیاستهای خود را پیگیری کرد. امروز فعالیت صنفی بدون تلاش برای رسیدن به قدرت و فعالیت حزبی بدون برنامهریزی برای ورود به حاکمیت بیشتر به یک شوخی سیاسی شبیه است. شاید بهترین نمونه از این پایگاهسازی، تلاشهای قانونی نیروهایی باشد که زیر عنوان آبادگران یا اصولگرایان در کنار فعالیت سیاسی از تمام ابزارهای موجود برای ساختن پایگاههای اجتماعی خود استفاده کردهاند و با همین روشها توانستهاند قدم به قدم نهادهای حکومتی را فتح کنند. نکته دیگر آنکه آیا پس از اعلام موجودیت جبهه و تدوین سیاستها و تبیین برنامهها، قرار بر آن است که این تشکل در ساختار سیاسی ایران، همچون جزیرهای در میان دریای مردم باشد؟ در غیر این صورت چه برنامهای برای ترجمان این سیاستها و برنامهها به زبان توده مردم وجود دارد؟ آیا نتایج انتخابات اخیر بیانگر این نبوده است که از پایگاههای اجتماعی نیروهای اصلاحطلب کاسته شده است و گفتمان این نیروها با گفتمان توده مردم زاویه پیدا کرده است.
3- جبهه دموکراسیخواهی و حقوق بشر چه تعاریفی از دموکراسی و حقوق بشر دارد؟ این واقعیتی است که گروهها و نیروهای فعال در این جبهه تعاریف مختلف و گاه بسیار با فاصلهای از مفهوم دموکراسی دارند. ایا این جبهه به این اصل مهم واقف است که دموکراسی یک واژه نیست، دموکراسی ابزاری برای رسیدن به قدرت نیست، دموکراسی یک نحوه تفکر و رفتار اجتماعی است. یک فرهنگ در تمام شئون زندگی است. دموکراسی در حوزه اجتماعی و اقتصادی کماهمیتتر از دموکراسی سیاسی نیست. شاید گفته شود دموکراسی اقتصادی در طول دموکراسی سیاسی قرار دارد. ولی در کدام یک از برنامههای این جبهه، ترجمان دموکراسی سیاسی به دموکراسی اقتصادی و دموکراسی اجتماعی دیده شده است؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که دموکراسی را فراتر از یک رفتار و ابزار سیاسی نگاه کنیم و این ساختار سیاستزده را بشکنیم و دیگر اقشار معتقد به دموکراسی را در حوزههای مختلف به درون این جبهه دعوت کنیم. حضور نویسندگان، هنرمندان، روشنفکران، اقتصاددانان و دیگر اقشار مرجع جامعه که ممکن است در حوزه دموکراسی سیاسی تعاریفی متفاوت با موسسان این جبهه داشته ولی در حوزه تخصصی خود به دنبال دموکراسی هستند یک ضرورت اجتنابناپذیر است. آیا فقط در نزدیکی انتخابات باید به دنبال جذب پایگاه اجتماعی این اقشار بود؟ آیا نمیتوان در فرصت موجود فعلی این فضای تک بعدی سیاسی را شکست و دموکراسی را به عنوان یک فرهنگ و نه یک ابزار سیاسی تعریف کرد؟ بیشک با این تعریف بسیاری از نیروها در گسترده دموکراسی قابل جمع شدن هستند و از پایگاه همه این نیروها میتوان استفاده کرد تا پایگاه اجتماعی از دست رفته را دوباره باز ستاند.