ترجمه و تألیف: نیلوفر قدیری
درست در زمانی که آریل شارون یک گام تا پیروزی برنامههای بلندپروازانهاش فاصله داشت و میرفت تا تعیین مرزهای نهایی اسرائیل و فلسطین را به نام خود در تاریخ ثبت کند، با خیانتی شبانه روبهرو شد که همه این برنامهها را نقش بر آب کرد. این خیانت نه از ناحیه رقیب یا همپیمان، بلکه از جانب بدن رو به سالمندی خودش صورت گرفت. خونریزی شدید مغزی و هشت ساعت عمل جراحی، او را برای همیشه از صحنه سیاست اسرائیل کنار گذاشت. تأثیرات خروج شارون از عرصه سیاست اسرائیل و خاورمیانه مانند پیامدهای مرگ عرفات در سال 2004، قابل توجه و گسترده است. شارون در یک نظام پارلمانی در قدرت بود و جانشین او هم در چارچوب همین نظام انتخاب میشود.
اقدامات شارون در ماههای اخیر عرصه سیاست در اسرائیل را تکان داد. او ابتدا تصمیم جنجالی خروج از غزه را عملی کرد و بعد حزب سنتی خود را ترک کرد تا حزبی جدید و میانهرو تشکیل دهد. قرار بود در سال 2006 از کرانه باختری هم عقبنشینی کند. این کارها از برنامههای معمول احزاب سیاسی در اسرائیل نیست و هر کدام آن میتواند جنجالی بزرگ به همراه داشته باشد. این اقدامات بازتابی از دیدگاه شخص شارون بود که میگفت صلح باید بدون مشارکت فلسطینیها به دست آید و تأکید میکرد که اسرائیل در این راه شریک صلحی ندارد. وقتی حزب لیکود که خود شارون از بنیانگذاران آن بود، در برابر این اقدامات مقاومت کرد، او حزب جدیدی به نام کادیما تشکیل داد و مطمئن بود که با این حزب جدید در انتخابات بعدی به پیروزی میرسد. کادیما از همان ابتدای تشکیل شدن، شخصیتهایی را از دو طیف راست و چپ در اسرائیل از جمله شائول موفاز و شیمون پرز را به خود جذب کرد. بعد از تشکیل حزب کادیما تحلیلگران میگفتند این حزب یک حزب یک نفره است و اگر نتیجهای در انتخابات به دست آورد نتیجهای است که شارون به دست آورده است. اما نظرسنجیهای روزهای اخیر نشان میدهد کادیما بدون شارون هم بیشترین آراء را در انتخابات آینده اسرائیل به دست خواهد آورد.
ایهودالموت 60ساله نزدیکترین متحد سیاسی شارون در سالهای گذشته، اکنون به عنوان نخستوزیر موقت تا زمان انتخابات در 28 ماه مارس منصوب شده است. این شهردار سابق راستگرای بیتالمقدس مانند شارون اخیراً تغییر جهت داده و دیدگاههای میانه پیدا کرده است. او اولین سیاستمدار اسرائیلی بود که بهدنبال شارون حزب لیکود را ترک کرد و به کادیما پیوست. اولمرت در جایگاه رابط شارون با افکار عمومی هم عمل میکرد و نظرات و طرحهای نخستوزیر را پیش از تبدیل شدن به سیاست مدون با مردم در میان میگذاشت. او زمانی از ساخت شهرکهای یهودینشین در کرانه باختری و غزه حمایت میکرد اما اکنون بر این باور است که اسرائیل در مقابل تهدید رو به رشد جمعیتی فلسطینیان فقط میتواند به عقبنشینی از بخشهایی از کرانه باختری و تضمین در اکثریت قرار گرفتن یهودیان در ضلع غربی دیوار حائل در کرانه باختری اکتفا کند.
اولمرت از کاریزما و محبوبیت شارون در میان اسرائیلیها برخوردار نیست و مانند شارون سابقه فعالیت نظامی هم نداشته است.
صدروزی که او بهعنوان نخستوزیر موقت در قدرت خواهد بود بدون شک روزهایی پر از آشوب و اتفاقات پیدرپی است.
براساس نظرسنجی که اخیراً انجام شده و روزنامه هاآرتص آن را منتشر کرده است، کادیما به رهبری اولمرت 40 کرسی در انتخابات آینده در پارلمان بهدست خواهد آورد و بزرگترین حزب در پارلمان 120 عضوی اسرائیل خواهد شد. باتوجه به این نتایج، کادیما یک دولت ائتلافی چپ میانه با حزب کارگر تشکیل خواهد داد و لیکود با 16 کرسی در اقلیت قرار میگیرد.
اما این به معنای تضمین جایگاه اولمرت در قدرت نیست. کادیما مکانیزمی برای تعیین رهبری با تدوین فهرستهای کاندیداهای پارلمانی ندارد.
هردوی این موضوعات از اولویتهای اصلی اولمرت است. اولمرت بیشتر از آنکه علاقه دیگران را برانگیزد تحسین آنها را بهدنبال دارد. اما جایگاه او در کادیما چندان محکم نیست. نظرسنجیها نشان میدهد اگر رهبری کادیما را شیمون پرز به عهده بگیرد این حزب به جای 40 کرسی، 42 کرسی در پارلمان بهدست میآورد. اگر اعضای کادیما درباره تغییر آرای این حزب در صورت تغییر رهبری آن به نتیجه قطعی برسند تردیدی در این کار نخواهد داشت. کادیما در انتخابات آینده، سیاست خارجی و دفاعی را در کانون برنامههای تبلیغاتی خود قرار میدهد. رقیب اصلی کادیما یعنی حزب کارگر به رهبری امیر پرتز رهبر جدید آن بر مسائل اجتماعی و اقتصادی تمرکز خواهد کرد.
اولمرت ماه گذشته و در اوج تحولات در عرصه سیاسی اسرائیل در گفتوگویی به روزنامه گاردین گفت: «شارون به این نتیجه رسیده که برای حفظ ماهیت یهودی و دمکراتیک اسرائیل، باید امتیازاتی داد اما این امتیازات و سازش کردن شامل بازگشت به مرزهای 1967 یا سازش بر سر بیتالمقدس نخواهد بود.»
اولمرت تنها گزینه برای جانشینی شارون نیست، اگرچه نزدیکترین دیدگاه را به او دارد. علاوه بر اولمرت، «تیپی لیونی» وزیر دادگستری و شائول موفاز وزیر دفاع از دیگر گزینههای مطرح هستند. همه این کاندیداها از تندروهای سابق حزب لیکود هستند که بعد از حمایت از عقبنشینی یکجانبه اسرائیل از غزه از این حزب جدا شدند.
شائول موفاز از معتقدترین سیاستمداران اسرائیل در میان مردم این رژیم است. او بهدلیل سیاستهای خشونتطلبانهاش در برابر انتفاضه فلسطینیها شهرت دارد و حملات هوایی و تخریب خانههای فلسطینیها به دستور او صورت میگیرد. موفاز که در سال 2003 به وزارت دفاع منصوب شد از حامیان اخراج یاسر عرفات از سرزمینهای فلسطینی بود که البته این کار عملی نشد. در ماههای اخیر موفاز هم مانند شارون تغییر نظر داده بود و با حمایت از خروج یکجانبه از غزه حتی مذاکره با حماس را هم ممکن و مفید میدانست. لیونی 47 ساله هم بلندپایهترین زن در میان همپیمانان اطراف شارون است.
یکی از کسانی که بیشترین سود را از شرایط کنونی میبرد، بنیامین نتانیاهو نخستوزیر پیشین است که سالها در حزب لیکود با شارون رقابت میکرد. نتانیاهو که او هم مانند شارون بلندپرواز است بعد از خروج رقیب از حزب لیکود رهبری این حزب را بهعهده گرفت و وعده داد که لیکود را به ایدئولوژی سنتی راست خود بازگرداند. نتانیاهو به شدت با مفاد توافق صلح اسلو با فلسطینیها و مفهوم زمین در برابر صلح مخالف است. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد رأیدهندگان اسرائیلی به نظرات میانه اقبال بیشتری نشان میدهند و نظرات کسانی مانند نتانیاهو اکنون دیگر خریداری در جامعه اسرائیل ندارد.
در یک نسل گذشته عرصه سیاست اسرائیل دو گزینه را تجربه کرد. چپها میگفتند: «ما برای دستیابی به صلح با فلسطینیها مذاکره کنیم.» راستها هم میگفتند: «کسی برای گفتوگو کردن وجود ندارد چون فلسطینیها بدون صلح نیستند.»
چپها در سال 1993 مجال فعالیت یافتند و پیمان صلح اسلو حاصل این مجال بود. بعد از مدتی اسرائیل به راست گرایید و شارون در سال 2001 به نخستوزیری انتخاب شد. اما طرح اولیه راستها برای واگذار نکردن سرزمینهای تحت اشغال به هر قیمتی، عملی نشد. اشغال یک جامعه جوان و روبهرشد که روزبهروز رادیکالتر میشود و بیشتر به آرمان استقلال فلسطین ایمان میآورد، کاری پرهزینه و بدون نتیجه بود.
شارون با استفاده از ناامیدی اسرائیلیها از شرایط موجود، «راه سومی» را پیشنهاد کرد. او گفت که تنها راه رسیدن به امنیت تعیین یکجانبه مرزهای اسرائیل با ایجاد دیوار حائل و عقبنشینی از غزه و کرانه باختری است. این طرح او با استقبال رأیدهندگان اسرائیلی روبهرو شد. اما مشکلی که اکنون وجود دارد این است که ابزار پیشبرد برنامههای شارون یعنی حزب کادیما فقط چند هفته از عمر خود را سپری کرده و ساختار و چارچوب قانونی ندارد. اما نکته مثبتی که شرایط کنونی برای کادیما ایجاد کرده فضای احساسی است که بعد از رویداد پیشآمده برای شارون رأیدهندگان اسرائیلی را دربرگرفته است. اگر کادیما با وجود همه این شرایط و برخلاف نظرسنجیها نتایج ضعیفی در انتخابات آینده بهدست آورد علاوه بر حزب لیکود و شخص نتانیاهو، حزب کارگر هم از این شرایط سود خواهد برد.
خروج شارون از صحنه سیاست اسرائیل شرایط سیاسی پیچیده و نامشخصی را در این رژیم ایجاد میکند که مشهودترین و فوریترین نتیجه آن در انتخابات دو ماه آینده پارلمانی این رژیم معلوم میشود. ممکن است حزب کارگر و میانهروها در کنار اعضای سابق حزب لیکود به توافق برسند. بههرحال خروج شارون از صحنه قدرت خلأیی خطرناک را در رژیم اسرائیل ایجاد میکند. بسیاری از کارهای جنجالی که دولت اسرائیل در یک سال گذشته انجام داد به دلیل وجود شخص شارون و امضای او پای تصمیمات اتخاذ شده قابلیت اجرا پیدا کرده بود. بعد از شارون ممکن است هر آنچه تاکنون انجام شده به وضعیت گذشته باز گردد.