تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۵  ، 
کد خبر : ۴۹۵۱۹

بسترهای سیاسی رشد اسلامگرایی در الجزایر

مقدمه: الجزایر به عنوان یکی از مهمترین کشورهای اسلامی، طی سالهای دهه 1990 کانون تحولات و رخدادهایی بوده که بخش قابل توجه آن ارتباط مستقیم با مسائل اسلامی، دینی و اعتقادی داشته است. باورهای مردم این کشور به دستورات و سنت های اسلامی، شکوفایی هویت اسلامی به همراه مبارزات استقلال طلبانه برعلیه استعمار فرانسه، پیروزی برخی جنبش های اسلامی معاصر در جهان و وجود بحرانهای متعدد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی در کشور، بسترهای مناسبی را برای ظهور نوعی رادیکالیسم اسلامی در این کشور فراهم آورده است که نمونه بارز این اندیشه طی سالهای اخیر را می توان در برخی از گروههای اسلامی از جمله جبهه نجات اسلامی مشاهده کرد. اشاره: این نکته ضروری به نظر می رسد که مقوله اسلامگرایی (رادیکال و معتدل) در هر جامعه ای بایستی با توجه به ویژگیها و شرایط خاص آن جامعه و با تکیه بر مؤلفه های جامعه شناختی و روانشناسی سیاسی، اجتماعی آن بررسی شود و تعمیم تعاریف کلی اسلامگرایی (رادیکال و معتدل) به همه جوامع به گونه ای یکسان، اساساً امکان پذیر نبوده و در واقع نادیده گرفتن واقعیت های موجود در آن جامعه خواهد بود.

عوامل ظهور اسلامگرایی رادیکال در الجزایر
در ذیل تعاریف بنیادگرایی اسلامی آمده است که این پدیده واکنشی است به بحرانهای سیاسی، بی ثباتی سیاسی، بحران مشروعیت و هویت، بحرانهای فرهنگی و بحرانهای اجتماعی در جهان اسلام و همچنین اعتراضی است علیه سیاست های غرب خصوصاَ آمریکا و اسرائیل در رابطه با جهان اسلام.
ظهور اسلامگرایی رادیکال در الجزایر نیز از قاعده فوق مستثنی نیست چرا که به اعتقاد اکثر تحلیلگران سیاسی، این بحرانهای متعدد داخلی بود که منجر به تولد اسلام بنیادگرا در این کشور در دهه 1990 گردید. مسئله هویت که در دوران استعمار فرانسه دستخوش تغییرات بنیادین شد، بحران مشروعیت، بحرانهای فرهنگی، آموزشی و نهایتاً بحرانهای سیاسی از مهمترین عوامل ظهور رادیکالیسم اسلامی در این کشور به شمار می‌روند.
حرکتها و جنبش های اسلامی الجزایر که ذیل فعالیتهای جمعیت علمای مسلمین الجزایری و به رهبری "عبدالحمید بن بادیس" پدر معنوی الجزایر متولد شدند، همگی دغدغه برپایی حکومتی شریعت گرا و اسلامی در این کشور را داشتند. ظهور و افول جنبش های اسلامی در دو قالب رادیکال و معتدل در واقع جنبشی معترضانه بر علیه سیاستهای حاکمان این کشور بود. اعتقادات این گروهها که از تعالیم سلفیه گری پرورش یافته بود با الهام از پیروزی برخی جنبش های دیگر در جهان اسلام در صدد برآمد تا ضمن مبارزه با حکومتهای الجزایر، قدرت سیاسی در این کشور را در دست گیرد.
جبهه نجات اسلامی، گروههای مسلح اسلامی، سلفیه برای دعوت و جنگ، التکفیر و الهجره، جهاد 54، سنت و شریعت، الباقون علی العهد، سلفیه های چهارگانه کلاسیک، علمی، انقلابی و دیگر گروههای اسلامی معاصر در این کشور همه و همه در اعتراض به اوضاع نابسامان و بحرانی این کشور ظهور یافتند و در قالب تعاریف بنیادگرایی اسلامی تلاش نمودند تا شریعت اسلامی را طبق دیدگاههای خاص خود و با تمام جزئیات آن در کشور اجرا نموده و اوضاع داخلی را سامان دهند.
آن چه مسلم است این است که، فعالیت جنبش های اسلامی تا قبل از سال 1988 در الجزایر به صورت زیرزمینی و غیرقانونی انجام می گرفت، چرا که تا قبل از آن به علت سیستم تک حزبی حاکم بر کشور، هیچ حزب و یا گروهی نمی توانست علناً فعالیتهای سیاسی داشته باشد. اما از سال 1988 که قانون تک حزبی برچیده شد، به دنبال آن احزاب مختلفی چه ملی و چه اسلامی وارد صحنه سیاسی شدند که پیروزی جبهه نجات اسلامی در انتخابات 1991 اوج نفوذ اسلامگرایی (اسلام سیاسی) در این کشور بود. با انحلال جبهه نجات اسلامی پس از انتخابات پارلمانی سال 1991، دستگیری و زندانی شدن رهبران و سرکوبی طرفداران آن، اسلامگرایی در این کشور به سمت خشونت میل پیدا کرد و رادیکالیسم اسلامی رواج یافت.
ناکامی اسلامگرایان در رسیدن به قدرت در الجزایر پیامدهای خونینی را طی سالهای دهه 90 به دنبال داشت. این ناکامی باعث شد تا بار دیگر آنان روی به مبارزات زیرزمینی آورده و بر علیه حاکمیت که به اعتقاد آنها نوعی کودتا بر علیه اسلامگراها انجام داد، به مقابله مسلحانه برخیزند. در ادامه، بخشی از اسلامگراهای ناکام اقدام به همکاری با تشکیلات القاعده نمودند که این موضوع نه تنها باعث به وجود آمدن چالش بزرگی در جامعه الجزایر گردید، بلکه منجر به گسترش رادیکالیسم اسلامی از نوع الجزایری آن در منطقه و نیز اروپا شد.
بدین ترتیب، روند تدریجی ظهور اصولگرایی اسلامی در الجزایر طی دهه های اخیر را می توان در عوامل زیر مشاهده کرد:
ـ فقدان شکل گیری هویت اجتماعی بر پایه محورهای مذهبی، محلی و ملی به خاطر سلطه طولانی مدت استعمار فرانسه.
ـ مشکلات گذار از فرهنگ سنتی به مدرن با توجه به تضادهای موجود در زمینه های مختلف و تقابل سنت گرایان و مدرنیزم.
ناامنی و سرخوردگی در میان توده مردم به دنبال وجود نظامها سیاسی خاص که نوعی رابطه یکسویه در ساختار سیاسی آن مشاهده می شد. 
ـ ممانعت از ظهور تشکل های جدید.
ـ اعتقاد به شریعت و سنتهای اسلامی که خواهان برقراری حکومت اسلامی در کشور بود.
ـ استحاله فرهنگ و باورهای دینی در طول بیش از 130 سال سیطره استعمار فرانسه و مبارزه برای بازگشت به اصالت اسلامی.
ـ مخالفت با فرآیند غربی کردن اسلام و مبارزه با اصول مدرنیزاسیون در مقوله های سیاسی، فرهنگی و آموزشی.
ـ وجود سیاستهای سرکوبگرانه و استبدادی در دوران حکومت تک حزبی از بعد از استقلال تا سال 1988.
ـ سرکوب اراده ملت در انتخابات 1991 و ممانعت از روی کارآمدن اسلامگراهای جبهه نجات اسلامی.
ـ وجود بحرانهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که حکومتهای وقت در حل آنها ناتوان نشان داده شدند.
ـ وجود احساسات ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی در بین جوانان متدین.
ـ نادیده گرفتن حقوق فقرا و بروز اختلاف طبقاتی و ناکارآمد بودن ساختارهای اداری و اجتماعی.
انواع اسلامگرایی در الجزایر
تحلیگران سیاسی معتقدند در بحث بحران در جهان اسلام، سه پاسخ ذیل را می توان به عنوان واکنش جوامع اسلامی به بحرانهای متفاوت و مبتلا به ارزیابی نمود:
الف) سکولاریسم: گروهی که نجات جهان اسلام از بحرانهای مختلف را در طرد شریعت دانسته اند و جدایی دین از سیاست را یکی از عوامل پیشرفت و توسعه یافتگی این جوامع ارزیابی می کنند.
ب) اصلاحگرایان: گروهی که پاسخ به این بحرانها را در تعامل و سازگاری بین احکام و قوانین اسلامی با دستاوردهای غرب دانسته اند.
ج) بنیادگرایی: این گروه معتقدند که راه حل بحرانهای مذکور فقط در اجرای شریعت اسلامی و با تمام جزئیات آن میسر است. از نظر این گروه، اسلام یک تعریف بیشتر ندارد و آن هم اجرای همه جانبه آن است.
اگر به یک اعتبار اسلامگرایی را به دو بخش رادیکال و معتدل تقسیم بندی نمائیم درخواهیم یافت که هدف هر دوی آنها یکی است و آن هم برپایی احکام اسلامی است، اما شیوه ها و ابزار آنها متفاوت است. گروه اول می اندیشد که برای رسیدن به این هدف، در کنار دیگر ابزار می توان از خشونت نیز استفاده کرد، اما گروه دوم ضمن محکوم نمودن استفاده از خشونت، خواهان بازبودن باب گفتگوهای سیاسی برای این منظور است. این گروه معتقد است که برای برقراری دولتی اسلامگرا، باید مبارزه سیاسی غیر مسلحانه و آرام صورت گیرد تا خود جامعه هم شرایط لازم برای ایجاد آن را پیدا نماید.
برای جنبش دسته اول در الجزایر گروه مسلح اسلامی جیا، سلفیه برای دعوت و جنگ و عده ای از طرفداران جبهه نجات اسلامی و برای دسته دوم حرکت جامعه صلح، حرکت اصلاح ملی و برخی از شخصیتهای جبهه نجات اسلام را می توان به عنوان مصادیق آن ذکر نمود. به هر حال، با توجه به تعاریف ارائه شده از بنیادگرایی اسلامی، چنانچه این پدیده را واکنشی علیه همه بحرانهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی جهان اسلام و علیه جنبش های مدرنیستی که درصدد غربی کردن جهان اسلام اند و به عنوان جنبشی علیه غرب، آمریکا و اسرائیل بدانیم، بنیادگرایی اسلامی در الجزایر را نیز می توان در سه گرایش متفاوت دسته‌بندی نمود:
ـ اسلامگرایی افراطی با مشی مسلحانه.
ـ اسلامگرایی رادیکال با مشی سیاسی پرخاشگرایانه.
ـ اسلامگرایی معتدل با مشی سیاسی آرام.
1- اسلامگرایی افراطی با مشی مسلحانه
طرفداران این نوع اسلامگرایی که خشن ترین نوع آن به شمار می رود، مدافع بازگشت به ریشه های اسلام بوده و خواهان رد تفسیر از شریعتند. گروههای "التکفیر" و "الهجره"، "سلفیه برای دعوت و جنگ"، "گروه مسلح اسلامی" و... از طرفداران این نوع اسلامگرایی بوده که فعالیت آنها به صورت کم رنگ کماکان در الجزایر استمرار دارد. آنان که از احکام و قوانین سخت اسلامی پیروی می کنند، گرایش های زیادی به اندیشه های سلفیون داشته و با ارائه دلایل متعدد، حکومت این کشور را کافر دانسته، جهاد بر علیه آن را واجب و برعلیه آن به صورت رسمی وارد مبارزات مسلحانه شده‌اند.
این گروه با استناد به اصل "من لم یکفر الکافر فهو کافر" دست به قتل و کشتار شهروندان الجزایری زده است. از نظر این گروه، اسلام یک تفسیر بیشتر ندارد و آن هم اجرای همه جانبه جزئیات آن است. شیوه و ابزار این گروه برای رسیدن به اهداف که به آن رنگ و بوی اسلامی و مذهبی نیز می دهند، خشونت، ترور، قتل و در نهایت مبارزات مسلحانه است. طبق تعریف بنیادگرایی اسلامی، این گروه اولاً درصدد مبارزه با بحرانهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در داخل بوده و ثانیاً مخالف سرسخت سیاستهای غرب به ویژه آمریکا و اسرائیل می باشد. طرفداران این گروه که بعضاً در برخی از کشورهای اروپایی پراکنده شدند، طی سالهای اخیر چندین بار دست به عملیات مسلحانه زدند و درصدد انتقام گیری از غرب و آمریکا برآمدند. اطلاعاتی که بعد از 11 سپتامبر انتشار یافت، حکایت از این امر داشت که برخی از شخصیتهای این گروه به صورت مستقیم با تشکیلات القاعده در ارتباط بوده و حتی خبرهایی مبنی بر اینکه، بن لادن به صورت مستقیم در تاسیس گروه "سلفیه برای دعوت و جنگ" نقش داشته، مطرح گردیده است.
مشخصه های این نوع نگرش را می توان در بندهای ذیل خلاصه نمود: 
ـ تکفیر حکام کشورهای اسلامی و عربی.
ـ مبارزه با قدرتهای بزرگ دنیا به مثابه جهاد مقدس.
ـ رسیدن به هدف با ابزار و شیوه های نامقدس.
ـ تحریم تحزب سیاسی در حکومتهای اسلامی.
ـ پیروی محض از دستورات سنت.
2- اسلامگرایی رادیکال با مشی سیاسی پرخاشگرایانه
این نوع نگرش اسلامی که بیشتر به رویکرد سنتگرایانه اسلامی شباهت دارد در واقع واکنشی پرخاشگرانه به وضعیت پرفشار و سرکوبگر داخلی بوده و توده های مردمی وسیعی را به دنبال خود کشانده است. این رویکرد اسلامی در سال 1989 آغاز و در سال 1991 در انتخابات پارلمانی این کشور به اوج خود رسید. گرایش فوق که به صورت مشخص در جبهه نجات اسلامی الجزایر و در ابتدای شکل گیری این حزب تجلی یافت، دارای اندیشه ها و تفکرات متفاوت با نوع اول اسلامگرایی در این کشور می‌باشد.
کشش ایدئولوژیکی این گرایش در بین توده مردم باعث شد تا رهبران این جریان اسلامی، امکان برقراری حکومتی اسلامی را عنوان نمایند، اما نوع تعامل آنان با طیف دیگر بازی قدرت در کشور، آنها را از رسیدن به مراکز قدرت ناکام نمود. جبهه نجات اسلامی اگرچه قوانین بازی در عرصه سیاسی را پذیرفته و استفاده از خشونت و مبارزات مسلحانه را در رسیدن به دولت اسلامی رد می کند، اما پیروی از احکام سنتی و بعضاً سخت اسلامی و اندیشه های تفسیر ناپذیرانه از قوانین شریعت، آنها را به ورطه شکست و ناکامی کشانده است.
با توجه به تعاریفی که از سوی اندیشمندان در خصوص علل ایجاد زمینه های رشد بنیادگرایی ارائه گردید، جبهه نجات اسلامی نیز در پی بروز بحرانها و نابسامانی های مختلف در الجزایر بوجود آمده است. این نوع اندیشه اسلامی نیز همان هدف کلی را که مبارزه با سیاستهای غرب و آمریکا و اسرائیل باشد دنبال می کند و عربی کردن فرهنگ و آموزش در الجزایر، اجرای قوانین اسلامی در امور حکومتی، حمایت و پشتیبانی از حقوق مردم مستضعف، حمایت از مردم فلسطین و دور کردن حکومت از همکاری با آمریکا و دیگر قدرتهای جهانی، از خواسته های این نوع نگرش اسلامی به شمار می‌رود.
3- اسلامگرایی معتدل با مشی سیاسی آرام
این نوع اندیشه اسلامی که در اکثر کشورهای عربی و اسلامی نیز وجود دارد در واقع پاسخ به بحرانهای موجود در الجزایر را به نوعی با ادغام شریعت و دستاوردهای غرب امکان پذیر می داند. گرایش فوق را می توان در میان بخشی از دانشگاهیان، نویسندگان و فعالان سیاسی منسوب به احزاب اسلامی مانند "حرکت جامعه صلح آمیز" - (حمس)، "النهضه" و "اصلاح ملی" مشاهده نمود. گروههای فوق که اجرای دستورات و حتی برپایی حکومت اسلامی را از طریق فعالیتهای سیاسی بهتر قابل دسترسی می دانند، بر این باورند که استقرار حاکمیت دین و شریعت اسلامی، تضادی با تکنولوژی و فن آوریهای جدید غربی نداشته و می توان احکام اسلام را که همگرایی با تحولات جدید جهانی داشته باشد، در جامعه پیاده کرد. در این نوع نگرش اسلامی، استفاده از خشونت و سلاح جهت نیل به اهداف، مردود شمرده می شود و برخلاف نوع اول اسلامگرایی، تحزب به عنوان یکی از راههای مشروع برای رسیدن به قدرت سیاسی به رسمیت شناخته شده است.
به عبارت دیگر، ویژگیهای این نوع نگرش را می توان در پذیرش تکثر و یا تکثرگرایی، پرهیز از حاکم ساختن یک ایدئولوژی، یک قشر و یا طبقه در بعد سیاسی خلاصه نمود ضمن اینکه در ابعاد فرهنگی و اعتقادی، آموزه های خاصی در این نوع گرایش اسلامی وجود دارد که تشریح آن محتاج به بحث دیگری است. این نوع نگرش اسلامی در این کشور نیز مانند بقیه نگرشهای اسلامی مشروعیت اسرائیل را نفی کرده و با برخی سیاستهای آمریکا مخالفت می ورزد. آنان ادعا می کنند که خواستار همزیستی مسالمت آمیز و صلح جهانی بر پایه عدالت اجتماعی و به رسمیت شمردن حقوق همه افراد هستند.
آینده اسلامگرایی در الجزایر
آنچه که هم اکنون در الجزایر دارای اهمیت است، این است که اسلامگرایی در هر سه گرایش آن طرفدارانی دارد. شواهد و قراین بر این امر حکایت دارد که گرایشهای اسلامی بعد از سال 1991 و در کلیت خود رو به گسترش نهاد، اما اینکه کدام گرایش از سه گرایش فوق می تواند در آینده این کشور از نفوذ بیشتری برخوردار گردد و یا به قدرت سیاسی و مراکز تصمیم گیری دست یابد، نیازمند تحقیق و تأمل بیشتری است.
به طور کلی آینده اسلامگرایی در الجزایر به عوامل و شرایط مختلفی بستگی دارد: 
ـ میزان توانایی نخبگان سیاسی در ارائه یک چارچوب ایدئولوژیک بادوام و منسجم.
ـ توانایی رهبران اسلامگرا برای بسیج توده ها و جلب حمایت آنان.
ـ نوع سازگاری و تعامل اسلامگرایی با تحولات تکنولوژیک دنیای جدید.
ـ نوع حکومت و رژیم حاکم بر این کشور.
ـ انگیزه ها و عوامل خارجی در تند و یا کند نمودن حرکت اسلامگرایی.
ـ نوع تعامل قدرتهای بزرگ با کشورهای اسلامی و جنبش های بنیادگرایی و دیگر شرایط، می تواند در آینده اسلامگرایی در این کشور موثر باشد. ضمن اینکه، شرایط کلی جامعه الجزایر حکایت از این دارد که نوع سوم از گرایش های اسلامی فوق الاشاره، به خاطر دارا بودن شرایط سازگاری با تحولات روز می تواند به موفقیت بیشتری دست یابد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات