تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۳  ، 
کد خبر : ۴۹۵۲۸

بوریابافان اطلس ناشناس


محمدتقی فاضل میبدی
1- پرسش‌هایی که به تازگی از سوی وزارت آموزش و پرورش در ضمن برنامه‌های آموزش ضمن خدمت طرح یافته، به گونه‌ای است که نمی‌‌‌‌‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. یقیناً اگر چنین اتفاقی در دولت گذشته می‌‌‌‌‌افتاد، فریاد و اشریعتا همه جا را فرامی‌‌‌‌‌گرفت و عده ای تا سرحد سقوط دولت پیش می‌‌‌‌‌تاختند. مهم نیست که چنین جسارتی به ساحت نبی اکرم (ص) در کدام دولت اتفاق افتاده است، مهم این است که بدانیم این جریان سوم که مدتی است در فرهنگ این کشور رخنه کرده است از کدام سکو هدایت می‌‌‌‌‌شود؟ آیا صرفاً یک جریان جهالت‌گونه است که آمده است تا منابع اقتصادی و سیاسی خود را با تظاهر به دینداری تأمین و تثبیت نماید و یا دست های مرموزی است که از آن سوی مرزهای اعتقادی می‌‌‌‌‌خواهد اسلام را در نگاه نسل نواندیش، بی‌‌‌‌‌ارزش نماید. یقیناً گناه طرح چنین سؤالاتی از گناه طرح کاریکاتورهای توهین‌آمیز به پیامبر (ص) کمتر نیست بلکه دوچندان است. یکی از اساتید آگاه روزی گفت: اگر دروس دینی و طرح مسائل و سؤالاتی که مربوط به دین می‌‌‌‌‌شود از برنامه های درسی مدارس و دانشگاه‌ها حذف شود، جوانان ما دیندارتر خواهند بود. سخن بحقی است. اگر وقاحت و سخافت برخی از این سؤال‌ها بالا نبود نمونه های آن را در این یادداشت ذکر می‌‌‌‌‌کردم ولی شاید طرح دوباره آن گناه مضاعف باشد. (بنگرید به روزنامه های دوم اسفند، ابرار، عدالت و ...)
2- ملت ایران دو فرهنگ بزرگ را با هم درآمیخته و از آن تمدنی بزرگ ساخته است؛ یکی فرهنگ اسلام و دیگری فرهنگ ایران. در این روزگار ارتباطات و عصر اینترنت متولیان این فرهنگ چه کسانی هستند؟ در ایام ماه محرم می‌‌‌‌‌توانستیم انحطاط فرهنگ را در برخی محافل شاهد باشیم که چگونه با کلمات بی‌محتوا و اشعار به هم ریخته، حیاتی‌ترین تراژدی تاریخ را ذبح نمودند و در بزرگترین نهاد فرهنگی این کشور که با چند میلیون جوان و نوجوان در ارتباط است، با طرح چنین سؤالاتی حقیقت اسلام را ذبح می‌‌‌‌‌نمایند. درد شاهدان این انحطاط فرهنگی تنها طرح این سؤالات و محکومیت یک وزارتخانه نیست، بلکه باید ریشه و روش این جریان را در کل کشور شناسایی کرد.
3- چرا مسئولان اجرایی کشور و دولتمردان این مرزو بوم باید همه جا از سکوی دین استفاده کنند؟ و در خردترین مسأله پای دین را وسط بکشند. دین به عنوان یک امر قدسی آمده است تا رنج بشر را کاهش دهد. چرا در جوامع دینی رنج انسان‌ها رو به افزایش است؟ برای اینکه در اکثر موارد، دین به جای خرد جمعی نشسته است. یک معلم چه نیازی دارد تا بداند پیامبر (ص) [...]؟ یک معلم چه نیاز دارد تا بداند...!
مسؤولان وزارت مربوطه اگر دلسوز فرهنگ هستند، بنگرند که بنیاد آموزش و پرورش تا چه میزان علمی و به روز گشته است. تفکر دانش آموزی که از نخست، رشد فکری خود را در گرو تعبد در مقابل سخن آموزگار و قبولی در امتحانات می‌‌‌‌‌بیند، کمتر به بار علمی می‌‌‌‌‌نشیند. یک دانش آموز از روز نخست باید «حق دانستن» و «جرأت فهمیدن» و بی‌باکانه «سخن گفتن» را بیاموزد و به قول کانت «جرأت دانستن » داشته باشد.
4- جمهوری اسلامی یعنی درخشش آفتاب فرهنگ ایران و اسلام بر روزنه های این مرز وبوم و یعنی حضور حافظ، فردوسی، مولوی و ابن سینا و صدها فقیه و فیلسوف و شاعر در سراچهره فرهنگ این مرزوبوم، که همه آنها، آدمیان را به شعور و شفقت و همزیستی با دیگر ادیان و فرهنگ‌ها دعوت کرده‌اند. کشور ایران در چارسوی فرهنگ های جهان قرار گرفته و در زیر چارتاق فرهنگ خود در برابر همه تهاجمات ایستادگی کرده است. چون کیان خود را بر سکوی دانش می‌‌‌‌‌دانست. حال امروز، برخی با تحریف دین و طرح سؤال‌های مشمئزکننده می‌‌‌‌‌خواهند این سکو را ویران کنند و کنام پلنگان و شیران نمایند و هویت فرهنگی ما را ملکوک سازند.
بازهم تأکید ما این است که از کنار این دو پدیده شوم یعنی آمار اعتیاد در مدارس و بازی با عقاید، نباید بدون چاره گذشت. تأکید ما این است که این پدیده‌های شوم در عرصه فرهنگ کشور، فراتر از یک وزارتخانه است. بدعت‌هایی که در این روزگار به عنوان دین گذاشته می‌‌‌‌‌شود و دست‌هایی که تاریخ اسلام را تحریف می‌‌‌‌‌کند و مسائل متحجرانه ای که ترویج می‌‌‌‌‌شود و مصالح و منافعی که حقیقت اسلام را قربانی می‌‌‌‌‌کند، پایگاه آن ورای یک وزیر و وزارتخانه است. تحجر فرهنگی و خشونت‌های به نام دین می‌‌‌‌‌رود تا سایه سیاه خود را همه جا بگستراند و مولود نامبارک این حرکت، بی‌هویتی فرهنگی و بحران فکری نسل جوان است که سر از افیون و تریاک درمی‌‌‌‌‌آورد. کسانی که تهاجم فرهنگی را از بیرون مرزها می‌‌‌‌‌بینند، در نگاه خود تجدیدنظر نمایند. عمده پایگاه تهاجم فرهنگی تحجر داخلی است که به تعبیر امام علی (ع) اصول را ضایع کردند و به فروع تمسک نمودند. یعنی حقوق آموزگاران را ادا کردن، با اعتیاد مبارزه نمودن و بخاری مدارس را در فصل زمستان تعویض کردن از طرح چنین سؤالاتی مهمتر است و در نهایت پند سعدی بزرگ را همه جا به کار گیریم:
ندهد هوشمند روشن رأی
به فرومایه کارهای خطیر
بوریاباف گرچه بافنده است
نبرندش به کارگاه حریر

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات