تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۴۹۳۲۵

اسدآبادی همیشه در تبعید


‌امیر هوشنگ انوری‌
اینکه سیدجمال در اسدآباد همدان و یا اسعدآباد کابل در افغانستان دیده به جهان گشوده باشد، به اعتقاد راقم این سطور هیچ تفاوتی در تاثیری که وی در جهان اسلام از خود بر جای نهاد نخواهد داشت. بی‌شک او مسلمان زاده‌ای بود که اندیشه‌های متفاوتی را درباره دنیای اسلام در سر می‌پروراند، سید‌جمال‌الدین در شعبان 1254ه.ق متولد شد، در سن دوازده سالگی جزو شاگردان مرحوم شیخ مرتضی انصاری بود در سال 1275ه.ق در سن نوزده سالگی بنا به نوشته محمدحسن‌خان اعتماد‌السلطنه در کتاب ماثر و الاثار شیخ مرتضی به او اجازه اجتهاد داد و روانه هندوستانش کرد (ص 187). در سال 1285 ه.ق سیدجمال را در مصر می‌یابیم، که می‌باید از راه دریا هندوستان را به مقصد آن دیار ترک گفته باشد. در همین مصر است که سید‌جمال سی و یک ساله نخستین خطابه‌های آتشین خود را بر علیه اروپاییان و لزوم اتحاد جهان اسلام ایراد می‌کند. عثمانی هدف بعدی سید پس از تصرف از مصر بود، او به اسلامبول رفت و به عضویت انجمن دانش درآمد در ‌1287 ه.ق در دارالفنون اسلامبول کنفرانسی راجع به اقسام صنایع ترتیب داد و خبر دادن از آینده یا غیب‌گویی را در زمره صنایع محسوب داشت. (احمد‌خان ملک سامانی سیاستگران دوره قاجاریه، ص 208) نخستین تکفیر سید از سوی متعصبین شرع در همین زمان چهره می‌بندد دست آخر پس از دو سال اقامت در پایان سال 1287 ه.ق به فرمان سلطان از خاک عثمانی تبعید می‌شود. در ذی‌حجه 1287 ه.ق فروردین 1249 شمسی به قاهره وارد می‌شود. اقامتش در مصر، قریب نه سال به طول انجامید، مهم‌ترین رخداد زندگی سیدجمال در این مدت بنیانگذاری لژفراماسونری Grand loge orient بود. این اقدام او سبب شد تا بسیاری از محققین و مورخین با دیده تردید فعالیت‌های اصلاح‌گرایانه سیدجمال‌الدین اسدآبادی را تفسیر و تبیین کنند. در اینکه اسدآبادی در عضویت لژهای فراماسونری بوده است. امروز هیچ شبهه‌ای وجود ندارد.
اسماعیل رائین در کتاب فرامشخانه و فراماسونری در ایران می‌نویسد: «سیدجمال‌الدین اسدآبادی معروف به افغانی، یکی از فرماسونرهای اولیه ایران است که در نه لژماسونیک عضویت داشت او در اثر فراموشخانه ملکم و سپس در لژهای «کوکب الشرق» قاهره، لژ «مرینی» ایتالیایی قاهره، انجمن وطنی تابع شرق فرانسه، در قاهره، لژ «نیل» قاهره، ـ گرانداوریان، پاریس، لژ «فاتیح» لندن...بوده است.» (اسماعیل رائین، ج اول، ص 359 ). تحقیقات تاریخی هنوز نتوانسته از انگیزه روشنفکران و روشنگرانی چون میرزا‌صالح شیرازی، سید‌جمال‌الدین اسدآبادی، میرزا حسن‌خان سپهسالار، میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله و دیگران در پیوستن لژهای فرامانسونری پرده ابهام و تیرگی را بزداید. آیا واقعاً آنان در خدمت مطامع و منافع انجمن‌های سری و مخوف استعماری بوده‌اند و یا درماندگی از واپس ماندگی سرزمین‌های اسلامی نسبت به جهان پیشرفته آن روزگار این اندیشمندان را به چنین محافلی سوق می‌داده ‌است؟ بسیاری از این افراد که انگ ماسونی بر چهره آنان نقش بسته است، مصدر خدمات بزرگی بوده‌اند اما اقدامات سید در مصر به این خلاصه نمی‌شد و تا آن اندازه مردم مصر را علیه حکومت توفیق پاشاخدیو مصر تحریک کرد تا دچار تبعید گردید. در شوال‌1296 ه.ق از مصر اخراج شد و دوباره به هندوستان بازگشت و در حیدرآباد دکن به نوشتن رساله «ردنیچریا» به زبان فارسی مشغول شد اسدآبادی در‌1289 ه.ق پس از سفر به آمریکا و انگلیس به پاریس می‌رسد، در همین زمان شاگرد دوباره قدیمی‌اش شیخ محمد عبده نیز از مصر اخراج شده و در پاریس با سید جمال هم منزل می‌شود همکاری این دو همکار منجر به تولد روزنامه «العروه الوثقی» در سال 1301 ه.ق با سردبیری محمد عبده می‌گردد. العروه‌الوثقی که به زبان عربی و در پاریس منتشر می‌شد در روشن شدن اذهان مسلمانان کم تاثیر نبوده‌اند اندک اندک آوازه فعالیت‌های و تلاش‌های سید جمال اغلب سرزمین‌های اسلامی را در نور دیده‌بود، بدین جهت ناصرالدین شاه قاجار به وزیر و ندیمش محمد حسن خان اعتمادالسلطنه دستور داد اسباب سفر سیدجمال به ایران را ترتیب دهد. اسدآبادی دی ذی‌القعده 1303 ه.ق به تهران رسید و در منزل حاج محمد‌حسین امین الضرب به مدت چهار ماه اقامت نمود.
سیدجمال دراین زمان مردم را به آزادی‌خواهی و مشروطه‌طلبی دعوت می‌نمود. (احمد‌خان ملک ساسانی، همان، ص‌211) گذشته از آن وی سعی در ایجاد مقدمات ولیعهدی شاهزاده مسعود میرزای ظل‌السلطان فرزند ارشد شاه داشت، به همین منظور به روسیه سفر کرد تا شاید خاطر اولیای دولت روس را نسبت به ظل‌السلطان متمایل کند. سید مجدداً در اواسط سال 1307 همزمان با پایان یافتن سفر سوم شاه به فرنگ به تهران می‌رود و آشکارا مردم را به اتحاد مسلمین برعلیه اروپاییان واطاعت از یک خلیفه واحد تشویق می‌کند، به همین سبب مورد غضب ناصرالدین شاه قرارگرفته و مجبور می‌شود یک چند در عبدالعظیم سکونت کند، از این تاریخ، به بعد سید سیاست مخالفت با پادشاه قاجار با پادشاه قاجار را در پیش گرفته و به بدگویی از او می‌پردازد به امر شاه شاه تحتالحفظ به خانقین منتقل می‌شود این زمان مقارن با جنبش تحریم تنباکو در ایران است و احتمالاً سیدجمال الدین اسدآبادی در صدور حکم منع استعمال توتون و تنباکو توسط مرجع بزرگ شیعه حاجی میرزا حسن شیرازی تاثیر گذار بود‌ه است. مبارزه اسدآبادی برعلیه ناصرالدین شاه تا آنجا گسترش می‌یابد که سفیر کبیر ایران در اسلامبول، اسدالله خان دیبا ناظم‌الدوله به دستور حکومت ایران خواستار تبعید سید از خاک عثمانی می‌شود، پیش از آنکه حکم تبعید توسط دربار عثمانی صادر شود، سید برای سومین بار رهسپار لندن شد. در لندن شد. در لندن او به منزل میرزا ملکم خان اندیشمند دیگر ایرانی که زمانی روزنامه قانون روزنامه قانون را در تهران به انتشار می‌سپرد می‌رود ولی بعد به دعوت سلطان عبدالحمید عثمانی به آن دیار سفر می‌کند و این جا است که میرزا رضای کرمانی به تلفیق اسدآبادی مامور کشتن ناصرالدین شاه می‌شود ترور موفق ناصرالدین شاه در17ذی‌القعده 1313 ه.ق. از مهمترین تاثیرات سید جمال در شکل‌گیری انقلاب مشروطه در ایران استریا، چرا که پایان عصر استبداد در سلطنت خودکامه در این سرزمین را صلا می‌زند. دولت ایران تلاش وافری برای آوردن سید جمال از عثمانی بروز می‌دهد، اما دربار عثمانی که شاید خود نیز در پشت ترور شاه ایران دست داشت از تسلیم او خودداری می‌کند. دست آخر سیدجمال الدین اسدآبادی در شوال 1314 ه.ق درعثمانی دیده از جهان فرو می‌بندد. حکومت علت مرگ ابتلا به سرطان فک اعلام می‌دارد اما بعید نیست که وی به دستور سلطان عثمانی مسموم شده‌باشد درسال 1323 ه.ق دولت افغانستان با اتکا به افغانی بودن سید جمال کالبد او را از دولت ترکیه تحویل می‌گیرد و هم اکنون اسدآبادی در آرامگاهی که در شهر کابل برایش مهیا کردند آرمیده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات