علی صالحآبادی
اصولگرایان که مجلس و دولت را در اختیار دارند برای ماندن در قدرت از یک سو و تحقق شعارهایشان از سوی دیگر میکوشند کارها و اقداماتی انجام دهند که دیگران یا قصد انجام آنها را نداشتهاند و یا آن که بلد نبودهاند. این گروه از بس برای رسیدن به مقاصد خود عجله دارند که به طور شتابزده، نسنجیده و با بیتوجهی به نظر کارشناسان تصمیماتی را اتخاذ میکنند و زمانی که در اجرا به بنبست میرسند، باز هم شتابزده تصمیمات خود را تغییر میدهند.
این دو نهاد درباره سرنوشت کشور و مردم با شیوه آزمون و خطا عمل میکنند که زیبنده کشوری که سالهای پایانی دهه سوم انقلاب را تجربه میکند، نیست. اگر چنین اقداماتی در سالهای نخست انقلاب صورت میگرفت پذیرش آن به دلیل بیتجربگی در امر حکومتداری پذیرفته بود اما با گذشت 27 سال از پیروزی انقلاب چنین روشهای پرهزینهای پذیرفتنی نیست. نگارنده در تاریخ 29/2/86 یادداشتی تحت عنوان چند پرسش از رییسجمهور و در تاریخ 8/3/86 یادداشتی به مناسبت روز مجلس تحت عنوان 10 اشکال بر عملکرد مجلس هفتم نوشت که علاقمندان میتوانند با مراجعه به آرشیو سایت اینترنتی روزنامه همبستگی به مطالعه آن دو یادداشت بپردازند.
در یادداشت امروز صرفا به موضوع بنزین که دردسر بیپایان اصولگرایان است، به همراه ارایه راه کار میپردازم:
1ـ براساس آمارهای رسمی روند مصرف بنزین به دلیل ارزان بودن قیمت آن از یکسو و پر مصرف بودن خودروهای ساخت تولید داخل به ویژه خودروهای فرسوده و از رده خارج که به رغم شعار و وعدههایی که دولتهای قبل و دولت کنونی برای برچیدن آن دادهاند حضور فیزیکیشان همچنان در تمام شهرها محسوس است و معلوم نیست سرانجام کی تردد خودروهایی که به دلیل پمپاژ آلایندهها سلامت شهروندان را به مخاطره انداختهاند، ممنوع میشود! روزانه حدود 80 میلیون لیتر بنزین در کشور مصرف میشود که 50 درصد آن در داخل تولید میشود و حدود 40 میلیون لیتر باید به قیمت لیتری حدود 800 تومان وارد شود و به قیمت 80 یا 100 تومان در اختیار پولدارها از محل سهم آن دسته از ایرانیانی که در شهر و روستا فاقد خودرو هستند قرار گیرد؟
2ـ اصولگرایان با شتاب و عجله در اسفند سال 83 طرح تثبیت 9 قلم کالا را با هدف پایین آوردن قیمتها و ثابت نگاه داشتن آن در مجلس به تصویب رساندند. این طرح در نگاه آنها آنقدر مهم جلوه میکرد که حداد عادل رییس مجلس آن را عیدی ایرانیان در نوروز 84 اعلام کرد!
به تدریج معلوم شد که این طرح هم برای دولت و هم برای مردم مسالهساز شده است. سرانجام آنان از تصمیم خود عدول و قیمت بنزین را 100 تومان تعیین کردند.
پرسش این است، مگر میشود هزینهها در دستگاهی افزایش یابد، اما قیمت خدماتی که آن سازمان میدهد ثابت بماند. پیامد مصوبه طرح تثبیت قیمتها معطل ماندن و یا به رکود کشیده شدن پروژههای برقرسانی و... بوده است.
3ـ کمیسیون تلفیق مجلس در جریان رسیدگی به بودجه 86 کل کشور قیمت بنزین را 150 تومان تعیین کرد. این رقم در صحن مجلس 100 تومان تعیین شد. براساس این مصوبه، دولت موظف شد تا پایان فروردین طرح سهمیهبندی بنزین، فروش مازاد بر آن، فروش بنزین به قیمت آزاد و تصاعدی را تهیه و اعلام کند. هنوز مرکب مصوبه مجلس خشک نشده بود که 202 تن از نمایندگان مجلس از کرده خود پشیمان گشتند و با نوشتن نامهای به رییسجمهور، خواستار بازگشت به لایحه بنزین که در آن قیمت بنزین 80 تومان مانند سالهای 84 و 85 پیشنهاد شده بود، گردیدند! فروردین و اردیبهشت به پایان رسید، اما سردرگمی درباره بنزین و پاسکاری آن میان دولت و مجلس همچنان به قوت خود باقی است.
در روزهای اخیر بحث لغو سهمیهبندی بنزین در حالی مطرح شد که قبلا وزارت کشور تاریخ 15 خرداد و وزارت نفت 17 خرداد را برای شروع آن اعلام کرده بودند.
4ـ گفته میشود برای کارت هوشمند و مجهز کردن پمپ بنزینها بیش از 100 میلیارد تومان هزینه بر گرده ملت وارد شده است! کارتی که هنوز عمر آن به 30 روز نرسیده، بدل و تقلبیاش به بازار آمده است. هدف دولت و مجلس از سهمیهبندی و استفاده از کارت هوشمند این است که مصرف روزانه بنزین را از 80 میلیون لیتر به 60 میلیون لیتر در روز برسانند. از هماکنون میتوان پیشبینی و حتی پیشداوری کرد که چنین اتفاقی رخ نخواهد داد و سرانجام اصولگریان سهمیهبندی بنزین را نیز حذف خواهند کرد.
5ـ به گفته کارشناسان قیمت تمام شده بنزین برای دولت 800 تومان است. فروش بنزین به قیمت 80 یا 100 تومان برای قاچاقچیان سوخت، پردرآمد و پرجاذبه است. زیرا در حال حاضر قیمت بنزین در افغانستان 350، در عراق 270، در ترکیه 2000 و در آذربایجان 800 تومان است. بنابراین تا زمانی که قیمت بنزین پایین باشد، بازار قاچاق آن پررونق خواهد بود و غیرواقعی بودن قیمت بنزین باعث سرازیر شدن میلیاردها تومان از منابع ایران به دلالها در این سو و آن سوی مرزها میشود. با چه منطقی این وضعیت را باید پذیرفت و آن را تحمل کرد؟
6ـ روند کنونی مصرف بنزین کار را به جایی میرساند که مجلس و دولت مجبور خواهند شد در بدترین شرایط تصمیمی بگیرند که باید اکنون و یا 3 سال پیش میگرفتند. اگر بحث تحریمهای سازمان ملل علیه ایران جدیتر از وضعیت کنونی شود، بدون شک ممانعت از ورود بنزین به کشور مسالهای است که غرب روی آن انگشت خواهد گذاشت.
7ـ هر چند در سالهای اخیر با برداشت از حساب ذخیره ارزی دولت اقدام به واردات بنزین کرده است، اما تا کی میشود این روش را ادامه داد؟ چنانچه درآمدهای نفتی کاهش یابد، چه باید کرد؟ کاری که در شرایط بد و اضطراری با اجبار باید انجام گیرد، آیا بهتر نیست در شرایط طبیعی که کم هزینهتر است صورت گیرد؟
8ـ اگر دولت و مجلس سهمیهبندی بنزین را اجرا کنند، در واقع وضعیت کشور را به دوران جنگ 8 ساله عراق علیه ایران باز میگردانند. پرسش مخالفان سهمیهبندی این است که در کجای دنیا در حال حاضر سیستم عرضه بنزین به قیمت ارزان و به صورت سهمیهبندی وجود دارد و اگر منظور کشورهایی نظیر کوبا، کره شمالی و... باشد، آیا توهین به ایران نیست که در ردیف چنین کشورهایی قرار گیرد؟
9ـ واقعی کردن قیمت بنزین بیتردید مصرف آن را کاهش میدهد زیرا این موضوع در دیگر کشورها اجرا شده و نتیجه مثبت داده است. مصرف سرانه بنزین در ایران به دلیل ارزانتر بودن نسبت به همه کشوها حتی آمریکا ثروتمندترین کشور جهان که درآمد سرانه مردم آن 40 هزار دلار در سال است، در برابر سرانه حدود 3 هزار دلار ایرانیان، بالاتر است! ریشه مصرف بالای بنزین نسبت به دیگر کشورها را در کجا باید جستوجو کرد؟
واقعی کردن قیمت بنزین به کاهش مصرف آن میانجامد و از این منظر، میزان آلایندهها پایین میآید و پیامد این عمل، کمک به سلامت جامعه و کاستن از بیماریهای ناشی از آلودگی هوا میشود. از این طریق نیاز کشور به واردات دارو کاهش و وضعیت هوای شهرها نیز بهبود مییابد و علاوه بر تقویت فرهنگ پیادهروی، دوچرخهسواری، استفاده از وسایل حملونقل عمومی بیشتر رواج پیدا میکند.
10ـ مجلس در جریان رسیدگی به لایحه بودجه سال 86 قیمت گازوئیل را از 16 تومان به 48 تومان افزایش داد. پس از آن که این مصوبه به تایید شورای نگهبان رسید، نمایندگان در اقدامی عجیب با یک طرح دوفوریتی با اصلاح قانون بودجه قیمت گازوئیل را به همان قیمت 16 تومان باز گرداند. گازوئیل نیز مانند بنزین در ایران بسیار ارزان است و در کشورهای مجاور به قیمت بالا به فروش میرسد و سالها است که تریلرها و کامیونهای خارجی با باکهای خالی به ایران میآیند و با باکهای پر! ایران را ترک میکنند و از این طریق سود سرشاری نصیب آنها میگردد. برای مشاهده کافی است سری به کردستان و نوار مرزی افغانستان، مرز بازرگان و... زده شود. نمایندگان، پایین نگاه داشتن قیمت گازوئیل را خدمت به کشاورزی میدانند در حالی که دولت میتواند با واقعی کردن قیمت گازوئیل نیز محصولات کشاورزی را گرانتر خریداری کند تا از این طریق به کشاورزان کمک شود، نه با عرضه گازوئیل با قیمت لیتری 16 تومان.
11ـ در ایران سالانه حدود 15 میلیارد دلار و به عبارت دیگر 15 هزار میلیارد تومان یارانه بابت بنزین پرداخت میشود. به گفته وزیر دارایی، سهم اغنیا از یارانهها در ایران 17 برابر فقرا است! آیا عاقلانه و عدالتگرایانه نیست که با واقعی کردن قمیت بنزین حدود 10 میلیارد دلار یا 10 هزار میلیارد تومان را به طور مستقیم بین مردم توزیع کرد و 5 میلیارد دیگر را صرف کارهای زیربنایی نظیر توسعه مترو، اتوبانها، فرودگاهها و خرید هواپیما نمود که مردم از آن منتفع شوند؟
از آن جا که پرداخت یارانه، مصرف را بالا میبرد و این عمل در اقتصاد، ضدتوسعه است بنابراین در ایران شاهد مصرف بالای انرژی حتی انرژی الکتریکی هستیم. اگر شبها معابر شهرهای بزرگ و یا کوچک و وزارتخانهها را در تهران ملاحظه کنید، میبینید که بدون هیچ دلیلی چراغهای این وزارتخانهها، روشن است (مثل ساختمانهای وزارت نیرو و وزارت علوم در شهرک غرب و...).
نگارنده پیشنهاد میکند راه برونرفت از بحران بنزین این است که مجلس و دولت قیمت آن را واقعی نموده و از مابهالتفاوت فروش بنزین، بخشی یارانه مستقیم به مردم داده شود و بخشی نیز صرف کارهای زیربنایی که در بالا به آن اشاره شد، گردد. این اقدام شوکهای پیاپی بر اقتصاد ایران را از میان میبرد و چنانچه دولت، مجلس و رسانهها فایده این اقدام را برای مردم تشریح کنند، بیتردید مورد پذیرش واقع میشود.