تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۱  ، 
کد خبر : ۴۹۳۶۵

مذاکرات شکست‌خورده صلح خاورمیانه

مقدمه: از زمان برگزاری اولین مذاکرات صلح خاورمیانه در ژوئن 1967، طرح‌های متعددی ارایه شده و مذاکرات زیادی نیز صورت گرفته است. بعضی از مذاکرات صورت گرفته مثل مذاکره میان مصر و اسرائیل و اسرائیل و اردن به نتایجی رسیدند. اما هرگز در پایان دادن به درگیری‌ها در منطقه و حل اختلاف میان اسرائیل و فلسطین هیچ موفقیتی را دربر نداشتند. بی‌بی‌سی مقالاتی در مورد تلاش‌هایی که برای دستیابی به صلح و برداشتن موانع با برگزاری مذاکرات صلح خاورمیانه صورت گرفته، چاپ کرده است. در ذیل به ذکر و بررسی مذاکرات صلح خاورمیانه که از سال 1967 شروع شده، می‌پردازیم.

مترجم: جمیله گلکاران

قطعنامه 242 شورای امنیت در سال 1967

این قطعنامه در 22 نوامبر 1967 تصویب شد که چارچوب مذاکرات بعدی صلح را تعیین کرد. در این قطعنامه عقب‌نشینی نیروهای ارتش اسرائیل از اراضی اشغال شده و احترام و پذیرش حاکمیت فلسطین، تمامیت ارضی و استقلال سیاسی مناطق مختلف، حق زندگی کردن در صلح و آرامش و عاری از تهدید و حمله در یک قلمرو مطرح و به رسمیت شناخته شده بود.

این قطعنامه در زبان انگلیسی به قطع‌نامه غیرصریح (imprecision) معروف است. در این قطعنامه، در بندی که در خصوص عقب‌نشینی نیروهای اسرائیل نوشته شده بود، فقط کلمه اراضی (territory) ذکر شده بود و اسرائیل نیز با استناد به این کلمه اظهار داشت که عقب‌نشینی کردن به معنای خروج از تمام اراضی (all territory) فلسطین نیست.

این قطعنامه در بخش 6 منشور سازمان ملل نوشته شده است. قطعنامه‌های شورای امنیت که در این بخش از منشور سازمان ملل نوشته می‌شوند، تنها یک توصیه محسوب می‌گردند. در حالی که اگر این قطعنامه در بخش 7 نوشته می‌شد، یک دستور تلقی می‌شد. این در حالی است که در بسیاری از مذاکرات صلح به همین قطعنامه 242 اشاره شده است.

توافق‌نامه کمپ دیوید، 1978

پس از جنگ 1967، چندین مذاکره صلح انجام شد که یک نمونه از آن طرح ایگال آلون، ژنرال اسرائیلی بود که پیشنهاد عقب‌نشینی نیروهای اسرائیل از کرانه غربی رود اردن را مطرح کرد. اما عملا تا پایان جنگ (اکتبر 1973) که نیروهای مصری از کانال سوئز گذشتند، هیچ اتفاقی نیفتاد. پس از این جنگ، مذاکرات صلح وارد مرحله جدیدی شد و در دیدار تاریخی انورسادات، رییس‌جمهوری مصر از بیت‌المقدس در نوامبر 1977، معاهده صلح میان اسرائیل و مصر امضا شد.

جیمی کارتر، رییس‌جمهوری آمریکا در آن زمان، از این وضعیت جدید استفاده کرد و از انورسادات و مناخم بیگین خواست که در کمپ دیوید در نزدیکی واشنگتن دیدار و مذاکره کنند. این مذاکرات 12 روز به طول انجامید و نتیجه آن امضای دو توافق‌نامه شد که چارچوب مذاکرات خاورمیانه نام گرفت.

این چارچوب که اصول صلح را تعیین می‌کرد و بر پایه قطعنامه 242 بود، امید می‌رفت که بتواند مشکلات فلسطینی‌ها را حل کند و باعث شود که اسرائیل همانند مصر با سایر همسایگان پیمان صلح امضا کند.

ضعف اولین توافق‌نامه میان مصر و اسرائیل ذکر مواردی در متن توافق‌نامه در مورد فلسطینی‌ها بود. در این توافق‌نامه هدف این بود که یک دولت خودمختار در کرانه غربی رود اردن و نوار غزه تاسیس شود و بتواند مذاکرات نهایی صلح را به سرانجام برساند. اما در این مذاکرات هیچ نماینده‌ای از مردم فلسطین حضور نداشت.

در دومین توافق‌نامه که چارچوب پیمان صلح میان اسرائیل و مصر مطرح شد، در سال 1979 پس از عقب‌نشینی اسرائیل از صحرای سینا امضا شد.

این توافق‌نامه اولین موردی بود که اسرائیل به عنوان یک کشور از سوی جهان غرب به رسمیت شناخته شد و این توافق‌نامه دوام یافت و موقعیت اسرائیل را مستحکم کرد. اما صلح میان مصر و اسرائیل مورد استقبال قرار نگرفت و پس از آن انورسادات ترور شد.

کنفرانس مادرید، 1991

این کنفرانس به میزبانی آمریکا و شوروی سابق برای پی‌گیری توافق‌نامه مصر و اسرائیل و تشویق سایر کشورهای عربی برای امضای توافق‌نامه صلح با اسرائیل برگزار شد.

اردن، لبنان و سوریه در کنار اسرائیل و مصر به این کنفرانس دعوت شدند. در این مذاکرات نمایندگان فلسطین در درون هیات نمایندگان اردنی حضور داشتند که این امر مورد اعتراض اسرائیل قرار گرفت. این کنفرانس در نهایت منجر به امضای پیمان صلح میان اسرائیل و اردن در سال 1994 شد.

دستاورد اصلی کنفرانس مادرید این بود که یک کشور عرب به جز مصر توانست با اسرائیل مذاکرات آشکار و علنی داشته باشد.

پس از برگزاری کنفرانس مادرید، مذاکرات مستقیم میان سوریه و اسرائیل آغاز شد. در این گفت‌وگو تقاضای اصلی سوریه، عقب‌نشینی کامل اسرائیل از بلندی‌های جولان بود. اسرائیل در پاسخ اعلام کرد که خود را برای خروج آماده می‌کند. اما میزان و زمان‌بندی خروج نیروها به پذیرش توافق‌نامه صلح از سوی سوریه و مدت‌ زمانی که به عادی‌سازی روابط میان دو طرف بینجامد، بستگی دارد. در ضمن باید در مورد هرگونه توافق‌نامه‌ی امضا شده، یک همه‌پرسی در اسرائیل برگزار شود.

سوریه مدعی شد که در مذاکرات 1995 اسحاق رابین، نخست‌وزیر اسرائیل توافق کرد که به طور کامل عقب‌نشینی کند. اما اسرائیلی‌ها اعلام کردند که پذیرش آنها فقط یک پذیرش فرضی و صوری بوده و وابسته به عادی‌سازی کامل روابط میان دو کشور بوده و سوریه نیز این شرایط را نپذیرفت.

گفته شده که یک توافق‌نامه غیررسمی در این مورد میان دولت اسرائیل و شهروندان اسرائیلی در سال 2006 امضا شد. اما این امر به برگزاری مذاکره میان طرفین منجر نشد.

مذاکره میان اسرائیل و لبنان پس از برگزاری کنفرانس مادرید آغاز شد. اما به دلیل اختلافات مرزی متوقف شد و اخیرا نیز شاهد جنگ میان نیروهای حزب‌الله لبنان و اسرائیل بودیم.

آنچه که مسلم است امضای هرگونه توافق‌نامه صلح میان اسرائیل و لبنان به دلیل نفوذ سوریه در لبنان، پس از امضای توافق‌نامه صلح با سوریه صورت خواهد گرفت.

توافق‌نامه اوسلو، 1993

مذاکرات اوسلو در جهت گنجاندن یک جزء گمشده در مذاکرات قبلی که همان حضور رهبران جنبش آزادی‌بخش فلسطین (پی‌ال‌او) در ترکیب هیات مذاکره‌کننده بود، صورت گرفت. اهمیت برگزاری این مذاکرات این بود که دو طرف یکدیگر را به رسمیت شناختند.

این مذاکرات به صورت علنی با حمایت نروژ صورت گرفت و یک توافق‌نامه در کاخ سفید در 13 سپتامبر 1993 با حضور بیل‌ کلینتون، رییس‌جمهوری آمریکا امضا شد.

در این مذاکرات، یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی‌بخش فلسطین و اسحاق رابین، نخست‌وزیر اسرائیل در آن زمان، دست یکدیگر را فشردند. در این توافق‌نامه عقب‌نشینی سربازان اسرائیلی از کرانه غربی رود اردن و نواز غزه مطرح شد. در این توافق‌نامه از پایان بخشیدن به ده‌ها سال درگیری میان دو طرف و به رسمیت شناختن طرفین صحبت شده بود.

گرچه به صورت آشکار و صریح در متن توافق‌نامه این مطلب که یک کشور به نام فلسطین در کنار اسرائیل وجود داشته باشد، ذکر نشده بود. اما مضمون توافق‌نامه گویای این مطلب بود.

در این مذاکرات نامه‌هایی ردوبدل شد که در آن یاسر عرفات حق اسرائیل را برای زندگی در صلح و امنیت و اسحاق رابین نیز جنبش آزادی‌بخش فلسطین را به عنوان نماینده مردم فلسطین به رسمیت شناخت.

حماس و سایر گروه‌های مخالف فلسطینی توافق‌نامه اوسلو را نپذیرفتند و دست به انجام عملیات انتحاری علیه اسرائیلی‌ها زدند و گروه‌های مخالف در درون اسرائیل نیز که از میان گروه‌های مهاجر بودند، شکل گرفت.

کمپ دیوید، 2000

تلاش‌های زیادی (تابا در سال 1995، وای ریور 1998 و شرم‌الشیخ در سال 1999) برای سرعت بخشیدن به عقب‌نشینی نیروهای اسرائیل و مقدمات تشکیل دولت خودمختار فلسطین براساس پیمان اوسلو شکل گرفت.

سپس در سال 2000 بیل کلینتون، رییس‌جمهوری وقت آمریکا سعی کرد در مذاکرات جدید مسایلی مثل محدوده اراضی، مساله آوارگان و وضعیت بین‌المقدس گنجانده شود.

مذاکرات در ماه ژوئیه میان ایهود باراک، نخست‌وزیر اسرائیل و یاسر عرفات انجام شد. در این مذاکرات دو طرف نتوانستند به توافق برسند. اما مذاکرات میان طرفین جزیی‌تر از مذاکرات قبلی بود. مشکل اصلی در این مذاکرات این بود که اراضی که اسرائیل در اختیار فلسطینی‌ها می‌گذاشت، کمتر از آن چیزی بود که آنان بتوانند بپذیرند. اسرائیل نوار غزه و بخش زیادی از کرانه غربی رود اردن و مناطق بیابانی را در اختیار فلسطین می‌گذاشت و در مقابل مناطق مسکونی و بخش عمده شرق بیت‌المقدس را برمی‌داشت.

فلسطینی‌ها می‌خواستند که به مرزهای 1967 برگردند و کنترل بخش یهودی‌نشین در بیت‌المقدس در اختیار اسرائیل باشد. همچنین آوارگان فلسطینی نیز حق بازگشت به سرزمین خود را داشته باشند.

شکست مذاکرات کمپ دیوید سبب از سرگیری قیام مردم فلسطین یا انتفاضه شد.

مذاکرات تابا، 2001

در روزهای باقی‌مانده از ریاست‌ جمهوری بیل کلینتون، وی دست از تلاش برنداشت و مذاکرات دیگری را در واشنگتن و شهر تابا در مصر پی‌ریزی کرد. این مذاکرات در سطح مقامات عالی‌رتبه و بلند‌پایه برگزار نشد و ناظرانی از اتحادیه اروپا حضور داشتند و به روایت این ناظران مذاکره‌کنندگان اسرائیلی پذیرفتند که بیت‌المقدس مرکز فلسطین باشد. اما ایهود باراک که درگیر مبارزات انتخاباتی بود از پذیرش تعهداتی که به دوش اسرائیل بود، سر باز زد و با روی کار آمدن آریل شارون در فوریه 2001، زمان انجام تعهدات اسرائیل از دست رفت.

طرح صلح پیشنهادی عربستان، 2002

پس از شکست مذاکرات دوجانبه و از سرگیری درگیری‌ها، طرح صلح پیشنهادی عربستان در اجلاس اعراب در مارس 2002 در بیروت ارایه شد که در آن جهان عرب خواستار پایان دادن به درگیری میان فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها بودند. در چارچوب این طرح، اسرائیل باید به مرزهای ژوئن 1967 عقب‌نشینی می‌کرد و فلسطینی‌ها در کرانه غربی و نوار غزه یک دولت مستقل تشکیل می‌دادند و در مقابل، اعراب باید اسرائیل را به رسمیت می‌شناختند.

طرح صلح عربستان در اجلاس بعدی سران عرب در ریاض صحه گذاشته شد. نقطه قوت این طرح صلح، تشکیل دولت فلسطین در کنار اسرائیل بود و نقطه ضعف آن این بود که دو طرف باید در مورد مسایلی که تاکنون در مورد آن به توافق نرسیده بودند، مذاکره می‌کردند.

نقشه راه (road map)، 2003

این نقشه توسط آمریکا، روسیه، اتحادیه اروپا و سازمان ملل ترسیم شد و هدف آن فراهم کردن شرایط تشکیل دولت مستقل فلسطین بود. همچنین در این طرح به برقراری امنیت در فلسطین تاکید شده بود و برگزاری مذاکرات نهایی را در گرو برقراری امنیت و آرامش در فلسطین می‌دانست.

در مرحله اول این طرح، دو طرف باید از ایده‌ی دو دولت در کنار هم حمایت می‌کردند. فلسطینی‌ها باید به درگیری‌ها و عملیات انتحاری خاتمه می‌دادند. سپس با تدوین یک قانون اساسی، یک همه‌پرسی در فلسطین برگزار می‌شد. اسرائیل نیز باید شهرک‌سازی در سایه حضور نظامی و زور اسلحه را متوقف می‌کرد.

در مرحله دوم یک کنفرانس بین‌المللی برای تعیین مرزهای فلسطین برگزار می‌شد. در مرحله آخر نیز مذاکرات نهایی بین طرفین صورت می‌گرفت.

پیمان ژنو، 2003

با به نتیجه نرسیدن تلاش‌های رسمی و بین‌المللی، یک توافق‌نامه غیررسمی در دسامبر 2003 میان "یوسی بیلین" یکی از معماران پیمان اسلو و "یاسر عابد‌ رابو"، وزیر پیشین اطلاعات فلسطین امضا شد.

در این توافق‌نامه غیررسمی برخلاف نقشه راه که برقراری امنیت را لازمه دستیابی به توافق‌نامه سیاسی میان دو طرف می‌دانست، انعقاد توافق‌نامه سیاسی را عامل ایجاد امنیت و صلح می‌دانست.

در این توافق‌نامه غیررسمی قرار شد که اسرائیل تعدادی از شهرک‌های بزرگ خود مثل شهرک آریل را واگذار کند و فلسطینی‌ها هم می‌توانستند کنترل شرق بیت‌المقدس را در دست گیرند. حاکمیت اسرائیل بر دیوارهای غربی شهر قدیمی نیز همچنان حفظ می‌شد. این توافق‌نامه هیچ تضمین اجرایی معتبر و رسمی نداشت.

شرم‌الشیخ، ژوئن 2007

تاریکترین مذاکرات صلح خاورمیانه در 25 ژوئن 2007 در شرم‌الشیخ مصر برگزار شد. 4 رهبر شرکت‌کننده در این اجلاس یعنی حسنی مبارک، ملک عبدالله، ایهود اولمرت و محمود عباس هر یک پشت یک میز جداگانه نشسته بودند و گویی هر یک بر جزیره‌ای در یک دریای پهناور حکمرانی می‌کنند.

در شرم‌الشیخ هر یک سخنرانی خود را ایراد کردند. اولمرت در سخنانش از کلمه اشغال استفاده نکرد و محمودعباس را با کلمه رییس‌جمهوری خطاب کرد. وی از آمادگی اسرائیل برای آزادی زندانیان جنبش فتح صحبت کرد و با این کار هدفی جز از بین بردن وحدت فتح و حماس نداشت.

عده‌ای از تحلیل‌گران سیاسی معتقدند که نتیجه این کنفرانس "مثبت صفر" و بعضی‌ها آن را "منفی صفر" می‌دانند.

شکی نیست که در حال حاضر دولت فلسطین که از سوی حماس اداره می‌شود به هیچ‌وجه اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد و اعتقادی به توافق‌نامه‌های پیشین ندارد و برای کسب قدرت در کشمکش با جنبش فتح است که از سوی محمودعباس جانشین یاسر عرفات اداره می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات