محمدمهدی غفاری
کنگره ملی خلق چین بهعنوان عالیترین مرجع تصمیمگیری و واضع قوانین، اجلاس سالانه خود را در نخستین روزهای ماه مارس برگزار میکند. طبق برنامه معمول هرساله نزدیک به سه هزار نماینده حزب کمونیست چین از سراسر این کشور در نشست سالانه کنگره شرکت میکنند. در نخستین روز اجلاس- بویژه در بخش سیاسی- دولت ونجیابائو گزارش کار خود را به کنگره ارائه خواهد کرد. این گزارش میتواند شامل: بخشهای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، روابط خارجی و مسائل مربوط به امنیت داخلی باشد. در همین حال، نمایندگان کنگره خلق از رایزنی و مبادله اطلاعات و کسب نتیجه از نمایندگان کنفرانس مشورتی استفاده خواهند کرد. گفتنی است، کنفرانس مشورت سیاسی صرفاً یک نهاد مشورتی است و نمایندگان آن از تمامی قشرهای اجتماعی، سیاسی و نهادهای پولی انتخاب میشوند.
در مورد اینکه در نشست نزدیک به ده روزه کنگره ملی خلق چین چه قوانین و لوایحی تصویب خواهد شد اطلاع کافی در دست نیست اما نمایندگان کنگره ملی درباره اجرای قوانین مصوب سالهای قبل و یا عدم اجرای آنها درخصوص تقویت بنیانهای اقتصادی- همکاریهای مختلف با همسایگان و چگونگی تحکیم مناسبات با آمریکا و اروپا بحث و تبادل نظم خواهند کرد. در اجلاسهای گذشته کنگره ملی خلق، رهبران چین برای حفظ رشد اقتصادی و حراست از ثبات سیاسی پرجمعیتترین کشور جهان، خود را نیازمند اینگونه اصلاحات میداند. واقعیت این است که چین سالهاست به دلیل فقدان اصلاحات سیاسی مؤثر در این کشور، در معرض انتقادهای شدید کشورهای غربی بویژه آمریکا است. اکنون نزدیک به سیسال از اجرای اصلاحات اقتصادی و سیاست درهای باز در چین میگذرد، روندی که با موفقیت همراه بوده است. زیرا چین در دسامبر 2001 به سازمان تجارت جهانی WTO پیوست و همین امر باعث تقویت موقعیت و جایگاه تجاری چین در آسیا و دیگر نقاط جهان شد. چین اکنون به رشد اقتصادی 9/9 درصدی رسیده است ارزش صادرات و واردات این کشور از سال 2000 تا 2005 میلیادی به یک تریلیون و 200میلیارد دلار بالغ گردید. گفته میشود این رقم تا سال 2010 میلادی به دو تریلیون و 400 میلیارد دلار خواهد رسید. چین چهارمین مقصد گردشگری است که تنها از منبع صنعت توریسم در سال 2005 نزدیک به 30 میلیارد دلار درآمد کسب کرده است.
اکنون بهنظر میرسد رهبران نسل چهارم چین به این نتیجه رسیدهاند که تنها با اصلاحات اقتصادی نمیتوان به یک جامعه مرفه توسعهیافته و پیشرفته دست یافت و لذا باید فرایند انتخابات را بهگونهای جدی در دستور کار قرار داد. ضمن آنکه حفظ حقوق مدنی افراد در زمینههای مختلف تجاری، رفاه، سیاسی، فرهنگی، کار و مالکیت خصوصی، ضرورت الگوگیری از جامعه مدنی غرب را جدی کرده است.
درعینحال، رهبران چین نگرانی خود را از فروپاشی و تجزیه چین که میتواند ناشی از همین اصلاحات سیاسی باشد پنهان نمیکنند. چینیها در عمل ثابت کردند که از فروپاشی شوروی درس کافی آموختهاند و لذا تحت هیچ شرایطی سعی در پیاده کردن کمونیست بهشکل شوروی در چین نیستند. واقعیت این است که رهبران نسل چهارم چین، بیکموکاست از آموزههای حزبیف مدیریتی و سیاسی رهبران گذشته برای اداره امور کشور بر جمعیت چین استفاده میکنند.
آنها بههمین دلیل و برای کاهش فشار غرب بویژه آمریکا اعلام میکنند که حکومت چین درحال حاضر تلفیقی از سوسیالیسم، فضیلتهای کنفسیوسی، پراگماتیسم و ملیگرایی است و طبعاً مردم چین در چنین فضا و شرایطی حیات مطلوب خود را بهدست خواهند آورد. در همین حال رهبران چین دیگر روی ایدئولوژی صرف کمونیسم و آموزههای «مائوتسهدون» تأکید ندارند. حضور ثروتمندان در حزب کمونیست و بها دادن به آرا و اندیشههای آنها در حزب و بهرهگیری از دیدگاه اعضای کنفرانس مشروت سیاسی میتواند، نوید همین دیدگاه باشد. اکنون سیزدهمین نشست سالانه کنگره ملی خلق چین در شرایطی برگزار شده است که چین از منظر اجتماعی بشدت در معرض آسیبهای جدی است و چنانچه اعضای کنگره نتوانند در این نشست راه چارهای برای رفع این مشکلات اجتماعی بیابند، قطعاً با مشکلات بزرگتری در آینده روبرو خواهند بود که هریک از این مشکلات پاشنه آشیل حزب و حکومت چین محسوب خواهد شد.