* آیا استراتژی آمریکا در عراق بر خروج قرار دارد آیا روند تحولات کنونی این امر را تسهیل میکند؟
** استراتژی آمریکا در شرایط کنونی در قبال عراق تحت تاثیر دو جریان است و مصاحبههای اخیر رئیسجمهور و دیگران دولتمردان آمریکایی موید این نظر است.
عامل یا جریان اول دیدگاه دولتمردان آمریکائی است که در پی مجموعهای از منافع برای خودشان در عراق هستند و لذا حاضر نیستند از عراق خارج شوند و دیدگاه سیاسی آنها استقرار هژمونی آمریکا بر این منطقه استراتژیک از جهان است.
عامل یا جریان دوم که در عین حال بسیار قدرتمند است مردم و بطور کلی افکار عمومی آمریکا و سایر کشورهای جهان است که مالابر دولتمردان آمریکائی تاثیر میگذارد. افکار عمومی که همه روزه شاهد کشتار سربازان آمریکائی یعنی فرزندشان هستند و حتی رشد تروریسم را نتیجه اقدامات آمریکا میدانند و احساس میکنند که در آغاز تهاجم به عراق نیز بعلت ارائه اطلاعات غلط دچار غبن شدهاند، حاضر نیستند وضعیت کنونی در عراق استمرار داشته باشد. از اینرو این امر دولت آمریکا را دچار تضاد و دوگانگی در گفتار و عمل کرده است. در عین حال ممکن است آمریکائیها با انتخاب حد وسطی در این میان تعدادی از نیروهای خود را در این مرحله از عراق خارج کنند.
* انتخابات عراق در این روند چه تاثیری دارد؟
** همانگونه که قبلاً اشاره شد افکار عمومی مهمترین عامل در ایجاد فشار بر دولتمردان آمریکائی است. اما در کنار آن روند سیاسی عراق که بدنبال برگزاری انتخابات دولت و مجلس آینده آن شکل خواهد گرفت و قدرت سیاسی در دست مردم خواهد بود. بهانه را برای حضور آمریکا در عراق به حداقل خواهد رساند و با نهادینه شدن روند سیاسی عراق جدید شرایط بگونهای خواهد شد که تمامی ابعاد حاکمیت به دولت منتخب برمی گردد بنابراین بهانهای برای حضور نیروی خارجی در عراق باقی نخواهد ماند.
* آیا تغییر دیدگاه اعراب در خصوص روند سیاسی عراق جدید بنیادی است و یا ناشی از نوع واقعبینی و تلاش جهت تغییر جهت دادن اوضاع عراق به سمت خودشان؟
** با بررسی روند مواضع دولتهای عربی در قبال تحولات جدید متوجه میشویم که دنیای عرب در نگاه به این تحولات یکدست و همگون عمل ننموده است و حتی میتوان گفت برخی از آنها شناخت دقیق و روشنی از روند تحولات داخلی عراق نداشتهاند. برخی از دریچه پیامدهای این تحولات بر اوضاع داخلیشان به آن نگریستهاند بخشی هژمونی آمریکا را مدنظر قرار دادهاند و بخشی نیز توازن منطقهای را مدنظر داشتهاند و... لذا بعضاً در مقابل تحولات جدید مقاومت کردند. شکل گیری روند سیاسی عراق این حقیقت را ثابت کرد که اعمال سیاستهای بازدارنده منجر به توقف این روند نخواهد شد. لهذا ضرورت نشست قاهره به ابتکار اتحادیه اعراب و بخشی از جهان عرب احساس گردید و این امر فرصتی را پدید آورد که دولتهای عربی بتوانند یک جهت گیری همسو با عراق و یک وضعیت ایجابی در مقابل وضعیت سلبی گذشته در قبال روند تحولات عراق داشته باشند که البته این سیاست مورد استقبال جمهوری اسلامی ایران نیز قرار گرفت زیرا این سیاست میتواند پیامدهای مثبتی در راستای همگرائی داخلی در عراق و منطقهای در برداشته باشد و جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک همسایه بزرگ عراق در عالی ترین سطح در این نشست شرکت کرد.
* امنیت منطقهای در پرتو عراق جدید چگونه خواهد بود؟
** عراق بدلیل توانمندیهایش هر دو ویژگی سلبی و ایجابی را در صحنههای داخلی، منطقهای و بینالمللی میتواند داشته باشد و اتخاذ هر یک از دو وضعیت تابعی از نوع حکومت مستقر در آن است. عراق در پرتو استقرار یک حکومت دیکتاتوری در گذشته در راستای ایجاد بحران در زمینههای داخلی و خارجی حرکت کرده است. تحمیل دو جنگ سنگین به منطقه که باعث بهم ریختن نظم منطقهای گردید و زیانهای مادی و معنوی بسیاری را برای منطقه بهمراه داشت و موجب حضور نیروهای بیگانه در منطقه شد و هنوز پس از سالها مردم منطقه از نتایج آن رنج میبرند. نتیجه اتخاذ سیاستهای سلبی توسط حکومت این کشور بود. اما از سوی دیگر این کشور قدرتمند میتواند با حضور یک دولت مردمی و ایجاد ساختارهای دموکراتیک یک نقش موثر و پررنگ ایجابی در راستای رشد و شکوفائی اقتصادی و سیاسی عراق و منطقه از یکسو و تحکیم ثبات و امنیت در منطقه ایفاد نماید و میتواند کمکدهنده به ایجاد یک ساختار جدید امنیت دستهجمعی منطقهای در با دیگر طرفهای منطقهای باشد و این که مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران نیز هست.
* انتخابات عراق چه پیامدهایی میتواند بر روابط دو کشور در برد داشته باشد؟
** همانگونه که مطلعید روابط مردم عراق و ایران دیرینه است دو کشور دارای مشترکات تاریخی، مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و حتی خویشاوندی هستند لذا طبیعی است که روابط در پرتو تحولات جدید از وسعت و عمق بیشتری برخوردار گردد.
همین امر نیز موجب گردید که جمهوری اسلامی ایران با تمام توان از روند تکامل سیاسی جدید عراق حمایت نمود و روابط فیمابین دو کشور در عالیترین سطح در جریان است و بعضاً با استقرار یک دولت مردمی در عراق روند روابط برخلاف گذشته به مسیر اصلی و تاریخی خود باز گردد و یقیناً این دو کشور بزرگ میتوانند در صحنههای منطقهای و بینالمللی در همه زمینههای موثر و تعیینکننده منبع رشد و شکوفائی مردم منطقه و استقرار صلح و ثبات و تحکیم امنیت در منطقه باشند. بنابراین عراق آینده میتواند نه تنها با جمهوری اسلامی ایران بلکه با تمامی همسایگان و دیگ کشورهای منطقه روابطی دوستانه داشته باشد و روحیه تعاون منطقهای را استحکام بخشد.