چرا به خاتمی هر دو دوره رای دادم و از رای خودم پشیمون نیستم؟
همون روزی که فهمیدم خاتمی بار اول کاندید شده، میدونستم که بهش رأی میدم. خاتمی رو از مطالبی که کیهان برعلیه سیاستهاش در وزارت ارشاد نوشته بود میشناختم. میدونستم در دوران وزارت خاتمی کتاب «زنان بدون مردان» شهرنوش پارسیپور چاپ شده. قشنگ یادمه که از خوندن اون کتاب چقدر لذت بردم و فحاشیهای کیهان به خاتمی در مورد چاپ این کتاب رو یادمه. احساس میکردم که اومدن دوباره خاتمی به بهبود وضع فرهنگی ایران کمک میکنه. و همینطور هم شد. انقلابی که تو مطبوعات ایران بهوجود اومد مدیون فضایی بود که بعد از اومدن خاتمی بهوجود اومد. بخش بزرگی از رشد اجتماعی من بهخاطر اون فضای مطبوعاتی بود. و بهخاطر کتابهایی که اجازه چاپ گرفت و فیلمهایی که ساخته شد و تئاترهایی که روی صحنه اومد. من بهخاطر مسائل فرهنگی به خاتمی رأی دادم که قابلتحملترین گزینه اون موقع بود و اومدن خاتمی ناامیدم نکرد از این نظر خیلی. بهترین سالهای عمر من در دوران دولت خاتمی شکل گرفت. خیلی از کارها رو آزادانه تجربه کردم که خواهر من که 8 سال از من بزرگتره نتونسته بود تجربه کنه وقتی که سن من بود. سختیهایی که خواهر من کشیده خیلی بیشتر از من بوده. میدونم که بخشی از سختیهای اون برای این بوده که دوران نوجوانی و جوانیاش در دوران جنگ گذشته و بخشی از بهتر شدن فضا کلاً بهخاطر تموم شدن جنگ بوده. اما بهتر شدن فضای فرهنگی جامعه و آزادتر شدن جوونها از نظر اجتماعی، بخش بزرگیش بهخاطر فضای بعد از اومدن خاتمی بود.
چرا به معین میخوام رأی بدم؟
سر انتخابات شوراها رأی ندادیم، گفتیم هیچ فایدهای نداره، اصلاً شاید اگه شهرداری از خودشون بشه برای تبلیغ و خودشیرینی بهتر کار کنن. این اتفاق نیفتاد. [...] خانه هنرمندان، تئاتر، مجسمهسازان و غیره مشکل پیدا کردن... سر انتخابات مجلس رأی ندادیم در اعتراض به رد کردن کاندیداها، گفتیم حالیشون میشه کارشون مشروعیت نداره، گفتیم شاید با یکدست شدن مجلس اصلاً اوضاع بهتر بشه. نشد! [...] سر از مجلس درآوردن. مسیح علینژاد خبرنگار مردم در آخرین دسته گل مجلس اخراج شد و خبرنگار در خانه بهاصطلاح ملت هو شد، سر پرونده اتمی ایران به قول اون جوک معروف باید تیم حریف رو ول میکردیم و [...]
من نمیخوام دیگه این اتفاق بیفته. من دلم میخواد وقتی افسانه نوروزی داشت اعدام میشد، یا وبلاگنویسها رو گرفتن، یکی مثل آقای ابطحی باشه که حداقل بتونیم ازش بخوایم پیگیری کنه. دلم میخواد یکی باشه که فضا رو از اینی که هست بدتر نکنه. من دلم نمیخواد کشورم دوباره برگرده به دوران دهه شصت. من دلم نمیخواد این روزنه کوچیکی که باز شده بسته شه. من دلم میخواد باز هم کتابهای خوب چاپ شه، تئاترهای خوب روی صحنه بیاد، صدای زن تو موسیقی سنتی به صورت همون همخوانی اجازه پخش پیدا کنه، مطبوعات بتونن حداقل از کار دولت انتقاد کنن، حالا که کار دیگهای نمیشه کرد...
دلایلم زیاد نیست. شاید بشه به همون انتخاب بین بد و بدتر تشبیهش کرد. اما من فکر میکنم رأی ندادن انتخاب بدترین باشه! رأی ندیم چیکار کنیم؟ راهحل دیگه ما چیه؟ وقتی در این لحظه راه دیگهای وجود نداره، فرصت کوچیکی که داریم برای بدتر نشدن اوضاع رو از دست بدیم؟ ما چه چیزی برای از دست دادن داریم اگه رأی بدیم؟ [...]
من به معین رأی میدم (و اگر صلاحیتش تایید نشد هر کاندیدای دیگهای که بهاصطلاح اصلاحطلبان ازش حمایت کنن) چون راه دیگهای بلد نیستم برای بهتر کردن اوضاع یا جلوگیری از بدتر شدن اوضاع. با میزان اطلاعاتی که از کلیه مخالفین این نظام دارم، هیچ راهکار عملی دیگهای ندیدم برای بهتر کردن اوضاع. [...]
شاید اگه میدونستم راهکار عملی غیر از رأی دادن وجود داره، رأی نمیدادم و من هم از اون راهکار عملی پیروی میکردم. اما نمیدونم چه راه دیگهای وجود داره. و اینکه یک دختر 27 ساله مثل من که درس هم خونده و یک سطح متوسط مطالعه هم داره ندونه چه راهحل عملی دیگهای وجود داشته باشه، (مثل خیلی دیگه از دوستای همسطحش که اونها هم نمیدونن چه راهحل عملی دیگهای وجود داره)، شاید نشون بده که حتی اگه راهکار عملی وجود داره، عامه مردم از اون اطلاع ندارن...