تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۶  ، 
کد خبر : ۴۹۳۴۰
بشار اسد رئیس‌جمهوری سوریه در گفت‌و‌گو با اشپیگل:

به جنگ اعتقاد ندارم


ترجمه: کاوه شجاعی
* آقای رئیس‌جمهور، حمله نافرجام به سفارت آمریکا در دمشق 6 قربانی گرفت و دوباره روابط پیچیده سوریه و ایالات متحده را در کانون توجهات جهان قرار داد. درباره پیش زمینه این حملات چه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانید؟
** این حمله‌ای تروریستی بود. آنها که با آن روبرو شدند می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گویند حمله بسیار کوچکی هم بود. تروریسم این روزها حالتی از تفکر است که از یک سو به جهل وابسته است و از سوی دیگر به احساس نا‌امیدی از شرایط سیاسی. بیشتر تروریست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها قصدشان انتقام است. پیش زمینه این حمله هم همین بود: واکنشی به سیاست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های آمریکا در عراق، فلسطین و افغانستان.
* یکی از تروریست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها زمان کوتاهی پس از حمله زنده بود. آیا سرویس‌های امنیتی او را مورد بازجویی قرار دادند؟
** نه. او قبل از مرگ به کما رفت. استنتاجات ما بر پایه آنچه که از کامپیوترهای آنها بیرون آوردیم، بنا شده است. همه آنها یک الگوی فکری داشتند. مردانی که اسامه بن‌لادن آنها را «شیرهای اسلام» توصیف کرده است. آنها مردان القائده بودند، نه از لحاظ رتبه و مقام سازمانی، از دید جهان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینی و تفکر. تروریست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها جوانانی منزوی در حومه دمشق بودند، این ماجرا را خیلی خطرناک می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. ما می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانیم با یک گروه تروریستی مقابله کنیم، اما این هسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کوچک تروریستی به راحتی همه جا پخش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند.
* کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا از دولت سوریه به خاطر جلوگیری از حمله تشکر کرد. در عوض شما سیاست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خاورمیانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای آمریکا را مورد حمله قرار دادید. چرا از این نشانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های حسن‌نیت استفاده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای نکردید؟
** خانم رایس از ما به خاطر پاسخ دادن به حمله تروریستی تشکر کرد، نه به دلیل سیاست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های ما. اما این حمله دقیقا به خاطر سیاست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های آمریکا در منطقه ما رخ داد.
* آمریکایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها در این مورد چه تقصیری دارند؟
** آنها به نومیدی در کشور ما دامن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زنند و جلوی گفت‌وگو میان فرهنگ‌ها را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرند. بعد لحنشان دلسوزانه هم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. عبارت «فاشیسم اسلامی» بوش مثال خوبی است. سخنان اخیر پاپ بخشی از این روند است. چنین سخنانی وضعیت را پیچیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و احساس انتقامگیری را افزایش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد.
* گسترش حس انتقام در مورد عراق یا فلسطین قابل درک است. چرا سوریه؟
** روابط نزدیکی میان مردم ما، عراق و فلسطین وجود دارد. ما احساسات مشترکی داریم، به مسائل مشترکی مغروریم و عاداتی مشترک داریم. 500 هزار پناهنده از ارتفاعات جولان اشغالی، 500 هزار نفر از فلسطین و ‌100 هزار عراقی در کشور ما زندگی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند. ما سعی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم نیازهای آنان را برآورده کنیم. و البته غرب آنها را هیچ گاه حساب نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند.
* چه چیزی باید رخ دهد تا آمریکا و سوریه آشتی کنند؟
** آمریکا باید گوش کند. آمریکا باید به علایق دیگران توجه کند. اما دولت آمریکا هیچ علاقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای به تشابهات دو طرف ندارد. آنها تنها به جنگ علیه تروریسم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اندیشند. من خط مشی واشنگتن در این جنگ را به دکتری تشبیه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنم که به جای خارج کردن یک تومور در عمل جراحی، آنقدر آن را فشار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد تا از بین برود. این راهش نیست. تروریسم به جای محو شدن، رشد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یابد. ما هر دو از تروریسم رنج می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بریم و آمریکا نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهد برای مقابله با آن با ما همکاری کند.
* وضعیت مدت زمان کوتاهی پس از 11 سپتامبر 2001 فرق داشت.
** بله. پس از حملات به جرج بوش نامه نوشتم و همکاری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بیشتر امنیتی را پیشنهاد دادم. این رویکرد برای مدت زمانی جواب داد و جرج تنت رئیس وقت سیا در کنگره تاکید کرد که ما جان شمار زیادی از آمریکایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را نجات داده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ایم. اما آنها بعدا به فکر جنگ عراق افتادند و اشتباهات زیادی را مرتکب شدند. همکاری ما آنجا به پایان رسید.
* بعد از حملات اخیر هم ارتباطاتی میان دیپلمات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های آمریکایی و مقامات سوری برقرار شده است؟
** بله. اما میزان ثمربخشی این دیدارها به خواست ایالات متحده وابسته است. در چه مواردی باید بحث کنیم؟ بنشینیم، قهوه بنوشیم و در مورد آب و هوا حرف بزنیم؟ یا در مورد عراق، لبنان و روند صلح خاورمیانه به نتایجی برسیم؟ معلوم نیست آمریکایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها در مورد این دیدارها چه دیدگاهی دارند. هر کس که از آنها پرسیده، جوابی نگرفته است.
* خب، آمریکایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها یک دیدگاه خاص دارند: دموکراسی در عراق، باید مدلی باشد برای سراسر منطقه.
** و این دموکراسی امروز کجاست؟
سخن گفتن از اهداف که دیدگاه و رویکرد نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. اگر من بگویم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهم قصری بزرگ بسازم و پول کافی برای این کار نداشته باشم. این دیدگاه و رویکرد نیست. این وهم و خیال است.
* شما در مورد عراق خیلی بدبین هستید. کشورهای خاورمیانه برای عراق چه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانند بکنند؟
** قبل از جنگ هم بدبین بودم. به آمریکایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها گفتم: بدون شک شما پیروز این جنگ هستید، اما بعد از آن در باتلاق عراق غرق خواهید شد. آنچه که رخ داد بدتر از چیزی بود که انتظار داشتم. دو مساله عمده یکی قانون اساسی است فدرالیسم که به اختلافات گسترده میان شیعیان و سنی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها منجر شده و دیگری کرکوک و جنگ داخلی است که بین اعراب و کردها در گرفته است. این مشکلات باید حل شوند. برگزاری انتخابات و بالا بردن سطح زندگی مردم مشکلی را از آمریکا حل نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. اینها مسائل ظاهری هستند.
* فکر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنید پیامد تقسیم عراق به شمال کردنشین، جنوب شیعه نشین و مرکز سنی نشین چیست؟
** این کار بسیار مضر است، نه فقط برای عراق که برای سراسر منطقه. از سوریه گرفته تا خلیج فارس و آسیای مرکزی. تصور کنید گردنبندی پاره می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود و مرواریدها بر زمین می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌افتند. اگر چنین اتفاقی در عراق بیفتد، بزودی شاهد تجزیه کل منطقه خواهیم بود. چیزی شبیه فروپاشی شوروی، و بدتر از آن. جنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کوچک و بزرگ رخ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهند و همه چیز از کنترل خارج می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود.
* پس شما از مرد قدرتمندی حمایت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنید که عراق را همین گونه حفظ کند؟
** نه لزوما یک مرد. یک دولت مرکزی قدرتمند لازم است. یک دولت سکولار برای ثبات در موزائیک قومی و فرقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای بهترین گزینه است. و البته حتما باید یک شخصیت قدرتمند ملی هم در این میان حضور داشته باشد. آنهایی که با تانک‌های آمریکایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بازگشتند، اعتباری ندارند.
* پس از آتش‌بس میان اسرائیل و حزب‌الله، شما سخنرانی مهمی درباره وضعیت خاورمیانه انجام دادید. در آن سخنان شما به «زمانی حیاتی در تاریخ سوریه و خاورمیانه» اشاره کردید. منظورتان چه بود؟
** زمانی حیاتی برای صلح. آمریکا به خاطر قدرتی که دارد، یک میانجی مهم در روند صلح خاورمیانه است. اما دولت بوش تحت فشار است. آنها 6 سال است که در این مورد کاری نکرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند و این فشار خوب است. نقش اتحادیه اروپا در منطقه روز به روز گسترش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یابد. ما از اروپایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهیم که نقش خاصی را در این جریان بر عهده بگیرند. ما انتظار داریم آنها با آمریکا همکاری کنند تا منطقه به صلح برسد.
* و نقش سوریه اینجا چییست؟
** بدون سوریه، صلح در خاورمیانه معنا ندارد. پیکار در لبنان و سریه به سوریه هم مربوط است. به آن 500 هزار آواره فلسطینی که اشاره کرده ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بودم. تا زمانی که مساله ما با اسرائیلی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها بر سربلندی جولان حل نشود، منطقه روی ثبات را نخواهد دید. به راحتی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانیم امید را از فلسطینیان بگیریم و آنها را از پناهنده و مهاجر به رزمندگان مقاومت تبدیل کنیم. به همین خاطر است که سوریه روی یک طرح فراگیر صلح تاکید می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند.
* بر سرآوارگان فلسطینی چه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید؟ آیا آنها باید از سوریه بروند؟
** آنها حق دارند به فلسطین بازگردند.
* به فلسطین یا اسرائیل؟
** شما باید با فلسطینیان در این مورد صحبت کنید. آنچه که حالا ما از آن صحبت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم بازگشت آنها به کشور فلسطین است. این همان چیزی است که جرج بوش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید، اما سوالاتی هم وجود دارد. دولت فلسطینی فوق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الذکر چگونه دولتی است؟ یک کشور کامل یا قسمت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دور و پراکنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که چندین کیلومتر مربع را تشکیل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهند؟ اتفاقاً من معتقدم اکثریت پناهندگان فلسطینی بازگشت به اسرائیل را ندارند. آنها می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهند به فلسطین قبل از جنگ 1967 باز گردند. مساله اینجاست که اسرائیل حتی بازگشت آنها را نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پذیرد. این برای ما قابل قبول نیست.
* در آن سخنرانی لحن شما کمی تفاوت داشت. شما اسرائیل را «دشمن» خواندید و «پیکار پرافتخار» حزب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الله را ستودید. فرانک‌ والتر اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان به خاطر این سخنان سفرش را به دمشق لغو کرد.
** هر وقت که شما آلمانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به سوریه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آیید درباره آزادی عقاید صحبت می‌کنید. چرا اجازه نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهید که من هم عقیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام را داشته باشم؟ از شوخی گذشته، سیاستمداران باید به خوبی گوش دهند. در آن سخنرانی من از کلمه «صلح» 57 بار استفاده کردم. و تازه اگر سخنرانی من جنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طلبانه بود، دلیل آن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود که آلمان هر سال یک زیردریایی به دولت اسرائیل بفروشد؟
* وقتی اشتاین مایر به دمشق نیامد مایوس شدید؟
** بله، و البته وزرای امور خارجه آلمان و سوریه باهم در ارتباطند و او گفته قصد دارد به زودی به دشق سفر کند. یک مساله دیگر هم هست. اکثریت مردم کشورم آن طوری فکر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند که من سخن گفتم. ما باید به افکار‌عمومی در کشورهایمان توجه داشته باشیم. اروپایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به اروپایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و من به افکار‌عمومی در سوریه.
* افکار‌ عمومی در آلمان نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پذیرد که وزیر خارجه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش نسبت به دشمن خواندن اسرائیل توسط شما واکنش نشان ندهد.
** اما اسرائیل قسمت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی از کشور من را اشغال کرده است. پس اسرائیل دشمن است. اگر شما می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهید در منطقه نقشی بازی کنید، شما باید مسائل را از نقطه نظر ما هم ببینید. در مورد تروریست خواندن حزب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الله و اسرائیل ایفا کرد. نکته مهم اینجاست: شما باید با واقعیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های این نقطه جهان کنار بیایید.
* تاریخ آلمان هم در این ماجرا نقش دارد. آیا مسوولیت ویژه آلمان در ماجرای اسرائیل را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پذیرید؟
** می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گویید اسرائیل حق دارد فلسطینیان و اعراب را بکشد چون یهودیان در آن زمان در آلمان کشته می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شدند؟
* نه. البته که نه. ما درباره موجودیت اسرائیل صحبت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم.
** پس چرا از حق موجودیت ما دفاع نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنید؟ برای ما توازن بسیار مهم است. اروپا بیشتر از آمریکا به ما نزدیک است. اروپا دنیای ما را بهتر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شناسد.
* چندی دیگر، کشتی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های آلمانی از ساحل لبنان مراقبت خواهند کرد. در مورد ماموریت ارتش آلمان در خاورمیانه چه فکر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنید؟
** به نوع ماموریت بسته است. آلمان احتمالاً می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهد جلوی انتقال اسلحه برای حزب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الله را بگیرد. تاریخ به ما نشان داده که هیچ کس نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند یک گروه مقاومت را از مسلح شدن باز دارد. خصوصاً اینکه از حمایت مردم برخوردار باشد.
* ماموریت غیرممکن برای ناوگان دریایی آلمان؟
** تا زمانی که حمایت عمومی از حزب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الله به این حد باشد بله، ماموریت غیرممکن اکثریت مردم مقاومت علیه اسرائیل را مشروع می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانند. برای اروپایی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها یک توصیه دارم وقت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تان را تلف نکنید، به ریشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مناقشه بپردازید.
* سوریه چگونه از حرب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الله حمایت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند؟ با فرستادن سلاح؟
** حزب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الله لبنان به عنوان یک گروه مقاومت حق مسلح شدن را دارد. آنها بیش از میزان لازم تسلیحات در اختیار دارند. ما نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهیم خود را به خاطر تحویل اسلحه هدف حمله اسرائیل قرار دهیم. ما از حزب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الله با کمک در بازسازی لبنان حمایت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم. ما درهای دانشگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایمان را برروی دانشجویان آنها باز گذاشته‌ایم.
* در این روزها، سوریه روابط بسیار گرمی با ایران دارد. آیا شما با درخواست احمدی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نژاد مبنی‌بر «محو اسرائیل از نقشه» موافقید؟
** آن سخنرانی بسیار مشهور شده، چون هیچ کس به مقاصد صلح‌آمیز اسرائیل باور ندارد. در منطقه یک نسل با این باور بزرگ شده که تنها راه صلح مقاومت و جنگ است.
* خود شما به این معتقدید؟
** من به جنگ اعتقاد ندارم. من به اصل بازدارندگی معتقدم.
* این، آنچه که احمدی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نژاد در این مورد اختلاف نظر دارید؟
** صادقانه بگویم، هیچ وقت در این مورد با او بحث نکرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام. اما شخصاً به صلح امیدوارم. اما وقتی امید محو شود، شاید تنها یک راه داشته باشیم.
* اسرائیل در جنگ لبنان تضعیف شد، آمریکا هم در عراق ضعیف شده است. درگیری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اخیر به قدرتمند شدن سوریه و حزب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الله منجر شده است. طبق منطق شما حالا زمان صلح نیست؟
** خیلی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها در زمان جنگ از من می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پرسیدند که چرا همیشه از صلح صحبت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنم؟ چرا وارد جنگ نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شویم؟ این حالت مردم اینجاست. غرب باید این را درک کند.
* در زمان پدرتان، اسرائیل و سوریه به یک پیمان صلح نزدیک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بود. آیا شما امروز حاضرید با ایهود اولمرت نخست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وزیر اسرائیل بر سر میز مذاکره بنشینید؟
**دیپلمات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها همیشه به دنبال مذاکره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. مانند ده‌سال پیش که ما با میانجیگری کلینتون با اسرائیل مذاکره کردیم. اگر صلح بیاید همه چیز تغییر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند. صلح بسیار قدرتمند است. حتی شاید کنار اولمرت بنشینم و دستش را هم بفشارم، وقتش که برسد تصمیم خواهم گرفت.
* در مصاحبه سال گذشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تان با اشپیگل، هرگونه نقش سوریه در قتل رفیق حریری نخست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وزیر فقید لبنان را تکذیب کردید. حالا چطور؟
** حالا من از آن زمان مطمئن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر هستم. بدبختانه یک آلمانی دتلیومهلیس بازرس سازمان ملل ما را به دست داشتن در حمله متهم کرد اما هیچ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گاه مدارکی ارائه نداد.
* سرگی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌برامرتز، جانشین او به زودی گزارش پیشرفت کار را ارائه می‌دهد.
** برایمان مهم نیست. چه کسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند ما را متهم کند؟ تنها چیزی که ما می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانیم این است که آن یک جمله انتحاری بود. مانند همین حمله به سفارت آمریکا در دمشق.
* شش سال پیش، هنگامی که قدرت گرفتید، به عنوان یک اصلاح‌طلب معروف بودید. از اینکه هیچ پیشرفتی مشاهده نشده، مایوس نیستید؟
** هدف اصلیم، رونق و شکوفایی اقتصادی بود. اما امروز بیشتر به خاطر جنگ عراق امنیت به مهمترین اولویت ما تبدیل شده ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌است. امسال میزان رشد اقتصادی ما به5 درصد رسید. این بسیار کم است. به زودی اولین شبکه تلویزیونی خصوصی و اولین مجله خبری خصوصی در سوریه تاسیس می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. اما ما همچنان مراقبیم به خاطر همسایگان، ما تا لبه پرتگاه هرج‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و مرج پیش رفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ایم. و ما این هرج‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و مرج را نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات