تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۶  ، 
کد خبر : ۴۹۲۹۶

ضرورت آزادی آکادمیک (بخش پایانی)


از آنجا که مدرس یا محقق، براى انجام وظیفه خود در قبال جامعه، یعنى در قلمرو «عام» نیازمند اتمسفرى آزاد براى کاربرد عقل و خرد ورزیدن است، اگر این اتمسفر آزاد در اختیار او نباشد و آزادى او سلب شود دلیلى براى اطاعت مسئولانه در قلمرو «خاص» نیز نمى‌بیند، چرا که کاربرد عقل او در هر دو قلمرو از او سلب شده است.
بنابراین نمى‌توان از او انتظار داشت که وظیفه‌اى را که جامعه بر دوش او گذاشته است درست انجام دهد، چرا که در هر دو قلمرو اجازه خرد ورزیدن ندارد و تا خرد نورزد نمى‌تواند وظیفه شناس و مسئول باشد. توقف تعقل یعنى فرمانروایى غریزه و فرمانروایى غریزه یعنى فقدان مسئولیت و وظیفه‌شناسى. به عبارت ساده‌تر، زمانى مى‌توان از مدرس یا محقق و یا هر انسان دیگرى انتظار فرمانبردارى مسئولانه در قلمرو «خاص» آکادمیک یا قلمروهاى دیگر را داشت که او در قلمرو «عام» آزادى کامل کاربرد عقل خود را داشته باشد. در چنین حالتى است که او خود را در هر قلمرو مسئول مى‌داند و وظیفه‌شناسى و مسئولیت‌پذیرى در او درونى مى‌شود.
از سوى دیگر، جهان آکادمیک خود در خدمت جهان اجتماع قرار دارد و دلیل هستى‌اش جامعه، یعنى قلمرو عام، است. از این رو، اعضاى آن باید حتى از آزادى بیان بیشترى براى ابراز عقاید خود برخوردار باشند، چرا که قلمرو خاص و تشکیلاتى آنها عمده‌ترین بخش تولید قلمرو آزاد همگانى است و وظیفه‌اى که بر دوش آنها نهاده شده تحقیقات و تربیت محقق براى رسیدن به منافع دائماً در حال تغییر همگانى است.
چنین هدفى در دسترس نخواهد بود مگر آنکه آزادى بیان جهان آکادمیک بیش از هر نهاد دیگر اجتماعى تضمین شود. یقیناً این آزادى مسئولیت‌پذیرى آنها را در قبال نهاد آکادمیک و جامعه بیشتر خواهد کرد، چرا که چنین آزادى‌اى باعث برخورد آزاد عقاید مى‌شود و این برخورد عقاید مولدسنتزى خواهد شد که منافع جامعه را به دنبال دارد. از آنجا که وارد شدن در فرآیند دیالوگ، به ویژه دیالوگ با ساختار قدرت، نیازمند کاربرد عقل و آزادى اندیشه است، معمولاً رابطه میان مردم و قدرت‌هایى که آزادى اندیشه را نادیده مى‌گیرند همیشه رابطه‌اى یک ‌انبه با ویژگى‌هاى مونولوگ است و اساس اطاعت مردم از صاحبان قدرت نه بر مشروعیت بلکه بر ترس استوار مى‌شود. در چنین شرایطى تشخیص و تمیز قلمروهاى «خاص» و «عام»، کاربرد عقل و کارکرد هر یک از آنها، که هر دو قلمروهاى مسئولند، کارى تقریباً غیرممکن مى‌شود. چرا که تشخیص و تمیز هر چیزى، حتى تشخیص و تمیز قلمرو اطاعت محض، نیازمند کاربرد عقل است. بنابراین یکى از ریشه‌هاى تاریخى فقدان نگرش انتقادى برخى جوامع را باید در ساختار حکومتى آنها جست‌وجو کرد. چرا که مستبد در هر لباسى که باشد سرکوب کننده آزادى است و نبود آزادى به هر شکل آن، محدود کننده خلاقیت‌هاى فردى و گروهى است.
و از آنجا که خلاقیت تنها از طریق کلام و در فرآیند دیالوگ متجلى مى‌شود، اگر جلوى کلام و دیالوگ را بگیریم، آگاهانه یا ناآگاهانه جلوى خلاقیت را مسدود کرده‌ایم. و مسدود کردن خلاقیت یعنى نادیده گرفتن منافع همگانى. در این گونه جوامع رابطه میان صاحبان قدرت و توده‌هاى مردم رابطه‌اى یک‌جانبه است. از یک سو دستورات صادر مى‌شود و از سوى دیگر مردم مجبور به اطاعت‌اند؛ و چون عقل در قلمرو آزاد و جهانشمول اجازه خرد ورزیدن ندارد فضایى براى شرکت در فرآیند دیالوگ به دست نمى‌آورد. اطاعت در چنین شرایطى نه براساس احساس وظیفه (که همان کاربرد عقل در قلمرو «خاص» است) و نه بر اساس قبول مشروعیت حکومت است. چنین اطاعتى ثمره ترس است و چون مردم حقى ندارند، احساس وظیفه‌اى نیز در برابر دولت نمى‌کنند.
از این رو مسئولیت و احساس وظیفه معنا و مفهوم خود را از دست مى‌دهد؛ چرا که عقل که قلمرو مسئول است اجازه خرد ورزیدن در هیچ یک از قلمروهاى خاص و عام را ندارد. صاحبان قدرت این‌گونه جوامع نیز براى کارهایى که انجام مى‌دهند، مسئولیتى احساس نمى‌کنند، چرا که خود را پاسخگوى کسى نمى‌دانند.
به زبانى ساده، در این‌گونه جوامع دولت‌ها مزاحم ملت‌ها و ملت‌ها کارشکن دولت‌ها هستند. هدف از آزادى آکادمیک به معناى خاص آن و آزادى بیان به معناى عام آن رسیدن به حقیقت همیشه در حال تغییرى است که منافع همیشه در حال تغییر جامعه را دنبال مى‌کند.
به قول فوکو هیچ چیز ناسازگارتر و متناقض‌تر از آن نیست که یک رژیم سیاسى نسبت به حقیقت بى‌تفاوت باشد. اما هیچ چیز خطرناک‌تر از آن نیست که یک سیستم سیاسى مدعى تجویز حقیقت باشد. همان طور که باور به این مسئله که ما حق نداریم در میان صحبت موضوع را عوض کنیم باورى عبث و بیهوده است، کارکرد آزادى بیان نیز نباید شکل قانونى به خود بگیرد.
وظیفه گفتن حقیقت وظیفه‌اى نامحدود و ابدى است.
احترام گذاشتن به آزادى بیان، با همه پیچیدگى‌هایى که دارد وظیفه‌اى است که هیچ قدرتى نمى‌تواند آن را نادیده بگیرد و یا به آن بهاى کمى ‌بدهد، مگر آنکه سکوت بردگى را بر آن تحمیل کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات