تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۲  ، 
کد خبر : ۴۹۳۱۷

صنعت یهودی‌سوزی


کامبیز توانا
نویسنده: نورمن ج. فینکلشتاین
مترجم: سوسن سلیم‌زاده
ناشر: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
این کتاب، کالبدشناسی صنعت یهودی‌سوزی و همچنین، کیفرخواستی برای به محاکمه کشیدن آن است.
آمار و ارقام نشان می‌دهد که بسیاری از آمریکاییان، یهودی‌سوزی را بهتر از حمله‌ی نیروی هوایی ژاپن به پرل هابر 1 در جنگ جهانی دوم و یا بمباران اتمی ژاپن در پایان جنگ، می‌شناسند.
اما تا همین اواخر، کشتار جمعی یهودیان به دست حزب نازی آلمان هیتلری نقش چندانی در زندگی آمریکاییان نداشت.
آمریکایی‌ها، به‌ طور کلی و حتی یهودیان آمریکایی، از جمله روشنفکران یهودی، توجه چندانی به کشتار جمعی یهودیان به ‌دست حزب نازی آلمان هیتلری نداشتند. در همایش برگزار شده با عنوان "یهودیت و روشنفکران جوان‌تر"، فقط دو نفر میان سی‌ و یک شرکت‌کننده بر تأثیرگذاری این رویداد در زندگی‌شان پافشاری کردند. همچنین هیچ بنای یادبودی برای بزرگداشت کشتار جمعی یهودی به‌ دست حزب نازی هیتلری به‌ چشم نمی‌خورد و حتی سازمان‌های بزرگ یهودی با چنین گرامیداشت‌هایی مخالف بودند.
علت اصلی این سکوت همگانی در برابر اعمال ویرانگر نازیسم، سیاست‌گذاری‌های تطبیقی رهبران یهودی آمریکایی و جو سیاسی حاکم بر آمریکای پس از جنگ بود، همچنین اکثر نخبگان یهودی این کشتار را به ‌دلیل هم‌پیمانی آلمان غربی با ایالات متحده در دوران پس از جنگ و در برابر اتحاد شوروی نادیده گرفتند.
از دیگر سو یهودیان سازمان ‌یافته آمریکایی که نگران خشنود نگه داشتن طبقه حاکم ایالات متحده و جدایی خود از جناح چپ یهودی که هنوز حادثه یهودی‌سوزی را فراموش نکرده بودند، این حادثه را با محکوم کردن اتحاد جماهیر شوروی دامن زدند.
در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، سازمان‌های یهودی آمریکایی، نمای کم‌رنگی از کشتار جمعی یهودیان به دست حزب نازی آلمان هیتلری ارائه دادند تا بتوانند خود را با اولویت‌های جنگ سرد دولت ایالات متحده هم‌سو کنند. البته خط‌مشی ایشان در برابر اسرائیل نیز گام‌به‌گام از سیاست‌گذاری ایالات متحده پیروی می‌کرد.
کمی بعد از شکل‌گیری اسرائیل این حکومت دیگر جای چندانی در زندگی یهودیان آمریکا نداشت و فقط گاه و بی‌گاه کمک‌هایی را برای آن فراهم می‌آوردند. اما گستره سیاسی روشنفکران یهودی آمریکایی نسبت به سرنوشت اسرائیل خود را بی‌اعتنا نشان می‌دادند اما پس از جنگ ژوئن و اعطای امتیازاتی از سوی دولت آمریکا به اسرائیل گویی که به‌ ناگاه اسرائیل توسط یهودیان آمریکایی کشف گردید، پس از این واقعه سازمان‌های یهودی آمریکایی تمام کوشش و وقت خود را بر سر تحکیم پیوند آمریکا و اسرائیل گذاشتند.
اسرائیل در مقام سرمایه راهبردی آمریکا، منتقدانی نیز داشت. به دلیل عدم مذاکره با اعراب این دولت مجبور به پاسخگویی به مخالفانش در آمریکا نیز بود، در این هنگام بود که برخی از یهودیان آمریکایی برای حفاظت سرمایه‌های خود، یهودی‌سوزی را به یاد آوردند! البته دلیل ظاهری این امر را هراس از رخداد "یهودی‌سوزی دوم" بیان کردند اما پس از جنگ 1973 و کمک‌های بی‌شائبه آمریکا به اسرائیل و عقب‌نشینی غیرمنتظره آن، این مسئله کانون توجه همگان قرار نگرفت.
دو اصل استوار و پراهمیت، به چارچوب یهودی‌سوزی استحکام می‌بخشند: (1) یهودی‌سوزی نشان از یک رخداد تاریخی منحصر‌ به ‌فرد و یگانه دارد، (2) یهودی‌سوزی بیانگر اوج بیزاری غیرمنطقی و پاینده غیریهودیان از یهودیان است. این دو اصل پیش از 1967 با آنکه جزء اساسی ادبیات یهودی‌سوزی بودند اما جایی در بحث‌های مردم نداشتند. از سوی دیگر این دو اصل از جریان‌های با اهمیت در یهودیت و صهیونیسم تغذیه می‌شوند.
یکی از موارد جانبی در ادعای یهودی‌سوزی این است که پلیدی یهودی‌سوزی نیز منحصربه‌فرد بوده است. رنج‌های دیگر انسان‌ها هر چه ‌قدر که هراس‌آور به‌ نظر آید، با رنج‌های قربانیان یهودی‌سوزی قابل مقایسه نیست. ناتان گلیزر معتقد است که یهودی‌سوزی با تاکید بر «وجه تمایز آشکار یهودیان» به آنان این حق را می‌دهد که خود را به‌ طور خاص، تهدید شده و سزاوار به‌کار بستن هرگونه تلاش لازم برای بقاء بدانند.
عامل دیگر در این زمینه این است که یگانگی یهودی‌سوزی در حقیقت ادعای یگانگی یهودیان است. آنچه یهودیان را بی‌همتا می‌سازد، رنج‌های یهودیان نیست، بلکه این موضوع است که یهودیان رنج‌کشیده‌اند! از دیگر پیایندهای مورد استفاده یهودیان از حادثه یهودی‌سوزی بر این مبناست که یهودیان نابود شدند، زیرا غیریهودیان، چه مخالف چه شریک خاموش در این حادثه، خواهان مرگ یهودیان بودند. بر همین اساس نظریه «یهودستیزی ابدی» جان می‌گیرد. چنان‌چه این موضوع حقیقت داشته باشد که جامعه انسانی بیش از دو هزار سال است که بر کشتار یهودیان پافشاری می‌کند، شاید یهودکشی وظیفه طبیعی و حتی انسانی است!
اما یهودیان از این اصل (بیزاری غیریهودیان از آنان) برای نظریه ضرورت برقراری حکومت یهودیان و استقرار آن به‌منظور حفاظ مطمئن و ایمن در برابر آغاز دوباره یهودستیزی و یهودسوزی استفاده می‌کنند. درحقیقت اصل بیزاری غیر‌یهودیان از آنها جواز انجام هرکاری را به اسرائیل می‌دهد. براین اساس که چون قصد همه غیر‌ یهودیان همواره کشتار یهودیان است پس آنان نیز حق دارند هر شیوه‌ی محافظتی را که مناسب بدانند، به‌کار ببندند!!!
درواقع اصل یهودی‌سوزی با مبرا ساختن یهودیان از هرگونه سرزنش، اسرائیل و آمریکا را دربرابر همه‌ی انتقادات و نکوهش‌ها ایمن نگه داشته است تا آنجا که دلیل عداوت و دشمنی سیاه‌پوستان با یهودیان آمریکا را نیز از این منظر بیان می‌نمایند که "آنان الهام‌بخش سیاهان بوده‌اند ما آنان (سیاهان) ناسپاسند و حتی بر یهودیان شوریده‌اند."
چنان‌چه اصول اساسی یهودی‌سوزی را کنار هم قرار دهیم، درمی‌یابیم که از دیدگاه پژوهشی، بیشتر نوشته‌های مربوط به راهکار نهایی هیتلر بی‌ارزش است. درحقیقت، بستر بررسی‌های یهودی‌سوزی (چنان‌چه کاملاً فریبکارانه نباشد) آکنده از گفته‌های بی‌معناست چنان‌چه اکثر کتابهای ادبی که این رخداد را به تصویر کشیده‌اند تقریباً با اغراق بزرگنمایی سعی در یگانه نشان دادن آن دارند.
همچنین وجود روزهایی از سال به یادبود این حادثه، که در آمریکا یک رخداد ملی به‌حساب می‌آید و همچنین حمایت‌های مالی از انجمن‌ها و نهادهایی که در راستای بزرگداشت این حادثه در آمریکا گردهم جمع شده‌اند و یا احداث هفت موزه بزرگ یهودی‌سوزی در آمریکا (که یکی از آنها در عمارت کنگره ملت در شهر واشنگتن و با بودجه و سرپرستی دولت مرکزی ساخته شده است) را می‌توان فریبکارانه و اغراق‌آمیز خواند.
بازماندگان یهودی‌سوزی که تجربه تلخ و فراموش‌نشدنی گتوهای یهودیان، بازداشت‌گاه‌ها و اردوگاه‌های کار سخت اجباری را به‌خاطر دارند جمعیتی حدود بیست‌ و پنج هزار نفر را تشکیل می‌دهند (البته تعداد زیادی از یهودیانی که در دوران جنگ در نقاطی دور از این نواحی زندگی می‌کرده‌اند نیز خود را جزء این افراد می‌دانند که در این صورت و با توجه به تعداد آن‌ها معلوم نیست هیتلر چه کسانی را کشته است؟؟؟) نیز اکثراً دچار نقیض‌گویی درباره شاهد‌ها و حوادث یهودی‌سوزی هستند.
به واقع، بسیاری از پژوهشگران درباره اعتبار شهادت‌های بازماندگان دچار تردید شده‌اند. علاوه‌ بر این از آنجا که این بازماندگان همچون مقدسین غیر‌ روحانی احترام می‌شدند، کسی جرات پرسش از ایشان را نداشت و بیانات بی‌پایه و اساس آنها بدون نقد و اظهارنظر پذیرفته می‌شد. (چه‌بسا که در این میان بسیار بودند کسانی که به‌واسطه داشتن چنین مقام و احترامی خود را جزء این بازماندگان می‌دانستند.) یکی دیگر از موضوعات مطرح این بازماندگان دریافت غرامت یهودی‌سوزی آن‌ها بود. از آنجا که دولت آلمان کوشید تا با امضای سه توافق‌نامه مختلف، غرامت قربانیان یهودی را بپردازد. مدعیان انفرادی نیز بر پایۀ مواد و شرایط قانون پرداخت غرامت، مبالغی را دریافت کردند.
آلمان در توافقی جداگانه با اسرائیل نیز پذیرفت که چندصدهزار پناهنده‌ی یهودی را به شیوه‌های سهمیه‌ای زیر پوشش بگیرد و به آن‌ها غرامت بپردازد. همین مسئله نیز بهانه خوبی برای حمایت‌های مالی از این افراد و همچنین دولت اسرائیل و یهودیان آمریکا بود. همچنین در سال‌های اخیر صنعت یهودی‌سوزی به شکل کسب و کار نامشروع و اخاذی آشکار درآمده و با ادعای نمایندگی همه یهودیان جهان، زنده یا مرده، هم‌اکنون خواهان بازپس‌گیری سرمایه‌های یهودیان دوره‌ی یهودی‌سوزی در سراسر اروپا نیز است.
سوئیس اولین هدف این باج‌گیری مضاعف قرار گرفت. صنعت یهودی‌سوزی با استفاده از کمیته‌های بانکی مجلس نمایندگان و مجلس سنا در مقام سکوی جهش، مبارزه بی‌شرمانه خود را همراه با تهمت و افترا رهبری کرد. این مبارزه، خیلی سریع به شکل اهانت به مردم سوئیس درآمد. صنعت یهودی‌سوزی ابتدا این اتهام را مطرح کرد که بانک‌های سوئیسی به‌گونه‌ای نظام‌مند مانع از رسیدن وارثان قانونی قربانیان یهودی‌سوزی به موجودی حساب‌های بانکی راکد شده‌اند. سپس این ادعای آشکارسازی تخلف‌های قانونی بانکداران سوئیسی و در ادامه ادعای دزدی و نابود کردن شواهد حیاتی قربانیان یهودی برای گم شدن ردپای آن‌ها را کردند.
همه و همه‌ی این مسائل نشان می‌دهد که چه کسانی می‌توانستند از این ادعاها و منابع به نحو احسن استفاده نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات