علیاکبر عبدالرشیدی
برنامه موسوم به <سند چشمانداز بیست ساله> توسعه کشور که قرار است ایران را در زمینههای اقتصادی، صنعتی، علمی و به طور کلی در فرایند توسعه برتر از کشورهای منطقه قرار دهد، از آغاز محتاج پیشنیازهای زیادی بوده است که بخشی از آن محقق شده و بخش دیگری از آن باید سریعاً مهیا شود.
اگر چه توسعه هر جامعهای مبتنی بر شرایط خاص اجتماعی، فرهنگی و سنتی آن جامعه است و الگوی توسعه هر کشور با کشور دیگر فرق میکند اما برخی مؤلفهها را در اغلب آنها مشترک میبینیم.
مقایسه الگوی توسعه در چین که از شگفتیهای ده سال گذشته بوده و الگوی توسعه هند که اینک در حال اوجگیری است، نشان میدهد که برخی پیشبینیها و برنامهریزیها در هر دو الگو مشابهتهایی داشته و دارد.
نخستین پیشنیاز توسعه در هر جامعهای، توسعه منابع انسانی آن جامعه است. این مؤلفه در جامعه ما که اصولاً جامعهای جوان است، اهمیت بیشتری پیدا میکند. منظور از توسعه انسانی چیست؟ چه نوع الگوی توسعه منابع انسانی در جامعه ما معنا دارد؟
اگر نخستین شرط در توسعه منابع انسانی در عرصه توسعه ایجاد اشتغال و تولید باشد، پس اولین اصل در هر الگوی توسعه منابع انسانی ایجاد <زیرساختهایی اجتماعی برای بروز نوآوری و ابتکار> است. برای تحقق چنین هدفی هم وجود مدیران کارآمد ضروری است.
مدیر کارآمد هم باید در یک طرح ملی تربیت یا تولید شود. نمی توان مدیر را بخشی و برای یک موسسه یا یک کارخانه خاص تربیت کرد و از تشکیل گروه اجتماعی مدیران کارآمد در جامعه غافل ماند. در الگوی هند از سال 2003 به بعد، تربیت یا به عبارتی تولید 300 مدیر در دستور کار قرار گرفت و قرار شد هر یک از این مدیران خود مدیران جدیدی تربیت و تولید کنند تا در یک روند تصاعدی مدیران مورد نیاز جامعه در یک مدت زمانی کوتاه تأمین گردد.
مرحله دوم، تعریف تولید و تحقق اهداف تولید در کشور است. برای تولید که امروز معنایی متفاوت با گذشته پیدا کرده، به تقویت علمی زیرساختهای تحقیق و توسعه، تهیه طرح جامع تولید، برقراری خط تدارکات، مدیریت تدارکات، بهرهمندی از فناوری نو، و وجود یک نظام سیستمی در تولید نیازمندیم. در چنین فرآیند تولیدی، خود تولید هدف نیست، بلکه داشتن نظام تولید اهمیت دارد.
در فرآیند تولید داشتن یک نگاه جهانی ضروری است. ارزش افزوده انسان و منابع انسانی در نظام جهانی بسیار بالا است. کشور ما که صاحب نیروی انسانی جوانی است، با برخورداری از این مزیت باید ارزش افزوده بالایی را برای این نیروی انسانی جوان خود به وجود آورد.
مدیران باید آنچنان ماهر و توانمند باشند که بتوانند نیروی انسانی را برای آیندهنگری ترغیب کنند و مشکلات را با عنایت به آیندههای دور حل و فصل کنند. در مدیریت امروزی دیگر <زمان حال> و اداره <اکنون> یک واحد تولیدی معنا ندارد. مدیریت جدید مبتنی بر <زمان آینده> است. به قول آن استاد مدیریت ژاپنی، مدیران امروزی به سه چشم نیاز دارند: چشمی برای کنترل، چشمی برای بهبود کیفیت و چشم سومی برای شناخت آینده. این چشم سوم همان چشم خرد و آیندهنگری است.
در توسعه منابع انسانی در خصوص آموزش مدیران، نشستن در کلاس درس هرچند در دانشگاه باشد و حتی اگر در مقطع دکترا، تکافو نمیکند. مدیر به آموزش توام با تجربه کاری نیاز دارد. عدهای نسبت آموزش به تجربه را حتی تا نسبت یک به پنج محاسبه میکنند. فراموش نکنیم که مدیر یک شخصیت تکبعدی ندارد. مدیر باید هم فکر کند و هم اجرا کند و در هر دو بعد هم توانا باشد. میگویند مدیران ژاپنی بهتر عمل میکنند و مدیران هندی بهتر فکر میکنند. مدیر مطلوب و مورد نیاز جامعه ما برای آینده بیست ساله باید هم خوب فکر کند و هم خوب عمل کند.
پیش نیاز دیگر، برقراری اتصال محکم بین دانشگاه، صنعت و دولت است. در نظام قدیمی مدیریت، نه فقط در جامعه ما که در اغلب جوامع دیگر هم، این سه نهاد گاه جدا از هم مشغول به کار بودهاند. پس تبدیل کردن مدیران موجود و به عبارت دیگر سنتی به مدیران جدید و آیندهنگر با عنایت به تقویت این رابطه سهگانه ضروری است.
یکی از روشهای مناسب برای تقویت این رابطه، سپردن ارزیابی عملکرد مدیران صنعتی به استادان دانشگاه در قالب یک جایزه ملی یا هر طرح مشابه دیگر است. در چنین ارزیابی است که استاد به مشکلات مدیران صنعتی پی میبرد و مدیر از نوع نگاه و انتظارات استاد دانشگاه با خبر میشود. از سوی دیگر، این همه باید در قالب یک مدیریت دولتی توسعه رخ دهد. در چنین مدیریت فرابخشی و دولتی است که رفته رفته رابطه دولت هم با هر دو بخش دیگر تقویت میشود.
آخرین پیشنیاز مهم، وجود اطلاعات خارجی است؛ اطلاعاتی که ما را از فضاهای خارج از کشور مطلع کند. برخی از مدیران توسعه معتقدند اطلاع از تحولات خارجی حتی اگر در آغاز منجر به تقلید هم بشود، مطلوب است. تقلید از تولید دیگران، زیر و بم راه رفته آنان را به ما میآموزد. با تقلید در تولید میتوان بخشی از ظرفیتهای موجود در بازارهای جهانی را تصاحب کرد. سپس با اتکا به تحقیق و توسعه و خلاقیت و نو آوری می توان به تولیداتی ناب دست یافت که ما را در ص--حنه ج---هانی پیشقراول هم بکند.
پرفسور شوجی شیبا1 استاد مدیریت کیفیت دانشگاه تسوکوبای ژاپن میگوید: <اگر نابغهها اهل تقلید در تولید نباشند، تقلید در تولید صنعتی حتماً در حیطه توانمندی نابغهها است>.
در دستیابی به دانش و اطلاعات خارجی، میتوان با تقلید شروع کرد اما با استفاده از خلاقیت باید سریعاً به بومیسازی و اتخاذ سیاست بومی و ملی دست زد.
راه آینده پر رقابت و پیچیده است. با بهرهمندی از فنون جدید مدیریت، مدیریت کیفیت، ابتکار و خلاقیت و بازاریابی جهانی میتوان اهداف مورد نظر را تامین کرد.