ناصر پورحسن ـ کارشناس مرکز مطالعات خاورمیانه
از سال گذشته، تحولاتی در رابطه بین آمریکا و روسیه آغاز شده است که بسیار بامعناست. برخی از این تحولات به شرح زیر است:
1- سازمان همکاریهای شانگهای با گسترش اعضای خود، اواخر هفته جاری یک مانور نظامی بیسابقه را برگزار خواهد کرد. 2 هزار نظامی روسی و 1600 نظامی چینی در کنار 3500 نظامی دیگر از سایر اعضای سازمان شانگهای در این مانور شرکت دارند. پکن و مسکو با این مانور میخواهند اعلام کنند که در منطقه استراتژیک آسیای مرکزی خلأ امنیتی وجود ندارد.
2- دو زیردریایی روسی، در سفر اکتشافی خود، پرچم روسیه را در عمق 4200 متری قطب شمال نصب کردند. روسها این عملیات را «قهرمانانه و مخاطرهآمیز» خوانده و آن را با نصب پرچم بر روی کره ماه مقایسه میکنند. پوتین گفته است که روسیه باید فورا از منافع استراتژیک، اقتصادی و دفاعی خود در قطب شمال محافظت کند. آمریکاییها نیز تحرک مشابهی را در این زمینه آغاز کردهاند.
3- آمریکا اعلام کرده که طی یک دهه آینده، بیش از 30 میلیارد دلار سلاح به کشورهای عربی میفروشد. البته همین میزان نیز به اسرائیل کمک بلاعوض میدهد. قرار است در این معامله، تجهیزات پیشرفته نظامی مانند بمب هوشمند JDAM به عربستان فروخته شود.
آمریکاییها تحقیق درباره این سلاح پیشرفته را در سال 1992 آغاز کرده و آنرا در صربستان، افغانستان و عراق استفاده کردهاند.
4- آمریکا موافقت جمهوری چک و لهستان را برای استقرار سپر دفاع موشکی در خاک آنها، کسب کرده است. اتحادیه اروپا و ناتو نیز از ابتکار واشنگتن دفاع میکنند. واشنگتن قرار است این سامانه را به بهانه خنثی کردن حملات موشکی ایران و کره شمالی در کنار مرزهای روسیه مستقر کند. آمریکا پیشنهاد روسیه برای استقرار این سامانه در پایگاه «قبله» در جمهوری آذربایجان را نادیده گرفت.
5- ولادیمیر پوتین با سفر به الجزایر و موافقت ابتدایی با پیشنهاد ایران عملا گام در راه تشکیل یک اوپک گازی نهاده و گازپروم، غول گازی روسیه، قراردادهایی با کشورهای صادرکننده گاز منعقد کرده است. یکی از اهداف روسیه در الحاق بخشهایی از قطب شمال به خاک خود، استفاده از ذخایر انرژی آن است تا انحصار این کشور بر منابع انرژی بیشتر شود. مسکو با قطع گازی که از مسیر اوکراین و بلاروس عبور میکند، سرمای سخت را به اروپاییها چشاند و نشان داد که در تحقق اهداف خود بسیار جدی است. به همین دلیل است که برخی از کارشناسان، قدرت لولههای گاز روسیه را بالاتر از قدرت موشکهای بالستیک این کشور میدانند. آنچه ذکر شد، مهمترین نقاطعطف در روابط آمریکا و روسیه است. میتوان موارد دیگر نظیر انعقاد قرارداد هستهای آمریکا با هند و یا فروش تسلیحات پیشرفتهای مانند «تور ـ امیک» روسیه به ایران و یا ونزوئلا را نیز نام برد. آنچه که از تحولات حاصل میشود این است که:
اقدامات روسیه اگرچه در برخی موارد تهاجمی به نظر میرسد اما واکنشهایی است به یک برنامه بلندپروازانه آمریکا. نشریه فارینافیرز در شماره مارس ـ آوریل 2006 خود گوشههایی از استراتژی جدید آمریکا را فاش کرد. آمریکا به دنبال پایان دادن به عصر موازنه هستهای و آغاز دوره هژمونی هستهای خود است. مجتمعهای نظامی صنعتی آمریکا در این رابطه عملا در بخشهای هوایی و دریایی (زیردریایی) عملیات خود را آغاز کردهاند. هدف این استراتژی، وارد کردن روسیه و بهویژه چین در یک رقابت هستهای سرسامآور است تا آنها بودجههای خود را بهجای «کره» بهسوی «توپ» ببرند.
مصادیقی که ذکر شد، همه کنش و واکنشهایی است که در قالب این استراتژی بزرگ انجام میشود. این استراتژی در قالب جنگ ستارگان اول، توانسته بود امپراتوری شوروی را نابود کند و به همین دلیل است که سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه از «بازگشت به گذشته» خبر داده است.