سیدمحمدحسین لواسانی
مردم عراق روز انتخابات را یومالله در تاریخ عراق نامیدند. اگر موضوع حضور نیروهای آمریکائی را در این کشور برای لحظهای نادیده بگیریم، واقعا حادثه منحصر بفردی است که در تاریخ چند صدساله عراق بینظیر است، «حکومت اکثریت شیعه در کشوری که برای قرنها در زیر حاکمیت سنیها بوده است».
وزیر خارجه عربستان در ششمین اجلاس وزرای خارجه اسلامی در جده در تاریخ 12 ژولای 1975 به هنگام استقبال از هیئت عراقی که به عضویت کنفرانس درآمده بود گفت «بغداد پایتخت خلفای اسلامی است». آیا جالب نیست که کشور بنیانگذار کنفرانس اسلامی به عراقی که بعث بر آن حاکم است و در حال جنگی خونین با ایران اسلامی بوده است، این چنین خوشآمد میگوید. این شاید بهترین وصفی بود که یک کشور سنینشین به کشور عراق که دارای اکثریت شیعه بوده است، میتوانست بگوید.
با همین دید به دوازدهمین اجلاس وزرای خارجه اسلامی که در اول ژوئن 1981 در بغداد برگزار شد، علیرغم اینکه بغداد درگیر جنگ با کشور همسایه بود و قاعدتاً کنفرانس اسلامی نمیباید برگزاری چنین اجلاسی در کشور متجاوز به ایران را نمیباید اجازه میداد، ولی نه تنها اجازه داد بلکه اعضاء حضوری تمامعیار داشتند، بجز یکی دو کشوری که یا با عراق مشکل فکری داشتند و یا همانند افغانستان در اشغال شوروی بودند که حاضر نشدند. صدام در سخنرانی افتتاحیه خود گفت که کشورهای عربی میباید از عراق در جنگ علیه ایران حمایت کنند. یعنی حکایت از عراق که پایتخت خلفای اسلامی بوده و اکنون در جنگ «قادسیه» در برابر یک کشور اسلامی غیرعرب قرار گرفته است. در این جا باز هم صبغه عروبت عراق ملاک استناد صدام قرار گرفته است.
در راستای انتخابات عراق شاید نکته دیگری مهمتر از نکته اول، این بوده باشد که صدام یک عرب متولد عراق بوده و به زبان عربی سخن میگفته و میگوید ولی جنایتکارترین مردی بود که تاریخ اخیر دنیا بخود دیده بود. در حق مردم خود شنیعترین رفتارها را مرتکب شد و دیکتاتوری به تمام معنی بود. او منفورترین چهره تاریخ عراق برای اکثریت شیعه بود، حتی برای کسانی که نانخور این رژیم دیکتاتور بودند و یا در دوره این رژیم بعثی بقدرت رسیده بودند و یا حاکمیت شیعه را بر عراق برنمیتافتند، باز هم منفور بود. در برابر صدام که یک فرد سلطهخواه زورگوی عرب بود، آیتالله سیستانی که نه عرب است و نه متولد عراق است و نه حتی عربی را به رسائی صحبت مینماید قرار دارد که جایگاهی رفیع در دل شیعیان که اکثریت هستند دارد. آیتالله حتی توانسته است در بین اهل تسنن، آنانکه دشمنی سلفیوار با شیعه ندارند، جایگاه خوبی داشته باشد. این جا ملاک عقل و درایت و مردمسالاری حاکم است و نه تعصب قومیت عربی. به یاد داریم که به هنگام رشد رو به افزایش رادیکالیسم عربی در جهان عرب، مردم عراق نیز به تبعیت دولتهایشان از این شعار حماسی حمایت میکردند و تغییراتی که در عراق بوجود آمد بعد از تغییراتی بود که در دنیای عرب رخ داد و یا یکی از آنها بود ولی اکنون همان اعراب شعارشان مرجعیت دینی است و تصویر مرجع را بر سر دست میگیرند و به ائتلاف بزرگ اسلامی رأی میدهند. مهم نیست که این ائتلاف شیعه به تنهائی برنده شود و یا با دیگر احزاب کوچکتر همپیمان گردد ولی مهم این است که تغییرات بوجود آمده در عراق، اکثریت مردم این کشور را که قرنها از حقوق خودشان محروم بودهاند یا حمایت یک مرجع دینی به حقوق مسلم خود، رسانده است.
نکته بسیار مهم در تاریخ عراق این است که هیچگاه در گذشته به رأی مردم اهمتی داده نشده بود. دردوره عثمانی مردم جایگاهی نداشتند و در دوره استعمار نگلیس نیز حکومت در اختیار بیگانگان بود و در دورههای بعد از انقلاب عراق که منجر به سقوط سلطنت شد و گروههای نظامی و با بعضا احزاب سیاسی حاکمیت را بدست گرفتند، مردم تنها ابزار رساندن گروه کودتاگر به حکومت بود و لذا میبینیم که بدلیل عدم مطرح بودن اکثریت و اقلیت، جمعیت شیعه علیرغم اینکه اکثریت مطلق را داشت ولی به حساب نمیآمد و از این رو شیعه تأثیری در تصمیم گیرهای سیاسی نداشته و محکوم به تبعیت از اقلیت سنی بوده است. در تاریخ گذشته عراق اقلیت سنی همیشه حاکم بر مقدرات عراق بوده است و فرد شیعه به عنوان کسی که در ساختن عراق دخالت داشته به حساب نمیآمده است. نکته دیگر که از درون این تحولات به چشم میآمد نقش علمای ایرانی در سرنوشت عراق است. بررسی این پدیده نیاز به نگاه تاریخی به عراق دارد.
- صدور فتوای آیت الله شیرازی در اواسط سال 1919 مبنی بر اینکه هیچکس جز مسلمانان حق ندارد بر مسلمانان حکومت کند و پاسخ مثبت بزرگان کربلا در ژوئن 1919(خرداد 1298) به صدور فتوای فوق، مهمترین تلاشهای مسالمتآمیز مراجع در مقابله با استیلای انگلیس بر عراق بود. صدور فتوای فوق از سوی آیتالله شیرازی سرآغاز یک سلسله منازعات و درگیریهای شدید بین مراجع تقلید و روحانیت با انگلیسها در بینالنهرین شد. یکی از مهمترین روشهای اتخاذ شده توسط دولت انگلیس فراهم آوردن اسباب مهاجرت علمای ناراضی به ایران بود. این موضوع در طی سالهای 1924-1919 حداقل سه بار به اجرا درآمد.
- امضای معاهده عراق و انگلیس در 1922 (مهر 1301) خطوط کلی ارتباط آن دو (دولت عراق و استعمارگر انگلیس) با یکدیگر را در چارچوب سیستم قیمومت جامعه ملل معین می ساخت. براین اساس سیاست خارجی عراق به طور کامل در کنترل انگلیسها قرار میگرفت. براساس مفاد ماده پنجم معاهده «پادشاه عراق حق خواهد داشت در لندن و سایر پایتختها و نقاطی که مابین طرفین متعاهدتین توافق حاصل خواهد شد، نماینده داشته باشد و رضایت میدهد در ممالکی که نماینده ندارد حفظ منافع اتباع عراق برعهده پادشاه بریتانیا واگذار نماید... نمایندگان دولتهای خارجی در عراق پس از رضایت پادشاه انگلستان به انتخاب آنها صادر خواهد شد».
- از اوائل سال 1301 شایعات و اخبار مختلفی از تدارک امضای قرارداد معاهده بین انگلیس با پادشاه عراق، ملک فیصل در محافل مذهبی عتبات سبب ایجاد نگرانیهائی در میان مراجع و علماء و بروز احساسات ضدانگلیسی در میان برخی از آنان شد.
- مدت کوتاهی بعد در خلال 11 تا 14 خرداد 1302 فتاوای جدید علماء و مراجع تقلید عتبات علیه برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان در عراق، صادر شد. فتاوای سیزده گانه مزبور از سوی چند تن از مراجع بزرگ و مشاهیر شیعه ایرانی و عرب مقیم در نجف و کربلا صادر شده بود.
- مقابله بین مراجع با مقامات عراقی و کمیسر عالی انگلیسی بالا گرفت تا منجر به مهاجرت و یا تبعید علماء به ایران شد. مراجعی همچون ایات عظام سیدابوالحسن اصفهانی، میرزا حسن نائینی، میرزا مهدی و میرزا احمد اخوان، شیخ جواد (فرزند) صاحب جواهر، میرزا علی شهرستانی و سید حسن حجت طباطبائی اشاره کرد. انگلیسها در این شرایط حساس میخواستند به هر وسیله ممکن مجلس مؤسسان را تشکیل دهند و رأی مثبت در ابقاء معاهده، داده امضای قرارداد معاهده بین انگلیس با پادشاه عراق، ملک فیصل در محافل مذهبی عتبات سبب ایجاد نگرانیهائی در میان مراجع و علماء و بروز احساسات ضدانگلیسی در میان برخی از آنان شد.
- مدت کوتاهی بعد در خلال 11 تا 14 خرداد 1302 فتاوای جدید علماء ومراجع تقلید عتبات عالیه برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان در عراق، صادر شد. فتاوای سیزده گانه مزبور از سوی چند تن از مراجع بزرگ و مشاهیر شیعه ایرانی و عرب مقیم در نجف و کربلا صادر شده بود.
- مقابله بین مراجع با مقامات عراقی و کمیسر عالی انگلیسی بالا گرفت تا منجر به مهاجرت و یا تبعید علماء به ایران شد. مراجعی همچون ایات عظام سیدابوالحسن رر ایات عظام سیدابوالحسن اصفهانی، میرزا حسن نائینی، میرزا مهدی و میرزا احمد اخوان، شیخ جواد (فرزند) صاحب جواهر، میرزا علی شهرستانی و سید حسن حجت طباطبائی اشاره کرد. انگلیسها در این شرایط حساس میخواستند به هر وسیله ممکن مجلس مؤسسان را تشکیل دهند و رأی مثبت در ابقاء معاهده، داده شود.
- در سالهای بعد از قیمومیت انگلیس بر عراق و تحولات سیاسی که با اقدامات نظامی در عراق همراه بود حرکت قابل ذکری از مراجع در عراق دیده نشد. دلیل عمده این امر میتواند قدرتگیری ارتش در عراق بود که با هر حرکت سیاسی با قدرت اسلحه برخورد میکرد و از سوی دیگر همزمان شده بود با بروز و ظهور تفکر کمونیستی که در منطقه و عراق موجبات جذب اقشار فقیر و کشاورزانی که دهههای متمادی از سلطه فئودالها رنج برده بودند، شده بود. عملا که نگران استیلای افکار کمونیستی بر عراق شده بود، سبب شده بود که مرج از مقابله با جریانات سیاسی روز غفلت کنند.
- نکته قابل توجه این است که تفکر اخوانالمسلمین که در مصر و اردن حضور و نفوذ داشت در عراق نتوانست جایگاهی پیدا کند. شاید دلیل آن این باشد که اخون المسلیمن یک حرکت اهل تسنن است و چون در عراق تسنن اقلیت داشته است، این تفکر نتوانسته بود رشد پیدا کند.
- تا این تاریخ علمای شیعه به صورت سنتی و غیرمنسجم در برابر تبعیضها و بی عدالتیهای حکام قیام و اقدام میکردند و جمیعت شیعه را به حرکت درآوردند. اولین گروه متشکل که در عراق بوجود آمد حزب الدعوه بود که در سال 1960 شالوده تفکر تأسیس آن ریخته شد. قوتگیری آن در سالهای 1968 بعد از بروز افکار حزب بعث در عراق و در منطقه بود که مورد حمایت مراجع از جمله آیتالله سیدمحسن حکیم نیز قرار گرفت. بروز علنی حزبالدعوه در نیمه سال 1977 بود، در وقتی که دولت با تظاهرات عظیم شیعیان در شهرهای نجف و کربلا و در میانه این دو شهر برخورد کرد. کنترل بر این تظاهرات بعد از دخالت نیروهای نظامی و انتظامی که از مرکز به منطقه برده شده بودند، برقرار شد. بعد از این تظاهرات بزرگ 8 تن از کارگزارن حرکت که 5 نفرشان از علما بودند، محکوم به اعدام شدند و حکم درباره آنها اجرا شد.
- در دوره سالهای 1963-1966 که مقارن با استیلای رژیم عارف بر عراق بود بدلیل تبعیض شدید حکومت نسبت به اکثریت شیعه در عراق مقاومت گسترده ای در عراق بوجود آمد. ظهور گروه فاطمیون در 1964 در عراق نشانهای از قیام گروهی از علمای شیعه در برابر این تبعیضها بوده است که به زودی با نفوذ سیاسیون امنیتی دراین جمعیت موجبات از هم پاشیدن آنها شدند.
- تبعید امام خمینی در سال 1964 از ایران به ترکیه و بعد از آن به نجف، اثرات فوقالعادهای در تحرک علمای شیعه در عراق داشته است.
- در اکتبر 1978 اقدامات ضدرژیم شاه در ایران قوت گرفت که منجر به اقدام رژیم بعثی عراق در اخراج امامخمینی از عراق شد. این اقدام تحریکآمیز دولت عراق زمینه ناآرامیهای بعدی را در عراق فراهم آورد در عین اینکه مورد استقبال دولت ایران قرار گرفت و منجر به دیدار فرحپهلوی از عراق شد.
- پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در1979 قوت زیادی به تحرکهای گستردهتر شیعیان و علمای شهرهای مختلف عراق داد. در ماههای اول سال 1980 برخی اقدامات مسلحانه توسط عناصر حزبالدعوه زمینه مبارزه را وارد مرحله جدیدی از شرایط خود کرد ولی در عین حال موجب تصمیم دولت بعثی عراق در جهت مقابله با ریشههای این حرکت که تأثیرگذاری بر جمعیت شیعه بود منتهی شد. دومین اقدام به اخراج دسته جمعی عراقیهائی که اصالت ایرانی داشتهاند. بهانه این اقدام این بود که اینان اصالت ایرانی دارند.
- در 19 آوریل 1980 آیت الله محمدباقر صدر و خواهر ایشان بنتالهدی بعد از اینکه برای مدتی در محاصره بودند در زندان اعدام شدند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران وجود آیتالله صدر به عنوان منبع تهدیدی علیه دولت دیده میشد. بعد از این اقدام دولت، حزبالدعوه را غیرقانونی اعلام کرد و عضویت در آن را با مجازاتهای سنگین حتی مرگ پاسخ داد.
- گروه دیگری که در عراق منبع تحرک شده بودند گروه عمل اسلامی بودند که چندماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران اعلام موجودیت کرد. همچنین جمعیت علمای مجاهد که توسط سیدباقر حکیم در سال 1981 بوجود آمد به صورت چتری برای اقدامات سیاسی برخی از علمای نجف شناخته شده بود. گرچه از فعالیتهای غیرعلنی گروههای معارضی که در آن تاریخ در عراق شکل گرفته بود، اطلاعات دقیقی در دست نبود ولی بنظر میرسید که حزبالدعوه و حزب عمل اسلامی دو گروهی بودند که هم تشکیلات منسجمتری داشتند و هم اینکه در عملیات مسلحانه علیه رژیم اقدامات متعددی انجام داده بودند. علیرغم اینکه این دو جمعیت و گروه متفاوت از یکدیگر بودند ولی در دو چیز مشترک بودند یکی در مبارزه با رژیم بعث و دیگری متأثر بودن این حرکتها از افزایش قیام مردم ایران که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شده بود.
- در سپتامبر 1980 جنگ عراق علیه ایران شرایط منطقه و تحرک علما در عراق را وارد شرایط ویژهای کرد که هم محدودیتها را افزایش داد و هم بدلیل درگیری رژیم عراق در جنگ خارجی، فرصتهائی را نیز بوجود آورد.
- در 17 نوامبر 1982 اعلام موجودیت مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق که در واقع به هدف جمع کردن گروههای مختلف فعال عراقی در زیر پناه یک سازمان واحد بود، اعلام موجودیت کرد.
- در حوادث بعد از پایان جنگ ایران و عراق و همچنین اشغال کویت توسط عراق و قیام مردم نجف و کربلا در انتفاضه شیعه علیه رژیم بعثی، از اقدامات بارز شیعیان برای احقاق حقوق حقهنها بود که برای صدها سال از آن محروم بودند ولی متأسفانه با اشاره و مجوز آمریکا از زمین و آسمان توسط نیروهای شکست خورده عراقی به صورت وسیعی کشتار شدند. آمریکا و کشورهای عربی منطقه از شکلگیری حکومت شیعه در عراق بوحشت افتاده بودند و باتوسل به آمریکا و گرفتن مجوز پرواز هواپیما و هلیکوپترهای عراقی که پروازشان ممنوع شده بود، توانستند به صورت موقت و یکبار دیگر شیعه را از دستیابی به حقوق خود محروم کنند. تاریخچه مختصر فوق نشان از میزان تأثیرگذاری مردم و علمای و مراجع ایرانی بر سرنوشت عراق در دههها و سدههای ذشته بوده است. اکنون نیز با یک مرجع ایرانی و حمایت مردم شیعه، کسانی که تا دیروز در محرومیت از تأثیرذاری بر حاکمیت مملکت خود بودند، اکنون خواهند توانست بر سرنوشت خود و دیگر هموطنانشان تأثیر مقبول و مثبتی گذارند.