ترجمه: علیرضا عبادتی
بوش رئیسجمهور آمریکا از بازگشت تعدادی از سربازان آمریکا به کشور صحبت به میان میآورد، عراقیها از احتمال آغاز گفتوگو بین حکومت و بعضی ـ و نه همه ـ شورشیان میگویند. تا همین اواخر اکثر عراقیها ـ اعم از اعراب شیعه و سنی و همچنین کردها ـ میگفتند که خواهان یک گفتوگو برای خاتمه شورش و ناآرامیاند، اما به نظر میرسد که هیچ یک نمیدانند طرف صحبت حکومت عراق و حامیان آمریکاییاش چه کسانی هستند و در حقیقت باید با چه کسانی مذاکره صورت بگیرد. آمریکاییها همواره گفتهاند که حاضر به گفتوگو از طریق میانجیها هستند اما علاقهای به صحبت مستقیم با بمبگذاران و مردان مسلح ندارند و در هر صورت، این حکومت عراق است که باید در موارد شرایط آتش بس به گفتوگو پرداخته و به نتیجه برسد. حکومت عراق که در آن شیعیان اکثریت را دارند، به نوبه خود میگوید از آتشبس با خشنودی استقبال میکند اما از گناه خشونتهای شورشیان علیه غیرنظامیان نمیگذرد ـ که در عمل به معنی عدم پذیرش گفتوگو است. بنابراین با توجه به انتخابات عمومی که در راه است و ۲۵ آذر برگزار میشود، صحبت از مذاکره کاملاً مطرح و مورد توجه همه است. اما هیچ چیز ملموس، قریبالوقوع و در شرف وقوع نیست. شاید هم باشد. در حالی که در ایالات متحده و در عراق فشارهایی علیه حضور نظامیان خارجی در عراق شکل میگیرد و با توجه به این که نیروهای عراقی برای تامین امنیت در عراق جان میگیرند، پیشنهادهای بیشتری مطرح میشوند. در کنفرانس اخیری که در قاهره به میزبانی اتحادیه عرب برگزار شد و در آن هم عراقیهای نزدیک به شورشیان و ناراضیان و هم از حکومت عراق شرکت داشتند، در بیانیه پایانی «حق مقاومت» در برابر نیروهای خارجی اشغالگر به شکل جنجالی به رسمیت شناخته شد. جلال طالبانی رئیسجمهور عراق گفت حاضر است با هر فرد عراقی حتی افراد مسلح به گفتوگو بپردازد. «زلمای خلیل زاد» سفیر آمریکا در عراق نیز گفت آمریکاییها هم حاضرند با هر فرد ناراضی یا شورشی به جز اسلامگرایان افراطی یا وفاداران سابق به صدام حسین وارد مذاکره شوند. خلیل زاد همچنین گفت که بوش به وی اجازه داده حتی با ایران هم «سر گفتوگو را باز کند» چون ایران تاثیر قابل توجهی بر احزاب شیعه در عراق دارد و در این گفتوگو به این نتیجه برسیم که چگونه میتوان به بهترین شکل ثبات را به عراق بازگرداند. اما آیا همه شورشیان و ناراضیان به چنین پیشنهادهایی پاسخ خواهند داد؟ و اگر پاسخ دادند، آیا از قدرت و نفوذ کافی برخوردار هستند که در سطح کلان اثرگذار باشند؟ حداقل چهار گروه آمادگی فرستادن هیاتی برای مذاکره با طالبانی را دارند که عبارتند از: ارتش اسلامی عراقی، گروه انقلاب ۱۹۲۰، ارتش مجاهدین و سپاه الجماعه. برخلاف آنکه این چهار گروه برای خود اسامی اسلامی برگزیده اند اما احتمالاً اکثر آنها نمایندگانی از ارتش صدام حسین، نیروهای امنیتی و جاسوسی و حزب بعث هستند. حزب بعث در زمان صدام با وجود آنکه اقلیت بود حکومت را در اختیار داشت. آمریکا همیشه امیدوار بوده که بتواند میان چریکهای ملیگرا و جهادگرایان نظیر ابومصعب الزرقاوی رهبر القاعده در عراق تفکیک ایجاد کند. این باور در مورد الزرقاوی وجود دارد که از شیعیان متنفر است و آنان را مرتد میداند و علاقه دارد عراق را به کشوری سنی و متعصب تبدیل کند. اما از نظر بسیاری از مردم عراق، برخلاف الزرقاوی، اکثر ناراضیان ملی گرا خواهان عفو عمومی، تحقیق و تفحص درباره موارد اخیر نقض حقوق بشر، توانبخشی بعثیها و بازسازی ارتش سابق عراق هستند، به عبارت دیگر اقلیت بعثی که در دوران صدام حکومت را در اختیار داشتند اکنون در عراقی که همه فرقهها در حکومت نقش دارند آنان نیز انتظار دارند جایگاهشان به عنوان یک اقلیت به رسمیت شناخته شده و تضمین شود. بسیاری از کردها، که در مقایسه با سایر عراقیها موقعیت امن تر و مطمئن تری در شمال عراق داشتند احتمالاً حاضرند در مورد تقاضای ناراضیان و شورشیان به مذاکره بپردازند. بسیاری از دست اندرکاران دولت بوش نیز همین نظر را دارند. اما به دست آوردن موافقت احزاب شیعه در حکومت عراق که اکنون اکثریت را در اختیار دارند، به خصوص مجلس اعلای انقلاب اسلامی که از حمایت ایران برخوردار است آسان نخواهد بود. آنها معتقدند که بعثیها مذاکره و گفت وگو را به عنوان یک تاکتیک انتخاب کرده اند تا ابتدا آمریکاییها را بیرون کنند و بعد هم توان از دست رفته خود را بازیابند و قدرت از دست رفته را به چنگ آورند. شیعیان عراق بیشتر نگران احتمال برقراری گفت وگوی مستقیم میان آمریکاییها و شورشیان و ناراضیان هستند. بعضی از شیعیان همیشه این دلواپسی را داشتهاند که استعمار بریتانیا همواره حاکمان سنی را بر شیعه ترجیح داده است. ظن آنها این است که غربیها همیشه مایلند به هزینه شیعیان وارد معامله شوند. رهبران شیعه از این تلقی هم نگرانند که نمایندگان آمریکا به طور مستقیم با رهبران حزب بعث وارد مذاکره شوند و حکومت جدیدی که تازه در عراق استقراریافته را نادیده بگیرند، البته ناراضیان و شورشیان، این حکومت تازه استقراریافته در عراق را عروسک خیمهشببازی آمریکاییها توصیف کردهاند. همچنین رهبران شیعه عراقی از حمایت آشکار آمریکا برای دادن سهم بیشتر به سنیها به خشم آمدهاند و از این که تعداد گزارشها در مورد نقض حقوق بشر به ویژه در وزارت کشور عراق رو به فزونی گذاشته خشمگین هستند. عبدالعزیز الحکیم رهبر مجلس اعلای انقلاب اسلامی، از سیطره کامل آمریکاییها بر نیروهای امنیتی عراق، به ویژه در درگیریهای اخیر با شورشیان انتقاد شدیدی به عمل آورده و گفته است: «اشتباه آمریکاییها برای ما هزینههای سنگینی دارد.» در حقیقت میتوان گفت اکثر رهبران شیعه در عراق در حال حاضر تمایل چندانی به برقراری گفتوگو با ناراضیان و شورشیان ندارند. دلیل آن هم ساده است چون در کشور عراق شیعیان ۶۰ درصد جمعیت را تشکیل میدهند در حالی که سنیها فقط ۲۰ درصد هستند، هرچه روشهای مخالفانشان خام تر و نسنجیده تر باشد در پیروزی آنان موثرتر است. اما به هر حال به تدریج نفوذ تندروهای شیعه رو به کاهش است. اقلیت سنی عرب که انتخابات گذشته را تحریم کرده بود این بار قصد دارد در انتخابات ۲۴ آذر با قدرت بیشتری شرکت کند. همین موضوع میتواند باعث رقت حضور و تسلط احزاب اسلامگرا در حکومت شود. سیاستمدارانی همچون ایاد علاوی نخست وزیر سابق حکومت موقت عراق، که از شیعیان سکولار به حساب میآید، به این درک رسیدهاند که مردم عراق از رقابت فرقهها در حکومت جدید به تنگ آمده اند و از نظر آنان این رقابتها موجب طولانیتر شدن بحران و درگیری میشود. این سیاستمداران با توجه به این پیش فرض مبارزات انتخاباتی خود را آغاز کردهاند و در جهت کسب آرای مردم میکوشند. خیلی از سیاستمداران برای زدودن بدنامی دولت به خاطر نقض حقوق بشر خواهان برکناری وزیر کشورند. آنان اعتقاد دارند که «بیان جابر صولاغ» از عملکرد جوخههای مرگ و قتل بزرگان قوم در میان سنیها چشمپوشی میکند. با همه این موارد، پیشبینی میشود که در حکومت بعدی عراق باز هم افراد سرسخت و راسخ شیعه راه پیدا کنند. حتی اگر گفتوگو با شورشیان و ناراضیان عراقی آغاز شود بعید است که خشونت به این زودی و به سرعت فروکش کرده و خاتمه پیدا کند. شورشیان یکپارچه و متعلق به یک گروه نیستند. تفکیک قائل شدن میان ملیگرایان و اسلامگرایان هم چندان آسان نیست. به خصوص آمریکاییها امیدوارند بتوانند بین گروههای اسلامگرا یا ملیگرای بومی و ناراضیانی که از خارج خط میگیرند مثل الزرقاوی تفکیک قائل شوند، اما بعضی از کارشناسان، مثل «توبی داج» از موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک لندن معتقدند که جهادگرایان افراطی بومی شدهاند و تعداد مریدان و طرفداران الزرقاوی طی ۸ ماه گذشته از چند صد نفر به چند هزار نفر رسیده است و اکثر آنان بومی عراق هستند. به علاوه حتی چریکهایی که تا حدودی سکولار هستند با جزماندیشان و متعصبان افراطی با احتیاط عمل میکنند و قطعاً جرات خیانت کردن و فروختن آنان به آمریکاییها را ندارند. اگر قرار است پیشرفتهای واقعی اتفاق بیفتد، میانجیگران باید به اثبات برسانند که حداقل در بعضی از بخشها میتوانند ناراضیان و شورشیان را وادار کنند که برای حداقل یک مدت کوتاه و مشخص جلوی خشونت را بگیرند، برای مثال از شورشیان و ناراضیان وعده بگیرند که از سلاح اصلی خود یعنی کار گذاشتن بمب در کنار جادهها در یک منطقه معین برای مثال به مدت یک هفته استفاده نکنند. تاکنون شواهد نشان داده است که هیچ گروهی قدرت و نفوذ کافی ندارد که در یک منطقه محدود و مشخص جلوی خشونت و حملات شورشیان را بگیرد و این همان چیزی است که به احتمال زیاد اکثر اعضای منعطف در حکومت فعلی عراق امیدوارند اتفاق بیفتد. اما اصلاً معلوم نیست که این اعضای حکومت بعد از انتخابات تا چه حد میتوانند نفوذ خود را حفظ کنند.