تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۴  ، 
کد خبر : ۴۹۲۹۲
آسیب‌شناسی مدح و مرثیه اهل بیت

در افق دیدگاه‌های رهبری

مصطفی محدثی خراسانی/mohadesi@jamejamonline.ir مقدمه: امروز در فضای ملکوتی حسینیه جماران طی مراسمی سرشار از شمیم آسمانی فرهنگ ولایت و آکنده به عطر محبت اهل بیت علیهم‌السلام از تلاشهای مخلصانه 13 تن از پیر غلامان اهل بیت از سراسر کشور به همت شبکه رادیوی جوان و با همکاری سازمان فرهنگی ـ‌ هنری شهرداری تهران تقدیر به عمل خواهد آمد. شایسته دیدیم به این مناسبت مروری داشته باشیم بر دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب بر جریان گسترده و تاثیرگذار مراسم مداحی و مرثیه‌خوانی اهل بیت و آسیب‌شناسی این جریان را در افق دیدگاه‌های ایشان به تماشا بنشینیم.

پیوند شعر شکوهمند فارسی با محبت اهل بیت و فرهنگ ولایت، پیوندی ماهیتی است و بسته به مرتبه ذهن و زبان سرایندگان، جلوه‌های این پیوند را می‌توان در شعر فارسی به تماشا نشست.
گاه شاعری که نگاهی ژرف و تفکری عمیق و زبانی آسمانی‌تر داشته به این ساحت نزدیک شده و حاصل سیر و سلوک شاعرانه‌اش شعری شده بلند و درخور این آستان و گاه با نگاهی سطحی و ذهنی تهی از اندیشه‌ای والا و زبانی نازل به سراغ این مضامین رفته و محصولی متناسب با امکاناتی که به میدان سرایش آورده، برداشت کرده است.
در دوره‌های اخیر ارتباط عامه مردم با شعر اهل بیت بیشتر با واسطه مداحان و مرثیه‌سرایان بوده است که یا شعرهای مذهبی را از شاعران دیگر انتخاب کرده و برای مردم می‌خوانده‌اند یا خودشان قریحه‌ای داشته و سروده‌های خودشان را در محافل و مجالس به گوش مردم می‌رسانده‌اند.
اما در هر دو صورت، در طول زمان به این تلقی رسیده بودند که چون مخاطب آنها توده مردم هستند باید شعری که انتخاب می‌کنند یا می‌سرایند ساده و سهل‌الوصول باشد تا بتواند با مردم ارتباط برقرار کند که البته این دغدغه به جای خود ارزشمند و ضروری بود، اما نیاز به تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطب در محافل و مجالس مدح و مرثیه اهل بیت و هدف قرار گرفتن این تاثیرگذاری موجب شد بخش عظیمی ‌از شعرهای مدح و مرثیه ارزشمند تاریخ پرشکوه ادبیات فارسی و حتی شعر معاصر از گردونه کار مداحان و مرثیه‌سرایان حذف شود و به جای این که سطح دریافت مخاطبان ارتقا پیدا کند، روز به روز سطح شعرهای مدح و مرثیه نازل‌تر شود، با این بهانه که چون مخاطب ما عامه مردم هستند باید شعری بخوانیم که برای آنها قابل فهم باشد و از مسائلی حرف بزنیم که بتواند قاطبه مردم را تحت تاثیر عاطفی قرار دهد.
با هدف قرار گرفتن این مولفه‌ها آنچه به عنوان شعر اهل بیت و مدح و مرثیه و بخصوص مرثیه اباعبدالله علیه‌السلام در طی چند دهه رواج پیدا کرد، موجب ناخرسندی بسیاری از فرهیختگان را فراهم آورد.
رهبر معظم انقلاب که در پیگیری جریان‌های مختلف فرهنگی، حساسیت خاصی نسبت به حوزه ادبیات و بویژه شعر دارند، بارها و بارها به نقد و ارزیابی شعر مذهبی و عملکرد مداحان، مرثیه‌سرایان و ذاکران اهل بیت پرداخته و نقش موثر آنان را در تعالی بخشیدن نگاه مردم نسبت به اهل بیت یا بعکس گوشزد کرده‌اند.
ایشان ضمن سخنانشان در دیدار با شاعران و مداحان و مرثیه‌سرایان اهل بیت می‌فرمایند:
مطلب دیگر این است که ما این بزرگوار را با زبانهای ناقص خودمان توصیف می‌کنیم. امروز هم شعرای عزیز ما همین مضمون را بارها تکرار کردند که ما با این بیان ناقص و با این دید قاصر، فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را توصیف می‌کنیم. این دید، ناظر به آن مقامات معنوی نیست، چون به آنها دسترسی نداریم آنها را نمی‌فهمیم و درک نمی‌کنیم. گاهی تعبیراتی گفته می‌شود که خیلی هم دقیق نیست؛ مثلا «عرش خدا زیر پای تو» یعنی چه؟ عرش خدا چیست؟ اینها خیلی روشن نیست. فقط یک تعبیری است، چون می‌خواهند تکریم و تعظیم کنند، اما واقعیت مطلب در ذهن کوچک ما نمی‌گنجد. استفاده از چنین تعبیراتی گاهی خوب است، گاهی هم خوب نیست. گاهی درست است، گاهی هم درست نیست.
بخشی از قضیه برای ما قابل فهم است. من می‌خواهم روی نکته کوتاهی از این بخش تکیه کنم. می‌خواهم عرض کنم که ارزش فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به عبودیت و بندگی خداست. اگر بندگی خدا در فاطمه زهرا(سلام‌ الله علیها) نبود، او صدیقه کبری نبود. صدیق یعنی چه؟ صدیق کسی است که آنچه را می‌اندیشد و می‌گوید صادقانه در عمل آن را نشان دهد. هر چه این صدق بیشتر باشد ارزش انسان بیشتر است. می‌شود صدیق: «اولئک مع الدین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین» پشت سر نبیین‌اند.
این بزرگوار صدیقه کبری است؛ یعنی برترین زن صدیق. این صدیق بودن به بندگی خداست. اگر بندگی خدا نمی‌کرد، صدیقه کبری نمی‌شد. اساس، بندگی خداست. نه فقط فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بلکه پدر فاطمه هم که مبدا و سرچشمه فضائل همه معصومین اوست و امیرالمومنین و فاطمه زهرا(سلام الله علیها) قطره‌‌هایی هستند از دریای وجود پیغمبر. ارزشش پیش خدا به خاطر عبودیت است: «اشهد ان محمدا عبده و رسوله»، اول، عبودیت اوست، بعد رسالت او. اصلا رسالت ـ این منصب والا ـ به او داده شد به خاطر عبودیت، چون خدا صنیع دست و مخلوق خود را می‌شناسد.»
در بیان عظمت اهل بیت اولین گام این است که بیان‌کننده خود به معرفت کامل نسبت به این عظمت رسیده و آن را درک کرده باشد و در مرحله بیان همان واقعیاتی را درک کرده بیان کند، چون عظمت اهل بیت آنقدر زیاد است که به اغراق‌های عجیب و غریب ما نیاز نداشته باشد، اغراق‌هایی که گاه نه تنها به شان اهل بیت نمی‌افزاید که تصویر آنها را در ذهن مخاطبان مخدوش می‌کند.
«نکته دیگر استفاده از مدحها و تمجیدهای بی‌معناست که گاهی هم مضر است. فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل(سلام الله علیه) صحبت می‌شود، بنا کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن، مثلا قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهای قشنگش بوده؟ اصلا شما مگر اباالفضل را دیده‌اید و می‌دانید چشمش چگونه بوده؟! اینها سطح معارف دینی ما را پایین می‌آورد.»
بیان واقعیات زندگی و سیره اهل بیت و فرهنگ تشیع اگر از موضعی توام با اشراف و آگاهی و هنرمندانه بیان شود نه تنها روح و دل مسلمانان که پیروان دیگر ادیان و مکاتب را نیز جذب می‌کند و آنان را مبلغ این فرهنگ خواهد کرد، معارف شیعه در اوج اعتلاست.
«معارف شیعی ما معارفی است که یک فیلسوف در غرب پرورش یافته با مفاهیم غربی و بزرگ شده آشنای با معارف فلسفی غرب مثل ‌هانری کربن را می‌آورد دو زانو جلوی علامه طباطبایی می‌نشاند، او را خاضع می‌کند و می‌شود مروج مذهب شیعه و معارف آن در اروپا. می‌شود معارف شیعه را در همه سطوح عرضه کرد، از سطوح ذهن متوسط و عامی ‌بگیرید تا سطوح بالاترین فیلسوف‌ها. ما با این معارف نباید شوخی کنیم. ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست، به آب نخوردن اوست، در عین تشنگی و بر لب آب، بدون این که شرعاً و عرفاً هیچ مانعی وجود نداشته باشد.
ارزش شهدای کربلا به این است که از حریم حق در سخت‌ترین شرایطی که ممکن است انسان تصورش را بکند، دفاع کردند.»
ضرورت دیگری که رهبر معظم انقلاب در مقاطع مختلف در کیفیت مدح و مرثیه روی آن تاکید داشته‌اند این بوده که علاوه بر انتخاب شعر عمیق و هنری و تاثیرگذار، خود مداحان و ذاکران اهل بیت نیز باید اهل فیض باشند و با غنی‌تر کردن پشتوانه‌های فرهنگی و مذهبی خویش بتوانند در کنار شعرهایی که می‌خوانند با این پشتوانه‌ها مراسم مداحی و مرثیه‌خوانی خویش را اعتلا بخشند.
«نباید بگذارید منبر 10 دقیقه‌ای یا 20 دقیقه‌ای شما از معارف خالی بماند. امسال دیدم بعضی برادران مداح در ماه محرم و در دهه فاطمیه بحمدالله این نکته را رعایت کرده بودند. در منبر مداحی حتما در اول فصلی اختصاص بدهید به نصیحت یا بیان معارف به زبان زیبای شعر. اصلا رسم مداحی از قدیم این طوری بوده است. الان آن رسمها کم شده است. مداح در اول منبر یک قصیده، یک ده بیت شعر ـ کمتر یا بیشتر ـ فقط در نصیحت و اخلاق، با الفاظ زیبا خطاب به مردم بیان می‌کرد. مردم هم می‌فهمیدند و اثر هم می‌گذاشت. من یک زمان گفتم که گاهی شعر یک مداح از یک منبر یک ساعتی ما اثرش بیشتر است، البته همیشگی نیست، گاهی است. اگر خوب انتخاب و اجرا شود این طوری خواهد بود.»
طبیعی است که بخش عمده‌ای از تاثیرگذاری مراسم مدح و مرثیه‌خوانی باز می‌گردد به صدای مداح و مرثیه‌خوان و ملودی و فراز و فرودهای موسیقایی که او در ارائه کلام خویش از آن استفاده می‌کند و اینجاست که مرزی حساس شکل می‌گیرد که وسوسه جذب بیشتر مخاطب ممکن است موجب ورود به فراز و فرودهای موسیقایی شود که در شان این فضا نباشد.
خوب است حسن ختام مرور دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب را به نظرات انتقادی و پیشنهادی ایشان در این مقوله اختصاص دهیم.
«نکته آخر هم، آهنگ است. من شنیده‌ام در مواردی از آهنگهای نامناسب استفاده می‌شود، مثلا فلان خواننده طاغوتی یا غیرطاغوتی شعر عشقی چرندی را با آهنگ خوانده است، حالا ما بیاییم در مجلس امام حسین و برای عشاق امام حسین، آیات والای معرفت را در این آهنگ بریزیم و بنا کنیم آن را خواندن. این خیلی بد است. خودتان آهنگ بسازید.
این همه ذوق و این همه هنر وجود دارد. یقینا در جمع علاقه‌مندان این جریان کسانی هستند که می‌توانند آهنگهای خوب مخصوص مداحی بسازند، آهنگ عزا، آهنگ شادی.
این را هم عرض بکنم که آهنگ شادی از آهنگ عزا جداست. الان معمول شده که برای روزهای عید جلساتی تشکیل می‌دهند. بنده مخالف این کار نیستم. بد هم نیست که دست می‌زنند. البته اگر از رادیو بشنویم ـ که بنده خودم گاهی از رادیو شنیده‌ام ـ و شعر را درست گوش نکنیم، خیال می‌کنیم دارند سینه می‌زنند. هم لحن سینه‌زنی است هم آن دستی که می‌زنند مثل زدن روی سینه است. این چه شادی‌ای شد؟ اگر برای روزهای شادی آهنگهای مناسب ـ نه آهنگهای مبتذل، نه آهنگهای طاغوتی، نه آهنگهای حرام ـ و شیوه‌های خوب انتخاب کنند، موثرتر و بهتر است.
این‌طور نباشد که چون به روضه‌خوانی عادت کرده‌ایم، روز شادی هم که می‌خواهیم حرف بزنیم، لحنمان بشود لحن روضه‌خوانی. قدیمها می‌گفتند فلانی هرچه می‌خواند، مثنوی در می‌آید، هر آهنگی را که شروع کند، مثنوی می‌شود. این‌طوری نباشد.
به هر حال میدان شما، میدان وسیعی است. میدان کار و اثرگذاری است. امروز مداحان جوان بحمدالله خیلی هستند. اقبال جوانها هم خیلی زیاد است. این مزرع، بسیار مستعد و قابل بذر افشانی است. اگر خوب بذرافشانی شود، تاثیرات و محصولش فوق‌العاده باارزش خواهد بود. از این فرصت استفاده کنید، استفاده کنیم، نظام اسلامی ‌استفاده کند. شعر خوب، آهنگ خوب، مضمون خوب،‌ اجرای خوب و صدای خوب، این یک چیز استثنایی و فوق‌العاده خواهد بود.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات