اردشیر زارعی قنواتی
بحران فلسطین بعد از تسخیر نوار غزه به دست شبهنظامیان هوادار حماس و متعاقب آن انحلال دولت وحدت ملی و تشکیل دولت به رهبری «سلام فیاض» توسط «محمود عباس» رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین وارد مرحلهای جدید شده است. اعلام پشتیبانی ایالات متحده، اتحادیه اروپایی، کمیته چهارجانبه صلح، حمایت کشورهای میانهرو عرب و کابینه اسرائیل از دولت منصوب به عباس و از آن طرف اصرار «اسماعیل هنیه» نسبت به مشروعیت دولت خود، جامعه فلسطینی را به دوپاره تقسیم کرده است.
در اینکه دولت وحدت ملی اعتبار اخلاقی، سیاسی و کارآمدی خود را از دست داده بود هیچ شکی نیست. در اینکه باید برای برون رفت ازاین وضعیت بغرنج طرحی نو درانداخت نیز نباید تردید کرد، چرا که چالشهای منطقهای و بینالمللی فراروی این دولت و همچنین تنش میان فتح و حماس به عنوان دو بازوی آن، راه هرگونه تغییر مثبت و مصالحه منطقی را بسته بود. مردم فلسطین هماکنون درجایی ایستادهاند که قرارداد اسلو که باید برای آنان نویددهنده یک دولت مستقل و پایان آوارگی باشد در بطن خود دو نطفه ناهمزاد را یکی در نوار غزه و یکی هم در کرانهباختری درحال زایمان است.
انعطافناپذیری دو طرف طی روزهای اخیر نشان میدهد که هیچکدام به نفع دیگری صحنه را ترک نخواهند کرد و چنبره گرایشات جناحی رقیب بر منافع ملی فلسطین ارجح دانسته شده است. فعلاً هر دو آنان درحال تثلیت موقعیت در جغرافیای حاکمیت خود هستند و شاید هم به انتظار امیدهای غیرقابل پیشبینی برای یک مصالحه یا رسیدن به وضعیت پات در عرصه شطرنج سیاسی موجود. در این میان نقش نیروهای بینالمللی و منطقهای هم نه تنها حکم آبی بر آتش را بازی نمیکند که خود حاشیه سوزناکی بر این متن خودسوز تلقی میشود. تاکنون هیچ کدام از دو طرف که یکی در کرانهباختری و دیگری در نوار غزه کنترل اوضاع را در دست دارند نتوانستهاند هیچ طرحی را برای هدایت یکپارچه سرزمینهای فلسطینی در چنین وضعیتی ارائه کنند.
دولت فیاض هرچند که از حمایت اکثریت کشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ بینالمللی برخوردار است اما اینکه چگونه میخواند قلمرو و حاکمیت خود را به نوار غزه گسترش دهد، چیزی است که حتی تصور آن نیز بسیار مشکل خواهد بود. دولت هنیه در غزه نیز که تا به امروز تنها به سلاح شبهنظامیان و حمایتهای لایههایی از مردم غزه دلخوش میدارد هیچ ابزاری را برای تحقق وحدت، خروج از انزوا و حاکمیت یکپارچه بر سرزمینهای فلسطینی، مطلقاً در اختیار ندارد. تا اطلاع ثانوی باید از دو فلسطین متفاوت با دو جغرافیای متفاوت سخن گفت و تاسفانگیزتر در آنجا است که با چنین شرایطی حتی برگزاری انتخابات یا همهپرسی در مورد چگونگی زیست سیاسی – اجتماعی یا کشور نیز ناممکن است. روز 25 ژوئن در شرمالشیخ مصر نشست سران فلسطین، اسرائیل، اردن و مصر در شرایطی انجام میشود که آنان با دور زدن حماس و نوار غزه تمام توجه خود را به محمود عباس در کرانهباختری جلب کردهاند.
درست از همین رو «ایمنالظواهری» مرد شماره دو القاعده نیز در نوار صوتی خود مردم مسلمان و همه رادیکالهای بنیادگرای منطقه را به حمایت و کمکهای مالی – تسلیحاتی به حماس فرا میخواند. بدون هیچ تعارفی این صحنه یک جنگ داخلی است که چنانچه خیلی زود تحت کنترل و عقلانیت قرار نگیرد آینده بسیار تیرهای را برای فلسطین و منطقه رقم خواهد زد. جنون شبهنظامیان طی درگیریهای خونین غزه به نظر میرسد که گریبان همگان را نیز گرفته است؛ از دولتهای حامی فتح و حماس گرفته تا نهادهای مدنی تعدیلکننده و کمکرسان. هیچیک از دو دولتی که هماینک در کرانهباختری و غزه استقرار یافتهاند توان حذف رقیب را با ابزارهایی که در دست دارند، نخواهند داشت. در یک طرف حمایت بینالمللی، کمکهای گسترده مالی و نیمهای از فلسطین که حمایتش میکنند وجود دارد و در طرف دیگر فوج فوج شبهنظامیان به هیجان آمده از هماکنون جامعه جهانی، منطقه خاورمیانه ومردم فلسطین باید خود را برای هر دو وضعیت آماده کنند.