حسین رویوران
مرگ جسمی و یا سیاسی آریل شارون نخستوزیر رژیم صهیونیستی، عرصه سیاسی داخلی اسرائیل و رفتار منطقه آن را در معرض دگرگونی قرار داده است.
در عرصه داخلی اسرائیل، این رژیم در حال حاضر در شرایط خاصی قرار دارد، چرا که به علت خروج دو ماه بیش حزب کار از ائتلاف حاکم، کابینه شارون اکثریت پارلمانی خود را از دست داده بود و شارون در گفتگو با دیگر احزاب حاضر در پارلمان موفق به ایجاد ائتلاف اکثریتی جایگزین نشد و به همین علت استعفا داد و دولت و یا کابینه کنونی حالت سرپرستی را پیدا کرده و پارلمان اسرائیل نیز بهعلت این بحران خود را منحل کرد و انتخابات زودهنگام را بعنوان راهحل بحران سیاسی و قانونی در پیش گرفت. این انتخابات در 28 مارس سال 2006 میلادی (8 فروردین 1385) برگزار خواهد شد و جامعه صهیونیستی در انتظار این تحول هستند که چهره سیاسی آینده اسرائیل را شکل خواهد داد.
این شرایط عمده ظرفیتهای سیاسی داخلی را به سمت انتخابات سوق داده و بحثهای سیاسی دیگر را تحتالشعاع قرار داده و یا این که به صورت ابزاری در رقابتهای انتخاباتی بکار گرفته میشود. اساساً احزاب سیاسی اسرائیل چند هفتهای است که رقابتهای انتخاباتی را آغاز کرده بودند و همه در جهت کسب کرسیهای بیشتر پارلمانی تلاش میکنند. شارون نیز به علت اختلافنظرهایی که با حزب اصلی خود یعنی ائتلاف لیکود داشت، از این تشکل سیاسی خارج شد و حزب جدیدی به نام کادیما تشکیل داد و با آن وارد رقابتهای انتخاباتی شد که به حق میتوان گفت که این اقدام عرصه انتخابات را تا حد زیادی تغییر داد. این حزب گرچه به عنوان حزب شخصی شارون شناخته شد، اما بنیانگذاران آن کوشیدند تا آن را بعنوان حزب وسط مطرح سازند. این حزب جدیدالتأسیس در همه نظرسنجیها تا زمان مرگ جسمی و یا سیاسی شارون نشان داد که میتواند بیشتر از دیگر احزاب رأی جمع کند. احتمال داده میشد که حدود 35 تا 45 کرسی از 120 کرسی پارلمان رژیم صهیونیستی را بدست آورد. یکی از مهمترین علل آن نتایج این است که شارون در جامعه صهیونیستی از پایگاه گسترده سیاسی برخوردار است و افکار وی در میان آن جامعه طرفداران بسیاری به خود جلب کرده است. شارون به عنوان یک فرمانده نظامی که در اکثر قریب به اتفاق جنگهای رژیم صهیونیستی مشارکت داشته، در جامعه صهیونیستی اعتبار قابلتوجهی دارد. او نهتنها بعنوان یکی از فعالترین گروه تروریستی صهیونیستی آرگن شناخته شده، که در تأسیس رژیم صهیونیستی نقش داشته است، بلکه بعنوان کسی شناخته میشود که در جنگهای رژیم صهیونیستی تأثیرگذار بوده است. شارون در جنگ 1973 که ارتش مصر خط پارلیو را شکسته و بهسوی عمق شبهجزیره سینا پیشروی میکرد، در یک اقدام متهورانه و ضدحمله نظامی موفق شد از منطقه دفرسوار کانال سوئز عبور کرده و بسوی قاهره پیشروی کند که این اقدام مصر، محمد انورالسادات را مجبور کرد تا فوراً آتشبس را بپذیرد. شارون در جنگ 1982 و حمله به لبنان موفق شد سازمان آزادیبخش فلسطین را از لبنان خارج کند و به تونس تبعید نماید. جامعه صهیونیستی به علت احساس ناامنی همواره به فرماندهان ارتش اطمینان بیشتری دارند ولی شارون به علت این ویژگیها و شدت عمل نزد جامعه صهیونیستی از اعتبار بیشتری برخوردار بود. شارون علاوهبر آن مقولههایی را مطرح میکرد که با استقبال جامعه صهیونیستی روبرو میشد. شارون نهتنها بر اصول سیاسی رژیم صهیونیستی تأکید دارد که بر تسلیمناپذیری در برابر خواست فلسطینیان و گفتگوگریزی با آنان اصرار میورزد و با در پیش گرفتن سیاست یکجانبهگرایی درصدد است تا توافقی را بر فلسطینیان تحمیل کند که امنیت و اصول رژیم صهیونیستی را تحقق بخشد. در کنار گفتمان ویژه شارون، شدت عمل وی در برابر فلسطینیان و قاطعیت وی در عقبنشینی از نوار غزه از این شخصیت، چهره کاریزماتیک در جامعه صهیونیستی ساخته که میتواند آمال و آرزوهای آنان را عملی سازد.
موفقیت شارون در جایگزین کردن فردگرایی بجای تشکلگرایی نشان میدهد که این چهره سیاسی صهیونیستی تا چه حد پایگاه سیاسی دارد که به او اجازه میدهد که ساختار رایج سیاسی اسرائیل را دگرگون سازد. شخصیت کاریزماتیک شارون به وی جایگاهی داد که فراتر از ائتلاف لیکود است که از رهگذر آن به قدرت رسید. این جایگاه به شارون اجازه داد تا به محض اختلافنظر با دیگر همقطاران حزبی خود از لیکود خارج شود و پایگاه اجتماعی خود را به نفع حزب کادیما مصادره کند. در اولین نظرسنجی پس از اعلام موجودیت حزب کادیما، معلوم شد حداقل حزب کادیما سه برابر ائتلاف لیکود کرسی در پارلمان آینده بدست خواهد آورد و این نقش شخصی شارون را در عرصه سیاسی اسرائیل نمایان میسازد. جالب اینجاست که حزب کادیما دارای تاریخ قابل توجه نیست و دیدگاههای آن مشخص نشده و افراد پیوسته به آن دارای نظرات مختلف و گاه متضاد هستند. پیوستن افرادی همچون حاییم رامون و شیمون پرز از جریان چپ و شاوول موفاز و ایهوداالمرت از جریان لیکود به این حزب، جمعبندی در مورد جهتگیریهای حزب را سخت کرده است. ولی اعتماد جامعه صهیونیستی به آن حزب تنها و تنها بهعلت حضور شارون در رأس آن حزب بوده است.
فوت شارون با توجه به واقعیتهای فوق، عرصه سیاسی داخلی اسرائیل را در معرض دگرگونی گسترده قرار خواهد داد. البته با توجه به اینکه سیاست خارجی آئینه سیاستهای داخلی است، تأثیر این دگرگونی بر سیاست خارجی رژیم صهیونیستی نیز وسیع خواهد بود. البته نباید فراموش کرد در صورت فوت جسمی شارون، به علت جو احساسی این دگرگونیها به سرعت خود را نشان نخواهد داد ولی در درازمدت این تحولات رخ مینماید. مهمترین بخش این تحولات در حزب کادیما صورت خواهد گرفت. این حزب بدون شارون به سختی قادر به ادامه حیات خواهد بود چرا که افراد و رهبران آن دارای گرایشات مختلف سیاسی هستند و تنها مسالهای که آنها را در کنار یکدیگر قرار داده است اراده آنها در ایجاد جریان میانهرو سیاسی است. البته در حال حاضر گفتگوهایی میان ایهودا المرت و شیمون پرز آغاز شده است و هر دو طرف اصلی این حزب میکوشند چارچوب کادیما را نگهدارند و از نام شارون برای کسب رأی مردم استفاده کنند.
ادامه حیات حزب کادیما و یا فروپاشی آن بر رفتار دیگر بازیگران سیاسی عرصه اسرائیل تأثیر خواهد گذاشت. فروپاشی کادیما اجازه میدهد احزاب کلاسیک اسرائیل مانند حزب کار، لیکود و مشاش بیشترین سهم از کیک انتخاباتی را به خود اختصاص دهند و حفظ کادیما شرایط رقابتی این احزاب را با مشکل مواجه خواهد کرد. تاکنون احزاب ریشهدار سیاسی در حل بحرانهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی که ناتوان بودهاند در حالیکه کادیما یک انتخاب جدید برای مردم است و مردم به چیزهای جدید چنانچه جذاب بنماید، میل بیشتری دارند. در انتخابات آینده اسرائیل همه چیز محتمل است ولی یک مسأله کاملاً قابل پیشبینی است و آن اینکه در انتخابات آینده اسرائیل حزبمحوری جایگزین فردمحوری خواهد بود.