تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۶  ، 
کد خبر : ۴۹۳۸۴

«به اسم دموکراسی»


اعترافهای هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و یحیی کیان‌تاجبخش از سیمای جمهوری‌اسلامی ایران، بر ادعاهای خوش‌بینانه عده‌ای از تحلیلگران داخلی خط بطلانی کشید و ثابت کرد که ایالات‌متحده در حوزه‌های گوناگونی همواره علیه منافع جمهوری‌اسلامی فعالیتهای گسترده‌ای را در دستورکار دارد. برنامه مذکور در واقع ترسیم تصویر تلاشهای براندازانه مقامهای کاخ‌سفید نسبت به انقلاب اسلامی می‌باشد. در سالهای اخیر، برخی جریانهای مشکوک با بهره‌گیری از رسانه‌ها و به‌کارگیری مفاهیمی از قبیل جامعه مدنی، فمنیسم و... کوشیده‌اند بین مردم و مسؤولان شکاف ایجاد کنند و با راه‌اندازی جنگ‌روانی در بزرگنمایی مطالبات عمومی، که آبشخور فکری آن خارج از مرز جمهوری‌اسلامی بود، حاکمیت را تحت‌فشار قرار می‌دادند.

اینک سخنان افراد یاد شده، ضمن برملا نمودن هویت سیاسی - فکری آنان، منابع حمایتی، مالی، استراتژیک و سیاسی‌شان را نیز مشخص کرد. بدین منظور، نکاتی درخصوص این برنامه قابل تأمل است:

1 - این مصاحبه نشان داد که سردمداران آمریکایی دست از خصومت علیه نظام اسلامی برنداشته و در هر فرصتی به فراخور ابزارهای کارساز، خط دشمنی را علیه امنیت ملی کشورمان پیگیری می‌کنند. ناکامی نظامی آنان در عرصه تهاجمهای فیزیکی، جمهوری‌اسلامی را به‌سوی اتخاذ شیوه‌های دیگری سوق داد و این باعث گردید بدخواهان نظام اسلامی با بهره‌گیری از راههای نوین، اهداف توسعه‌طلبانه خود را پیگیری کنند. دشمنان اندیشه امام(ره) به این نتیجه رسیدند که نقاب دموکراسی فرصت مغتنمی است که باتوجه به جاذبه‌ها و علایق کاذب آن، بدون مانع و رادع می‌تواند خواسته‌های آنان را در ایران تعقیب کند.

به سخن دیگر، مفهوم دموکراسی ایجاد جبهه دیگری در مقابل جمهوری‌اسلامی در تداوم دشمنی‌ها نسبت به کشورمان می‌باشد.

 2- واکنش رسانه‌های غربی درخصوص پخش این اعترافها، از نگرانیهای جدی آنان حکایت می‌کند. «تونی اسنو» سخنگوی کاخ‌سفید ضمن آنکه به‌طور تلویحی عملکرد افراد یاد شده را پذیرفت، در اظهاراتی بشردوستانه(!؟) اذعان داشته‌است: «اینها اشخاصی بودند که سالها برای نرم‌تر شدن روابط ایران و آمریکا تلاش می‌کردند.» در واقع وی نقش متهمان را پذیرفته‌است، ولی الفاظی را برای تبیین مقصود خویش به‌کارگرفته که به‌گونه‌ای از آنان اتهام‌زدایی کند و عملکردشان را از زاویه منافع آمریکا مورد ارزیابی قرار دهد و یا برخی رسانه‌های آمریکایی این اعترافها را مخدوش و فاقد وجاهت قضایی و حقوقی اعلام نمودند.

برخورد مذکور یکی از شیوه های رایج جنگ‌روانی است تا از این طریق بتوانند افتضاح به‌بار آمده را پوشش دهند و برای این منظور به‌جای پاسخگویی، فعالیتهای آنان را به‌هیچ عنوان براندازانه تلقی نمی‌نمایند. آنها با تحلیلهای جانبدارانه درصددند از فضای به‌وجود آمده، موجی از عملیات روانی را علیه ایران سازماندهی کنند و محاکمه متهمان را تحت‌تأثیر جوسازیهای کاذب، از مسیر حقوقی خود خارج نمایند. شیوه یاد شده امری جدید و بدون سابقه نیست، بلکه افکار عمومی مردم ایران و جهان سالهاست با ترفندهای گوناگون رسانه‌های جبهه استکبار آشنا هستند و قادرند در وضعیت به‌وجود آمده با قضاوتهای صحیح خود به عمق دشمنی و خصومتهای ریشه‌دار سرکرده امپریالیسم پی‌ببرند.

 -3کاربست شیوه نبرد نامتقارن طی سالهای اخیر به لحاظ جایگاه تئوریک و پاسخهای مثبت آن در برخی کشورها، افق میدوارکننده‌ای را برای بیگانگان ایجاد نموده تا از این رهگذر با بهره‌گیری از الگوهای عملی و عینی آن در دیگر کشورها، ایران را نیز به‌ عنوان یکی از طعمه‌های سیاسی جنگ نامتقارن انتخاب کنند. عملیات نامتقارن، مبتنی بر نبرد غیرمستقیم با کشورهایی است که از قابلیت نظامی مؤثر برخوردارند. در این روند، آمریکا تمایلی به استفاده از ابزارهای نظامی نشان نمی‌دهد و تلاش می‌کند تا اهداف خود را در روند طولانی‌تری تحقق بخشد. در چارچوب عملیات فوق می‌توان اجرای طرح موسوم به «دموکراسی در ایران» را مورد ملاحظه قرار داد. این طرح را سازمانهای اجرایی آمریکا، از جمله وزارت امور خارجه و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا مورد حمایت و نظارت قرار می‌دهند.

در این طرح، هدف آن است که با ایجاد تعامل بین ناراضیان داخلی با ضد انقلاب خارج‌نشین، تغییرات ساختاری موردنظر آمریکا در ایران ایجاد شود؛ همان‌گونه که متهمان به نقش واسطه‌گری سیاسی و شناسایی افراد و جذب آنان اذعان نمودند تا در پروژه دموکراسی از افراد شاخص استفاده گردد.

4- دموکراسی که ایالات ‌متحده از آن جهت تجویز به ساختارهای سیاسی موردنظر یاد می‌کند، امری بیگانه در کشور ایران نیست. پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، ساختار حقوقی، سیاسی نظام، الگوی رفتاری و عملکرد جمهوری‌ اسلامی در طول حیات سیاسی‌اش گویای این واقعیت است که بیش از هر چیزی به حقوق مردم توجه می‌شود. مردم سالاری دینی در ایران به استناد اعترافها و یادداشتهای رسانه‌های غربی که در آستانه هر انتخاباتی جهت پوشش گسترده خبری به ایران سفر می‌کنند، به لحاظ کمیت، کیفیت و تنوع از جایگاه قابل‌قبولی برخوردار است.

مردم‌سالاری در ایران نه‌تنها به ثبات و بقای حاکمیت اسلامی منجر شده‌است، بلکه امید دشمنان را جهت پیگیری مطالباتشان با ناامیدی مواجه کرده‌است، ولی آمریکا همچنان از دموکراسی مورد‌نظرش در جهان اسلام سخن می‌گوید. این درحالی است که این مفهوم جهت تحقق خواسته‌های سیاسی - حقوقی ملتها فاقد ارزش می‌باشد. در حقیقت، آنان از این طریق در تلاشند تا حقوق اقلیت حاکم طرفدار آمریکا در مصادر قدرت را تضمین کنند و بستر لازم را برای به قدرت رسیدن گروههای همسو با منافع ایالات‌متحده فراهم نمایند و از سوی دیگر مانعی برای دست یافتن مردم و جریانهای مستقل ایجاد کنند. لذا پیگیری پروژه فوق در ایران نیز تلاش برای ایجاد روزنه ورود جریانهای همسو با آمریکا به درون حاکمیت بود تا آنان بتوانند پس از تکیه زدن به کرسی قدرت، منویات استکبار جهانی را عملیاتی کنند. خوشبختانه، پخش این اعترافها درحالی پرده‌ای دیگر را از نفوذ و توطئه آمریکاییها نمایان ساخت که برخی افراد جامعه با عینک خوش‌بینی تحت‌تأثیر القائات امپراتوری رسانه‌ای و امپریالیستی غرب، فعالیتهای مذکور را نوعی حرکت فرهنگی، سیاسی فرض می‌نمودند که اکنون با افشا شدن انگیزه‌ها و اهداف بازیگران سریال براندازی و کودتای نرم، ابهامها و تردیدهای آنان برطرف شده و بیشتر به اندیشه‌های براندازانه آمریکا پی‌خواهند برد.

شایسته است جریانهای سیاسی با افشا شدن بخش دیگری از سناریوی براندازی دشمن اصلی نظام، ضمن حفظ هوشیاری و تبعیت از منویات مقام معظم رهبری، همبستگی عملی خویش را جهت مقابله با خواسته‌های استیلاجویانه بیگانگان در آزمون فراروی خویش (انتخابات مجلس هشتم) با بهره‌گیری از استراتژی اتحاد ملی و انسجام اسلامی به منصه ظهور و بروز برسانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات