ابوالقاسم قاسمزاده
با آغاز حمله هوایی، دریایی و زمینی اسرائیل به لبنان، فرماندهی ارتش اسرائیل هدف از آن را اول نابودی حزب الله لبنان و دوم استقرار ارتش اسرائیل در سراسر بخش مرزی جنوب لبنان و شمال اسرائیل، سپس اعلام آتش بس یکطرفه از سوی اسرائیل و اجرای طرح آمریکا، انگلیس و اسرائیل برای تحویل گرفتن منطقه مرزی از ارتش اسرائیل بعنوان ایجاد دیوار امنیتی و پذیرش دولت لبنان در اجرای کامل قطعنامه 1559شورای امنیت سازمان ملل خواندکه در آن خلع سلاح کامل حزب الله آمده است. این سناریو بعنوان انگیزه و طرح نظامی از سوی مثلث آمریکا، انگلیس و اسرائیل آنچنان با قدرت تبلیغاتی اعلام گردید که بسیاری گمان بردند در کمتر از یک هفته ارتش اسرائیل به همه اهداف خود دست پیدا خواهد کرد. هنوز هفته اول جنگ پایان نگرفته بود که اولین بار رسانه های غربی و برخی از کارشناسان نظامی و سیاسی در اروپا و آمریکا، زمزمه تردید و اشتباه محاسبه آمریکا و اسرائیل از قدرت حزب الله را به میان آوردند. بلافاصله با آشکار شدن نشانه های شکست سناریو اعلام شده، اسرائیلی ها و آمریکایی ها به گشودن جبهه جنگ روانی روی آوردند و با پخش وسیع اطلاعیه های گوناگون در سراسرخاک لبنان، همچنین توسط امواج رادیویی، تلویزیونی و حتی شبکه های پیام دهی ماهواره ای از طریق تلفن های همراه (موبایل) همه تلاش خود را در ایجاد نوعی جنگ روانی و اعتراض در داخل خاک لبنان (کشوری که متشکل از طوایف مختلف قومی و مذهبی است) بکار بردند.
این تلاش و سناریو جنگ روانی برای ترمیم شکست اسرائیلی ها در میدان نبرد نیز سودی برای اسرائیلی ها نداشت و در بسیاری از موارد نتیجه معکوس داد. دولت لبنان بطور رسمی و قوی و بارها اعلام کرد که نه تنها دست از حمایت حزب الله نخواهد کشید، حرکت نظامی حزب الله را بعنوان دفاع مشروع و ملی از سرزمین لبنان و ملت آن می داند. حزب الله نیز اعلام کرد دولت لبنان نماینده سیاسی او است. واژه مقاومت در سراسر لبنان رسمیت دینی و ملی یافت. اگر چه ارتش رژیم صهیونیستی تنها منطقه جنوب لبنان که بصورت عمده شیعه نشین است همچنین محدوده منطقه شیعیان در بیروت را بمباران و ویران کرده است، اما همه لبنان و هر لبنانی میزبان هموطن خود شده است، بطوری که اینک خط مقدم جبهه را مقاومت اسلامی و پشت جبهه را در سراسر لبنان همه مردم این کشور از مسیحی و مسلمان اداره می کنند.
نیروهای مقاومت موفق شدند هم ناو جنگی اسرائیلی ها را در آبهای دریای مدیترانه و در ساحل بیروت، هدف قرار دهند و برای اولین بار یکی از بزرگترین شگفتی های نظامی و تاکتیک جنگی در خاورمیانه را به نمایش بگذارند و هم با شلیک موشک های خود از اولین شهرک ها و شهرهای اسرائیلی در ناحیه شمال این کشور تا عمق خاک اسرائیل تا کناره "تل آویو" را هدف قرار دهند. این منطقه وسیع یعنی شمال اسرائیل که در برابر جنوب لبنان قرار گرفته است، مهمترین، آبادترین و پرجمعیت ترین منطقه در سراسر اسرائیل است.
حملات موشکی مقاومت، نزدیک به یک میلیون از ساکنین این منطقه را مجبور به گریز و تخلیه شهرک ها و شهرها کرده است و با تعطیل کامل زندگی عادی به پناهگاهها رفته اند صنعت پردرآمد توریسم، به طور کامل در اسرائیل متوقف شد.
اسرائیلی ها در روزهای اول، گفتند که بطور روزانه نزدیک به 50میلیون دلار تنها خسارت جابجایی، حفظ پناهگاهها و هزینه کنترل عمومی شرایط سخت جنگی در این مناطق است. اسرائیلی ها در این شرایط سخت در نیمه هفته دوم، بر شدت بمبارانهای هوایی افزودند و از بمب های غیرمجاز (فسفری و شیمیایی) استفاده کردند. گزارش پزشکان برخی از بیمارستانها در آثاری که بر چهره و موهای کشته شدگان از مردم عادی ظاهر شده است، سندی از این اخبار است. شدت بمبارانهای هوایی به گونه ای است که بسیاری از تحلیلگران نظامی جهان را به تعجب وا داشته، زیرا در فاصله ای به طول سیصد کیلومتر در منطقه جنوب لبنان از کناره مرز تا بیروت، نیروی هوایی رژیم صهیونیستی در بعضی از روزها و در طول بیست وچهار ساعت، 100 بار یا (سورتی) عملیات بمباران انجام می دهند. اسرائیلی ها از این روش جنگی نیز به هدف خود دست پیدا نکردند، در ابتدا هفته سوم، ارتش اسرائیل اعلام کرد که خود را برای یک حمله زمینی گسترده آماده می سازد.
هنوز یک روز از اعلام این خبر وهشدارهای نظامی به مردم جنوب لبنان نگذشته بود که سراسر منطقه را تخلیه کنید که ارتش زمینی اسرائیل دارد می آید تا همه این مناطق را اشغال کند!!، همه تبلیغات خبری معطوف به منطقه "مارون الرس" و تپه ها و بلندیهای آن شد و هنوز عملیات و یورش نظامی اسرائیلی ها شروع نشده بود که موج تبلیغاتی اسرائیلی ها و بسیاری از رسانه های غربی بکار گرفته شد و نام "مارون الرس" شهره جهانی شد، که انگار همین چند ساعت آینده نیروهای زمینی ارتش اسرائیل کار را تمام خواهندکرد و از بلندیهای مارون الرس تا کناره دریاچه "لیتانی" را در اختیار خواهند گرفت و نیروهای حزب الله را تا عمق سی کیلومتری داخل لبنان عقب خواهند راند و بصورت عملی، دیگر برد موشک های حزب الله برای شلیک به داخل خاک اسرائیل، خنثی خواهد شد! همزمان با این موج تبلیغی، آمریکایی ها بطور رسمی و برخلاف همه معاهده های جنگی، اعلام کردند که پل هوایی نظامی از واشنگتن تا تل آویو شکل گرفته است تا بمب های بسیار پیشرفته ردیاب و موشک های لیزری تحویل ارتش اسرائیل شود. دولت احمق جرج بوش که مجنون های سیاسی مانند "جان بولتن" و "رامسفلد" و تجسم ابلیس، رایس، از نمادهای آن هستند، در حالیکه در کناره های این دیگ جوشان می چرخیدند با اعلام چنین خبری به یکباره تا عمق این فاجعه در درون دیگ جوشان، شیرجه رفتند. جالب توجه که رسوایی مشارکت بلر نخست وزیر انگلیس برای در اختیار قرار دادن فرودگاه نظامی در انگلیس برای سوخت گیری و حرکت هواپیماهای باری نظامی آمریکایی بسوی اسرائیل، برملا گردید و موضوع خبری روز در سراسر جامعه اروپا و علی الخصوص برای رقبای "بلر" در درون حزب کارگر، حزب او و برای حزب محافظه کار انگلیس، رقیب نخست وزیر انگلیس گردید.
شکست اولین حرکت گردان گولانی که آن را بزرگ ترین و قوی ترین گردان رزمی ارتش صهیونیستی می دانند و بعنوان "کماندوهای" غیرقابل شکست بسیاری تبلیغ می کردند و برای آنها افسانه ها ساخته بودند، موجب شد که مطبوعات اروپایی و آمریکایی بنویسند که منطقه "مارون الرس، "استالین گراد" برای اسرائیلی ها شد و خاطره شکست فاجعه آمیز را برای شکست ناپذیری ارتش صهیونیستی در اذهان مردم جهان حک کرد. این شکست و انهدام تانک ها، کشته شدن بسیاری از کماندوهای گردان گولانی از ارتش رژیم صهیونیستی با اعلام خبر تشکیل نشست اضطراری دولت و سکته فرمانده و رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی و روانه شدن او به بیمارستان و در نهایت توقف ادامه عملیات زمینی تا اطلاع ثانوی چرخش بزرگی را در شرایط جنگ بوجود آورد. جالب توجه که یکی از همین کماندوهای اسرائیلی که در منطقه مجروح شده بود در مصاحبه مطبوعاتی با حالتی از وحشت و شکست گفت، ما در خیال پیروزی و قدرت نظامی خود بودیم و فکر می کردیم سراسر منطقه جنگی ما آرام است، که به یکباره جهنمی از آتش بر سر ما فرود آمد، بطوریکه هیچکس نمی دانست چه کاری باید بکند!!
از این مقطع، آتش بس فوری وردزبان اغلب سیاستمداران شد. در حالیکه همه می گفتند، حزب الله پیروز شد، جنگ را هرچه زودتر پایان دهید. آمریکا، انگلیس و اسرائیل، در انتخاب دو مسیر ماندند.
قبول آتش بس فوری و در نتیجه پیروزی حزب الله و شکست کامل هدفی که بعنوان اضمحلال کامل مقاومت که بعنوان هدف اصلی این جنگ اعلام کرده بودند و یا ادامه جنگ که بسیاری هشدار دادند در صورت ادامه و فرسایشی شدن جنگ، صحنه "ویتنامیزه" شدن این جنگ بعید نیست و اگر تئوری جنگ چریکی فراگیر شود اسرائیلی ها در مخمصه بزرگتری گرفتار خواهند شد و مهمتر از آن منطقه هر روز از روز قبل، بیشتر و وسیع تر رادیکالیزه می شود که خطری جدی برای دولت های عربی دوست آمریکا و اسرائیل و عناصر وابسته سیاسی در سراسر کشورهای عربی و اسلامی خواهد بود. اکنون بازی سیاسی، رایس، پرز و بلر صحنه ساز شده است. رایس می گوید تا پایان هفته یا اوایل هفته آینده دسترسی به آتش بس کامل امکان پذیر است و باید انجام پذیرد. "پرز" نخست وزیر سابق اسرائیل و عضو دولت کنونی اولمرت می گوید که تا دو هفته دیگر وقت و زمان نیاز است که عملیات ما کامل شود. "بلر" اولین سیاستمدار انگلیسی است که در تاریخ سیاستمداری انگلیسی ها، بجای سخنی از سر عقل، همچون دوست و همراه خود "جرج بوش" نعره می کشد و شاید گیج است و نمی داند در این مختصات غیرقابل پیش بینی، چگونه باید سخن بگوید. "کوفی انان" دبیرکل سازمان ملل آشکارا نشان می دهد که از دست آمریکائی ها و انگلیسی ها بستوه آمده. آنها آبروی شورای امنیت سازمان ملل، بالاترین ارگان بین المللی که مهمترین وظیفه آن حفظ و حراست از صلح است را برده اند و به شکست کشانیده اند و ده بار قطعنامه آتش بس فوری را "وتو" کرده اند! زمان نشان می دهد که فاجعه "قانا" عمق جنایتکاری و نژادپرستی صهیونیست ها را برملا و آشکار ساخته است. اعتراض علیه رژیم صهیونیستی را حتی در درون اسرائیل و از میان شهروندان اسرائیلی که شعار "مرگ بر جنگ و جنگ طلبی" می دهند تا سراسر جهان به صورت اعتراض های مردمی و تظاهرات خیابانی می توان دید که همراه با خشم و نفرت همه مردم جهان است. بسیاری از معادلات و پیش بینی ها لحظه به لحظه دگرگون می شود.
برخی از دولت های عربی که سکوت اختیار کرده بودند، اکنون وحشت زده اند و هیچ پاسخی به مردم خود به عنوان "سران عرب" ندارند، زیرا آنها به قول بسیاری از توده های عرب، "به غیرت عربی" تف کردند! جمله ای که این روزها در اکثر پایتخت های عربی، مردم عادی شجاعانه در برابر دوربین های رسانه ای می گویند. گسترش جنگ، یعنی پیچیده تر شدن اوضاع و هرچه شرایط به لحاظ زمان بحران پیش می رود پیچیدگی آن برای مثلث شوم آمریکا، انگلیس و اسرائیل بیشتر و عمیق تر می گردد. واقعیت این است که شعار اضمحلال مقاومت اسلامی در لبنان با نام "حزب الله" یک وهم و خیال است که آمریکایی ها و اسرائیلی ها اکنون دریافته اند که هرچه زودتر باید از آن دست بکشند. برای همین است که از دیروز بجای جمله نابودی حزب الله، پرز و رایس در مصاحبه ها می گویند، هدف این نبرد، ضعیف سازی حزب الله بوده است یا به ضعف کشانیدن حزب الله. دقت بفرمائید، این جمله با آن جملات روزهای اولیه سه هفته گذشته که رایس و اولمرت، بلر و بوش با تبختر و از سر غرور در برابر دوربین رسانه ها جمله "محو و نابودی حزب الله" را هدف اصلی تهاجم و جنگ لبنان می خواندند با "ضعیف سازی" حزب الله چه تفاوت هایی دارد. بسیاری از تحلیلگران سیاسی غربی، از هم اکنون می گویند حزب الله هم در صحنه سیاسی و هم در جبهه نظامی و شاید مهمتر از این دو در صحنه روانی و اخلاقی پیروز این جنگ شده است و آمریکا و انگلیس اجرای قطعنامه 1559 سازمان ملل برای خلع سلاح حزب الله را در این شرایط مشکل تر کرده اند و زمان دهی بیشتر به این بحران و جنگ، یعنی امتداد بیشتر بخشیدن به فاجعه های انسانی، که هیچکس از آن سودی نخواهد برد.