علیاصغر سیدآبادی
وقتی هیأت تدوین قانون انتخابات، پیشنویس را برای امضای مظفرالدین شاه مورخان، شاه از اعطای مشروطیت پشیمان شده است و از سوی دیگر درباریان و دولتمردان سابق که منافع خود را از دست رفته میبینند به سختی علیه مشروطیت و مجلس مبارزه میکنند و موانعی را پیش پای این حرکت نوپا میگذارند.
تاخیر شاه در امضای پیشنویس باعث به وجود آمدن نگرانیهایی شده است، اما گویا مردم تصمیم خود را گرفتهاند و زمزمههای شورشی دوباره به گوش میرسد.
مظفرالدین شاه؛ پیش از اینکه شورشی فراگیر ایجاد شود؛ قانون انتخابات را امضا میکند، اما هنوز تلاشهای درباریان ادامه دارد و مشروطه فقط در تهران معنا دارد و در شهرستانها آیین خودکامگی حکمفرماست. (کسروی ص 124)
نگرانی از پشیمانی شاه همچنان در مشروطهخواهان جدی است و آنان برای جلوگیری از آن، از «نظامنامه انتخاباتی» که به امضای شاه رسیده 50 هزار نسخه چاپ میکنند تا در سراسر کشور توزیع شود. (ادوارد براون-ص 134 ) اما حکام محلی ایالتها از بخش هر نوع خبر و اطلاعی درباره پیروزی مشروطه جلوگیری میکنند و حتی در چند ایالت تلاشها برای انتخاب نمایندگان با واکنش تند حکام محلی روبهرو شده و با خشونت متوقف میشود. (ادوارد براون – ص 135 ) دربار چندان علاقهای به فراگیرشدن مشروطه نشان نمیدهد و حتی امیربهادر نماینده درباریان در کمیته تدوین نظامنامه انتخاباتی تلاش میکند مجلس را به «تهران» منحصر کند. (ایرانیکا-ص 72 ) اما موفق نمیشود. کوششهای درباریان برای محدود شدن مشروطه و مجلس در تهران شاید به نوعی با آرزوی بازگشت به وضعیت قبلی همراه باشد. احتمالاً آنان تلاش میکنند با محدود نگه داشتن مشروطه مقابله با آن را آسانتر کرده و در فرصتی مناسب آن را براندازند، اما این آرزو را مردم تبریز بر باد میدهند.
در ویژگی در آن دوره تبریز را از شهرهای دیگر ایران متمایز میکرد؛ حضور ولیعهد به عنوان حاکم تبریز که رویه شاهان قاجار بود و باعث ارتباط بیشتر با تهران میشد و نزدیکی به قفقاز و عثمانی که در آن دوران آبستن حوادثی تازه بودند و رفت و آمد ر.شنفکران تبریز به این سرزمینها، آموزههایی تازه برایشان در پی داشت.
مردم تبریز خبرهای تهران را شنیده بودند و میدانستند نظامنامه انتخابات به امضای شاه رسیده است و تهران آماده برگزاری نخستین دوره مجلس شورای ملی است. از سوی دیگر پایان عمر استبداد را در کشورهای همسایه خود میدیدند و به ضرورت تغییر پی برده بودند.
مدتی طول کشید و حوادث چندی رخ داد تا آنان دست به اقدامی جدی بزنند. حرفه جنبش تبریز هنگامی زده شد که چند تن از آنان به پیروی از بستنشینان سفارت انگلیس در تهران به کنسولگری انگلیس در تبریز رفتند و بست نشستند.
هنوز جمعیت زیادی در آنجا گرد نیامده بودند که محمدعلی میرزا ولیعهد قاجار پیغام فرستاد که نان ارزان میشود به بستنشینی خود پایان دهید. اما آنان گفتند که ما برای این چیزها نیامدهایم. ما آزادی میخواهیم. (کسروی-ص 155)
کار بالا گرفت و بازار تعطیل شد و برتعداد بستنشینان افزوده شد. محمدعلی میرزا به تهران تلگراف فرستاد و کسب تکلیف کرد. آنان خود نیز به تلگرافخانه رفتند و خواستهشان را گفتند. اما تا 10 روز پاسخی نیامد. (کسروی – ص 158) مردم در این10 روز، هر روز سفارت انگلیس و مسجد گرد هم میآمدند و به سخنان مشروطهخواهان گوش میسپردند و با مشروطه آشنا میشدند. اما این پرسش، پرسش مهمی است که چرا در حالی که شاه قاجار یک ماه و نیم پیش فرمان مشروطه را صادر کرده بود در پاسخ به خواسته تبریزیان تعلل میکرد؟ (کسروی-ص – 162 )
این تاخیر هر علتی داشته باشد، بدون تردید نمیتوان کارشکنیهای درباریان را در آن نادیده گرفت، به خصوص که میدانیم نماینده درباریان را درآن نادیده گرفت، بهخصوص که میدانیم نماینده درباریان در هیات تدوین نظامنامه انتخابات تمایلی به وجود نمایندگان ایالتها در مجلس نداشتهاست. به هر حال وقتی پاسخ مثبت شاه قاجار به مشروطهخواهی آنان رسید، دیگر مشروطه از مرزهای تهران عبور کرده و به نهضتی فراگیر در ایران تبدیل میشد.
بستنشینان پس از شنیدن نامه شاه، کنسولگری را ترک کردند و «انجمن نظار» را برای نظارت برانتخابات مجلس اول تشکیل دادند. (ادوارد براون-ص 135)
برخی از حاظران در سفارت انگلیس پس از این ماجرا «انجمن غیبی» را در تبریز تشکیل دادند که در حوادث بعدی، سید حسن تقیزاده بازی کرد که در آن دوره به نمایندگی از مردم تبریز انتخاب شد. (ادوارد براون – ص135) مردی که ما او را با آن جمله معروفش میشناسیم که سرتا پا باید فرنگی بشویم.
ناآرامیهای تبریز در اندک زمانی به شهرهای دیگر ایران نیز سرایت کرد و یکی پس از دیگری به انتخاب نمایندگان خود برای حضور در مجلس پرداختند. (ادوارد براون-ص136).