رضا انصاریراد
حجت الاسلام علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بنابر گزارش رسانهها در روزهای گذشته از ایسنا بازدید کرده و در پاسخ به سوالات خبرنگار آن خبرگزاری نظرات خود را درباره فعالیتهای سیاسی و اقتصادی سپاه و کیفیت صفبندی جناحها و گروههای مختلف سیاسی فعال در کشور در انتخابات خبرگان آتی ابراز داشته است و در بخشی از سخنان خود درباره نقش بیگانگان در تخریب دولت به دوره اصلاحات اشاره کرده و چنین بیان کردهاند: «در دوره اصلاحطلبان رد پای هدایتهای مستقیم و غیرمستقیم آمریکایی را مشاهده کردیم». خوشبختانه اظهارنظر ایشان برخلاف برخی از هم ردیفانشان بالا صاله تبعات قانونی برای شهروندان ندارد. یعنی براساس اعتقاد ایشان کسی را به جرم تلاش برای راهاندازی بحران بازداشت نمیکنند و... اما جدای از این تبعات نمیتوان منکر روانی و اخلاقی این گونه سخن گفتن بیاستناد شد زیرا اصلاحطلبانی که ایشان مدعی هستند در دوره آنها ردپای آمریکایی دیده شدهاست کسانی هستند که گوشت و پوست و استخوانشان متعلق به همین نظام بوده که اگر سن و سالشان اقتضا کند سوابق مبارزاتی آنها برای پیروزی انقلاب قابل مقایسه با متهمکنندگانشان نیست و اگر از نسل بعدی باشند، تمام فعالیتهای آنها در جهت استقرار نظام و دفاع از آن بوده که باز هم از متهمکنندگان خود بیشتر هستند. اما ما بنویسیم یا ننویسیم تاثیری در پیشگیری این گونه سخن گفتن نخواهد داشت که گفتهاند و تاثیری دیده نشده است. حال که دستمان از این عرصه کوتاه است، برای خالی نبودن عریضه به کنکاشی در جهت یافتن محملی برای این گونه اظهارنظرها میپردازیم. شاید چنین سخن گفتن و این گونه رفتار کردن در هر دو بخش آن - چه دربردارنده تبعات مذکور و چه بسنده کردن به همین تبعات اخلاقی و روانی - ریشه در بحث فقهی و اصولی داشته باشد معتقدین بحث علم قاضی که مورد مناقشه بسیار فقها است قائل هستند که قاضی مستند به هر چه علم حاصل شود حتی اگر این مستند پریدن کلاغ باشد میتواند براساس آن حکم نماید اما مخالفین که حرفشان نیز بر قواعد منطقی استوار است، معتقدند باید مستند علم قاضی، ادلهای باشد که علاوه بر مرتبط بودن با محکوم به، براساس قواعد عقلی قابلیت احداث علم قاضی را نیز داشته باشد و قطعاً در دنیای امروز با پیچیدگی جوامع و پیشرفت بشری جزو دسته اول بودن، مستلزم عناد واضح و مبرهن با حکمت خواهد بود.