میکل تیکلر
ترجمه: احسان صحافیان
زمان چندانی از تصمیم روسیه برای توقف انتقال گاز طبیعی به اروپای غربی و مرکزی نمیگذرد. زمانی که شرکت دولتی گاز پروم روز اول ژانویه ارسال گاز را متوقف کرد تا اوکراین را مجبور کند بهای بازار را برای گازی بپردازد که سابقا با نرخ یارانهای به فروش میرسید. اگرچه مقامات روسیه پرداخت بهای نازل گاز از سوی اوکراین را دلیل بستن شیرهای گاز اعلام میکنند، بعید نیست هدف پنهان تنبیه رییسجمهور هوادار غرب اوکراین "ویکتور یوشچنکو" معمار انقلاب نارنجی روسیه، نزدیکی به ناتو و اتحادیه اروپا بوده باشد. خط لوله گاز پروم به اروپای غربی (که یک چهارم گاز مصرفی خود را از روسیه وارد میکند) از اوکراین میگذرد. از همین رو این احتمال وجود دارد که این کشور برای رفع نیازهای خود به برداشت گاز از خط لوله فوق اقدام کند که پیامد این امر چیزی جز کمبود گاز در اروپا و بروز نگرانی از وقوع یک بحران انرژی در فصل زمستان نیست.
مناقشه میان چین و ژاپن بر سر مالکیت یک میدان گازی زیرزمینی در دریای چین شرقی، با ارسال کشتیهای جنگی چین به منطقه و تهدید ژاپن به "واکنش شدید" در صورتی که چین به پمپاز گاز از منطقه اقدام کند، منطقه را به تدریج به بشکه باروت تبدیل میکند. مناقشه پیش گفته، روابط میان پکن و توکیو را دچار بحران کرده و موجب بروز واکنش ناسیونالیستی پردامنهای بین مردم دو کشور شده است. تظاهرات گسترده ضدژاپنی در شانگهای و سایر شهرهای چین در ماه آوریل گذشته، تا حدی به این دلیل بود که توکیو اعلام کرد به کمپانیهای ژاپنی اجازه حفاری در منطقه را میدهد. به نظر نمیرسد که بتوان شاهد حل و فصل صلحآمیز این مناقشه به در آیندهای نزدیک بود.
از زمانی که هند، بیش از یک سال پیش اعلام کرد طرحهایی برای احداث خط لوله گاز طبیعی از مبداء حوزههای گازی ایران و از طریق خاک پاکستان به این کشور دارد، دولت بوش با این ادعا که این امر تلاشهای ایالات متحده برای منزوی ساختن تهران و جلوگیری از پیشبرد برنامههای هستهایاش را تحتالشعاع قرار میدهد. بر دهلینو برای توقف پروژه فشار وارد کرده است. "کاندولیزا رایس" وزیر امور خارجه آمریکا پس از دیدار روز شانزدهم مارس با "نتوار سینگ" وزیر امورخارجه هند ، اعلام کرد: "نگرانی خود را درباره همکاری در احداث خط لوله گاز میان ایران و هند، به دولت هند ابلاغ کردهایم." اما هند به مذاکرات خود با اسلامآباد و ایران برای پیشبرد طرح پیش گفته ادامه داده است.
ایالات متحده به تدریج بیشتر به گاز طبیعی وابسته میشود. این کشور اکنون برای حدود یک چهارم کل عرضه انرژی خود به گاز طبیعی وابسته است. این وابستگی جز نفت از تمام منابع دیگر بیشتر است. در نتیجه اقتصاد بیشتر و بیشتر به نوسانات در عرضه و بهای فروش گاز آسیبپذیر شده است- آسیبپذیریای که زمستان سال جاری، هنگامی که بهای گاز به ارقام بیسابقه می رسد، تاثیر مخرب خود را بر بیبضاعتان بیشتر آشکار می کند. گاز طبیعی حدود 14 درصد انرژی مصرفی برای تولید الکتریسته، 45 درصد انرژی گرمایش خانه ها و 31 درصد مصرف انرژی و پتروشیمی مصرفی در کشاورزی و صنعت را در این کشور تشکیل می دهد. گاز همچنین به عنوان ماده اولیه برای تولید هیدروژن مورد استفاده قرار می گیرد که خود قرار است نقش سوخت جایگزین را بازی کند.
کشورهای در حال توسعهای مانند چین، هند و کره جنوبی از پیامدهای زیست محیطی، اتکای بیش از حد خود به نفت و زغالسنگ بیش از پیش آگاه می شوند و از همین رو به گاز طبیعی روی می آورند. مطابق آمار وزارت انرژی آمریکا، مصرف گاز در چین، میان سالهای 2001 و 2025، حدود 7 درصد در سال رشد خواهد کرد که پنج برابر میزان رشد مصرف گاز در آمریکا خواهد بود. این بیشترین مقدار افزایش مصرف گاز در میان قدرتهای صنعتی است. رشد مصرف گاز هند و کره جنوبی نیز بالاست. این چشمانداز باعث درک بهتر این موضوع می شود که چرا این کشورها گام های سلطه جویانه ای برای حفظ منابع بیشتری از گاز بر میدارند.
رشد تقاضای جهانی گاز بر روابط کشورهای مصرفکننده عمده و تامینکنندگان کلیدی آنها نیز تاثیر می گذارد. یک عامل کلیدی در ژئوپلتیک گاز طبیعی، وجود حجم عظیمی از ذخایر، در شمار نسبتا کمی از کشورهای تولیدکننده است. روی همرفته، بالاترین ده تولیدکننده گاز، 76 درصد ذخایر اثبات شده جهان را دارند؛ در حالی که بالاترین پنج تولیدکننده یعنی روسیه، ایران، قطر، عربستان سعودی و امارات عربی متحده، حدود 67 درصد این ذخایر را دارا هستند. این به این معناست که این کشورها از موقعیت مستحکمی برای کنترل جریان جهانی گاز و تاثیرگذاشتن بر نیروهای بازار برخوردارند.
روسیه که از 26.7 درصد ذخایر اثبات شده گاز جهانی برخوردار است (در مقایسه با2.9 درصد ایالات متحده)، در دهههای آتی نقشی تعیینکننده در حوزه انرژی خواهد داشت. اگرچه ایالات متحده و روسیه هر دو در سال 2004-2005 به یک میزان گاز تولید کردند ( به ترتیب 543 میلیارد و 589 میلیارد مترمکعب)، میزان تولید آمریکا حدود ده درصد کل میزان ذخایرگازی آن را تشکیل میدهد. در حالی که تولید روسیه تنها یک درصد میزان ذخایر گازی روسیه است.
روسیه هماکنون درصد بزرگی از حجم گاز مصرفی اروپا را به خود اختصاص داده است و وقتی پروژههای در دست ساخت این کشور به پایان برسد، قادر خواهد بود حجم زیادی گاز به چین، کره و ژاپن و حتی ایالات متحده صادر کند. روسیه تاکنون تلاش کرده است محتاطانه، از شکلگیری این تصور که از موقعیت برتر خود در عرصه انرژی اروپا برای کسب امتیاز سیاسی استفاده خواهد کرد، بپرهیزد. با وجود این، مسکو سابقا به انجام چنین امری متهم شده است؛ برای مثال در دسامبر سال 2000، این کشور ارسال گاز به گرجستان مجازات عدم پیروی رهبران این کشور به خصوص رییسجمهور وقت "ادوارد شواردنادزه" از مسکو در موضوعات کلیدی منطقهای تلقی کردند، موقتا به حالت تعلیق درآورد. جلوگیری از ارسال گاز به اوکراین را نیز می توان مورد دیگری از همین تاکتیک تلقی کرد.
ایران نیز تولیدکننده عمده گاز طبیعی است. تهران که تحت فشار دیپلماتیک روزافزون ایالات متحده برای توقف تلاش برای دستیابی به بمباتمی(ادعای اثباتنشده آمریکا-م) است، به پروژههای تولید و صادرات مشترک با کشورهای دوست در اروپا و آسیا تمایل نشان داده است. در دو سال گذشته، این کشور چندین قرارداد چندمیلیارددلاری با کمپانیهایی از فرانسه، ایتالیا، نروژ، ترکیه، ژاپن و هند برای توسعه مشترک میدانهای گازی دریایی خلیجفارس و ساخت خط لولههای جدید به مقصد اروپا و آسیا به امضا رسانده است. امضای قرارداد صد میلیارد دلاری با بازه زمانی بیست و پنج ساله با شرکت پتروشیمی ملی چین (سینوپک)، برای تولید و صادرات مشترک گاز طبیعی مایع (ال ان جی) که البته حجم عمده آن به چین ارسال خواهد شد. اوج این تلاش ها است. اگرچه تمام این قراردادها از نظر اقتصادی کاملا مقرون به صرفه است و اگرچه ایران برای مدیریت این پروژههای جاهطلبانه نیازمند شرکای خارجی است، می توان فرض کرد ایران هدف دیگری را دنبال می کند؛ افزایش شمار متحدان در یک رویارویی احتمالی با آمریکا.
قطر اما راه معکوسی پیموده است. این کشور از ذخایر عظیم گاز خود برای برقراری روابط مستحکم با واشینگتن و قراردادن خود زیر چتر دفاعی ایالات متحده استفاده کرده است. " اگزان موبیل" در چهارچوب یک قرارداد ده میلیارد دلاری با بازه زمانی 25 ساله که در سال 2003 به امضا رسید، بزرگترین تاسیسات حمل و نقل دریایی ال ان جی را در قطر خواهد ساخت. عمده حجم لوله محموله مایع، به ایالات متحده خواهد رفت تا در آنجا دوباره به گاز تبدیل شود. این امر متضمن بنای پایانههای ال ان جی جدید در سواحل خلیج مکزیک است که خود پروژه بزرگی است.
بسیاری از بزرگترین مخازن گاز طبیعی در نقاطی واقع شدهاند که با محلهایی که باید به مصرف برسد، فاصله زیادی دارد. کارآمدترین و اقتصادیترین راه برای انتقال گاز به نقاط دوردست خط لوله است. در نتیجه شبکههای خط لوله گاز طبیعی گستردهای در آمریکای شمالی، اروپا و کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق ساخته شده و بسیاری دیگر در دست ساخت است. آسان ترین محل ساخت این شبکه ها در روی زمین و یا دریاهای نسبتا کم عمق و بستهای چون مدیترانه و سیاه است که هر دو دارای شبکه لولههای متعدد گاز است.
البته در حال حاضر ساخت لولههای گاز زیر اقیانوسهایی چون آتلانتیک یا پاسیفیک امکان پذیر نیست؛از همین رو، گازی که بخواهد از خاورمیانه یا آفریقا به مقصد ایالات متحده یا ژاپن برود، باید با کشتی حمل شود. گاز خلاف نفتخام که میتواند به سرعت به مخازن کشتیهای منتظر پمپ شود، باید نخست با سرد کردن تا دماهای بسیار پایین (حدود 160- سانتیگراد یا 260- فارنهایت) به مایع تبدیل شود و سپس با کشتیهای مجهز به یخچالهای قدرتمند، به مقصد حمل شود و در آنجا با افزایش دما در کارخانجات عظیم، مجددا به گاز تبدیل شود. این فرآیند، بسیار گران و پرهزینه است و از همین رو از جذابیت حمل دریایی نسبت به خط لوله میکاهد. با وجود این، بسیاری از کشورها برای پاسخگویی به نیاز روزافزون به انرژی، اقدام به ساخت پایگاه ال ان جی در بنادر خود کردهاند و برای عقد قراردادهای بلندمدت در حال مذاکره با تامینکنندگان اصلی گاز مانند ایران، قطر ویا نیجریه هستند.
گازطبیعی چه با لوله حمل شود چه با کشتی، تجارت روزافزون آن انواع تازهای از همکاریهای بینالمللی را در پی خواهد داشت؛ چنان که در مورد رقبای دیرین هند و پاکستان که هردو شدیدا علاقه دارند منابع انرژی بیشتری را برای تداوم رشد اقتصادی در دسترس داشته باشند، شاهد بودیم. در ماه ژوئن، وزرای انرژی دو کشور، گروه کاری مشترکی را برای تهیه طرح خط لوله چهار میلیارد دلاری و 1700 کیلومتری از مبداء ایران تشکیل دادند. عملیات اجرایی این طرح قرار است چندماه دیگر آغاز شود؛ مگر این که دولت بوش در تلاش برای امتناع یکی از طرفین از ادامه حضور در پروژه توفیق یابد.
اگرچه تقاضا برای گاز طبیعی منجر به همکاری بین کشورهایی که زمانی از یکدیگر فاصله داشتند شده است، اختلاف بر سر مالکیت میدانهای گاز و نفت بین کشورهای مختلف، مکررا باعث بروز درگیری و گاه درگیریهای مسلحانه شده است. این امر معمولا در مورد منابع دریایی و بیشتر در مناطقی از دریای چین جنوبی، دریای چین شرقی و تنگه کره به وقوع پیوسته است. گمان میرود تمامی این مناطق حاوی ذخایر قابل توجه هیدروکربن چه به صورت میدانهای مشترک نفت و گاز، چه به صورت گاز و چه به صورت هیدراتهای گاز(مادهای کریستال مانند تشکیل شده از متان و یخ و قابل تبدیل به گاز طبیعی) باشد. همگی این موارد باعث بروز رویاروییهای خشونتآمیز یا تهدیدآمیز بین نیروهای طرفین مدعی شده است. در هر مورد، ایالات متحده با یک یا چند طرف درگیر موتلف است.
شدیدترین و طولانیترین این منازعات در دریای جنوبی چین، با عمق کم و دارای ذخایر سرشار نفت و گاز، درگرفته است. تمام کشورهایی که در سواحل دریای جنوبی چین قرار دارند، یعنی برونئی، چین، اندونزی، مالزی، فیلیپین و ویتنامو نسبت به منطقه ویژه اقتصادی دویست مایلی، که جزایری در آن واقع است، با یکدیگر اختلاف دارند و هر کدام از این کشورها دست کم نسبت به قسمتی از این منطقه مدعیاند. چین قدرت غالب در منطقه نسبت به تمامی جزایر ادعای مالکیت دارد و در اعلام حاکمیت نسبت به این مناطق مواضع تهدیدآمیز اتخاذ کرده است، این کشور برای دور کردن کشتیهای متعلق به ویتنام و فیلیپین در موارد متعدد متوسل به نیروی انتظامی شده است. تلاشهای بسیاری از سوی اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا برای حل و فصل صلح جویانه اختلافات صورت گرفته است، اما چین دست از ادعای حاکمیت بر جزایر منطقه برنداشته، در حال استقرار واحدهای بازرسی بر روی تمامی جزایر کوچک و بزرگ است.
چه در آینده منافع همکاری در تولید گاز طبیعی جذابتر از نتیجه حاصل از اقدام یک جانبه تلقی شود، چه خلاف آن محقق شود؛ یک موضوع واضح است: تقاضای رو به رشد جهانی برای گاز طبیعی نقش مهمتری در شکلدهی روابط بین کشورهای تولیدکننده و مصرف کننده دارد. نیاز به انرژی بهگونهای روزافزون مشی قدرتهای عمده را تعیین خواهد کرد و گاز طبیعی که مدتها تحتالشعاع نفت بود، احتمالا نقش محوری را ایفا خواهد کرد.